Lockbox

Lockbox

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Lockbox 2026 720p CAM H264-CinemaCity persian
A Commentary by shine021
سینمایی جعبه ی امن کیفیت پرده ای

Tags

cam
Published on: 2026-07-13
Downloads: 47
Hearing Impaired: No
FPS: 24

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

زيرنويس از مهدي shine021

ببخشید بچه‌ها، می‌فهمم چه حسی دارید. مجبور نیستیم بریم جایی که قرار بود بریم.

ون رو نگه دار تا حرف بزنیم. فاک، فقط به حرفم گوش کن! خیلی متأسفم.

--

نمی‌خوام اون پسر رو ببینم. نه پسر، نه پسر، فقط اونو نه!

زيرنويس از مهدي shine021

جعبه ی امن

اسم من الن هرشبرگنه. همه چیزو براتون می‌گم تا دیگه تکرار نشه.

مامانم تو فوریه فوت کرد. با آلزایمر دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

من قبلاً همه جور کاری می‌کردم.

طراح لباس نسبتاً موفق، نویسندهٔ کتاب بچه‌ها دربارهٔ نخودفرنگی.

بعدش پرستار بچه شدم.

و حالا دیگه حتی اونم نبودم.

فقط باید خودمو پیدا می‌کردم و از نو شروع می‌کردم.

صبح بخیر، من پدر جان دور هستم. خوشوقتم.

من هم خیلی خوشحالم.

تماس تلفنی شما یه موهبت بود، اون می‌اومد پایین کمکم می‌کرد. ولی من کار تمام‌وقت ندارم.

تو یه کلیسا توی بوفالو داوطلب شدم. امیدوارم این کمکم کنه دوباره سر پا بشم.

و چرا پونتیاک؟ ما چه‌کار کردیم که لیاقتشو داشته باشیم؟

بیشتر تصادفی بود تا شانس.

یه حس غریبی داشتم که اینجا جا می‌افتم و خودمو پیدا می‌کنم.

می‌تونیم یه بازار خیریه راه بندازیم. پول بگیریم برای تعمیر نیمکت‌ها.

راستش من تو این کار خیلی خوبم.

خب، ارزش امتحان کردن داره.

آره.

سلام دونا.

زندگی تو شهر جدید چطوره؟

تا اینجا خوب بوده.

اینجا آرامش داره و حالا حداقل پام به جعبه نمی‌گیره.

- بهم میاد. - خوشحالم.

بوفالو دلتنگت می‌شه.

یه شروع تازه.

مرسی، دونا.

می‌دونم که دلتنگم می‌شه.

پسرداییمون وینتروپ رو یادت میاد؟

هر پنجشنبه ازش نگهداری می‌کردم.

عاشق اسپاگتی بود. البته که یادم میاد.

یه مدت پیش ما بود، ولی دن می‌خواد بره.

ظاهراً خونه‌مون کوچیکه.

حتماً.

خبر خوب اینکه تو یه حلبی‌سازی کار گیرش اومده.

فاصله‌اش تا پونتیاک کمه.

بهار شروع می‌کنه.

لازم نیست ادامه بدی.

خیلی خوشحال می‌شم کمکش کنم.

واقعاً؟

عالی می‌شه.

البته.

سال‌هاست با فامیل‌های مختلف درگیره.

کاملاً از این وضع خسته شده.

فقط بدون وینتروپ یه کم عوض شده.

از زمان ارتش از PTSD شدید رنج می‌بره.

ولی آدم خوبیه.

می‌فهمم.

یه جوری مدیریتش می‌کنیم.

فکر کنم برای منم خوب باشه یکی نزدیکم باشه.

ممنون، الن.

خوش بگذره.

خوب.

سلام دونا.

وینتروپ؟

دختردایی الن.

خیلی وقت بود همدیگه رو ندیده بودیم.

فقط حدود ۳۰ سال.

همهٔ وسایلت همینه؟

بیشتر لازم ندارم.

پس بیا.

ممنون که قبول کردی یه لحظه اینجا پیشم باشی.

ممنون.

خوشحالم که باهام هم‌اتاقی می‌شی.

واقعاً از دیدن خوشحالم.

رسیدیم.

اتاقتو نشونت می‌دم.

دوسش داری؟

این ماییم.

ممنون.

وای، هیچ‌کس رو ندیده بودم مثل تو اسپاگتی با کوفته رو ببلعه.

یادت میاد؟

یه کم ترسناک بود.

هنوزم همینجوری می‌خورم.

برای مامانت متأسفم.

ممنون.

یادم میاد همیشه می‌خندید و جوک تعریف می‌کرد.

آشپز خوبی بود، مثل خودت.

ممنون.

اون همینجوری بود.

خنده‌اش همیشه خونه رو پر می‌کرد.

و پدر و مادرت... هیچ‌کدوم عادلانه نبود.

برات بیشتر می‌کشم.

اشکال داره امروز حموم نرم؟

البته که نه.

وینتروپ؟

وینتروپ؟

فکر می‌کنی من هیچ‌وقت با عموت ری آشنا شدم؟

برادر کوچیکتر پدرت؟

ببخشید، نمی‌خوام درموردش حرف بزنم.

بعضی وقت‌ها فهمیدن اینکه آدم‌ها چه بلایی سر هم می‌تونن بیارن سخته.

اینجا لازم نیست بهش فکر کنی.

یه چیزی اذیتت می‌کنه.

می‌خوای درمیون بذاری؟

اینه پسر داییم وینتروپ.

باهام زندگی می‌کنه.

پشیمون نیستم که آوردمش ولی خیلی درگیرشه.

تو افغانستان جنگیده. نمی‌خوابه، شبا راه می‌ره...

ساعت‌ها خودش رو تو دستشویی حبس می‌کنه.

از تماس چشمی اجتناب می‌کنه.

و هنوز به این فکر می‌کنم که نباید پیش کسی باشه که بلده با PTSD چطور برخورد کنه.

با کسی که فقط جلوی در نمیشینه و امیدوار نباشه که بیاد بیرون.

بعضی وقت‌ها همین کافیه.

اگه یکی پشت در منتظر باشه.

منم همینو به مامانم گفتم.

منتظر شدم به این امید که پیشم برگرده.

حداقل برای یه مدت.

هیچ‌وقت این اتفاق نیفتاد.

نمی‌تونم بذارم وینتروپ این کارو بکنه.

یه بار ناامیدش کردم.

دیگه این کارو نمی‌کنم.

الن، تو براش بیشتر از حدی که بیشتر آدما انجام می‌دن، انجام دادی.

و حالا برای وینتروپ هم داری انجامش میدی.

ببخشید، نشنیدم اومدی.

- من وانا هستم. - سلام، من النم.

اوف.

تو تونستی تو این مدت کم کلی کار اینجا انجام بدی.

- خوشحالم یه نفر اینجا زندگی می‌کنه. - اینجا واقعاً پر از علف شده بود.

حدود یک ساله اینجا زندگی می‌کنم.

اما اخطار می‌دم، سکوت ترسناکی داره.

واقعاً اینجا مطلقاً هیچ کاری نیست بکنی.

نزدیک‌ترین بار بدون سالن بولینگ توی بوفالوئه.

من رانندگی نمی‌کنم و بولینگ هم بازی نمی‌کنم، پس برام مهم نیست.

- می‌تونی یه کم دیگه بخوری؟ - اوه، نه.

باز دارم.

کافیه. سیر شدم، ممنون.

عالین.

میگرن دارم.

درواقع، همه چیم درد می‌کنه. انگار تک‌تک مفصل‌های بدنم آتیش گرفته.

ولی باید براش دارو بخوری.

برای همه چی باید دارو خورد.

یه دارو برای این، یه دارو برای اون، دارو برای لعنتی درد.

من اومدم اینجا چون می‌خواستم برم سر کلاس‌های درس.

کالج جنسی رو می‌شناسی؟

حتماً، شعر.

با استاد درگیر شدم.

یهو، گریس منو پیچوند.

فقط یه کم حس می‌کنم ازم سوءاستفاده شده.

همهٔ چیزایی که ازت گرفتن رو پس بگیری؟

دارم سعی می‌کنم پیداش کنم.

به هر حال پیداش نمی‌کنم.

این شوهرته؟

نه، اون پسرداییم وینتروپه.

کمکم می‌کنی؟

تو زندگیم چندتا علف هرز کندم.

نه، لازم نیست.

واقعاً؟

احتمالاً بستنی زیاد کمکت نمی‌کنه.

اشکالی نداره.

می‌تونم بذارمش تو یخچالت.

اوه، الن.

الن.

جان؟

بذارش، بذارش همینجا.

می‌تونی کیسه دوم رو برداری.

من برش می‌دارم.

اول نشونت می‌دم آشپزخونه کجاست.

سلام.

سلام.

کی تو همچین روز قشنگی تلویزیون نگاه می‌کنه؟

روز عالی برای باغبونیه.

بریم دنبالش.

خیلی خوبه که بالاخره یکی هست باهاش حرف بزنم.

دستکش‌هات اینجاست.

مادرت کی فوت کرد؟

عکس‌ها رو دیدم.

فقط چند ماه پیش.

قشنگ بود.

درد نداره؟

اوه، الن.

همهٔ وجودم درد می‌کنه.

تقریباً تمومه.

از دستم رفت.

وینتروپ؟

شام حاضره اگه گرسنه‌ای.

اون باید وینتروپ باشه.

وینتروپ، این وانا هست. همسایه‌مون، که این غذای فوق‌العاده رو برامون آورده.

خب، پسری مثل تو چی‌کار می‌کنه وقتی با دخترداییش زندگی می‌کنه؟

کار نداری؟

از بهار براش کار جور شده.

راستش حتی دورم نیست.

واقعاً؟

چه کاری؟

با ورق سر و کار داره.

اصلاً می‌تونه حرف بزنه؟

من می‌تونم حرف بزنم.

ببخشید. شوخی کردم. منظوری نداشتم.

خوب برسین خونه.

وینتروپ چند وقته با تو زندگی می‌کنه؟

مدت کمی.

مواظب باش. می‌بینم که این مرد کارای واقعاً وحشتناکی کرده.

ببخشید. نمی‌دونستم تو اونجایی. دیگه تکرار نمی‌شه.

می‌تونی قایم بشی، من هنوز پیدات می‌کنم! عوضی! عوضی! عوضی!

ممنون.

More Farsi/persian subtitles for Lockbox

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left