The first 200 lines.
سی نما تقدیم میکند
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk
و واسه همینه که...
وقتی تو شن روان غرق میشی جیغ نمیکشی
وبی، خواهش میکنم بهم نگو چطوری میمیرم
نگران نباش
من درمورد همهچیز اهرام باستانی مطالعه کردم
ورودیها و خروجیها رو نشونت میدم
دوست دارم رو خروجیها تمرکز کنم
حق با من بود!
مقبره تاثرا، آورنده خورشید
چند دهه داشتم جستجو میکردم و...
لانچپد!
یه لقمه میخواستی؟
این آخرین هرمه اهرام گمشدهست
یکم احترام بذار
ببخشید، آقای مکدی
اوه، پسر!
اگه یه لشکر مومیایی این پایین باشه چی؟
بعیده. مومیایی کردن...
یه فراینده گرون بود که فقط مخصوص سلطنتیها بوده
کمیابه اگه بیشتر از یه مومیایی باشه...
تاثرا ثروتمند بود
شرط میبندم حداقل 6 تایی باشه
ثروتمند؟ منظورت چیه؟
جواهرات، عتیقه، چی؟
فرعونهای این دوران اساساً...
با گنجینه، خادمها، کوزههای پر اندام حیانی آدمیزاد دفن میشدن
قسمتهای بد رو میزنم به کوچه علی چپ. تو محفظه گنج میبینمتون
ووی!
مراقب باش!
اصلا انتظارش رو نداشتم
واه!
اوه، آخ!
چی؟
مومیایها!
بیاین پشت سرم. ممکنه خطرناک باشن
حرف بزنین، بد ذاتهای باستانی!
هی! چه خبر؟
هی، اگه اونا مومیایی هستن، خدا نکنه باباییها رو ببینیم
- راست نمیگم؟ - درود، نوکرهای تاثرا!
ما اسکروج مکدار و خانواده هستیم
هی، اگه شما مومیایی هستین،
- پس خدا نکنه... - و همکارهای...
دنیای بیرون
از بیرون اومدن
قصد صدمه به شما رو نداریم
میتونین بیزحمت بهمون نشون بدین...
- خزانه مخفیتون کجاست؟ - اوه، هیس، هیس، هیس
جوون رو ببخشین
فقط عادت داشتیم مومیاییهای...
اهرام رو مُرده ببینیم
ما مومیایی نیستیم
فقط به افتخار رهبر قدرتمند...
و اهل مُدمون اینطوری پوشیدیم
من آمونت هستم، رهبر زادگان...
خدمتکاران فرعون تاثرا
به مدت هزاران سال،
خانوادههای ما به فرعون خدمت کردن
و جامعه ما پیشرفت کرد
قیمت خوبی بهت میدم. شن منو بخر
شن منو بخر. از من بخر!
آه!
من بودم نمیگفتم پیشرفت
مومیاییهای زنده. هر روز...
که نمیشه همچین چیزی دید، نه وبیگل؟
وبی؟ لویی؟
حتما از اون یکی کانال رفتن
به اتاق ممنوعهی فرعون!
- ممنوعه؟ - اوه، نه!
چه خوش شانس!
بیچارهها...
حتما بدجور ترسیدن!
ووی!
ما مُردیم؟ اوه، این بهشته؟
یاقوت سرخ نفرهوتپ!
ارتش یوشابیت خشایارشا سوم!
یه پیشگویی!
آنهایی که به فرعون تاثرا خدمت میکنند
برایشان پاداش طلایی میاورد
ما آنهای که او را دور بزنند بر حذر باشند
و بعد یه چیزی هستش که نمیتونم ترجمه کنم
یه چیزی درمورد یه نفرین؟
که تا ابد اینجا گیر کرده؟
من که مشکلی ندارم!
بهتره تا آقای مکداک رو پیدا نکردیم
دست به چیزی نزنیم
- بریم - یا شاید همینجا بمونیم
یه اتاق پر از گنجه
اسکروجی پیداش میکنه
خوب فکر کردی. بازم، دست نزن...
خب، سلام
به چیزی
و اون خونه منه،
اون یه چاله زباله عمومیه
خیلی بهم نزدیکن
اصلا بوی خوبی نمیده
ولی تاثرای بزرگ حکم کردن من اینجا زندگی کنم
اوه، و اینم معبد تاثراست
اینجا رو ببین، آمونت
بچههای من گیر افتادن
حالا منو فوراً ببر پیش فرعون
نیازی نیست. فرعون به زودی میاد اینجا
یا مقدسات
فرعون شما...
راضیست
پیشکش ما رو پذیرفته
وقت پاداش طلایی ماست
بهتون...
خورشید رو میدم!
آه!
- همین؟ - صبر کن!
برگرد اینجا!
همگی روز عالیای بود
اگه بیخیال غذا خوردن بشیم و از همین الان شروع به برداشت کنیم
شاید فردا یه ساعت کامل بهمون خورشید بیاره
میدونی که یه مومیایی واقعا خورشید رو نمیاره، درسته؟
خورشید رو محورش میچرخه، باعث...
آخی، از اونایی که زیاد مخ ندارن، مگه نه بچه؟
من یه نشان جونیورِ وودچاک
تو باهوش بودن دارم که خلاف اینو ثابت میکنه
واقعا بهتره بیخیالش بشی
قانون اولیه شکار گنج
اگه ممکنه نفرین شده باشه، بهش دست نزن
گفتی مطمئن نیستی منظور پیشبینی چیه
نه، ولی مطمئنم نوشته بود پاداش طلایی...
واسه کساییه که به تاثرا خدمت میکنن
منم دارم با... تمیزکاری بهش خدمت میکنم
اینجا کوهی از گنجه
نمیدونم والا
- شاید بهتر باشه... - اووه!
تو این کوزه عجیب چیه، ها؟
تو اون کوزهها رو نگاه نکن
اووه، کلیه!
متجاوزین!
به جون همدیگه، کلیه رو از خونه آوردیم
بذار بیام داخل، پست فطرت تجزیه شده!
اونایی که وارد اتاق فرعون بشن
هرگز بر نمیگردن!
- چی؟ - اوه، نه!
لویی! وبی!
ببخشید. زیادهروی بود؟
راهی نیست بتونین بهمون کمک کنین؟
به گمونم بتونیم همگی...
علیه تاثرای قدرتمند
آورندهی خورشید قیام کنیم
آره، همین! همینکارو بکنین!
چرا؟ غذا، آب
بانداژ تمیز و پاداش
یه شاهخدای مهربون و بخشنده داریم
بیرون چی داره که ما نداریم؟
تاثرا شما رو وادار کرده شب و روز کار کنین
ولی فقط یه مقدار ناچیز گیرتون میاد
اون براتون خورشید رو نمیاره
ازتون مخفیش کرده!
شرمنده، فقط ما اینطوری نیستیم
نمیخواین خورشید رو روی صورتتون حس کنین؟
اِه
باد رو لابهلای موهاتون؟
نه والا
شکوه یا آزادی نمیخواین؟
لانچپد!
اوه، شرمنده
نمیخواستم شکمم صدا کنه
و مزاحم سخنرانی بزرگت بشه
مثل کاری که الان دارم میکنم
همینکه که داری تو بزرگترین...
کشف باستان شناسی دوران ما مسخرهبازی در میاری خودش خیلیه
ولی...
اوه، اون چیه؟
اوه، این بوریتو؟
فقط برنج، لوبیا، پنیر گوشت انتخابیتون...
باهم لای یه تورتیلای خوشمزه پیچیده شدن
اومم، اومم، اومم. خوشمزه!
اوه، این بوررریتو رو از کجا گیر بیاریم؟
بیرون جایی که آزادی هست
بوریتوها بیرونن؟
باید بوررریتو داشته باشیم!
علیه تاثرای مقتدر قیام کنید!
خداوکیلی، این چیزیه که... اوه، بیخیال
بیان وارد معبد بشیم!
آره، بوررریتو!
هیچوقت نباید یه پیشگویی رو نادیده میگرفتم
فرعون رو دور زدیم و حالا به فنا رفتیم!
- ساکت! - ولی فرعون رو دور نزدیم
فقط یه نگهبان پست رو دور زدیم
به نظر مشکل فنی میاد
تا زمانی که بتونی حرف بزنی
میتونی با حرف زدن خودت رو خلاص کنی
اثر لویی اردکه
نمیدونم، کل این قضیه
یه اشتباه مسخرهست
داشتی گنج میدزدیدی
من هرگز اینکارو نمیکنم!
من یه فرعون جدید اینجام
شاید اسمم رو شنیده باشی؟
لو را، ارباب همه فرعونها
اساساً، رئیس رئیست
تا عصبانی نشدم بهتره آزادمون کنی
عمراً باور کنه
No comments yet. Be the first to leave one.