The first 200 lines.
تـرجـمـه و زيـرنـويـس از فـــــــواد. ر : : : F O A D . R : : :
.برام مهم نيست کجاست، پيداش کن
.ضروريه
.بله، گوشي دستمه
... براي يک ساله زندانيش کردن
... و يه شبه دادگاهيش ميکنن ...
و براش حکم اعدام صادر ميکنن ؟ ...
چه انتضاري داري ؟
حسن" 129 بمب رو توي بازار" .رمادي" منفجر کرده"
.ميدونم چيکار کرده
... و همچنين ميدونم راجب
.حمله ي حتمي به آمريکا اطلاعات داره ...
... براي سه ماه اخير داره راجب
.اين حمله ي کذابي حرف ميزنه ... - .آره -
و اگه ما حکمش رو لغو کنيم .اونا هم کاري بهش ندارن
.ما ديگه با عراق رابطه اي نداريم
.اونجا حوضه ي عراقي هاست
.و "حسن" زنداني اونهاست
... "ديويد"
.يه لحظه گوشي دستت باشه ...
... حسن" بمب سازه "ابونظير"ـه"
و اگه امروز اعدامش کنن هر ... .چي که ميدونه براي هميشه دفن ميشه
.شانست رو داشتي، ديگه تمومه
دارم ميرم طرف زندان، حداقل درخواست ... فرماندهي مشترک عمليات رو بده
.از ارتش عراق درخواست بکن - .کاري از دست فرمانده ي مشترک هم بر نمياد -
ديويد"، تو نماينده ي رئيس سازمان" .سيا هستي، اين کار ازت بر مياد
.بهت گفتم تمومه - .لطفا منو نا اميد نکن -
.ديويد" سناتور "فيلدمن" دنبالت ميگرده"
.بهش بگو الان ميام - ... ديويد" ازت خواهش ميکنم" -
.اين آخرين فرصتمه ...
.کري"، بايد برم" - ... "ديويد" -
.دارم قطع ميکنم
.اِستيس" قبول نکرد"
.از اولم ميدونستم
خودشه ؟
.آره
.مطمئن نيستم بشه، بهش اعتماد کرد
ميتونه منو داخل ببره يا نه ؟
.ميگه ميتونه
.فقط دو دقيقه وقت داري
.فهميدي ؟ فقط دو دقيقه
... "ابراهيم"
... سعي کردم سازمان رو راضي کنم
.اما اونا برات کاري نميکنن ...
.متاسفم
.پس ديگه چيزي براي گفتن ندارم
... ابراهيم" گفتي"
... خانواده ت به خاطر جونشون ...
.خودشون رو مخفي کردن ...
.ميتونم به عمان ببرمشون
... هرچي که ميدوني بهم بگو
.و منم سالمتي اونا رو بهت تضمين ميدم ...
چرا بايد به حرفات باور کنم ؟
.بايد بريم - .گفتي دو دقيقه -
.نگهبان ها ... دارن ميان
.وقت لازم دارم
تو به من بارو نداري ؟
پس، شايد منم اشتباه ميکردم .که بهت اعتماد کردم
.گفتي آدم مهمي هستي
... "گفتي راجب حمله ي "ابونظير
.اطلاعاتي داري ...
.اطلاعات دارم - .پس ثابت کن -
... چون اگه چيزي نگي
.منم از خانوادت محافظت نميکنم ...
!خواهش ميکنم، وقت نداريم
!خانوادم
!قول دادي ازشون محافظت بکني
... شما به "جيم داوکنس صبح آمد" گوش ميدهيد
... اهالي واشنگتن از خواب بيدار شيد ...
... من "ديو" هستم
... امروز موضوع هاي مختلفي براي بحث داريم ...
... پس تلفن هاتون رو آماده کنيد ...
... و با ما تماس بگيريد ...
... ديشب ساعت يازده به وقت گرينويچ
... يکي از تيم هاي با ارزش ما به صورت مستقيم ...
.از عمليات بر روي دره ي "کرنگال" فيلم گرفتن ...
."خيلي خوب شد که به ما ملحق شدي، "کري
... چطور تحليل گري هستي که
نميتوني سر وقت توي جلسه ي گروهي حاضر بشي ؟ ...
.ميخواستم همه ي گروه اينو ببينن
... در مدت يک ساعت
.تيم "دلتا" در محل بوده ...
جايي که تعداد متعددي از شورشي ها .عليه آمريکا رو شناسايي کردن
... دو دقيقه بعد، دو گروه "يو.اچ" و هليكوپترها
.با 8000 تا گلوله هدف رو نابود کردن ...
.تمام 13 خيمه ي دشمن نابود شدن
... اما در حين اين عمليات پاک سازي
.يکي از گروه هاي "دلتا" چيز ديگه اي پيدا کرده ...
.يک اتاق قفل شده ي داخلي
.خواستم خودتون ببينيد
!بخوابيد
!بلندش کن
چي گفتي ؟
.من آمريکايي هستم
.معلموم شده يه آمريکاي ايه
."سرگروهبان دريايي "نيکولاس بروي
... از 2003 مفقهود شده و تا اين لحظه
.همه فکر ميکردن مُرده ...
چه بلايي سر همکارش اومده ؟
.برودي" راهنمايي تيک تير اندازه بوده" .باهم عمليات انجام ميدادن
.سرجوقه "توماس واکر" همون روز گم شده بود
... "با توجه به گفته هاي سرگروهبان "برودي
واکر" در زمان اسارتشون" ... .به قتل رسيده
... اما نبايد اين پيروزي رو براي
.سازمان و کار شما بي ارزش دونست ...
... بايد همه براي خودتون
.دست بزنيد ...
به خاطر کار شما، يک قهرمان .آمريکايي به وطنش بر مگيرده
.کارتون عالي بود
دقيقا اون جمله چي بود ؟
.يک آمريکايي اسارت شده به وطنش بر ميگرده
و اينو به انگليسي گفت ؟
.آره، توي گوشم گفت
دقيقا قبل از اينکه نگهبان ها .منو عقب بکشن
.و از اين عبارت "برميگرده" استفاده کرد
آره، گفت "برميگرده" کسي .که براي "ابونظير" کار ميکنه
چرا الان اينا رو بهم ميگي ؟
... چون تا ده دقيقه ي قبل
نمي دونستم يه آمريکايي اسارت شده ... .توي عراق يا افعانستان زنده باشه
... "يعني ميخواي بگي "ابونظير
... "ميخواي بگي "ابونظير
... خودش رو به خطر انداخته ...
که فقط ما بتونيم سرگروهبان ... .برودي" رو پيدا کنيم"
.ميدونم با عقل جور در نمياد
.کاملا
... ميتونست نزديک يکي از ايستگاه هاي بازرسي
بندازنش، و جوري جلو بدن ... .که انگار فرار کرده
پس ديگه چرا 13 نفر شورشي با استعداد رو فدا کنه ؟
... چون که "ابونظير" قصد داره
.به ما ضربه سنگينتري بزنه ...
.و اينجوري، هيچ کسي شک نميکنه
.به جز تو - .آره، به جز من -
.آره
... و فردا صبح سرگروهبان "برودي" از
... آلمان برميگرده اينجا ...
.که کمتر از 22 ساعت وقت داريم ...
که چي کار کنيم ؟
.که مجوز نظارت رو بگيريم
تلفنوش رو کنترل کنيم ... توي خونه اش ميکرفون بزاريم
.و هرکجايي که ميره دنبالش بريم ...
ديويد" هرگز زير بار" .اين تعهد نميره
.معلومه
... کاخ سفيد به يه قهرمان جنگ نياز داره
.و "ديويد" هم داره بهشون خدمت ميکنه ...
.واسه همين اومدم پيش تو
و منم با "ديويد" بر اساس حدس .و گمانت اين موضوع رو باز نميکنم
اما اگه حق با من باشه چي ... اگه "برودي" تروريست باشه چي
... از لحظه اي که وارد خاک آمريکا ميشه بايد ...
.چشم و گوشمون رو روش بزاريم ...
.هرگز نميشه ... اما
... "خارخ از موضوع ... "کري ...
باشه، بايد چيکار کنم ؟
ثابت کن اون اتاقي که .برودي" توش بوده، ساختگي بوده"
.يا حداقل يه سند محکمي پيدا کن
."من خارج از محدوده ام، "ساول
.پنج هزار مايل با رابطم فاصله دارم
.نميتونم از پشت ميزنم اطلاعات جمع کنم
.يه راهي پيدا کن
.نه اون جوري نگام نکن
.همه ي ما توي يه خطيم
."ما آماده ايم، سرگروهبان "برودي
.براي مصاحبه تون
.اول ميخوام با همسرم تماس بگيرم
.اوو، تلفن منه
... اوو،اووو
.جوابشو نده
.شايد يکي از بچه هام باشه
.آلـو
جسيکا" ؟"
."منم، "برودي
برودي" ؟"
.بيخيال "جس"؛ با من حرف بزن
ميخواي چي بگم ؟
.بهم بگو حالت خوبه
.حالم خوب نيست
.خيلي هم حالم بده
.هي
!مامان
خواهرت کجاست ؟
.فکر کردم با "جودي" سينما باشي
!"داننا" توي اتاقشه ؟
.مامان، يه لحظه صبر کن
.زود باش، براتون يه خبر خوب دارم
!مامان! بيخيال. مامان
!"داننا" - .مامان داخل نرو -
.سعي کردم جلوشو بگيرم
چرا زود اومدي خونه ؟
اين ديگه کيه ؟
."زندر" - ... "زندر" -
.بايد همين الان بري ...
.بعدا بهت اس.ام.اس ميدم
.زن"، لباست"
چرا انقدر گندش ميکني مامان ؟
خدايا، "داننا" نميدونم، موضوع .دروغ گفتنت رو ميگي يا مواد مصرف کردنت
.قرار بود مواظب برادرت باشي
.خُب، خونه رو که آتيش نزده
... چرا کاري رو که بهت ميگن انجام نميدي
چيه ؟ - !مامان -
.گفتي خبر مهمي واسمون داري
چي شده مامان ؟
No comments yet. Be the first to leave one.