The first 169 lines.
همچنانکه تيرگي بال مي گستراند ، پيمان بستيم که تحولي بزرگ ايجاد کنيم
براي آن ما به هيچكس اجازه نخواهيم
دانه هايي كه ما براي آينده كاشته ايم
در حال تغيير آرزوها به واقعيات هستند
پاياني كه همه خواستار آن هستند
همچنانکه تيرگي بال مي گستراند ، پيمان بستيم که تحولي بزرگ ايجاد کنيم
براي آن ما به هيچكس اجازه نخواهيم
روزي من به شما نشان خواهم داد
دنياي جديد و درخشان
مترجم :ziex
P
E
R
S
I
A
N
fan
sub
دوست
چرا اونها از اول اين کار رو انجام ندادن ؟
هر چقدر هم که تحديد مي شدي ، امکان نداشت که خودت رو داخل تلوزيون نشون بدي
فهميدم. من نمي تونم دوست پسرت باشم ، اما مي تونم وانمود کنم هستم
ممنون. من تمام تلاشم رو مي کنم تا من رو دوست داشته باشي
من كاري مي كنم كه براي فهميدن اسم ال چهره اون رو ببينه, بعد ال را با تمام تيم تحقيقاتش نابود مي کنم
ميتونم بعد اين دختر رو هم بکشم
اون تنها کسي هست که هويت واقعي کيرا رو مي دونه
نمي تونم بذارم مدت زيادي زنده بمونه
وانمود کنم که هستم , هاه؟
فکر کنم براي الان کافي باشه
به هر حال , بريم سر اصل مطلب : شينيگاميت رو به ميسا نشون مي دي؟
فکر کنم مجبورم ، اگر بخوام اون به من اعتماد کنه
مطمئنا
حالا برگرد
باشه
مي توني برگردي
باشه
سلام
واو, با وجود اين که هر دوتون شينيگامي هستين , تو و رم با هم فرق دارين
من درباره ي تو شنيدم ، البته فقط درباره اسمت ، ريونک
از ديدين تو خوشبختم
آره , من هم خوشبختم
اوه بله ,لايت ، مي دوني شينيگامي چطور ميميره ؟
تو الان از اسم لايت استفاده کردي ، اسم کوچيک من؟
خوب , مي تونم تو رو شواليه صدا بزنم به جاي لايت ؟
براي ميسا ، تو مثل يک شواليه سوار بر اسب سفيدي
همون لايت خوبه
تو واقعاً خودت به تنهايي که نمي خواي تمام نوارهاي ويدويي مربوط به آيوما در روز 22 ام رو چک کني ، مي خواي ؟
بله . امکان داره که کيرا و کيراي دوم با هم تماس برقرار کرده باشند
دوست دارم همه ي اينها رو چک کنم
.... همچنين ياگامي - سان
اوه ، بله؟
از مُگي - سان بخواه كه مراقب تمام حرکات لايت - كون باشه
حرکات لايت ؟
اگر اون کيراي واقعي باشه , کيراي دوم سعي مي کنه يك جوري به اون نزديک بشه
.... فهميدم
....من نميدونم چه وقتي ريوزاكي ميخوابه
.... من يک دفعه اون رو ديدم كه خوابه همينطوري روي صندليش
هاه؟
.... نه , واقعاً
پس , تو مي گي اگر يک شينيگامي اي نسبت به يک انسان خاص احساسات داشته باشه
و بخاطر دراز کردن طول عمر کسي که اونو دوست داره ، انسان ديگه اي رو بکشه .... شينيگامي مي ميره؟
درسته
نمي تونم تصور کنم که هيچ شينيگامي چنين کاري بکنه
درسته , تو قطعاً چنين کاري رو انجام نمي دي
.... به هر حال
از کجا نوارهاي ويدويي رو براي ايستگاه تلويزيوني مي فرستادي ؟
خوب .... اولي رو از اوزاکا , بعدي رو از توکيو , و آخري رو از ناگانو
مي خواستم مطمئن بشم که اونها نمي تونند محل دقيق من رو مشخص کنند , براي همين من از شينکانسن استفاده کردم
شينکانسن يه شبکه ي سرعت بالاي راه آهن ، در ژاپن است
تو هنوز پاکت ها و نوارهايي با اثر انگشت اون دوستت رو داري , درسته؟
آره
بهتره تمام وسايلي رو که براي درست کردن ويدئوها ازشون استفاده مي کردي رو نابود کني
اين کار وقتي که فردا آخرين نوار رو از يک محل ديگه فرستاديم انجام ميشه
محتوي اون نوار چيه؟
من تصميم گرفته ام خودم رو به کيرا نشون ندم . خطاب به پليس ,خيلي ممنون از اخطارتون
به هر حال , من به کيرا در پاک سازي دنيا از شر شياطين خواهم پيوست ، و رضايتش رو با کمک به اون بدست خواهم آورد
من با اجراي عدالت در مورد کساني که هنوز کيرا در موردشون اعدالت رو اجرا نکرده شروع خواهم کرد
بعدش ، من اين قدرت ها رو با کساني که لياقتش رو دارند و تمايل به بهتر کردن اين دنيا دارند به اشتراک خواهم گذاشت
به اشتراك گذاشتن اين قدرت ها ؟
اين کار باعث به اغتشاش کشيدن تحقيقات ميشه
زماني که دو نفر با اين قدرت ها وجود دارند , دور از ذهن نيست که ممکنه افراد ديگري هم با اين قدرت ها وجود داشته باشه
اگر اونها باور کنند که تعداد اين افراد مي تونه افزايش پيدا کنه ، اونها بيشتر بي صبر ميشند
مي توني اين کار رو بکني ؟
نگو مي توني اين کار رو بکني . فقط بگو اين کار رو انجام بده
تو هر چي بگي من اون رو انجام مي دم
.... يک چيز مهمتر هست که بايد بهش اشاره كنم
بله
اگر پليس ما رو گرفت .... حتي اگر به عنوان مظنون دستگير بشيم .... ما نبايد چيزي در مورد همديگه و دفترچه ها بگيم
اگر اونها دفترچه ها رو نداشته باشند ، مدرکي وجود نداره
مي توني قسم بخوري؟
قسم مي خورم
خوب , اين رسما شروع رابطه دوستي ما هست , درسته؟
فکر کنم
.... حالا شرايط من
حداقل , يک قرار ملاقات در هفته باشه
.... اون هنوز متوجه نشده که
امکان نداره
چرا !؟
به نظر مياد تا من کلمه کلمه برات نگم ، تو متوجه نمي شي
ال همين الان هم مشکوکه که من کيرا هستم
.... اووو ، اين ال واقعآ جالبه
خيلي از مردم باور دارند که اون هيچي نمي دونه , يا اينکه اون يک احمقه
اما اون اين قدر متوجه شده
من نمي گم همش به خاطر اونه , اما من برنامه ريزي کرده ام که با ال مستقيماً در ارتباط باشم
ال و کيرا با هم در ارتباط هستن !؟ هر دوي شما شگفت انگيزيد
.... من دارم کمي هيجان زده ميشم
ال فکر مي کنه حتي اگر من کيرا باشم ، تا زماني که اسمش رو مخفي نگه داره ، در امانه
بنابراين ، بخاطر تحقيقات بيشتر درباره من , اون خودش رو به اسم ال به من معرفي کرده
اما ، تنها مدرکي که اون داره ، اينه که اون مظنون ديگه اي نداره
در حقيقت , اگر من مثل يه انسان معمولي عمل کنم ، انتظار دارم اون به من اعتماد کنه و ما با هم تحقيق کنيم
پس , تنها کاري که بايد بکني اينه که ميسا رو ببري پيش ال؟
به اين راحتي ها هم نيست
.... نزديک شدن به اون براي من خيلي کار سختي بود
.... اما از همه مهمتر ، اگر يک نفر ، يکدفعه با من ارتباط برقرار کنه , در حالتي كه
در همون وقت رفتار كيرا يا كيراي دوم عوض بشه در اون موقع .... پليس احتمال ميده كه اون فرد كيراي دوم هست
و اون وقت ظن کيرا بودن من هم تقويت خواهد شد
ما نمي تونيم به اون ها اجازه بديم که فکر کنن ، ما اتفاقي با هم ملاقات کرديم و با هم بيرون رفتن رو شروع کرديم
مي فهمي من چي مي گم؟
يک جورايي .... به اين دليله که تو مي گي ما نمي تونيم با هم قرار بزاريم؟
تو نمي توني من رو ببيني چون ممکنه اين کار اونها رو مشکوک کنه؟
نه .... بهتره که در مورد ديدن صورت ال بدون اين که متوجه وجود تو بشه ، بيشتر فکر کني
باشه
براي از بين بردن ال من به تو نياز دارم
تا جايي که امکان داشته باشه ، دوست دارم شخصاً .... با تو ملاقات کنم و اطلاعات رو به تو بدم
خوبه
پس ، براي اطمينان از اين که ملاقاتمون مخفي مي مونه من با دختر هاي متفاوتي بيرون مي رم
چي ؟ منظورت چيه؟
تو با دخترهاي ديگه اي قرار مي گذاري؟
.... اين کار شک اونها رو
امکان نداره
اگر ببينم اين کار رو مي کني .... من اون دخترها رو مي کشم
.... چه ترسناک
.... هي ، ميسا - چان
حالا "چان " شده
.... اين يک بازي نيست
ما قصد داريم دنيا رو تغيير بديم ، يادت مياد ؟
مي دونم ، اما .... ميسا تو رو بيشتر از تمام دنيا دوست داره
در مورد چي صحبت مي کني؟
من فكر كردم كه احساس تو نسبت به من مثل احساس بقيه طرفدارها است
گذشته از اين ، اين اولين باري هست که تو با من صحبت مي کني
تو هيچ وقت در نگاه اول عاشق نشده اي ؟
.نه
درسته که من مي خواستم کيرا رو فقط براي قدرداني و همراهي ببينم
.... اما لايت ، از همون لحظه اي که تو رو ديدم ، من
مشکل اين زن چيه ؟
هر چقدر که نگاه مي کنم اون فقط يه زن معموليه
خوب ، اگر منو دوست داري ، پس مي توني از من اطاعت کني ، درسته ؟
اولش , تو گفتي اهميتي نمي دي اگر من از تو استفاده کنم ، و هر كاري بگم انجام ميدي ،درسته ؟
اما اگر تو رو با دختر ديگه اي ببينم ، نمي تونم تو رو ببخشم
اينها دوتا موضوع کاملاً جدا هستند
الان , دوتا دفترچه مرگ دست من هستند
اگر از من اطاعت نکني تو رو مي کشم
من اجازه نمي دم اين کار رو بکني .... ياگامي لايت
اگر تو سعي کني اين دختر رو بکشي من اسم تو رو داخل دفترچه مرگ خودم مي نويسم .... و تو رو مي کشم
من مي تونم طول عمر اين دختر رو ببينم
اگر اون قبل از زمان مورد نظر بميره , من تو رو مسئول اين اتفاق مي دونم
اگر بخاطر نجات اون ، از دفتر مرگ براي کشتن من استفاده کني ، خود تو نخواهي مرد ؟
درسته ، " رم " ، اگر تو اين کار رو بکني ، مي ميري
تو درست مي گي .... اما من با اين قضيه مشکلي ندارم
.... اين شينيگامي چش شده .... اون جدي مي گه ؟ ، بنابراين از اين به بعد
لايت؟
چيه ، مامان؟
.... ساعت 11:30 هست . تو نبايد يک دختر رو تا اين وقته شب پيش خودت نگهداري
.... اوه ، درسته ، مشغول حرف زدن بوديم
ببخشيد خانم ياگامي
من براي موندن تا اين وقت شب عذر خواهي مي کنم
لايت , بزودي ميبينمت
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.