The first 200 lines.
شماره ای که گرفته اید در حال حاضر خاموش است.
شماره ای که گرفته اید در حال حاضر خاموش است.
شماره ای که گرفته اید در حال حاضر خاموش است.
گوش کن زنگ زدم پونی از عصر،.
اما تلفن او بوده است تمام مدت خاموش است
باتری باید تمام شده باشد.
اینقدر نگران نباش
او به زودی به خانه خواهد آمد.
شاهزاده بزرگ این کار را نکرد برای پر کردن پترومکس زحمت بکشید.
بووان تمام روز مشغول تماشای IPL بود.
او قطعاً مالیات ما را خواهد گرفت چشم پوشی کرد.
اوه.. قدرت برگشته است.
پونی نیز برمی گردد.
اصلا گوش نمیدی؟
قرار بود زودتر کارش را ترک کند و به دندانپزشک مراجعه کنید
باید تا الان برمیگشت
شماره ای که گرفته
اید در حال حاضر خاموش است.
هنوز خاموش است
به دکتر زنگ میزنم جیوان به دندانپزشکی رفته است..
تعجب می کنم که چرا او برنگشته است.
جیوان برگشت.
او باید پونی را پیدا کرده باشد.
چه اتفاقی افتاد؟
پونی کجاست؟
هیچ جا نتونستم پیداش کنم
پونام با دوست این سرکش فرار کرد.
- بکش بکش، مونا. - من نمی دانم.
حالا او به ما خواهد گفت جایی که عبدل و پونام هستند.
او را در ماشین سوار کنید.
بیا
صاف بنشین
آدبول کجاست؟
او عازم بمبئی شد.
با خواهرمون؟
نه، نه.
دوستت فرار کرد با خواهر ما پونام، نه؟
نه، نه.
- با حقیقت! - حقیقت است.
داداش من..
راسكال
به کی میگی برادر؟
تو اینجا برادر نداری
رذل خونین
ما تحمل نخواهیم کرد ظلم به خواهرانمان!
ما قساوت خواهرانمان را تحمل نخواهیم کرد!
این مدیریت مسدود خواهد شد.
- پی پلیس.. - پایین! پایین!
این اولین بار نیست در بازداشت شما
گزارش های پزشکی چهار استخوان شکسته را نشان می دهد و دو دنده شکسته
ACP Bhagwat، شما کنترلی ندارید بر خشم شما
فقط یقه اش را گرفتم آقا.
او آزاد شد، فرار کرد و از پله ها افتاد پایین
بنابراین استخوان ها از سقوط شکستند.
خوب
و دنده ها؟
در واقع، یک بزرگ وجود داشت سنگ در انتهای پله ها..
شاید برخورد کرده و ...
به نظر شما قانون شوخی است؟
آقا من دقیقا همینو ازش پرسیدم
و بعد از پله ها افتاد پایین.
ویشوا، بسه
بیرون صبر کن
آقا
من برای پیشگیری مشکل داشتم تعلیق تو، ویشواس.
اما تو را از Crime Branch بردند.
گزارش به Robertsganj.
آقا، نه رابرتزگانج.
و 10 جلسه مدیریت خشم.
- آقا.. - اجباری است.
آقا اینجوریه..
آقا این دیگه داره تموم میشه و مجازات اعدام به طور همزمان
ببین، ویشوا.
هر جنایتکاری Pandit Dixit نیست، و اگر قبول نکنی..
پس از آن کار شما نیز هزینه خواهد داشت.
یک خط باریک بین آنها وجود دارد شور و جنون، ویشواس.
و به خاطر خودت، هر چه زودتر این را بفهمید، بهتر است.
برو و به Robertsganj بپیوند.
آقا اگه میشه جلسات رو کم کنید..
دادن پرونده پونام میشرا گم شده یک
دیدگاه سیاسی، رهبر حزب جان
اندولان بریجس تریپاتی، منع آمد و شد
دیگر را اعلام کرد در Robertsganj. گفتی شهر آرامی است.
این را به من گفتند.
"این یک شهر آرام است.."
کمی بیش از حد ساکت. و هم ببند
چرا بسته است؟
بخاطر شورش ها عزیزم
شورش ها
مردم با هم دعوا می کردند.
چیز خوبی نیست.
- جای هند، آقا. - جای هند.
جی هند. همه خوبن؟
بله قربان. همه خوبن - باشه
بنابراین شورش ها بر سر یک دختر گم شده است.
چرا؟
این کیس پونم میشرا چیست؟
آقا پونام میشرا زندگی کرد در جامونا نگر
او 28 سال دارد.
او با 5000 روپیه فرار کرد.
مقداری جواهرات و عروسی یک ساری در 5 اکتبر
این یک مورد ساده است، قربان. او با یک پسر فرار کرد.
خواهر بزرگترش هنوز ازدواج نکرده است.
پونام خودش 28 سالشه. و تاریک.
بنابراین او با هر کسی که در دسترس بود فرار کرد.
آیا شما متاهل هستید؟
لطفا آقا
او اغلب زود از سر کار می رفت ادعا می کرد که افراد بالقوه برای دیدن او می آمدند.
اما اینها دروغ بود
و هیچ کس در مورد او نمی دانست کجاست.
دختر شبگرد بود.
تمام شب در تراس خود قدم می زد با گوشی چسبیده به گوشش
با چه کسی صحبت می کرد؟
آقا من..
شما باید سوابق تلفن داشته باشید.
بله قربان تلفن ضبط می کند اخیرا وارد شده اند.
در واقع آقا انتخابات نزدیک است.
- و.. - هی!
من این را تحمل نمی کنم دیگر دلتنگی سیاسی فهمیده شد.
فردا صبح، من می خواهم
خانواده پونام.. و سیاستمدار
در ایستگاه پلیس - متذکر شد.
بله قربان. باشه قربان
ممکنه ترک کنی - ممنون آقا.
ماهتو.
صبح بخیر آقا!
پونام میشرا مکررا با یک شماره صحبت کرد
آیا سوابق تماس های او را بررسی کرده بودید، این قضیه تا الان حل شده بود
این عدد را بنویس
من تمام جزئیات را می خواهم از این تعداد فردا صبح
بله قربان
فقط یک دقیقه آقا
941410922.
باشه قربان
احمق بنابراین داستان ها واقعی بودند.
او یک استاد وظیفه است.
اما
وعده های دروغین دادی
برای محافظت از دخترانمان
- پلیس پی. - پایین، پایین.
وعده های دروغین دادی
برای محافظت از دخترانمان
وعده های دروغین دادی
برای محافظت از دخترانمان
- پلیس پی. - پایین، پایین.
P پلیس به خود آمد!
- پلیس پی. - پایین، پایین.
جی هند، آقا.
جی هند، آقا.
خوش اومدی - جای هند.
خوش آمدید قربان
عروسی سیاستمدار است؟
نه آقا
پس چرا این همه جمعیت؟
ما سیاستمدار را احضار کرده بودیم در ساعت 11
مردانش فریاد می زدند شعار از ساعت 9.
و خانواده دختر؟
در میان جمعیت، آقا. سه تای آنها.
آنها را داخل صدا کن
میشرا جی.
آقا
آقا این کابین شماست.
به طور کلی، این یک شهر آرام است.
اما من راه اندازی کرده ام اتاق بازجویی برای شما
چرا؟
آقا من در مورد شما زیاد شنیده ام.
من میرم بیارمشون
بیا داخل
آقا
چی؟
اینجا چه خبر است؟
دختران ما ناپدید می شوند هر روز اما به نظر می رسد اهمیتی نمی دهد
سلام!
بدون فریاد
خیر
به ایستادن ادامه بده
ماهتو من سیرک بیرون میخوام.
در 30 دقیقه پراکنده می شود.
کسانی که کم شنوایی هستند نیاز به انفجار
دختران ما شستشوی مغزی داده اند فرار برای تغییر دین این یک توطئه علیه ما است.
امثال شما توطئه می سازند.
او باید عاشقانه فرار کرده باشد.
تو نمیفهمی...
- دختر من اینطوری نیست آقا. من به شما التماس می کنم.
بابا..
لطفا این کار را نکنید
نکن..
لطفا بلند شو بابا
درد شما را درک می کنم آقای میشا.
منم یه دختر دارم از 10 روز گذشته،.
هیچ خبری نشده است
در مورد دخترم
به ما تاریخ بده پس میتونم به مامان پونام بگم..
که دخترت
در این روز باز خواهد گشت
15 روز. دختر شما 15 روز دیگر به خانه می آید.
اینجا زمین بازی است؟
در اینجا شما بروید.
ما تمام شدیم.
متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.