The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
... در بسیاری از شهرهای بزرگ
حدود 157 کشته و بسیاری مجروح دیگر .گزارش شده است
اما وضعیت هنوز هم .مبهم و نامعلوم است
.هیچکدام از طرفین مسئولیت این وضعیت رو به عهده نگرفتن .هر دو طرف همدیگر رو متهم میکنن
در بسیاری از نقاط کشور آشوب و بلوا به پا شده و جنگ داخلی ...
مامان دارن درباره چی حرف میزنن؟
... نمیدونم. داشت میگفت
چی؟
میگم «وانیا». این همون آهنگی نیست که .مامان بزرگ وقتی تو چیز بودیم انتخاب کرد
اوه، کجا بودیم؟ - .همونجا که کارائوکه داشت -
آره. کجا بود؟ تو مالمو؟
.کوپنهاگن - .آره، درسته. کوپنهاگن بود -
یادته مامانبزرگ خیلی مست کرد؟ ...فکر میکرد خیلی خوب بلده
.آره، فکر میکرد خیلی خواننده ی خوبیه
البته، منظورم اینه ... میدونم که منم زیاد خواننده خوبی نیستم، ولی
مامان بیرون چه خبره؟ - .تو ماشین بمون. من میرم یه نگاهی بندازم -
مامان، چه اتفاقی داره میافته؟
مامان؟ - .نمیدونم عزیزم -
!باید پیاده شیم
!وانیا، بمون تو ماشین - !ولم کن -
!وانیا! دراز بکش - !نه، بذار برم! باید برم -
!بخواب رو صندلی !کاری که میگم رو بکن
باید خونسرد باشیم، باشه؟
.ساکت و آروم باش، باشه؟ به من نگاه کن
متوجه شدی؟ هیچ صدایی درنیار، باشه؟
.آروم باش. هیس
.هیس. هیچ صدایی درنیار
!مامان - !نه! وانیا -
خرچنگ سیاه
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
... من باید از اینجا برم بیرون
!بکش عقب
:مترجمین Ha.va.Di & Pooyamaz & .amini_coral
«کارولین اید؟»
کارولین اید؟
.یالا. باید اینجا پیاده شی
.هنوز به ایستگاه من نرسیدیم .من دارم میرم سمت جنوب
.دستور جدید رسیده
!یالا بزن بریم
.بجنب
فردا یه ماشین میاد جلوی .نوانخانه دنبالت
!منو بکشین
.در واگن رو ببند
.به راننده قطار بگو حرکت کنه
.بکش عقب
.فکر کردم شاید گرسنه باشی
.نترس، سمی نیست
داری میری به طرف پایگاه؟
.شوهر من اونجا خدمت میکنه
.همه میگن اونجا خیلی آشفته و بهم ریخته اس
میگن جسد تیر خورده ی سربازها ... رو تو محوطه اش پیدا میکنن و
.فقط میخوام بدونم که زنده اس یا نه
.اون برنمیگرده. منتظرش نباش
.برو سمت جنوب
هرچه زودتر بهتر، فهمیدی؟
کارولین اید؟
ولی تو...میتونی درباره ش پرس و جو کنی؟ - .ولم کن -
!هی! ولش کن
.از اینجا برو
.دارم میگم از اینجا برو
قضیه چی بود؟ - .هیچی -
.ستوان - .هیچی، ستوان -
.مدارکت رو بده
.تو خیلی کوچیکی
چجوری میخوای از عهده ش بربیای؟
از عهده چی؟
.به گمونم باید صبر کنیم و ببینیم
.بپر بالا
خب پس تو اهل اینجایی؟
.بله، ستوان
همینجا به دنیا اومدی و بزرگ شدی؟
.بله، ستوان
آخرین بار کی اینجا بودی؟
.خیلی سال پیش، ستوان
هنوزم اینجا قوم و خویشی داری؟
.نمیدونم، ستوان
.خب، به خونه خوش اومدی
داریم کجا میریم؟
.پایگاه
.آره، ولی مسیر پایگاه از این طرف نیست
.باید یه چیزی رو بگیرم
.همینجا بمون
.از ماشین پیاده نشو
چیزی همرات نداری؟
.بچه من داره از گشنگی تلف میشه
.لطفا. خواهش میکنم
!تکون نخور گفتم تکون نخور - !کلید رو بده! کلید ماشین رو -
!کلید رو بده به ما
!برو عقب
!از ماشین پیاده شو
!دستات رو بگیر بالا تا ببینیمشون
.همونجا بمون
.زانو بزن
.من از بالا دستور دارم
.«راد» درخواست کرده بیام
مامور محافظت کجاست؟
.نمیدونم
.سوار ماشین شو
.همینجا بمون
.شخصی به اسم اید اینجاست .با یه ماشین اومده
.میتونه بره کنار بقیه منتظر بمونه
.برو داخل و بشین رو صندلی
تو همونی هستی که از شمال فرستادن؟
.آره
.سلام
.سلام
اونها چی بهت گفتن؟
درباره چی؟
...امم
منظورم اینه درباره دلیل اینکه اینجاییم؟
.درباره ماموریتمون
هیچی نگفتن. تا همین امروز صبح نمیدونستم .که قراره بیام اینجا
به تو چی گفتن؟
من شنیدم این دستور مستقیم .از طرف دولت میاد
از طرف دولت؟
.دولتی در کار نست، «گرانویک»
.دولت خیلی وقت پیش سقوط کرد
.سرجوخه موقت «کریمی»، از پایگاه اف 28
.باشه، آزاد باش. خوش اومدی - .ممنون -
.تو خوش شانس بودی، اف 28
چی؟
.گفتم که تو خوش شانس بودی، اف 28
چی؟
.منظورم اینه پایگاه شما دیروز بمباران شد .تو خوش شانس بودی که تونستی فرار کنی
بمباران شده؟
هان؟
اینو از کی شنیدی؟
.بهم بگو
شایعات و پروپاگاندای زیادی .از دور و اطراف به گوش میرسه
.خواهش میکنم بگو
.میگن 3500 تا سرباز کشته شدن
.هیچکس زنده نمونده .همه مردن
.سرهنگ راد آماده ی ملاقات با شماست
.پاشین
.اسلحه هاتون رو بذارین همینجا
!تکون بخور
اسلحه و تجهیزاتتون رو .بذاری داخل قفسه ها
!خبردار
.یکیشون کمه
.اصلا اینجا نرسیده
اصلا نرسیده؟ - .نه -
«دوران سلاح، دوران گرگ ها»
«.دورانی بدون رحم»
«،برادر سر برادر را میبرد»
«.و پدر و مادر سر بچه هاشان را»
«خورشید بلعیده شده و از پس هر زمستان .زمستانی دیگر می آید»
میدونین این نقل قول از کیه؟
.میتونین بشینین
سروان؟
.شما... چرا شما شروع نمیکنین
.چشم
.حقیقت رو بهشون بگو. بدون پروپاگاندا
،برخلاف اون چیزی که ممکنه شنیده باشین .وضعیت خیلی وخیمه
دشمن تعداد زیادی از .واحدهای ارتش ما رو نابود کرده
،اونها از سمت شمال حمله کردن .و پایگاه های آی 17، اف 28 و کی 22 رو بمباران کردن
پس ما تا اینجا صدها کیلومتر .از خاکمون رو از دست دادیم
.دشمن تا چند روز دیگه بهمون میرسه
.و دیر یا زود پایگاه ما هم سقوط میکنه
،و وقتی این اتفاق بیافته
.ارتباطمون کاملا قطع میشه
.و کل کرانه دریا رو از دست میدیم
،به زبون ساده تر
.نزدیکه تو جنگ شکست بخوریم
ولی یه گزینه ی نهایی .در اختیار داریم
.چیزی که میتونه همه چی رو عوض کنه
.و به جنگ پایان بده
،برای اولین بار در طول 37 سال گذشته
.تمام مجمع الجزایر سوئد از یخ پوشیده شدن
،از سرزمین اصلی گرفته
.تا دریای آزاد
اما یخ اونقدر نازکه که تحمل ،وزن وسایل نقلیه رو نداره
از طرفی اونقدر هم ضخیمه که .قایق نمیتونه از بینش حرکت کنه
... ولی
.تحمل وزن یه سرباز با کفش اسکیت رو داره
،شما برای همین به اینجا .فراخونده شدین
... پس
.به عملیات خرچنگ سیاه خوش اومدین
،ماموریت شما اینه که دوتا مخزن کپسول رو روی یخ ها انتقال بدین
،از «تسنوی»
.تا اینجا
موسسه ی تحقیقاتی توی «ادو».
.از پهلو، پشت خطوط دشمن
.درست مثل خرچنگی تو دل تاریکی
.اگه موفق بشین، جنگ رو میبریم
،و آزادین که ارتش رو ترک کنین
،و برین هرجایی که دلتون میخواد .و فورا ترتیب اثر داده میشه
.اگه شکست بخورین .همه چی از دست میره
.نه فقط برای شما... برای همه مون
سوالی هست؟
اید؟
،صد مایل دریایی
با اسکیت روی یخ آب شور؟
... توی تاریکی، از پشت خطوط دشمن
.این ماموریت ... خودکشیه، جناب سرهنگ
.این یه درخواست نیست، اید .یه دستوره
.مرخصین
.تو بمون، اید
.میدونم درسته، حق با توئه
No comments yet. Be the first to leave one.