The first 200 lines.
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
خیلیخب، شروعمیکنیم
دوتا حقیقت و یه دروغ
دیوونۀ اینم که عاشق این بازی هستی
خب، اولی یه انبار خیلی بزرگ شراب توی زیرزمین هست
و ما بهش دسترسی کامل و اجازۀ استفاده داریم
خب، این که غیرممکن ـه اوهوم
خب، دومی
جکوزی در حال حاضر خراب ـه و قابل استفاده نیست
برامون خیلی بد و ناراحتکننده میشه اوهوم
سومی اون خونه وای-فای داره
پس میتونی جواب ایمیلهای کاری لعنتیت رو بدی
بذار فکر کنم
خب مشخص ـه اونی که دروغ ـه اولین جمله ست
هیچکس اونقدر دیوونه نیست که
به ما اجازۀ استفاده از شرابهاش رو بده
خیلی شرمنده آقای پالمر ولی جوابت اشتباه ـه
این خونه اصلاً جکوزی نداره
فقط یه استخر خفن داره
اوه، وایسا ببینم پس یعنی قضیۀ دسترسی به انبار شراب واقعی ـه؟
از هتلت بهتره؟
همینه؟
...نمیدونم
هی، مطمئنی که اینجا رو درست اومدیم؟
...آخه اینجا
وای، خدایا شکرت
نزدیک بود که
نگاهِ به شدت خوشبینانهت رو به این خونه شروعکنی
مگه نه؟ آره
!آره، میخواستی این کار رو کنی !اونجا ... خاص و قدیمی و عجیب بود
یه جوری بود انگار ... واسه خودش شخصیت ویژهای داشت !وای، تو خیلی بامزهای
...آره، اونجا خیلی ساده و روستایی بود
!آره، خیلی خیلی روستایی بود
هی، اینه؟
فکر کنم اینجا دیگه خودشه
اصلاً راه نداره
چرا، چرا، همینه
...چیـ ...وای، خدا
حتی از چیزی که تو عکس به نظر میرسید هم بزرگتر ـه
...بچرخونش خیلیخب
خیلی باحال ـه
اوه، اینجا رو ببین
فوقالعاده ست
!یا خود خدا حرف نداره
شوخی میکنی؟
!شرط میبندم من سریعتر همهجاش رو میبینم
!وای خدای من !وای، خدا! وای، خدای من
!آشپزخونه رو ببین
اینجا محشر ـه
!چی؟
خیلی خوشکله !خیلی خیلی خوشکل ـه
به خانه خوش آمدین"
طی شش روز آینده لطفاً با این خانه جوری برخورد کنید و راحت باشید که انگار خانۀ خودتان است
در این مدت امنترین و کاملترین حریمخصوصی دلخواهتان را خواهیدداشت
اگر به هرچیزی نیاز داشتید "من نزدیکم و فقط یک شهر با شما فاصله دارم از طرف ادواردو
فکر کنیم اینجا خونۀ خودمون ـه، هوم؟
و اصلاً خبرنداره که ما با خونۀ خودمون چطور رفتار میکنیم
ما یه جورایی رابطهمون با خونهمون بد ـه و ازش سوءاستفاده میکنیم
منظورت چیه؟
داری میگی من کارم خوب بوده؟
کارت عالی بوده
!گندش بزنن !اوه
وای، خدای من
اه، الان خیلی حالبهمزن ام، بیخیال
نه من عاشق حالبهمزن هستم
نه، الان واقعاً چندشم بوگند میدم
و تو هم الان باید بوگند بدی ها
ولی فقط بوی خوب ادکلنت رو حسمیکنم
عاشق اینم که همیشه این با تو جواب میده
عجب سلیقه و آهنگهای جالبی، ادواردو
به سلامتی به سلامتی
موفق شدیم انجامش دادیم
اومدیم و اینجاییم
تقریباً به اندازۀ جزیرۀ مارتاز وینیارد خوبه
قضیۀ این علاقۀ شدیدت به
مارتاز وینیارد چیه؟
...آخه خودتم عاشق مارتاز وینیارد بودی که
نه، اینجا خیلی بهتر ـه شوخی میکنی؟
از همین حالا این حس رو نسبت بهش پیداکردی و مطمئن شدی، هوم؟
کاملاً مطمئنم آخه، اینجا رو ببین
به صداش گوشکن
انگار ما دوتا تنها آدمهای دنیاییم
وای، خدای من
...پس فقط ماییم
چطوره که اونا رو بذاریم کنار و از دم دست برشون داریم؟
...نه دیگه ایمیلی در کار باشه، نه پیامی
نه اینستاگرام
اوه، نه بابا؟
نمیخوای کل هفت روز هفته رو همهش تو اینستاگرام باشی؟
وقتی پیش تو هستم دیگه به اینستاگرام نیاز ندارم
اوه، پس به اینستاگرام نیاز نداری؟ نه
نمیدونم چه کارا میتونیمبکنیم فقط خودمون دوتا
تنها اینجا بدون هیچ حواس پرتی و ارتباطی با دیگران
اینجا چه کارایی میتونیمبکنیم؟
نمیدونم البته یه چندتا ایده دارم ها
واقعاً؟ آره
مثلاً چی؟ نمیدونم، عزیزم
...برو گوشیهامون رو بذار کنار و بعد نشونت میدم
نشونم میدی؟
!مال من طبقۀ بالا ست
باشه
نگاهش کن هنوز کلی لباس تنش ـه
چی شده؟
دوستت دارم
خیلی خیلی خیلی زیاد
آره؟
آره
چه مشکلی هست؟
ببخشید ولی با اون چیزایی که دارم ما رو میپان، نمیتونم
احمق
...هی
اومدیم اینجا که این مشکل رو حلش کنیم، درسته؟
تا وقتی حل نشده از اینجا نمیریم
...خب
دو حقیقت و یه دروغ، آمادهای؟
نه، دارممیخوابم
باشه، خب، اولی واقعاً نمیخوایبخوابی
فقط دوستنداری الان با من صحبتکنی
دومی الان تو دستشویی سهتا قرص ویاگرا خوردم
...سه
کسی
!ادواردو
عاشق سکس کردن با تو هستم
چرا همچین کاری کردی، کس؟
لعنتی چطور تونستی این کار رو بکنی؟
چطور تونستی؟
وای، لعنتی
!آهای
!سلام! سلام
!هی، عوضی
گندش بزنن
!اوه
فکرکنم مچ پام پیچ خورده
انگلیسی بلدی؟
اجازه هست؟
چند دقیقه پیش این اتفاق افتاد؟
شاید پنج دقیقه پیش
خوبه
اگه مشکل جدی بود الان مثل یه بادکنک ورم کرده بود
اگه بخوای میتونم ردیفش کنم
خیلیخب
اونجا؟ اون خونۀ توئه؟
وای، خدای من آره
دیشب از کنارش رد شدیم ها
...مدت زیادی ـه اونجا زندگیمیکنی یا
کل عمرم رو اینجا بودم
حتماً زندگی خیلی آرومی داشتی
من اهل جاییم دقیقاً برعکس اینجا
اطراف شهر نیویورک
تا حالا به آمریکا سفر کردی؟
اوه، چرا نه؟
شلوغ ـه
خدایا، اینجا خیلی زیبا ست
ازش سیر نمیشم
تاحالا داخل این خونه رو دیدی؟
وای، خدای من، جدی؟
خب، باید بیای تو
...میتونم قهوه درستکنم و
!نه خب، این حداقل کاریه که واسه جبران از دستم برمیاد
خیلی لطف داری ولی من الان دیگه باید برم
خب، ممنونم که منو نجاتدادی
بهت مدیونم
!اوه
...تو ایتالیا رسممون ـه که بوس میکنیم موقعـ آره
باشه
خداحافظ
!سلام
من برگشتم
امیدوارم از سورپرایز امروز صبحم خوشت اومده باشه
معذرت میخوام
!خدای من !خیلی متأسفم
...نمیخواستم بترسـ اوه، چه افتضاحی شد
خیلی ببخشید
...نه اشکال نداره
...شرمنده، من ترسو ام
...تو نظرت عوض شد؟
بله، خیلی ممنون میشم اگه اون فنجون قهوه که گفتی رو بخورم
باشه
اوه، نه عیبی نداره ببخشید
شاید ماهی یه بار ببینمش
پس نمیشه گفت که با ادواردو خیلی صمیمی و آشنا هستم
مردم اینجا خیلی سرشون تو کار خودشون ــه
خب، ممنونم که تو این یه مورد استثنا قائل شدی
!نه اصلاً مسئلهای نیست، شوخی نکن
هی سلام
چه خبره؟ هی
ایشون فدریکو ـه همسایۀ ادواردو
این برایان ـه ...دوستپسرم
سلام، فدریکو هستم خوشبختم
منم خوشبختم
چه اتفاقی افتاده؟ حالت خوبه؟
...خوبم، فقط خیلی دستوپاچلوفتی ام
...موقع دویدن افتادم
فدریکو منو نجاتمداد و با ماشین رسوند اینجا
اون خونهای که دیروز از کنارش رد شدیم رو یادته؟
...آره، اونجا خونۀ فدریکو ـه
آره خلاصه
الان داشت در مورد شهر نزدیک به اینجا حرف میزد، اسمش تودی ـه
بازار و مرکز خرید خوبی اونجا هست
تو فکر این بودم که شاید بتونیم امروز بریم اونجا
No comments yet. Be the first to leave one.