The first 200 lines.
همه منتظر بودن تا مایکل باستر رو از زندان بیاره خونه
و به همین خاطر هم ترتیب یه مهمونی داده شده بود
چرا ما باید هر سری که یکی از اعضای خونواده از زندان آزاد میشه
پارتی بگیریم؟- رسم داریم-
بعضی از رسم و رسومات دیگه ور افتادن
مث اون کر چندشی که تو هرسال مجبورم میکردی
برا تولدت بکنم
آشپزی؟
تازهشم ما کلی مشکلات کاری و تجاری داریم که باید حلشون کنیم
سالی سیتول برندهی انتخابات شد و الانم
به هر دلیلی داره از ساختن دیوار حمایت میکنه
باید از یه جایی بتونیم دو میلیون دلار جور کنیم
و الا دشمنای قدرتمندی برا خودمون میتراشیم- درسته-
باشه هییییششششششش-
لازم نیست جلو نوههامون چیزی بگی دلم نمیخواد که
اونا هم بفهمن کسب و کارمون این روزا
چقدر شرمآور و افتضاح شده- ما به سرمایهگذارا هم دروغ گفتیم-
حالا هم دیگه نه تولید جدیدی داریم و نه پولی واسه دو میلیون قرضمون
مهمونی خوشآمدگویی بعدی احتمالا قراره واسه ما باشه
مسخرهبازی درنیار. هیچی به نام من نیست
چرا یهو اینقدر عصبانی شدی؟
برا این عصبی شده بود چون بعد از اینکه دوستدخترش
روی کسب و کار الکیش سرمایهگذاری کردهبود
...همهی آدما یه وقتایی به یجور کمک مالی نیاز دارن دیگه...
فشاری که بابت این دروغ تحمل میکرد بدتر و بدتر شده بود
با یه مرد جذاب قرار دارم- چی؟ فکر کردم که-
قراره امشب با من بری بیرون- نگران نباش. چیزی نیست-
میدونی چیه؟ من هیچوقت از مردای خوشتیپ خوشم نیومده
آها
فیکبلاک قراره کل دنیا رو عوض کنه و من کشتهمردهی اینم که هرچی زودتر ببینمش
نه آخه میدونی، ما الان بدجوری مشغول کد زنی و این کارای لعنتیِ مربوط
به کد نویسی و اممممممممم
و برنامهنویسی و اینطور چیزاش هستیم
ولی مطمئن باش به محض اینکه بتونیم اجراییش کنیم و راهش بندازیم اول از همه برای تو میارم که ببینیش
نخیرم. به عنوان یکی از شرکای سرمایهگذار پروژه دلم میخوادش که در جریان کل کارای پروژه باشم
و به هیچوجه هم ازت جواب نه رو قبول نمیکنم- خب آخه-
کد نویسی و اینا- خب پس مشکل حله-
همهی این کارا رو یجوری بهش نشون بده
و مشغولش کن تا بتونه بهمون اعتماد کنه و ببینه داریم کار میکنیم
از اونطرف ازش پول بگیر، دو میلیون دلار قرضت رو بده و بقیهش هم واسه خودمون میمونه
من که نمیتونم با کسی که دوسش دارم همچین کاری کنم
خب پس دست از دوست داشتنش بردار
چی؟ مگه اصلا آدم میتونه همچین کاری بکنه؟ دست خودم نیست که
آره که میشه. من خودم یاد گرفتم همین کار رو با پدر مادرم کردم
در مورد بقیه آدما هم به همین آسونیه. مث این میمونه که روی قلبت یه کلید روشن خاموش بذاری
کلیک، عاشقتم. کلیک، دیگه عاشقت نیستم
کلیک، عاشقتم. کلیک، دیگه عاشقت نیستم
نمیتونی همچی کاری کنی؟
نه و در دفاع از خودم باید بگم که من یه آدم جامعهگریز و منزوی نیستم
Click.
همزمان در گوشهی دیگهای از خونه
جوب همچنان بابت دوستش تونی
که به تازگی ناپدید شده بود ناراحت بود
اون زندهس. اون تونسته که فرار کنه
مطمئنا فرار کرده. مگه نه؟
چرا تا الان هنوز پیداش نشده؟
اوه این بابا چطور پیش خودش فکر کرده که میتونه خودش رو دگرجنسگرا جا بزنه
یعنی اگه اون واقعا گی بوده باشه معلومه که مخفیش میکنه
اما به حرف من اعتماد کن. بالاخره یه روزی به همه میگه -همچنین به معنای بالاخره پیداش میشه-
اونم به غیرمنتظرهترین شکل ممکن
آره اما الان مشکل اینجاست که کل دنیا فکر میکنن
که من گیام و اگرم بخوام بگم که همهش حقه بوده
اونوقت اتحادیه شعبدهبازا منو از خایههام آویزون میکنن
Uh...
ببخشید گفتی تخمهات؟
فهمیدی چی گفتی؟ گفتی تخمهام
خب خودتم الان گفتی تخمهام- خب این سومین باریه-
که دارم لغت تخمهام رو میشنوم
ببین خب من گفتم تخمام چون تو هم گفته بودی تخمام
چرا به ربل نمیگی که اون اجازه نداره شرکتت رو ببینه
خب اونوقت میفهمه که دیگه من کارآفرین حوزه تکنولوژی
جورج مهاریس نیستم
آها اونوقت منم که جامعهگریزم-
خب چی میشه اگه ببرمش اونجا
ولی درش قفل باشه. ای بابا دیگه تحمل ندارم میخوام بستنیمو بخورم
چه پارتی خوبی- آره محشره-
خب چی میشه اگه من ببرمش اونجا ولی در قفل باشه و نتونیم بریم تو؟
به نظرت این اتفاق تو یه کسب و کار معمولی و سالم میتونه بیفته؟ اونم دقیقا وسط یه روز کاری تو وسط هفته؟
کدوم مدیری همچین کاری میکنه؟
این معترضین توسط شعبدهبازان استخدام شده بودند
درسته که معترضین واقعی نیستند اما خب خیلی شبیه اینایی هستن که الان میان بیرون برا تظاهرات مگه نه؟
چی میشه اگه از اینکه بخواد بره تو شرکت بترسه؟
چرا چون تظاهرکنندگان عصبی دم در وایسادن؟
آخه کی میاد به یه شرکت نرمافزاری اعتراض کنه؟- گروه انانیموس-
کیا؟- گروه انانیموس. نمیشناسی؟-
اینا همون هکرایی نیستن که ماسک اون یاروئه رو میزنن؟
ای گندش بزنن یادداشته مال اونا بودش
جورج مایکل قبل از اینها نام انانیموس رو دیده بود
اونم وقتی که داشت نرمافزارش رو معرفی میکرد
...خب قصد دارم که قدردانی کنم از
اما اون لحظه فکر کرده کرده بود که این یه پیامی از طرف ربل هستش
بیاید دیوار بکشیم و شب خوبی داشته باشید
و خیلی به آدمایی که ماسک اون یاروئه
رو زده بودن توجهی نکرده بود
و اون آدما به آزار دادنش ادامه دادن
...خب توی سناریوی شما دو باید که
ماها هرجوری شده پیدات میکنیم و فیکبلاک رو نابود خواهیم کرد
فک نکن که میتونی پشت این نقاب مسخرهت مث ترسوها قایم بشی
ولی ما میتونیم...خب...اممممم.... شاید خیلی حرف خوبی نبودش این الان
دیوییییید. مامانم کنار غذات کیک کشمشی هم برا دسر بذارم؟
مامان میشه اسم منو صدا نزنی؟
اما گروه انانیموس خیلی نتونست که تاثیر خاصی روی کار جورج مایکل بذارن
من خبر دارم که
تو پیام پسرعموم کوین رو نادیده گرفتی
منظورم هشدار یکی دیگر از اعضای انانیموس بودش- سلام-
اینا چندین ماه بودش که داشتن منو تهدید میکردن
هی این که عالیه اینا میتونن زندگیت رو نابود کنن قشنگ
عمو جوب این آدما رو از کجا پیدا کردی؟- اونا تظاهرکنندههای پولکی بودن بچهجون-
جوب وقتی گی شده بامزه شده
به نظرت اونا میتونن شبیه گروه انانیموس بشن؟ از اون ماسکای اون یاروئه بزنن اوکیه؟
منظورت گای فکسه؟ -سرباز انگلیسی و کاتولیک که عامل توطئهی باروت (انفجار پارلمان و کشتن شاه جیمز) بود-
میشه همچین آدمایی رو برام پیدا کنی؟
سر تخمات شرط میبندم که واسهت کلی گای فاکس پیدا میکنم
انقدر هی نگو تخمام. دیگه نمیتونم خودمو نگه دارم دارم میترکم
و مایکل بالاخره برگشت باستر کجاست؟-
اونم بدون مهمون افتخاری... مگه همراه تو نبودش؟-
نه من رفتم زندان دنبالش اما اونجا هم هیشکی بعد از رژه
دیگه ندیده بودش
خب اونموقع بهش گفته بودی که دیگه آزاده دیگه نه؟
فک کنم که بعد از رژه از طرف زندان بهش گفته باشن
مامان بلوث فک کنم بهتره که بیاید اینجا این رو نگاه کنید
خب حالا که صحبت از دیوونهها شدش، بد نیست که دوباره این ویدئو رو با هم نگاه کنیم
ایشون یه جنایتکار واقعی هستن که تو اون سلول زندان ساختگی وایسادن
و از زندان فرار میکنن-
این اسکاره؟
خب تو که نیستی
کی به اسکار گفته بود که باستر افتاده زندون؟
بری در حین رانندگی تو مسیر مکزیک
به اسکار گفته بود
و پیش خودش فکر کرده بود که اون جورجه- خوب شد که تو اینجایی-
اومدم اینجا بهت هشدار بدم پلیسا دنبالتن
تا بهشون آدرس اون ماشین پلهداره رو بدی
چونکه اون یجور مدرکه و اگه پیداش کنن باستر بازم تو زندان میمونه
باستر افتاده زندان؟ وای پسرم پسرم
و برای همینم بود که اسکار از رژه به عنوان پوشش استفاده کرد
تا باستر رو از زندان فراری بده
و در همین حین هم استن سیتول رو بگیره بزنه
بابا بابا
یعنی اونا دقیقا نیمساعت قبل از اینکه رسما و قانونا آزاد بشه
از زندان فرار کردن؟
هیشکی بهش نگفته بود- واقعا خیلی دل و جیگر داشته-
از مردای اینشکلی خوشم میاد
اگه اسکار پیش باستره، پس لوسیل2 کدوم گوریه؟
منظورم اینه که اون ممکنه واقعا مرده باشه و باستر به اتهام قتل بیفته زندان
یا حتی بدتر از اون، ممکنه که برگرده بیاد اینجا
و بعدش همهمون رو به اتهام اختلاس بگیرن
خیلهخب. باستر از زندان فراری شده و
خدا میدونه که الان میخواد چه کار کنه
خب یکی باید بره پیداش کنه
خب خودت مقصر این قضیه بودی و اونم به خاطر تو افتاده بود زندان
منم باهات میام
و با همدیگه پسرمون رو پیدا میکنیم
و شایدم تونستیم دوباره همدیگه رو طی مسیر پیدا کنیم
بهتر نیست تو مسیر یه خورده پول پیدا کنی؟
بابت زمینی که تو مکزیک به بادش دادی؟
بابا مامان خواهش میکنم
الان کل خانواده تو بحرانه
من میدونم وقتی اعضای خانواده علیه همدیگه میشن چی پیش میآدش
مثل وقتی که من پسرم رو تازه پیدا کرده بودم و بعد گمش کردم دوباره
یا وقتی که من زنم رو گم کردم و بعدش جایگزینش رو پیدا کردم
اما بعدش دوباره اونم گم کردم
من دیگه هیچی نیستم هیشکی رو ندارم
خب لااقل تو منو داری بابایی
خواهش میکنم الان نه میبی
الان دیگه دارم. همهش همین یه نفرو هم دارم
Click.
زیرنویس از رفیق وحید عرب
زیرنویس از رفیق وحید عرب
زیرنویس از رفیق وحید عرب
زیرنویس از رفیق وحید عرب
زیرنویس از رفیق وحید عرب
جورج پدر همچنان از طرف همسرش طرد میشد
و در حالیکه احساس حقارت میکرد، تصمیم گرفت که با دیگران رابطه برقرار کنه و به زنش خیانت کنه
میدونم که دوست داری همچنان فاصلهت رو با شرکت حفظ کنی
و منم واقعا بابت این ازت ممنونم اما باید بدونی که تو و جوب با همدیگه مدیرای شرکت هستید
وایسا یه دیقه...چی؟ مدیر؟ من از کی مدیرعامل شرکت شدم؟
خب منظورم همون سادنولی بودش اونو که یادته؟ ایدهی تو بود دیگه
و ما هم اون کار رو برات اجرایی کردیم- تو که قرض من رو بخشیده بودی-
نه ما قرضت رو فراموش کردیم
در واقع ما میخواهیم از تمام منابع مالیمون از جمله خود تو سرمایه جذب کنیم
جوب هم خبر داره که ما الان شراکتی مدیرعاملیم؟
جوب حتی نمیدونه که قرض رو با کدوم ز باید بنویسه
که خب وقتی قرار باشه شرکت بلوث رو بگردونی
این لغت خیلی به کارت میآد
پا شو برو شرکت و به حساب کتابا نگاه کن
خوب اونجا رو بگرد و ببین که پولی دستمون رو میگیره یا نه
ما به یه تجدید ارزیابی نیاز داریم
آره خب خیلی دست کم گرفته بودمت
خب ببین من واقعا خیلی دلم میخواد که خودمو قاطی این چیزا کنم
ولی از طرفی هم دیگه اصلا دلم نمیخواد که خودمو قاطی چیزی کنم که
ممکنه غیرقانونی باشه- موافقم-
برا همینم جوب باهاته- وای بابا من واقعا امیدوار بودم که-
تو در جواب بهم بگی که نگران نباش پسرم هیچ چیز غیرقانونیای نیست
این دیگه آخرین چیزیه که من ازت میخوام برام انجام بدی
تو شنیدی که من بگم باشه؟- ممنونم ازت-
بریم پیش توبایاس مرسی که ساکت نشسته بودین-
که داشت به خانوادهش که هرگز ترکشون نکرده بود سر میزد
اونا تو اتاق زیرشیروانی مخفی شده بودن
خب براتون از اون کیکهای خرسی و آبنبات و یه تیکه کباب دنده آوردم
اوووووووه این تیکه کباب مال من باشه؟- میشه من کباب رو بخورم؟-
No comments yet. Be the first to leave one.