The first 200 lines.
ما داریم رینینگ فایر رو از پا درمیاریم
گریوز خانوادهم رو کشت
اگه کمکمون کنی آرون گریوزو بکشیم
میبینی که جونا هیچ شباهتی به اون نداره
شانس آوردی که توی مکان عمومی قرار گذاشتیم
وگرنه خیلی بیشتر از حرف زدن میشد
بهخاطر کاری که با دخترم کردی
شما دوتا دوباره با همین؟ نه
مغزم گیر کرده روی حالت بقا
خیلی سخته که از غریزه جدا بشم
فکر نمیکنی دارن میرن به
نمایشگاه اسلحهی رینینگ فایر؟
توی پاریسه، انتقام
یه انتقام پاریسی حسابشده
فکر کردم توافق کردیم که مراسم توی یه جای خاص باشه
چون قرار بود یه عروسی کوچیک داشته باشیم
توافق کردیم، همینه
خب این همهی اعضای سازمانه
همکارای من از مدرسه همکارای تو از محل کار و فکر کنم
تکتک موکلهات هم هستن
خب انصافاً یکی از اون موکلا هنریه
ساقدوشم
ما هیچوقت دربارهی مهمونای عروسی حرف نزدیم
خب این یه عروسیه
یه مهمونیه، کیو میخوای دعوت کنی؟
راستش فکر میکردم فقط خودمون باشیم
من و تو و تالی و یه مجری، فقط خودمون
خب این دیگه کوچیک نیست، هیچکس نیست
پس میخوای بریم ادارهی ثبت ازدواج؟
نه، منظورم این نبود
البته که میتونه بیاد، اون پدرته تونی
میتونه با خودش یه همراه بیاره چون لازم داره
نمیدونم... یعنی
تونی، حرفمو نمیشنوی
چی شده؟
سلام، خوبی؟
آره خوبم، فقط یه کم فضا میخوام
فقط یه کم فضا
پس اینه نقشه
میخواین به نمایشگاه رینینگ فایر نفوذ کنین؟ برای چی؟
تا جلوی جونا رو بگیرین که گریوزو بکشه؟
اونا دژان لازارو دارن
آرون گریوز عملاً مردهست
راستش، قرار گرفتن بین یه جنگسالار
و یه روانپریش کار ما نیست
یه ایده داریم که میتونه اسممونو پاک کنه
پهپاد شرکت صلحبان رینینگ فایر
بالای سر بود وقتی جونا هنری رو کشت
اون فیلم مدرک محکمهپسندهست
اگه جونا نقشهی یه مأموریت دیگه رو داشته باشه
واقعاً عاقلانهست که همزمان یه مأموریت دیگه هم اجرا بشه؟
وقتی به مارتین گفتم نوچههای جونا به تالی حمله کردن
تعجب کرد
امیدواریم یه بذر تردید دربارهش کاشته باشه
اگه درگیر بشن، حواسشون پرت میشه
هرجومرجی که درست کنن برای ما پوششه
جونا قطعاً حافظهی پهپادو پاک کرده
قبل از اینکه برش گردونه به رینینگ فایر
ولی شاید برنامهی اصلیش نه
اون پهپاد از اسکنر لیدار پیشرفته استفاده میکنه
برای حرکت توی محیط اطرافش
و آموزش سیستم خلبان خودکارش
اون دادههای مسیریابی آدمها رو هم ثبت میکنه
... حرکت، حتی لرزشها، شاید
شاید بشه صدا رو هم استخراج کرد
تکنولوژی، تکنولوژی، تکنولوژی... خب؟
اگه بتونیم به سرورهای رینینگ فایر دسترسی پیدا کنیم
شاید بتونیم مدرک مستقیم بازسازی کنیم
از لحظات آخر هنری
منظورش اینه که فیلمش رو خواهیم داشت
خب، ما پوشش و نیرو تأمین میکنیم
بوریس، تو پهپادو هک کن
اگه کلودت بتونه ما رو بفرسته داخل
خوششانسیم، یا شاید خیلی بدشانس
حدس بزن کدوم محل میزبان شده؟
مرکز همایش لو کورای
نه بابا
ما تلاش کردیم اونجا قرارداد ببندیم
ولی یه نفر با قیمت پایینتر زد زیرمون
فردا فلویکهی لعنتی
با هم دانشگاه بودیم
همیشه یه آدم مزخرف بود
یه نقشهی انتقام توی یه نقشهی انتقام بزرگتر
مثل یه عروسک ماتریوشکا
خب، میبینمتون توی پاریس
ببخشید، من... نمیتونم، ماهعسل دارم
خیلی کار برای جمعوجور کردن دارم
لباسا، لباسای حساس باید با هوا خشک بشن
خب، کار از راه دور تمومه رفیق
باید برگردی میدون عملیات
چطور تونستی؟
ما از گریوز متنفر بودیم چون بچهها رو تبدیل به تلفات جانبی میکرد
اون اصلاً شبیه یه تلفات جانبی نیست
تو خط قرمز رو رد کردی
و قولی که بهم دادی رو شکستی
آره، دروغ گفتم
تا ازت در برابر یه انتخاب محافظت کنم
که میدونستم برات طاقتفرساست
منو بچه فرض نکن
نه، قسم میخورم اگه آسیبی به اون دختر کوچولو میرسید
خودم گالیمار رو میکشتم
ولی تونی و زیوا منو توی زندان پیدا کردن
مجبور شدیم از دستشون فرار کنیم
مثل سگهای ولگردن که ولکن نیستن و هی گاز میگیرن
بهم بگو نگرانشون نیستی
البته که هستم
و اون فیلم از کجا اومده؟
از خودشون
دارن تلاش میکنن ما رو از هم جدا کنن
تو بازم بهم دروغ گفتی
میدونم
آره، گفتم
متأسفم
واقعاً متأسفم
چطور باید بهت اعتماد کنم؟
ما خیلی نزدیکیم عزیزم
فردا گریوزو میکشیم
رینینگ فایر رو نابود میکنیم
دارم چک میکنم
چون این نقشه... باید بگم... جاهطلبانست
ولی به هنری بدهکارم
میدونم که یهجورایی کور شدم
هردومون بهش بدهکاریم
منظور از «این» اینه که فراریهای تحت تعقیب
برن داخل یه مرکز همایش
پر از سرباز و پلیس
که میزبانش یه فروشندهی اسلحهست
که فکر میکنه ما بهش حمله کردیم
ترسناک نیست؟
میدونم
ولی اگه جونا رو متوقف نکنیم رسواش نکنیم و همهچی رو تموم نکنیم
چی میشه برای ما؟
برای تالی؟
و قراره چی به تالی بگیم؟
یه مأموریت جاهطلبانه در هر زمان
ترجمه : Mr.bahman
خدای من، دارم عرق میکنم میتونن ببینن که دارم عرق میکنم
همهچی درست میشه سختترین بخش ورود به دیتابیس فردا
انتظار برای انتخاب لباس توسط تونی بود
نگاه نکن، ما تحت تعقیبیم
داریم تلاش میکنیم بین خریدارای دولتی قاطی بشیم
داریم تلاش میکنیم بین خریدارای دولتی قاطی بشیم
عجیبه آدم بزرگ برای پول چه کارایی میکنه
مگنوم، کارآگاه خصوصی
من که تام سلک رو نمیبینم
بیشتر شبیه گروچو مارکسه
یه کم شبیه تام سلک میبینمش
بجنب دیگه
آها، همین شد
یادم میاد ازت
از ماه پیش، نمایشگاه قایق
ریشت داره درمیاد، خوب شده رفیق
یعنی هم قایق میخری هم سلاح نظامی؟
یه جورایی همهفنحریفم ولی تو هیچکدوم استاد نیستم
طرفدار فیلیپ دوم هم هستم
میشناسیش؟ آرمادا؟
ببخشید، اون عاشق کانال تاریخه
منم عاشق کانال تاریخم
آفرین پسرم
مرسی، مطمئنم هستی
هی نگاه کن، اون پهپاد فرار از زندانمونه
تونی، یه مشکل هست: فقط نگهبانای محل نیستن
با نیروهای خود رینینگ فایر هم طرفیم
رینینگ فایر خودش تیم امنیتی آورده
فکر کنم به آدمای فردا اعتماد نداشتن
که بتونن از جنس محافظت کنن
راه اتاق سرور هم بستهست
لغو، عقبنشینی، فرار، همهی گزینهها
هی هی، شاهین قدرتمند من
یاد یکی میافتم که بهش میگفتم «تازهکار»
اون باید یه کم آروم میگرفت
تو هم همینطور
من و زیوا راهی به اتاق سرور باز میکنیم
تو کمک کن کلودت برامون دسترسی با کارت بگیره
آره خب، اون ملکهی مجلسه
آرون گریوز
سازمان غیرانتفاعیتون از زخمی شدن خودتون الهام گرفته؟
بله، بله
یه بمب معیوب کنار سرم منفجر شد
خیلی خوششانس بودم که زنده موندم، واقعاً
هنوزم علائمی داری؟
دچار نارساخوانی شدم
تعداد بیشتری از سربازها دارن
به آسیب مغزی ناشی از ضربه دچار میشن
بهخاطر شلیک با سلاحهای شما
هیچ حس تناقضی نمیکنی؟
از یه سرباز توی میدان بپرس که آیا با سلاح من احساس امنیت بیشتری داره
اگه سلاح من دستش نباشه چی؟
از همین جمله استفاده کن برای ضبط
و اگه فکر کردی که قاطی شدن چند تا
حرف و عدد توی ذهنم منو عقب انداخته
یه نگاه به اطرافت بنداز
اون زن وحشتناک کیه؟
به خدا قسم
بزودی میبینمت
موفق باشی
آقای گریوز
جونا مارکهام
اینترپل
باعث افتخاره
No comments yet. Be the first to leave one.