The Magicians

The Magicians

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Magicians US Season 1 All Episodes BluRay Source
The Magicians US Season 1 All Episodes 1080p BluRay
The Magicians US Season 1 All Episodes 720p BluRay
A Commentary by IranFilm Official
► هماهنگ شده با نسخه بلوری| IranFilm.Net

Tags

BluRay
720p
720
1080
Published on: 2016-09-04
Downloads: 81
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.‏اینجایی

.‏دیر کردی .‏من باید یه مدرسه رو راه ببرم

.‏چیزای مهمتری هم هست

‏همیشه یه مشکلی داری، مگه نه؟

.‏همیشه هم اضطراری هستش

.‏داره اتفاق میفته

.‏اونا حتی هنوز به "برِیکبیلز" هم نرفتن [‏[نام مدرسه‌ی جادوگری

.‏می‌دونم .‏اونا رو ببر اونجا

...‏دعا کن یه چیزی یاد بگیرن

.‏قبل از اینکه اون بره سرغشون

...‏اینکه همیشه تصور می‌کنی

،‏ما ذره‌ای توانِ کنترل اوضاع رو داریم

.‏همیشه من رو شگفت‌زده می‌کنه

.‏اینطور نیست

.‏من ‏باید امتحان کنم

.‏ما

.‏ببین، این مسولیت توئه

.‏تو باید اونا رو آماده کنی .‏اونا بچه هستن

،‏هیچی نمی‌دونن ...‏مخصوصاً

[‏مخصوصاً اون. [مذکر

،‏هر کاری که بتونم می‌کنم

.‏و خودت هم این رو می‌دونی

.‏می‌دونم

...‏بگیرش

.‏شاید لازم بشه

‏هنوزم حواست به پسر‌ها هست، درسته؟

.‏آره

.‏خوبه. خوبه

.‏نه کاملاً

‏واسه چی؟

‏اون کجاست؟

.‏چه تردستیِ جالبی

.‏مطمئنم که توی پارتی‌ها معرکه هستی

...‏خب

.‏فکر می‌کنی آماده‌ای

.‏- همینطوره ‏- چرا؟

.‏احساس بهتری دارم

...‏موقع پذیرش، گفتی که نمی‌تونی تمرکز کنی

.‏...نمی‌تونی غذا بخوری یا از تخت بلند بشی

...‏گفتی سرشار از این حس هستی

.‏که به هیچ جایی تعلق نداری

‏اگه از گرافیک رایانه‌ای استفاده کنی .‏که دیگه اسمش تردستی نیست

.‏خب متاسفم ...‏فقط

...‏این یه توهین نسبت کسانی هستش که

...‏شعبده رو از نزدیک تجربه کردن، پس

...‏و اینکه تو بی‌مصرف‌ترین آدمی هستی

.‏که تا حالا وجود داشته

...‏و حالا ‏حس بهتری داری؟

،‏اون، نسخه‌‌ی اصلی ...‏یعنی نسخه‌ی دانمارکی هستش

.‏که....که سیاهه

...‏یعنی صدها برابر بهتره

،‏چون دانمارکی‌ها ...‏اونا....اونا

.‏یه روح تیره دارن

.‏منظورم اینه که فهمیدم

‏چی رو؟

،‏اینکه هنوز بچه‌ام و یک دنیا جلوی روی منه

...‏و تصوراتی در مورد

...‏اینکه زندگی چیه

...‏و

.‏چی می‌تونه باشه، در اون وجود داره

.‏ولی در نهایت باید همه‌ش رو کنار بذاری

...‏پس می‌خوام .‏می‌خوام همین کار رو بکنم

.‏همین کار رو دارم می‌کنم

...‏این یه بخش از دورانِ رشده

...‏می‌دونی، مثلاً فروش مجموعه‌ی کتاب‌های کمیک

.‏و جدی بودن

.‏بزودی فارغ‌التحصیل میشی

‏- و بعد؟ ...‏- قراره واسه پذیرش

.‏در دانشگاه "یِیل" روز سه‌شنبه، یه مصاحبه بدم

‏"کوئنتین"، من واقعاً پیشنهاد میدم .‏بیشتر تحت درمان باشی

‏ببین، من تا حالا تهدید نکردم که .‏به خودم یا کسی دیگه صدمه می‌زنم

.‏پس نمی‌تونی من رو نگه داری

‏می‌تونی؟

...‏دوقلوهای "چَتوین" و برادر بزرگشون

.‏به حومه‌ی شهر فرستاده شده بودند

،‏از سنین پایین

.‏مارتین چتوین، یک حالت افسرگی داشت

،‏و برای مبارزه با این مالیخولیای خود [‏[همون افسردگی

.‏خودش رو در داستان‌های عجیب، غرق می‌کرد

،‏پس می‌دونست قانع کردن خواهر و برادرش

،‏به اینکه این خیالپردازی نیست .‏براحتی انجام نمیشه

...‏"روپرت"، در جنگ مجروح شده بود

...‏و اولین چتوینی بود که چیزای بچه‌گانه رو کنار گذاشت

.‏و "جِین"، عضو شکّاکِ خانواده بود

.‏اینجا "فلوری" بود

.‏سرزمین جادو

!‏روپرت! مارتین .‏این رو ببینید

...‏مارتین فکر می‌کرد اونا به فیلوری نیاز دارن

.‏ولی نه، فیلوری به اونا نیاز داشت

.‏و داستان از اینجا آغاز میشه

...‏ولی حواستون باشه

.این ماجراجویی، فقط یه داستانِ بچه‌گانه نیست

‏اون دختره کجا رفت؟

!‏همون دختره که جین کوتاه پوشیده بود

.‏خب، همین الان رفت

‏و؟

.‏من به این مدلی‌ها علاقه ندارم

‏رفیق، اون یه تی‌شرت .‏با عکس اسب ‌تک‌شاخ پوشیده بود

.‏واضحه که اهل خیالپردازی بوده

‏ولی تو از کجا بدونی؟

،‏تو اینجا داری یک کتاب فانتزیِ مبهم رو می‌خونی

.‏و دختره اون بیرونه

...‏راستش، مثل 73 نفر دیگه مثل اون

...‏که منتظر هستن خوندنِ کتاب‌هایی رو تموم کنی

،که هزار بار خوندی‌ .من هم منتظر بودم از اتاقت بیای بیرون

.‏داشتم میومدم ،‏موضوع اینه که این چاپ اول‌ ـه

،بفروشمش eBay ‏و می‌خوام قبل از اینکه در

.‏برای آخرین بار بهش نگاه کنم

.‏اُه، شرمنده ‏داریم جدی بحث می‌کنیم؟

‏الان باید بشینم؟

...‏کل هفته

.‏بهت زنگ زدم

‏کجا بودی؟

.‏خونه‌ی بابام بودم

،‏واسه آماده‌شدن برای مصاحبه استرس داشتم

...‏و

...‏و به

.‏و به تپه‌های جادوییِ "جرزی" فرار کرده بودم [‏[یکی از جزایر انگلستان

.‏در موردم فکر دیگه‌ای نکن

.‏هرگز

.‏اُه، خدای من

.‏دوست‌دخترم و دوستم

‏- تو نجابت نداری؟ .‏- یه ذره هم ندارم

.‏عالیه .‏سه‌ نفری

.‏نه، نه، نه، نه

.‏خب، باید با هم این کار رو بکنیم

.‏- راهش همینه، کوئنتین. همینه .‏- من هنوز منگ هستم

...‏فقط .‏می‌دونی چیه؟ بی‌‌خیالش

.‏- اون فقط یه مصاحبه‌ی فارغ‌التحصیلیه .‏- درسته

.‏- و فقط واسه دانشگاه "یِیل" هستش .‏- که زیرمجموعه‌ی دانشگاه "آیوی"ـه

...‏و راستش، اونا احتمالاً کسی رو قبول می‌کنن

.‏که فلسفه بدونه

.‏در فلسفه، "آگاهی" یه عنصر مضر هستش

.‏- پس من خوبم .‏- تو عالی هستی

.‏- می‌دونی، می‌تونی بری .‏- هی

."‏من فرشته‌ای هستم که مراقب آینده‌ی توئم، "کلد واتر

.‏محکم باش

.‏جشم، خانم

‏آهای؟

...‏من کوئنتین کلد واتر هستم

.‏واسه مصاحبه‌ی پذیرش در دانشگاه اومدم

.‏باورم نمیشه

!‏ای وای

...‏خب

.‏اون مُرده

،‏با توجه به ظاهرش ...‏مشخصه که بزرگ بوده

‏- ببخشید؟ ‏- چیه؟ شما اون رو کُشتین؟

.‏نه. ای خدا

.‏شوخی کردم

‏می‌تونیم حالا بریم؟

.‏بریم

.‏صبر کنید

.‏فکر کنم یه چیزی برای شما گذاشته

.‏بیا، بریم

.‏وای، این رو ببین

،"‏"فیلوری و فِردِر "‏"جلد ششم: جادوگران

.‏- تاریخش رو ببین: 1952 .‏- باشه، خواهش می‌کنم

.‏جولیا! پنج تا کتاب فیلوری داریم....پنج تا

.‏می‌دونم کوئنتین .‏همه می‌دونن

.‏همیشه شایعاتی بوده که کتاب ششم ناپدید شده

...‏آره. اونا فقط شایعات احمقانه هستن

.‏که توسط طرفداران متعصب اون کتاب پخش شده

.‏- بی‌خیال، اینقدر ساده نباش ...‏- ممکنه، شاید هم این

...‏چی، این یه پروژه‌ی هنریِ خاص باشه

‏که اون مردی که مُرده بود ساخته؟

...‏چون من نمی‌دونم

‏تو مقاله‌ی پذیرش در دانشگاه رو ‏در مورد شکوهِ فیلوری نوشتی؟

[‏- بس کن، "کیو".[کوئنتین ...‏- بی‌خیال، اگه

.‏نه، باید تمومش کنی

‏چی رو؟

‏نمی‌تونی با تمام توان ازش دور بشی، درسته؟

‏تو می‌خواستی فیلوری رو کنار بذاری، پس چی شد؟

.‏تو قبلاً به فیلوری علاقه داشتی

.‏آره، علاقه داشتم

...‏- عاشقش بودم .‏- تو من رو وارد این قضایا کردی، جولیا

‏من حقه‌های جادویی رو یاد گرفتم .‏تا بتونم با تو باشم

.‏اون وجه‌ اشتراک ما بود

.‏آره همینطور بود

،‏و خیلی هم جالب، احمقانه، و مزخرف بود

.‏و باهاش دبیرستان رو سپری کردیم

‏پس حتما من یه آدم احمق و بی‌عرضه هستم، ها؟

...‏هی، منظورم این نبود

...‏که به نظر نمیاد هیچوقت تو رو اذیت کرده باشه

.‏تا لحظه‌ای که با "جیمز" آشنا شدی

...‏می‌دونم آخر هفته کجا بودی

.‏در بیمارستان

.‏نه

.‏دقیقاً همون حس‌های دفعه‌ی قبل بهت دست داده

.‏زندگی دردهایی داره .‏همه به درمان نیاز دارن

...‏نه، زندگی داره شروع میشه .‏بطور واقعی

...‏ببین، منظورم اینه که تو

.‏توی خیلی چیز‌ها خوبی

...‏یه چیزی انتخاب کن

.‏خواهش می‌کنم

.‏زندگیت رو شروع کن

.‏ببین، باید برم پیش جیمز

.‏دوسِت دارم ‏بهم زنگ بزن، باشه؟

.‏ای بابا

‏کوئنتین کلد واتر؟

.‏من "اِلیوت" هستم

More Farsi Persian subtitles for The Magicians

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left