The first 200 lines.
..داستان يه خانواده ي ثروتمند که همه چيزشو از دست داده
..و پسري که چاره اي نداره
..بجز اينکه همه رو در کنارهم نگه داره
موانع سازندگي فصل دوم | اپيزود شانزدهم
.."مايکل" وقتي اومد خونه شوهر خواهرش "توباياس"
که اولِ هفته از خونه پرت شده بيرون رو ديد چطوري؟-
خوبم
امروز مگه نديدمت؟- تا اونجايي که من ميدونم نه-
..مايکل" ديده بودش"
در حالي که "توباياس" اداي خدمتکار انگليسي خانم"فدرباتم" رو در مياورد
کي گوشتِ فشرده دوست داره؟
اوه يادم نبودشما امريکايي هايي هاميگين سوسيس فشرده
فقط سوسيس- ..البته خونواده ميدونستن که اون "توباياس"ـه
ولي اخه خونه هيچوقت به اين تميزي نبوده
سلام خانم جوان يه هفته هست نديدمت
اوه اين يعني خانم "فدرباتم" اينجا نيست
..که يعني بلوزمو اتو نکرده
که يعني هيچي براي پوشيدن توي پيش نمايش ندارم
نخست وزيرِ کانادا
که با معلم باشگاهم دوسته
..ميبي" در حقيقت داشت به پيش نمايشِ فيلم استديويي"
که با تقلب توش کار ميکرد اشاره ميکرد
هي "جف" راستي وقت کردي ..خلاصه ي اون کتاب
صداي امريکا:چشمنداز تاريخ" رو تهييه کني؟"
اره يه چک کردم !اين که کتاب تاريخ کلاس سوم راهنماييه
اره و اگه خلاصشو بهم ندي نميتونم قبول بشم
..قبولش کنم ! چون حس ميکنم به شدت (بيب) ـيه
متاسفانه شغل ـش اثر مخرب رو روي لحن صحبت کردنش گذاشته بود
!شايد بهتر باشه يه خدمتکارِ(بيب) ـيِ جديد بگيريم
..ميدوني مطمئنم که برات اتو ميزد
اگه قبل از اينکه اون لباس کار مزخرفش رو دربياره بهش ميگفتي
ولي من ديگه بايد برم
بايد بهش فشار بيارم،کار ِ درست همينه
مايکل" فردا چيکار داري؟"
!روزم قراره با هرچي تو ازم ميپرسي خراب بشه
سالگرد ازدواجمه و اسکار" ميخواد برام مهموني بگيره"
ميدونه که تو باهاش ازدواج نکردي نه؟
در حقيقت "اسکار" متوجه شده بود که لوسيا" ازش دوري ميکنه"
الان نه ؛ توي وقت ماهانه ـم هستم
الان نه ؛ نميخوام ريسک بچه دار شدن رو بکنم ممکنه به کشتنم بده
پس اون رفت تا از "باستر" راهنمايي بخواد فکر کنم دلم براي بردارم تنگ شده-
بابام؟- بله؟!..منظورم اره ـست-
شايد بهتره براش مهموني سالگرد ازدواج بگيرم
که وقتي اون نيومد ميفهمه که تو تنها کسي بودي که هميشه کنارمون بودي
خُب داشتم فکر ميکردم که اخرين مهموني رو بگيرم و بعد از اينجا برم
ولي نه ، نقشه ي تو بهتره
تنها مشکل اينه که ميدونيم اون يه جايي همين اطرافه
خُب وقتي که دستمو از دست دادم که نيومد
...ولي تو نه تنها پذيرفتي ـش
تازه ديدمت که داري ميبوسيش وقتي که فکر ميکردي خوابم
خدا ميدونه چي توي اون کله ي پوکِ معتادشه
حالا هرچي, يه مهموني هست و ميخوام همه ي خونواده اونجا باشن
مهموني داريم؟- نه-
ببخشيد که دلم نميخواد يکي از اون نمايش هاي عروسکي احمقانه ـت رو اجرا کني
فقط يه بار اونکارو کردم مامان خانم و خيلي ها خوششون اومد
..براي اجراي نمايشش
جوب" يه عروسک رو کرده بود"
يه چيو ميدوني پسر؟- "بگو "فرانکلين-
! يَک ادمِ مادر(بيــــــــب) ـي هستي تو
حرف مادر ها شد بزار به اين ماست بيمزه طعم شکر قهوه اي رو بچشونم
حروم زاده از رو زنم بلند شو- اخ چه مرگته ؟-
فرانکلين" چيزي گفت که اقاي سفيد پوست" امادگي ِ شنيدنشو نداشت
جوب" مگه تو بخاطر همين نمايش" بيرون کلوپ سياهپوست ها تا حد مرگ کتک نخوردي؟
خُب يه چيز گفته که سياها امادگي شنيدنشو نداشتند
ميدوني چيه مامان من اصلا نميدونم بابا کجاست
از کجا بايد در مورد مهموني بفهمه؟
چرا يه مانيتور بچه داري؟
من داشتم..امـمــم ميخواد مردش برگرده-
جاسوسي پسرمو ميکردم- !اوي مرتيکه اون کونِ گُنده ي سفيدت ميُفته تو زندون ها-
گفتم بسه ديگه
مايکل" بهونه اي اورد که ميدونست مادرش ميفهمه"
دارم به پسرم گوش ميدم
يکم در مورد دوست دخترش "اَن" نگرانم
پيشنهاد من اينه که يکي از اون خرسک ها که دوربين توشون کار گذاشته شده بگير
يکي از اونا رو براي اتاق "باستر" گرفتم که مطمئن بشم با هيچکي زياد جدي نشه
اينجور که معلوم شد !با خرسکه جدي شد
پس توي مهموني ميبينمت
ماماني مهمونيِ سالگرد ميخواد بگيره؟- اينجوري که بوش مياد-
فرانکلين" هم مياد؟"- ديدي "مايک"؟بچه ها عاشق ِ"فرانکلين" هستن-
!فقط دلم نميخواد جلوي "اَن" به سوراخِ کونم اشاره کنه
!فکرشو بکن چيا که در مورد "ان" نميگه
پس داشتي به "جورج مايکل" گوش ميدادي
باورت ميشه چيزي که صبح ازم پرسيد؟
به نظرت حلقه ي ازدواج مامانم هنوز هستش؟
معلومه..بابات هيچوقت دلش نمياد چنين چيز باارزشي رو دور بندازه
در حقيقت "ليندزي" درست توي همون لحظه حلقه رو توي انگشت وسطي پاش داشت
!تو فکر از "اَن" بخوام که پيش-نامزدي کنيم
جدي؟- اره حس ميکنم خدا اونو از "اوهايو" اورده اينجا تا با من باشه-
!اونو؟- خوب اين اولين باريه که در مورد اين ميفهمم-
خُب پس کي گفت "اونو"؟- من..من بودم که گفتم-
!!ولي جدي "اون"؟
ببين اين فقط يه پيش-نامزديه خيلي هيجان داره
!ميدوني ديگه..عشق نوجووني
يه بار تجربه ـش کردم..با مردي که دوستش داشتم
"اين هم بلوز خانم "ميبي- و بعد همه چيز يه جورايي خيلي عوض شد-
"اقاي "بلوث يه هفته اي بود که نديده بودمتون
راستش همين صبحي بود که ميخواستي !گوشت فشرده شده بزاري تو دهنم
...اوه اين صبح بود ببخشيد
اخه خيلي خسته ـم- پس بايد با پسرم حرف بزنم-
بايد بهش بگم که من مخالف اين کارم از دختره خوشم نمياد
ميدوني شايد اگه اينقد به دختره گير ندي بهت اطمينان کنه
ببين اگه بگي نه انگاري مستقيم پيش اون ميبريش
هي بابا ميتوني منو پيش "ان" ببري؟
..ن-ن-ن
ب-باشه عالي شد..توي ماشين منتظر ميمونم
فکر نکنم کار کرد
در همين حين "جوب" رفت تا سري به يه دوست قديمي که دلش براش تنگ شده بود بزنه
دست کجِ ـتو از تو کونم بيار بيرون
سلام پسرم- !!اوه بابا فکر کردم...بابا؟-
"اينجا قايم شده بود.."مايکل
من فقط به خاطر مادرت برگشتم
اون با برادرم توي سالگرد ازدواجمونه
ولي من يه ايده از "جورج مايکل" گرفتم
بايد دوباره با مادرت تجديد عهد بکنم
اون؟- ولي تو بايد منو به مهموني ببري-
بعد بايد بريم کليسا
من اين بروشوري که "ان" جاگذاشته بود رو پيدا کردم
سخت ميشه اخه خودمم درست حسابي دعوت نيستم
همه چيزش با من ولي يه ليموزين لازم دارم
من ازش برميام بابا شرمنده ـت نميکنم
هيچوقت براي شروع دير نيست
بعضي وقت ها..بله
ايشون پدرم هستن "کشيش "تري ويل
سلام- اوه کشيش من نميدونستم..بهم نگفته بودي
گفته بودم- نه نگفته بودي-
مردم خيلي باهات متفاوت برخورد ميکنن وقتي ميفهمن مردِخدا هستي
اوه باور کنين ميدونم- اوه پس شما هم دائم کليسا ميرين؟-
بله
بعضي وقت ها..بله زياد خشکه مقدس نيستم
يعني ..زياد خودمو براش نميکشم
البته چيزي به عنوان زياد توي مذهب نيست اقاي کشيش
من بعضي موارد ديدم
مطمئنم اگه دقيق بشين ميفهمين بعضي از ..مردمِ مشتاق هستن که
فقط دارن تلاششونو ميکن
چي داري ميگي بابا؟- خودمم نميدونم-
چرا نميرين دنبال بازيتون و بگذارين ما يکم باهم اشنابشيم؟ ممنون
شايد بهتر باشه همسرمو بيارم..عزيزم- باشه-
ايشون پدرِ "جورج مايکل" هستند
!اين زنته؟ نمي..نميدونستم ميتونين دوباره ازدواج کنين
چي؟- ايشون مادر "ان" هستن؟-
من خانم "ويل" ـم- ..ببخشيد من-
انتظار يه نفر اينقد جوون رو نداشتم
حتما بعدش ميخواي بگي که من و "ان" خواهريم
نه هيچوقت چنين بي احترامي اي نميکنم
..ببينين من اينجا اومدم
چون فکر ميکنم پسرم ميخواد از دخترتون درخواست پيش-نامزدي کنه
اوه خدايا اوه خدايا
خُب اين يه بهونه براي جشن گرفتنه
چطوره يه بطري اب سيب باز کنيم؟
نه- ..اوه ميخواين بريم به مغازه ي عرق فروشي-
تا يکم عرق براتون بگيريم؟
نه..اخه فکر نميکنين يکم زود باشه؟
اوه ماهم تو همين سن ها جدي شديم
کي ميتونه سرزنشت کنه بايد پاي اونو زنجير ميکردي
اخه مطمئن نيستم که اماده باشن
مايکل" طبق تجربيات من" دستورالعملي براي زوج کامل وجود نداره
بايد عشق بين دو خانواده باشه
اره اخه هنوز خونواده ي منو نشناختين
و اينجوري شد که "مايکل" يه نقشه ي جديد براي منصرف کردن "ويل" ها به ذهنش اومد
شماها خونواده ي منو نديدين
بايد خونواده ـمو ببينين
ما يه مهموني سالگرد داريم
چه سوپرايز خوبي
ميتونيم شاهد جشن گرفتن عشقشون باشيم
چه سوپرايز خوبي ميشه
{ولي "مايکل" ميخواست مطمئن بشه {که همه چيز بد پيش ميره
سلام "جوب" مامان ميخواد "فرانکلين" توي مهموني باشه
اره چيه؟
...نه نه نه نميخوام باهاش حرفـــ "سلام "فرانکلين
..لوسيا" داشت براي مهموني سالگرد ازدواجي اماده ميشد"
که توقع نداشت شوهرش بياد
پس غذاها کو؟- ببخشيد داشتم قارچ ها رو اماده ميکردم-
ميدوني که اون "توباياس" ـه ديگه؟
اگه قراره همينجوري لباس هامو بردار بايد به ازاش کار کنه
چه بلايي سر زانوش اومده؟- ..توباياس" وقتي قصد داشت"-
با يه حرکت جديد توجه ي دخترشو جلب کنه اينطور شد
نبايد اينو به مادرت بگيم باشه؟
بهتره به مامانت ياداوري کني که بابات هنوز نيومده
خُب بابام هنوز اينجا نيست
شايدم هست
ان" زنگ زد" ..يه مراسم ديگه هم دارن و سرشون شلوغ ميشه پس
!اره خوب خوده "ان" هم خيلي چاقه
حالا..اميدوارم که "ويل" ها ازمون خوششون بياد
چرا نميري کمک ِ مامانيت کني؟
صبر کن ببينم تو "ويل" ها رو دعوت کردي؟
فقط براي اينکه مخالفت کنن
بايد يه جوري اين پيش-نامزدي رو از بين ببرم
.."و بعد از دومين ليوان "ودکا" ي مامان و دومين اب ميوه ي "باستر
..ان" رو حتي از ديدن پسرم هم محروم ميکنن"
چه برسه به حلقه دادن و اينا تازه من ادم خوبه هم ميشم اين وسط
پس خانواده ي مذهبي ميشن ادم بده؟
وقتي "ميبي" هم خواستگار پيدا کرد درک ميکني
راستش "ميبي" دو تا خواستگاري اون روز داشت
ببخشيد نتونستم چيزي رو که روي اين کاغذ نوشتي بخونم
دست خطتت مثل 15 ساله هاست
!15 ساله...باهام ازدواج کن
هي من کارم با اون گزارشه تموم شده ميتونم امشب برات بيارم
هنوزم توي برج هاي "بالبوا" ميشيني؟
..ميبي" از ادرس مادربزرگش استفاده ميکرد"
تا سوءظن هيچکي رو توي خونه برنانگيزه
No comments yet. Be the first to leave one.