The first 194 lines.
.خُب، دوازده تیم منتخب حاضر وارد زمین میشن
.صدای جمعیت حاضر رو میشنوید .استادیوم مملو از جمعیته
.بالاخره شروع شد
.مسابقات جام جهانی جوانان جهان
.اولین قدممون تو عرصه بینالمللی
.سه سال گذشته .باورم نمیشه بازم قراره کنار سوباسا بازی کنم
.سوباسا
!چی شد؟
!اینم گُل برنده شدن نانکاتسو
!میساکی
.بگیرش، میساکی
.میساکی
.ممنونم، سوباسا
برای میساکی. بیا توی تیم ملی ژاپن باهم بازی کنیم سوباسا اُزارا
سه سال پیش -
هنرمند معاصر برجسته مناظر طبیعی نمایشگاه ایچیرو میساکی
:قسمت هشتم من تارو میساکی هستم
!میساکی
.با اینکه روز آخره ولی بازم خوب استقبال شده
...بله، جناب شیموناری، ازتون کمال تشکر رو دارم
!برای برپا کردن همچین نمایشگاه فوقالعاده و باکیفیتی برام...
،حرفشم نزن .من باید برای این آثار هنری ازت تشکر کنم
!شیموناری، پارسال دوست امسال آشنا
!اوه، شمایید، آقای یامامورا
!آره. عجب آثار هنری تحسین برانگیزی
!همینطوره
.خیلی ازتون ممنونم
...ولی یه چیزی رو میدونی
،تو که این همه از کوههای ژاپن نقاشی کشیدی
چرا توشون اثری از کوه فوجی نیست؟
میشه بی زحمت توضیح بدی، میساکی؟
Oh, yes.
.اوه، بله
.کوه فوجی جزو قشنگترین کوههای جهانه
برای کشیدنش، باید موقعی که مطمئنم میتونم .انتظارات رو برآورده کنم انجامش بدم
...امسال با خودم گفتم یه امتحانی بکنم و رفتم تا نزدیکاش، ولی
حس کردم هنوز اونقدر مطمئن نیستم که بتونم .اثری رو بکشم که واقعاً بتونم بهش افتخار کنم
.مطئنم یه روزی، میتونی یه اثر تحسین برانگیز از کوه فوجی بکشی
.اون موقع، حتماً برای خریدنش اونجا خواهم بود
.خیلی ازتون ممنونم
،بگذریم، میساکی فکراتو راجع به مطالعهِ هنر تو فرانسه کردی؟
،بله! از پیشنهادتون واقعاً ممنونم .ولی تارو رو نمیتونم با خودم ببرم
...در مورد این قضیه .یه نفر اینجاست که میخواد باهات صحبت کنه
با من؟
!از اینطرف، لطفاً
!پارسال دوست امسال آشنا، ایچیرو
!یومیکو
!خیلی خُب، دفاع - !پشت سرت -
.جـ...جلوشو بگیرین
!نمیشه! خیلی فرز و سریعه
!بگیرش
!وای! پس بازیکنای قهرمان مسابقات کشوری اینطوری بازی میکنن
!واقعاً کارت درسته، میساکی
.برنده شدن مقابل ماتسورو تو بازی بعدی مثل آب خوردنه
!تو رو خدا، میساکی .حرکات بیشتری بهمون نشون بده
.باشه
!بچهها
.چه عجب! میتسورو بالاخره پیداش شد
!واقعاً
!شرمنده دیر کردم
.سر کلاس مکالمه انگلیسی بودم
!اگه اینقدر سرت شلوغه خودتو اذیت نکن
!همیشه بخاطر کلاس تقویتی و امتحان تمرینو میپیچونه
!آره. بخاطر اون حتی مجبوریم ده نفره بازی کنیم
،ولی میساکی دیگه اینجاست الان .پس نیازی به تو نداریم
!چی داری میگی؟ من میخوام بازی کنم
!میتسورو
!مامان
اینجا چیکار میکنی؟
!اومدش
!معلمت اومده منتظرته
.ولی مامان، امروز میخوام از میساکی فوتبال یاد بگیرم
...این حرفای مزخرف چیه میزنی
.ولش کن، بیا بریم ببینم .الان وقت درسه
...ولی مامان
،خیلی خُب، حالا که رفتش !بر میگردیم سر تمرینمون
!باشه
!خیلی خُب! فردا میبینمتون
!میبینیمت - !خداحافظ -
.میساکی، بیا بریم خونهی ما
بابات هنوز توکیوئه، آره؟
!اوه، آره! ممنونم
!بفرمایید
!خیلی ازتون ممنونم
!اینقدر تعارف نکن. بخور تا گرمه
!چشم! ممنونم
.فوقالعادهس .تو و پدرت کُل ژاپنو میگردین
.و تو هم تونستی یکی از بهترین بازیکنای فوتبال کشور بشی
...بازیکن بااستعداد و فوقالعادهای که هست هیچ
!میساکی نمرههاشم عالیه...
.مامان
!که اینطور. تو هم باید سعی کنی و از میساکی یاد بگیری کازو مگه نه، مامانش؟
!آره، همینطوره
!هی! عجب غلطی کردم با خودم آوردمش
...بابا و مامان
،مامان کازو، مامان میتسورو .مامان سوباسا، مامان ایشیزاکی
غذاخوری کوداما -
موندم مامان من چطوریه؟
...چراغا روشنن
.من برگشتم بابا، کی اومدی؟
!آه! همین یه کم پیش
تارو، چیزی خوردی؟
.آره، خونه کازو اینا یه چیزی خوردم
نمایشگاه چطور بود؟
!اوه، آره! دستاورد بزرگی بود
.خیلی عالیه
!خُب، من بشینم پا تکالیف مدرسهام
.تارو
ها؟ چی شده، بابا؟
.امروز...مامانت اومده بود نمایشگاه
مامان؟
!خیلی تعجب کردم .فهمیده بودم پنج سال پیش دوباره ازدواج کرده
یازده سال از جداییمون میگذره و !از اون موقع تا الان ندیده بودمش
ولی برای چی؟ برای چی مامان یدفعه پیداش شده؟
.انگاری توی تلویزیون دیده بودتت
منو؟
!آره. و گفت که بدش نمیاد حضانتت رو به بعهده بگیره
ها؟...چی؟
.من تارو رو پیش خودم نگه میدارم
.تو هنوز جوونی
.میتونی یه زندگی جدیدو برای خودت شروع کنی
خودم تارو رو بزرگ میکنم و کشیدن تابلو نقاشیهایی .که خریداری هم ندارن رو ادامه میدم
.و ما هیچوقت دیگه همدیگه رو نمیبینیم
...خُب تو، بابا
تو چی گفتی؟
من؟
...من
.برای مطالعات هنر به احتمال زیاد برم فرانسه
فرانسه؟
پیشنهادش رو مطرح کردن، ولی از اونجایی که نمیتونم .تو رو با خودم ببرم بهشون جواب رد دادم
خُب، یعنی میخوای منو پیش مامان بذاری و بری فرانسه؟
!بابا
.تارو، تو بازیکن با استعدادی هستی
ها؟
،ولی برای اینکه بیشتر استعدادتو شکوفا کنی
.باید یه جای ثابتی باشی و بازی کنی
!بابا
!دوست داشتم توی نانکاتسو بمونی
.میخواستم اونجا بمونی و کنار سوباسا و بقیه تا مدتها فوتبال بازی کنی
!ولی بخاطر کارم مجبور شدم با خودم بیارمت اینجا
.یازده سال تو رو با خودم همه جا بردم
.همیشه مجبور بودی با دوستات خداحافظی کنی
...من
،تارو، ممکنه من اینجا کنارت باشم
!ولی هیچ کاری...هیچکاری نمیتونم برات بکنم
!بابا
.هیچ کاری
،پس، بعد از بازی روز شنبه
.من و بابا میریم یوکوهاما تا مامان رو ببینیم
!اوه، اومدش
!میساکی، منتظرت بودیم
!خیلی خُب، بابا! من میرم
.باشه
!بچهها
...شاید این آخرین باری باشه که
!فوتبال بازی کردن تارو رو تو ژاپن میبینم...
.همون شماره ۱۱
،موفق بشیم اون دانش آموز انتقالی میساکی رو مهار کنیم !بازی رو بردیم
!چشم
!بچهها، شرمنده دیر کردم
اینجا چیکار میکنه؟
امروز کلاس انگلیسی دیگهای نداری؟
!چرا!ولی پیچوندمش
!ناسلامتی منم عضو تیم فوتبال نیشیمینه هستم
!میگه یکی از اعضای تیمه
!اینو وقتی میتونی بگی که هر روز مثل ما بیای تمرین کنی
!درسته
،خُب، اومدی خوش اومدی !ولی ترکیب رو بستیم
!تو نمیتونی بازی کنی
!بهتره قبل از اینکه مامانت دوباره عصبانی بشه برگردی سر درس و مشقت
!اوه! باشه! ولی اشکالی نداره !از روی نیمکت تشویقتون میکنم
!هر دو تیم آماده !بازی رو شروع میکنیم
!برین جلو
!جـ...جلوشو بگیرین
!نمیشه! اینقدر فرزه که اصلاً نمیشه یارگیریش کرد
!میساکی
!بگیر، کازو
!خیلی خُب
!بگیرش
!موفق شدیم
!سانتر خوبی کردی، میساکی
.حرف نداره این میساکی !کاشکی منم تو فوتبال میتونستم مثل اون باشم
!پایان نیمه اول
!ایولا! ایولا !سه تا گُل جلوئیم ازشون
!ولی حرف نداریا، میساکی
!خیلی خُب! بیاین نیمه دوم هم همینطور ادامه بدیم
!آره
.هی، کازو
!بذار میتسورو تو نیمه دوم بازی کنه
چـ...چی؟
چرا میتسورو رو بازی بدیم؟ چرا وقتی مجبور نیستیم بازیش بدیم؟
.ولی میتسورو کلاسو بخاطر تیم پیچوند
...ولی
.خیلی وقته از آخرین باری که برنده شدیم گذشته
No comments yet. Be the first to leave one.