The first 149 lines.
آنچه در نابغه اتفاق افتاد
.خوندن برام همیشه مثل فرشته محافظم بوده
همه تحت تاثیر صدات قرار گرفتن
.من میخوام بدونم دیگه چه استعدادایی داری
کدوم یکی از دخترای سی ال هستی؟
من آریتا لوییزم
.توی یکی از مهمونی باباش، باهاش آشنا شدم
.فکر میکردم باباش، واعظه
خب، باباش هم صب یک شنبه .رو دوست داشت و هم شنبه شب رو
خانم فرانکلین- به ماسل شوالز خوش اومدید-
.اخراجش کن، نوازنده ترومپ رو اخراج کن
.من که چیزی بهش نگفتم
.این آخرین شانس من بود
.آخرین شانسم، و تو نابودش کردی
!تمومش کن
محض اطلاع، تد و من رابطه فوق العاده ای داریم
من شبیه شاهزاده های توی قصه هام
اصلا هیج میدونی چه قدر کارت خوبه؟
تو خیلی با استعدادی یه بچه عجوبه ای
وقتی امسال بزنیم به جاده
.تو رو هم با خودم میبرم
اون هنوز به اندازه کافی بزرگ نشده تا با کلیسا بره
.جاده ها دیگه خیلی وحشی و خطرناکن
من ازت مراقبت میکنم
.اینو یادت بمونه
نیویورک 1963 "4سال قبل از تاجگذاری به عنوان ملکه موسیقی سول"
!آره، این دوستدختر خودمه
خیلی ازتون ممنونم، ویلیج بیکُن
ممنون از حضورتون
کارم خوب بود؟
شوخی میکنی؟ ترکوندی، صحنه رو آتیش زدی
خوب، بقیه زیاد دست نزدن
خب، چون اونا بلد نیستن چجوری
.عشق و علاقهاشون رو نشون بدن
.ولی خودت میدونی کی بلده
چرا نمیری استراحتی کنی؟
من میرم سراغ مدیر کلاب
.تا درمورد پولمون حرف بزنم
.من میرم یه آب به سر و صورتم بزنم
.اوکی، کارت رو خوب انجام دادی، دختر
اوهوم
.وقتی رسیدیم خونه، باید پاهامو بمالی
.خیلی خب، هرچی که عشقم بگه
!سوپرایز
چی شده؟
!تولدت مبارک
!گولم زدیا
شامپاین برای خانم؟
مطمئنی میتونیم این همه پول خرج کنیم؟
اوه، همه اینا برای تو کمن
.تولدت مبارک، آبجی
.اجرا من رو از دست دادی
میدونی که امشب توی تروپیکال اجرا داشتم
.تقریبا همه بلیطام هم فروش رفته بودن
.بیست و یک، عدد خاصیه
.فک میکنم امسال دیگه اوضاع برام تغییر کنه
خب، خودت هم میدونی؛ بابا همیشه میگفت چیزهای خوب فقط برای
.افراد صبور اتفاق میافتن
.و منم به اندازه کافی صبر کردم
آره، البته
.تولدت مبارک، آبجی
.یه آرزو کن، دختر
میخوام دوباره توی برنامه های تلویزیونی باشم
این دفعه دیگه، توی یه ساعت پربیننده
.میخوام توی برنامه استیو آلن باشم
.اونم با 6 میلیون بیننده
آرزوهات به روی چشم
NA$ : ترجمه "nas.g87 اینستاگرام"
نابغه : آریتا
خیلی خب، خانم ها و آقایون
خانم ها و آقایون
رورند سی ال فرانکلین بی مانند و بی همتا
خیلی ممنون
.خیلی خوشحال و ممنونیم که تونستیم اینجا باشیم
.این لحظهی بسیار خاصی برای من و خانوادهامه
دخترم، آریتا لوییز اینجا همراه منه
و قراره بیاد روی سن
و برای بار اول در .همچین گردش های کلیسایی بخونه
بله، آقا
.اسمش رو یادتون میمونه
آریتا
.اسمش رو یادتونه بمونه
آریتا، میای اینجا؟
خیلی خب آریتا
آمین، آمین
بخون، دختر کوچولو- برای خداوند، بخون-
بجنب، تو میتونی
بخون عزیزم
چی؟- خیلی حوب-
عالیه، عالی- آره-
پشتت رو صاف کن عزیزم
.سرت رو بلند کن
آرنجت رو بیا پایین، آرنج- خوبه ها-
فقط یه ذره مضطربه چون داره جلوی
.این همه آدم میخونه مضطربه، میدونی
فقط یه ذره مضطربه .مشکلی پیش نمیاد
خانم ها و آقایون خانم ها و آقایون
آره، آره، آره، آره
بریم آهنگ بخونیم
همگی به افتخار خانم کلارا وارد
ممنون مسیح
.خیلی فوق العاده بودین، خانم وارد
.اوه، ممنون عزیزم .توهم خیلی قشنگ میخونی
ممنون
آمین، آمین
خیلی، اینجا رو ببین .اینجا رو ببین
ممنون، خانم
.ممنون، سلامیت باشید .خدا حفظتون کنه، خیلی ممنون
رورند، رورند، رورند
.همیشه از دیدنت خوشحال میشم
برنامه رادیوییت برامون نعمتیه
.من هر هفته بهش گوش میدم
و حالا تونستم از نزدیک ببینمتون
لطفا این رو به عنوان .نشونهای از قدردانی ما قبول کن
آره، من به شدت دیوونه شیرینیام خیلی خوشم میاد
خیلی ممنون
سلام، ری. من رونیام
اولین بارت چطور بود؟
.خیلی خوب نبود
نه، خیلی صدای قشنگی داره .قراره بهتر هم بشه
اینطور فکر میکنی؟- مطمئنم-
ممنون
.خواهش میکنم .سرت رو بالا بگیر
میخوام اسمش رو بذارم .راهپیمایی آزادی
همونطوری که گاندی مردم .رو به سمت دریا هدایت کرد
این تابستون هم، من مردممون رو
.توی خیابان های دیترویت هدایت میکنم
Folks onboard, businesses contribute,
،ما قراره تغییر رو ایجاد کنیم .چون ما خواستار تغییریم
هیچکی مثل تو نمیتونه .مردم رو باهم متحد کنه
این قراره بزرگترین .راهپیمایی آزادیخواهانه تاریخ باشه
.منظورت توی همین ایالت میشیگانه دیگه
نه، منظورم توی کل کشوره چون دیگه کافیه، به اینجامون رسیده
همه قراره بریزن بیرون .همه جا نه فقط توی دیترویت
به همین دلیله که من دارم به کلیساهایی مثل
.همینی که امشب میخوام برم، سر میزنم
...بابایی، نمیخوام بگم که
.برای اینکه خواستهامون رو بین مردم پخش کنم
رورند کینگ هم قراره کمکم کنه که مردم بیشتری
،از راهپیماییم حمایت کنن. خود تو هم .میدونی من چه کارایی برای اون انجام دادم
آره- آره، توکه میشناسیش-
.اون به من مدیونه
البته،یه مردی واقعا لایق اینه مثل دکتر کینگ .خودش، یه راهپیمایی برای خودش راه بندازه
منظورم اینه مردم برای .همچین راهمپیاییای جمع میشن
.بشین، عزیزم
بابایی، میدونم که امشب میخواستی ...من مراسمت رو شروع کنم
اوهوم- ولی نمیتونم-
من براش یه قرار مهم توی ویلیج بیکن براش جور کردم
داری من رو میپیچونی؟ .تو بهم قول داده بودی، عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.