The first 200 lines.
.آینده
.دنیای تاریک و ویران شده
،دنیا در جنگ ...رنج، تلفات
.برای هر دو طرف...
هم جهشیافتهها و هم انسانهایی که جرأت کمک به اونها رو داشتن
.مبارزه با دشمنی که نمیتوانیم شکست دهیم
آیا سرنوشت ما اینگونه مقدر شده؟
مقـدر شده تا خود را نابود کنیم بمانند بسیاری از گونههای ماقبلمان؟
و یا اینکه میتوانیم آنقدر سریع تکامل یابیم که خود را تغییر دهیم؟
سرنوشتمان را تغییر دهیم؟
آیا آینده از قبل مقـدر شده؟
تقدیم میکند تــیــم تــرجمـه
ارائــه ای از تـــــورج کـیارش
!اونها اینجان
!وقت تمومه
!قراولها
."سان اسپات"
!بریم
!"بلینک"
!نه
!خیلی دیر کردین، عوضیها
!بیا اینجا
!دستات رو بگیر بالا
!روی زمین - !نه -
!نه
.تعداد کمی از ما باقی موندن
.پروفسور
.پیداشون کردیم
.پروفسور
."بابـی" - ."سلام، "استـورم -
.سلام بچهجون
.پروفسور
.موفق شدین
هروقت که قراولها حمله میکنن
.وارپث" جاشون رو مشخص میکنه"
و من "بیشاپ" رو به گذشته ...میفرستم تا قبل از وقوع حمله
.بهمون اخطار بده
...بلینک" مسیر بعدی رو باز میکنه و"
قبل اینکه بخوان متوجه حضورِ .ما بشن از اونجا خارج میشیم
...چونکه .هیچوقت اونجا نبودیم
منظورت چیه که هیچوقت اونجا نبودید؟
اون "بیشاپ" رو در زمان به ...چند روز قبل هدایت میکنه
.تا در مورد حمله به بقیه اخطار بده
اون "بیشاپ" رو به گذشته میفرسته؟
نه، فقط ضمیر هشیاریش رو به ضمیر جوونترش میفرسته
.به بدنِ جوونترش
!عجب
."این ممکنه جواب بده، "چارلـز
چی ممکنه جواب بده؟
برنامه قراولها در اصل توسط .دکتر "بولیوار ترسـک" طراحی شده
در اوایل دهه 70 اون یکی از طراحانِ .پیشروی جهان در عرصه تسلیحات بود
ولی، بطور مخفیانه شروع به .آزمایش بروی جهشیافتهها کرد
از استعدادهای اونها برای پیشبُرد .تحقیقات خودش استفاده کرد
.تا اینکه یک جهش یافته به کارهای اون پِی برد
جهش یافتهای میتونست .به شکل هر کسی دربیاد
."میسـتیک"
.من اونو به اسم "ریـون" میشناختم
،وقتی بچه بودیم همدیگه رو دیدیم .با هم بزرگ شدیم
.برای من مثل یه خواهر بود
.سعی کردم کمکش کنم
.ولی درعوض اون رو از خودم روندم
.ترسـک" رو در سرتاسر دنیا دنبال کرد"
و در مذاکرات صلح پاریس در سال 1973 بعد از جنگ ویتنام
.ترسـک" رو پیدا کرد"
.و اون رو کشت
.این اولین باری بود که کسی رو میکشت
.آخرین بارش هم نبود
ولی کشتن "ترسـک" نتیجهای .که اون منتظرش بود رو نداشت
فقط دولت رو متقاعد کرد که .به برنامهی "ترسـک" نیاز دارن
.اونها، اونو همون روز گرفتن
.شکنجهاش دادن و روش آزمایش کردن
در دی.ان.ای اون به رازِ .قدرتش در تغییر شکل پیبردن
و این کلیدی بود که برای .ساخت سلاح لازم داشتن
سلاحی که با قدرت هر .جهشیافتهای تطبیق پیدا کنه
و در عرض کمتر از 50 سال
ماشینهایی ساخته شدن که .خیلی از ما رو نابود کردن
و این قضیه در اون روز .در سال 1973 شروع شد
روزی که اولین بار کسی رو کشت
.روزی که اون واقعاً به "میسـتیک" تبدیل شد
میخوای برگردی به اون زمان؟
اگه بتونم بهش برسم
جلوی قتل رو بگیرم
.و اون رو از دست اونها دور کنم
اونوقت میتونیم کاری کنیم که .قراولها هیچوقت زاده نشن
.و این جنگ رو قبل از آغاز شدن خاتمه داد
.من میتونم یه نفر رو دو هفته به عقب برگردونم
شاید یه ماه، ولی شما دارین درمورد .برگشت به دههها قبل صبحت میکنین
.شما قوی ترین مغز رو در دنیا دارین، پروفسور
اما مغز قبلِ از هم پاشیدن فقط .مقداری گسترش پیدا میکنه
.این کار شما رو تکه تکه میکنه .متأسفم
هیچکس نمیتونه از همچین .سفری جون سالم به در ببره
اگه مغز اون فرد به نحوی بهبود پیدا کنه چی؟
اگه یه نفر به همون سرعتی که تکه تکه میشه، بهبود پیدا کنه چی؟
.خیلخب، پخش بشین
.در موقعیتتون قرار بگیرین
پس من تو جوونی و جایی که فقط خدا میدونه بیدار میشم، بعدش چی؟
.تو باید به خونهی من بری و پیدام کنی
.برای همه این اتفاقات متقاعدم کنی
نمیتونی همینطوری ذهنم رو بخونی؟
.من قدرتهام رو در سال 1973 نداشتم
لـوگان"، تو باید کاری که من یه بار" ،برای تو کردم رو برای من بکنی
.منو رهبری کنی، هدایتم کنی
.اون زمانها من آدم خیلی متفاوتی بودم
.باید در مقابلم صبور باشی
.من خیلی میونهای با صبر ندارم
.تو به منم احتیاج داری
چی؟
بعد از اینکه "میسـتیک" از چارلـز" جدا شد، پیش من اومد"
.و من اونو در مسیری خطرناکی قرار دادم
.مسیری تاریک تر
،به هر دوی ما نیاز هست در کنار هم
.اونم در زمانی که بیشترین اختلاف رو داشتیم
.عالی شد
کجا پیدات کنم؟
.اوه... پیچیده است
،درواقع، بدنت به خواب میره .در حالی که ذهنت به گذشته سفر میکنه
،تا زمانی که تو در گذشته هستی .گذشته و حال به موازات هم پیش میرن
...اما وقتی بیدار بشی
هر کاری که کردی باقی میمونه... .و تبدیل میشه به تاریخ
.و برای بقیه ما تنها تاریخی میشه که میدونیم
،انگار که 50 سال گذشته .اصلاً اتفاق نیفتاده
.این دنیا، این جنگ
...تنها کسی که اینا رو بخاطر میاره
.تو هستی...
خیلخب "لـوگان"، میخوام ذهنت رو خالی کنی .و تا حد امکان آروم باشی
چی؟ منظورت چیه؟
اگه ذهنت درگیر بشه، نگهداشتنت .در اون زمان برای من سختتر میشه
.شروع میکنی به حرکت بین گذشته و آینده
اگه لازم باشه یه کمی عصبانی بشم چی؟
.به افکار آرامشبخش فکر کن
.افکار آرامش بخش
خبر خوبی هم داری؟
...خب
چون پیر نمیشی، در گذشته .هم تقریبا همین شکلی هستی
.وقت زیادی در گذشته نداری
،قراولها پیدامون میکنن .همیشه همین کارو میکنن
و این دفعه نمیتونیم فرار کنیم .راه فراری نخواهیم داشت
.این آخرین شانس ماست
واقعاً فکر میکنی جواب میده؟
.بهش ایمان دارم
،من نگران اون نیستم .نگران خودمونم
اون موقع جوون بودیم و .نمیدونستیم چی خوبه
.اما الآن میدونیم
.به زودی میبینمتون
.ممکنه یه کمی تیر بکشه
!!خـــدایــــا
.جواب داد
هی، چه خبره؟
!گوئن" ! لباس بپوش" - تو کی هستی؟ -
.هی، من نمیدونم اینجا چه خبره
خبر اینه که تو قرار بود مراقبِ .دختر رئیس باشی، نه اینکه بکنیش
.من که باهاش نخوابیدم
نخوابیدی؟ - .نه -
منظورم اینه که، آره ...خیلی باهم خوابیدیم، اما
!"جیمی"
.اون من نبودم، منِ قدیمی بودم
.من تازه 20 ثانیه است رسیدم اینجا - واقعاً؟ -
.آره - لباسات چی شده؟ -
...نه... اوه
اگه بهت بگم منو از آینده فرستادن اینجا، باور میکنی؟
.از اینجا برو بیرون، عزیزدلم - .آره -
.ما حساب این بانمک رو میرسیم
.نه نمیرسین
تو سوییچ ماشینت و پول برای بنزین هم بهم میدی
.وگرنه تو بیمارستان بهوش میای
.باور کن، میدونم این ماجرا چطوری تموم میشه
چون از آینده اومدی؟ - .نه -
.بخاطر اینا...
!این چه کوفتیه
.آه... لعنتی
.افکار آرامش بخش
ما داریم تمام هزینههای دفاعی ـمون رو بررسی میکنیم
.و تمام سوابق سیاه رو بازبینی میکنیم
نمیتونیم از سلاحی پشتیبانی کنیم که .شهروندان خودمون رو هدف میگیره
اگه این جهشیافتهها اونطور که توصیف کردین
الآن هم بین ما زندگی میکنن، پس .دارن با صلح و آرامش زندگی میکنن
حدود ده سال هست که .هیچ حادثهای نداشتیم
بعد از اتفاقی که در کوبا افتاد؟
.هیچوقت تأیید نشد
.ما دشمنهای واقعی داریم
.روسها، چینیها
ما داریم درمورد یکدهم از ده درصدِ .ده درصدِ جمعیتمون صحبت میکنیم
.بذارین یک چیزی براتون بخونم - .خواهش میکنم -
این از سوی دوستانمون در .سازمان سیا به دستم رسیده
یه مقاله است
که توسط یه جهش یافته در .دانشگاه آکسفورد نوشته شده
:و نقلقول میکنم
،برای انسانهای اولیه" نسل جهشیافته و خردمند
.که ما هستیم
.یک ناهنجاری بشمار میرفت
ظهور انسانهای جهشیافته، یعنی همان نسل جهشیافته و خردمند
انقراض سریع خویشاوندانِ ".کمتر جهش یافته همراه بود
.خب
...حالا
.ما انسانهای اولیه هستم
."از جانب خودتون حرف بزنید، دکتر "ترسـک
میدونین وقتی شما سربازهامون رو به ویتنام فرستادین
بدون اینکه سلاحی که برای پیروزی لازم دارن رو بهشون بدین
.دشمنـتون رو دست کم گرفتین
اگه این کار رو با این دشمن هم بکنید
No comments yet. Be the first to leave one.