The first 200 lines.
بري ليندون شاهکاري از استنلي کوبريک
آقايان تپانچه ها را مسلح کنيد
پدر بري همچون باقي پسران خانواده اشراف زادگان
براي حرفه حقوق تربيت شده بود
و بدون شک اگر براي خريد يک اسب
در يک دوئل کشته نمي شد
احتمالا به انساني شاخص تبديل مي شد
مادر بري پس از مرگ همسرش
به گونه اي زندگي مي کرد که کسي جرات افترا زدن به وي را نداشت
بسياري از مرداني که در گذشته خواهان ازدواج با او بودند.
بار ديگر به اين تازه بيوه درخواست دادند
اما او تمام پيشنهادات را رد کرد.
و اعلام کرد که قصد دارد زندگيش را وقف پسرش کند
و خاطره آن مرحوم از دست رفته را نگاه دارد
اولين عشق! چه تغييراتي را در پسر بچه ايجاد کرده است
چه رمز و راز با شکوهي را با خود به همراه مي آورد
احساسات لطيفي که از قلب مرد جوان به بيرون مي جوشد
عشق او مانند آواز پرندگان ...
و يا صداي گذر نسيم از ميان گلهاي سرخ است
تو باختي
الان سر چي باشه؟
برگرد به سمت ديوار
تمام توجه بري و همچنين
عامل اصلي اولين دردسرهاي بري
دختر عموي او به نام نورا برادي بود
من روبان گردنم را باز کردم و در جايي از بدنم پنهان کردم
اگر اون رو پيداش کردي مي توني نگهش داري
تو آزادي که هر جايي از بدنم را بگردي
فکر کنم خيلي بايد بي عرضه باشي اگر پيداش نکني
من نمي تونم پيداش کنم
تو درست دنبالش نگشتي
من نمي تونم پيداش کنم
يک راهنمايي بهت مي کنم
دارم روبان رو حس مي کنم
چرا داري مي لرزش؟
به خاطر لذت پيدا کردن روبان
دروغگو
در اين هنگام بريتانيا
به خاطر تهاجم فرانسه ...
به شدت دچار هرج و مرج و برانگيختگي بود
نجيب زادگان و مردم عادي
وفاداري خود را ايجاد هنگهاي منسجم
در مقابل تهديد ها نشان مي دادند
اونيفورم هاي قرمز رنگ و ظاهر غرور انگيز آنان بري را به غبطه خوردن وا مي داشت
اهالي برادي گروهي را براي پيوستن به
گردان "کيلونگن"" به فرماندهي کاپيتان جان کوئين
تمام کشور با شيپور آماده باش جنگ به حالت آماده باش در آمده بود
و سراسر قلمرو پادشاهي بريتانيا آکنده از موسيقي هاي نظامي بود
ردموند , چت شده؟
نورا تو مجبور بودي پنج بار با کاپيتان کوئين برقصي؟
صف آرايي هاي اون براي من اهميتي نداره
اون عالي مي رقصه و نمونه کامل يک مرد خوش مشربه
اون در لباس نظامي خيلي خوب به نظر مياد
اون از من درخواست رقص کرد چطور مي تونستم امتناع کنم؟
اما منم ازت درخواست کردم ولي قبول نکردي!
من مي تونم هر روز با تو برقصم
تازه اگر با دختر عموت برقصي اين طور نشون دادي که نتونستي شريک ديگه اي پيدا کني
از اين گذشته, کاپيتان کوئين يک مرد کامله
ولي تو فقط يه پسر بي پولي
اگر يک بار ديگه باهاش روبرو بشم تو خواهي فهميد که چه کسي بهتره!
من با اون مبارزه مي کنم کاپيتان هست که هست!
اوه , اين قدر احمق نباش
من جدي گفتم
ولي همه مي دونند که کاپيتان کوئين يه سرباز شجاعه ..
ممکنه تو بتوني با بچه دهاتي ها خوب مبارزه کني
اما مبارزه با يک مبارز انگليسي خيلي فرق مي کنه
پس بهتره همون تو رو تا خونه برسونه
ردموند!
بري مصمم بود که ديگر هرگز نورا را نبيند
اما اين چنين تصميماتي هر چند در هفته اول محکم جلوه مي کند ...
در چند لحظه بي اثر و ناپديد مي شود
نه نورا به تمام خدايان قسم به جز تو ...
قلبم فقط براي چهار دختر ديگه ...
اينگونه شعله ور شده
اوه , امان از دست شما مردها, جان ...
احساسات شما با احساسات ما برابر نيست
ما مثل يک جور گياهي هستيم که من دربارش خوندم
گياهيي که تنها يک گل ميده و بعدش ميميره
تو , تو تو منظورت اينه که ...
هرگز تا حالا عاشق کسي نشدي؟
هرگز جان عزيزم چطور مي توني يک همچين سوالي ازم بپرسي
اوه , نوراي عزيزم!
... برادران نورا نيک و يوليک هميشه
مراقب او بودند و از رابطه او و کاپيتان
راضي و از آن بهره مي بردند
ردموند, چقدر از ديدنت خوشحالم
ردموند!
چطور تونستي با من اينطور رفتار کني نورا!؟
ردموند, چي شده؟
داري درباره چي حرف مي زني؟
فکر کنم الان زمان مناسبي باشه براي اينکه چيزي رو بهت پس بدم
ممنون ردموند
اين رو بکلي فراموش کرده بودم
بله فراموش کرده بودي
کاپيتان کوئين, اجازه بديد پسر عموم ردموند بري را به شما معرفي کنم
دوشيزه برادي به نظر ميرسه ...
شما دو نفر در رابطه با مطلبِ مهمي گفتگو مي کرديد
شايد بهتر باشه که اينجا رو ترک کنم
کاپيتان کوئين, من هيچ مسئله خصوصي با پسر عموم ندارم!
ولي دوشيزه برادي, به نظر مي رسه مسئله مهمي براي در ميون گذاشتن داريد؟
خداي من , کاپيتان کوئين اون فقط يه پسر بچه س و براي من بيشتر از طوطي يا سگم اهميت نداره
واقعا!
آيا شما عادت داريد تکه ...
... اي معني دار از لباستون رو به طوطي يا سگتون بديد؟
يعني من نمي تونم روبان گردنم را به پسر عموم بدم؟
خواهش مي کنم دوشيزه!
مثل خيلي ديگه از روبان هايي که داديد؟
وقتي خانمي به آقايي هديه اي ميده وقتشه که بقيه آقايون خودشون رو بکشند کنار.
براي هر دوتون روز خوبي رو آرزو مي کنم.
جک کوئين!
اينجا چه خبر شده؟
بهتون ميگم قربان!
من ديگه از اين رفتار دوشيزه برادي و رفتار شما ايرلندها خسته شدم
چي شده؟
يا شما را به رفتار ايرلندي ها عادت ميديم يا خودمون ميشيم مثل شما اينگليسي ها
اين عادت دوشيزه هاي اينگليسي نيست که دو تا عاشق داشته باشند
بنابراين آقاي برادي ازتون ممنون ميشم اگر بدهي تون رو به من پرداخت کنيد
و من ديگر هيچ ادعايي روي اين دختر جوان ندارم
اگر ايشان از بچه مدرسه اي ها خوشش ميايد اجازه بديد خوش باشند , آقا
حتما داريد شوخي مي کنيد!
تا حالا هرگز اينقدر جدي نبودم
جان صبر کن
بچه لوس بد اخلاق!
تو در کار همه دخالت مي کني!
به تو چه مربوطه که بياي اينجا و با نجيب زاده اي که سالي 1500 سکه درآمد داره دعوا کني؟
ردموند,پسرم, بشين
خانم برادي و خانمها, لطفا توجه کنيد
در خانواده من کمتر پيش اومده که به سلامتي چيزي شراب بخوريم ...
... و حالا خواهش مي کنم با تمام احترام و غرور
به سلامتي کاپيتان کوئين و عروس جوانش خانم کوئين دختر من و آرزوي عمر طولاني براي اونها.
يالا ببوسش جک تو صاحب بزرگترين گنج دنيا شدي
زودباش جک
زنده باد داماد!
به سلامتي يک زندگي طولاني و پر سعادت در کنار يکديگر
به سلامتي يک زندگي شاد در کنار يکديگر
ممنونم
ردموند!
اين هم به سلامتي شما کاپيتان جان کوئين!
ردموند, چطور جرات مي کني تو خونه من چنين رفتاري! داشته باشي؟
خانم برادي, بچه هارو ببريد بيرون
کاپيتان کوئين عزيز, شما حالتون خوبه؟
محض رضاي خدا بگو معني اين دعوا چيه؟
حقيقت اينه قربان ...
...که اين بوزينه جوان عاشق نورا شده
او امروز کاپيتان و نورا رو در باغ ديد
و اکنون به خون جک کوئين تشنه است
آقاي برادي بايد به عرضتون برسونم در اين خونه سخت به من توهين شده
و بنده از وضعي که برايم پيش اومده فوق العاده ناراضيم.
من يک مرد اينگليسي هستم! و مردي با کلي دارايي و عنوان!
و براي مجازات گستاخي اين خوک جوان ...
...اون بايد شلاق بخوره!
هر زماني که آقاي کوئين جوياي تلافي باشند ...
...مي تونند از من ردموند بري ارباب بريويل دعوت کنند
من مي برمش خونه
عجب روز خوبي درست کردي, ارباب ردموند
شما خوب مي دونيد عموتون مشکل مالي داره ...
... و در تلاشه که اين مشکل رو با سالي 1500 پوند که کوئين وارد خانواده مي کنه رفع کنه
کوئين قول داده 4000 پوند قرض عموي شما رو پرداخت کنه
اون داره با دختري ازدواج مي کنه که حتي يک پني هم جهيزيه نداره
...دختري که هر مردي را رو در اين منطقه ديده خودش رو به اون چسبونده تا شوهر پيدا کنه.
و همه از دستش پريدند
و شما بايد مانند پدرتون به عموتون توجه کنيد
من متوجه ام
و اين پاسخ مهرباني هاي اون بود؟
هنگامي که پدرتون مُرد مگه به شما پناه نداد؟
مگر اون به شما و مادرتون يه خونه خوب به صورت مجاني نداده؟
هر چي بوده رو فراموش کن ...
من با هر مردي که بخواد دست نورا بريدي را بگيره مي جنگم
اون رو حتي تا کليسا هم تعقيب خواهم کرد و باهاش در اونجا مبارزه مي کنم
يا خون اون رو ميريزم, يا خون خودم ريخته خواهد شد
ايمان دارم که اين کار را مي کنيد!
هرگز در طول زندگي جواني مثل شما نديدم.
بذار ببوسمت, پسرم
شما هم درست مثل من هستيد
تا زماني که من زنده ام, شما به هيچ دوست و پشتيباني نياز نداريد
ممکنه پيغام من را براي کوئين ببري و قرار ملاقات با اون بگذاري؟
خوب اگر شما دستور ميديد بايد انجام بشه
ببين ردموند, پسرم اين يک دوئل احمقانه است
نورا هر طور شده با کوئين ازدواج مي کنه, اين حرف من يادت باشه
و هنگامي که عروسي کرد تو به کلي فراموشش مي کني
تو هنوز يه پسر بچه اي و کوئين هم حاضره از دوئل با تو چشم بپوشه
درسته کوئين؟
بله
الان, دوبلين جاي خوبيه
اگر مي خواي بري اونجا و براي يک ماهي شهر رو بگردي
من 10 سکه هم بهت هديه ميدم
کاپيتان کوئين شما با اين شرايط قانع ميشيد؟
بله اگر آقاي بري عذر خواهي ... کنند و به دوبلين برند
... فکر مي کنم تمام موضوع به صورت شرافتمندانه اي فيصله خواهد يافت
بگو که متاسفي, ردموند
خيلي آسون مي توني بگي و تمومش کني
من متاسف نيستم
و هرگز عذر خواهي نخواهم کرد
به جهنم خواهم رفت ولي به دوبلين نميرم
پس با اين حساب چاره ديگه اي نيست
خدا رحمتت کنه ردموند
اين از تپانچه هاي من نيست.
مشکلي نداره, از تپانچه هاي منه
اگر به دور دوم رسيد مال خودت رو آماده مي کنم
موفق باشي ردموند
No comments yet. Be the first to leave one.