Hotel Del Luna

Hotel Del Luna (호텔 델루나)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

호텔 델루나🌛👻Hotel Del Luna S01E02 OpusSub
A Commentary by m@hsa
🌜 (Opus-Sub Team) 🌛 SaFira

Tags

other
Published on: 2019-07-14
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ارائه‌ای دیگر از تیم ترجمه Opus - SuB

بهت فرصت دادم که فرار کنی اما خودت آخرین فرصتت رو حروم کردی

...الان دیگه اگه فرار کنی

.می‌کشمت

«قسمت دوم»

تو اون پیرمردی که الان بهت حمله کرد رو کشتی؟

ترجمه‌ی زیرنویس از ..::..Opus Sub TeaM..::..

این دیگه چیه؟

اون چی بود؟

خاکستر بازمانده از یه روح جزغاله شده بود

اون پیرمرد یه روح بود؟

بهت که گفته بودم یه تعداد از ارواح شبیه انسان‌ها هستن

ولی بهم گفته بودی ارواح خطرناک نیستن

اگه ارواحی که کینه‌ی عمیق به دل گرفتن ...بهت حمله کنن

ممکنه کشته بشی

باید تفاوت‌شون رو خوب یاد بگیری

اما خودت بهم گفتی تشخیص‌شون سخته

پس به جای وراجی کردن، چشماتو خوب باز کن و با دقت نگاه کن

...اگه با دقت نگاه کنم که می‌ترسـ

.ترسناکه

تا وقتی من کنارتم، از چی می‌ترسی؟

....ببخشید

...میشه اونُ

واسم بیاری؟

اگه نزدیک اونجا بشم، واسه من خطرناکه

زود باش

پس سعی کن درست و حسابی ازم خواهش کنی بهم بگو خانم رئیس

شما رئیس من نیستین

بهتون که گفتم، من اصلاً قصد ندارم تو هتل شما کار کنم

گمونم هنوز به حد کافی نترسیدی

....هی، اگه اونُ همینطوری اینجا ول کنی

واسه مردم رهگذر خطرناک نیست؟

اون آشغال رو به زودی میان می‌برن

کی می‌بره؟ - فرشته‌ی مرگ -

می‌خوای اون کفش رو دوباره بپوشی؟

چرا؟

خطرناکه؟

این کفش رو تازه خریده بودم

نمیشه پاکش کنم و دوباره بپوشمش؟

بندازش دور واسه خودت یه جفت کفش جدید بخر

چمدونم چی میشه؟

بذار ببینم

این خوبه. این کفشُ بپوش

نمیخوام. مطابق سلیقه‌ام نیست

...صد برابر بهتر از اون کفش‌های قهوه‌ای دِمده‌ایه

.که پوشیده بودی...

دیگه هیچ‌وقت همچین چیزایی نپوش .از رنگ قهوه‌ای خوشم نمیاد

...نگو دلیل اینکه گفتی کفش‌هامو دور بندازم

.چون قهوه‌ای و دِمده بودن

دلیلش خطرناک بودنش نبود؟

من هیچ‌وقت نگفتم خطرناکه

اگه از اون مدل خوشت نمیاد، اینو بپوش

خوشم نمیاد

میخوام یکی لنگه‌ی همون که دور انداختم انتخاب کنم

همین ُ پات کن فروشگاه به زودی تعطیل میشه

نمیخوام

از تشریف فرمایی شما به فروشگاه ـمون متشکریم - لعنتی -

گندش بزنن

...از بس غر زدی و ایراد گرفتی که

.نتونستم واسه خودم کفش بگیرم

...اگه یکم وقت داشتیم

.عمراً همچین کفشی نمیخریدم

حیف شد، ولی کاریش نمیشه کرد

هرجایی یه زمان تعطیلی داره

حالا که واست کفش خریدم، از فردا کارتُ شروع کن

بذار همینجا قضیه رو روشن کنیم

شما کفش رو مطابق سلیقه‌ی خودت انتخاب کردی

.و کسی که پولشُ داد، من بودم

در ضمن، من تو هتل شما کار نمیکنم

قصد دارین منو اونجا به چه کاری مجبور کنین؟

....قراره به کسانی که با ناامیدی

پُشت درهای بسته موندن، تسلی بدی

کدوم درهای بسته؟

درهای بسته به دنیای زنده‌ها

مرگ

آقای کیم بیونگ‌کیو

اومدم شما رو همراهی کنم

سفری طولانی رو پشت سر گذاشتی

امیدوارم به سلامت از رودخانه‌ی سانژو بگذری

وقتی فرصت زندگی برای انسان‌ها به پایان میرسه ....بیشترشون از پلی می‌گذرند

...که بر روی رودخانه‌ی سانژو قرار داره

.و اونا رو به دنیای دیگه می‌رسونه...

اما گاهی یه تعداد از ارواح، نمی‌تونن راهشون رو پیدا کنن

مثل همون‌هایی که دیدی

...همون ارواحی که، با وجود اینکه فرصت زندگی تو این دنیا

واسشون به پایان رسیده، احمقانه اینجا باقی می‌مونن

....درست مثل شما که

با وجود اینکه فروشگاه بسته شده هنوز اینجا موندین؟

تشبیه خوبی بود

انگار خیلی خوب یاد گرفتی

...مسافرانی که به هتل من میان

ارواحی هستن که راهشون رو به زندگی بعدی گم کردن

پس میخوای بگی، تمام مسافران هتل ارواح ـند

واسه همین کاری کردی که بتونم ارواح رو ببینم

بیا به هتل دل‌لونا

در کنار من، جات امنه

...خطرناک‌ترین کار اینه که بدون اجازه‌ی من

.سعی کنی فرار کنی...

امتحانش نکن

...کو چانسونگ، فردا کفش‌های جدیدت رو بپوش

و سوار خط متروی چهارم بشو و بیا سرِ کارت

خانم جانگ مانول

مگه بهت نگفتم منو باید «رئیس جانگ» صدا کنی

شما چطور؟

شما کدوم سمت وایسادین؟

اون در هنوز براتون بسته نشده؟

یا از اون دسته هستین که بعد از بسته شدن در، هنوز این اطراف پرسه می‌زنید؟

...با توجه به چیزایی که امروز دیدم

به خوبی میدونم که مثلِ من، یه آدم عادی نیستین

گفتین ارواحی که کینه‌ی عمیقی به دل گرفتن میتونن انسان‌ها رو بکشن، درسته؟

...از اونجایی که گفتین منو می‌کشین

یعنی شما هم یکی از اون ارواح کینه‌توزین؟

....اونی که

الان کنارت وایساده، احتمالا یکی از اونا باشه

انگار یاد گرفتی که باید دهنتُ بسته نگه داری

می‌دونستم، درست باب میل منی

...ای لعنتی

روح کینه‌توز؟

واستون غذا آوردیم- پیشی ها بیاین بخورین. بازم واستون میریزم -

بیاین غذا بخورین

...بیاین

!پیشی ها، غذاتون رو نخوردین که

یونسو

یونسو

...میوو

یه پیشیِ بزرگه یه پیشی گنده ست

یونسو

به چی نگاه میکردی؟

میوو. یه پیشی گنده دیدم

مامانُ نگران کردی

زنده‌ست یا مُرده؟

بیش از یه هزاره‌ست که نه برگی داده نه گلی

یعنی مُرده؟

شما کدوم سمت وایسادین؟

اون در هنوز براتون بسته نشده؟

یا از اون دسته هستین که بعد از بسته شدن در، هنوز این اطراف پرسه می‌زنید؟

هنوز زنده ـست

....مگه نگفتین

این درخت، در واقع خودِ شماست

دقیقاً، پس میشه گفت من زنده‌ام؟

یه بطری شامپاین اعلا واستون آماده کردم

یکم میل دارین؟

خوبه. گرچه یه بطری کافی نیست کل جعبه رو می‌خوام

یکی اومده اینجا

انگار یه مهمون خیلی ویژه داریم

باید برم به مهمون ـمون خوش‌آمد بگم

خانم، مهمون جدیدمون یه ببر ـه؟

...واسه یه مخلوق مقدس

خطرناکه که روحش اینطوری سرگردان باشه

رئیس، ببر رو بیرون انداختین؟

نمی‌خوای به کارت برسی، هان؟

باید بری خدمت مهمون و بهش خوش‌آمد بگی

...من 60 ساله که دارم اینجا کار می‌کنم

اولین باره که یه ببر واسه اقامت به هتل میاد

کارتُ درست انجام بده

خیلی از ارواح هستن که واسه کار تو قلمرو زنده ها حاضرن دست به هر کاری بزنن

اگه شکایتی داری، فوراً سوار اتوبوس بشو و تشریفت رو ببر اون دنیا

عمراً جلوتو بگیرم

چون دست و پا چلفتی بازی درآوردم کو چانسونگ درگیر این ماجراها شد

درسته خیلی مهارت ندارم، اما خوش شانسم

خوش شانس بودی که اینطوری جوان مرگ شدی؟

هی، خیلی بدجنسه

رئیس جانگ، از جون مایه میذارم، باشه؟

هی، تو کی اومدی؟

مگه نگفتی میخوای یه جایی بری، نرفتی؟

وقتی گفتی می‌خوای تو خونه‌ی من بمونی ....کلی ذوق کردم

بعدش که گفتی میخوای بری بدجوری ناامید شدم

هی، بیا باهم جشن بگیریم

دوست داری چی بخوری؟ آبجو، تکیلا، سوجو، یکی رو انتخاب کن

چرا هیچی نمیگی؟

چانسونگ

هی، چانسونگ

اصلا جواب نمیده. بیا آبجو بزنیم

شما هم یکی از اون ارواح کینه‌توزین؟

زیاده روی کردم؟

...یه تابلوی ورودی درخشان دیدم

سَردرش هم پوشیده از پیچک بود

یه هتل شگفت‌انگیز بود

«هتل دل‌لونا»

از چیزی که فکر می‌کردم، معمولی‌تره

در طول روز تعطیله؟

خوش‌آمدید - وای -

ترسیدین، نه؟

انگار شما زنده تشریف دارین

آره - یه نگاه به قیمت‌ها بندازین و تصمیم بگیرین -

نرخ اقامت تو این هتل خیلی بالاست

بله. خیلی گرونه، مگه نه؟

به خاطر قوانین هتل، اجازه‌ی تخفیف هم نداریم

پس یه کلام بگو، نمی‌خواین اینجا بمونم

با این نرخ، می‌تونین تو یه هتل پنج‌ستاره همین حوالی اقامت داشته باشین

...اگه مشتری بودم، حتما همین کارو میکردم

.اما به عنوان مهمون اینجا نیومدم

«....کو چانـ»

آهان، شما مدیر جدید، آقای کو چانسونگ هستین

پُست مدیریت رو قبول نکردم فقط اومدم یه نگاهی بندازم

خانم رئیس منتظرتون هستن

از این طرف برین بالا، جناب مدیر

من مدیر اینجا نیستم

باشه. از این طرف بفرمایید

الان هیچ مسافری تو هتل نیست؟

More Farsi Persian subtitles for Hotel Del Luna

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left