Burning

Burning (버닝)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Burning 2018 BrRip Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-07-26
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ببخشید.‏

‏خوش اومدین. بفرمایین داخل.‏

‏حراج فوق‌العاده‌ست!‏

‏اجناس گرون رو‏ ‏با قیمت‌های پایین می‌دیم!‏

‏خوش اومدین! بفرمایین داخل!‏

‏فقط کافیه بیاین داخل‏ ‏تا هدیه بگیرین.‏

‏ بر اساس «آتش‌زدن انبار»‏ ‏از هاروکی موراکامی ‏

‏بفرمایین داخل و هدیه‌تون رو بگیرین.‏

‏قرعه‌کشی ده دقیقه دیگه شروع می‌شه.‏ ‏روز خوبی داشته باشین.‏

‏قرعه‌کشی ده دقیقه دیگه شروع می‌شه.‏

‏بفرمایین داخل و اجناس لوکسی رو ببینین‏

‏که معمولاً توی فروشگاه‌های بزرگ پیدا می‌شه.‏

‏بیاین داخل و هدیه‌ی رایگان بگیرین.‏ ‏سلام، بفرمایین داخل.‏

‏- اجناس گرون رو...‏ ‏- برای قرعه‌کشی بعداً بیاین.‏

‏با قیمت پایین می‌دیم!‏

‏فقط بیاین داخل و یه نگاهی بندازین!‏

‏قرعه‌کشی ده دقیقه دیگه شروع می‌شه.‏

‏جایزه‌ی بعدی یه زیرانداز یوگاست‏ ‏و شماره‌ی برنده همین‌جا تو دستمه.‏

‏شماره‌ی ۴۹! کسی شماره‌ی ۴۹ رو داره؟‏

‏تبریک می‌گم آقا! مبارکه!‏

‏بریم سراغ جایزه‌ی بعدی.‏

‏جایزه‌ی بعدی یه ساعت ورزشی لوکسه!‏

‏برنده‌ی خوش‌شانس کیه؟‏ ‏لطفاً یه برگه بردارین.‏

‏خب، صدای طبل لطفاً.‏

‏شماره‌ی برنده ۸۵ئه! تبریک می‌گم.‏

‏شماره‌ی ۸۵ دست کیه؟‏

‏کسی شماره‌ی ۸۵ رو داره؟‏

‏آهان، اونجایین! تبریک می‌گم!‏

‏دوست‌دختر داری؟‏

‏نه.‏

‏اینو می‌خوای چی‌کار کنی؟‏ ‏این ساعت زنونه‌ست.‏

‏باید یکی پیدا کنی.‏

‏لی جونگ‌سو.‏

‏منو یادت نمیاد؟‏

‏بچگی‌هامون توی یه محله زندگی می‌کردیم.‏

‏مانو-ری، تان‌هیون-میون، شهر پاجو.‏

‏منم، شین هائمی!‏

‏جراحی زیبایی کردم.‏ ‏خوشگل شدم، نه؟‏

‏وقت داری؟ الان وقت استراحتم می‌شه.‏

‏سربازی رفتی؟‏

‏معلومه.‏

‏بعدش چی؟‏

‏بعدِ چی؟‏

‏دانشگاه رو تموم کردم‏

‏و الان پاره‌وقت کار می‌کنم.‏

‏ولی کنارش یه کار دیگه هم می‌کنم.‏

‏چه کاری؟‏

‏می‌تونم بپرسم؟‏

‏می‌نویسم.‏

‏می‌نویسی؟ چی می‌نویسی؟‏

‏رمان.‏

‏پس نویسنده‌ای؟‏

‏نه رسماً.‏

‏دارم سعی می‌کنم بشم.‏

‏چه باحال.‏

‏نویسنده، لی جونگ‌سو.‏

‏- کارت چطوره؟‏ ‏- بد نیست.‏

‏سرگرم‌کننده‌ست.‏

‏از این جور کارها خوشم میاد. کارِ بدنی.‏

‏فقط وقتی زنگ می‌زنن میام،‏ ‏واسه همین خیلی دستم بازه.‏

‏پس خوبه.‏

‏حالا شبیه همون هائمی شدی‏ ‏که قبلاً می‌شناختم.‏

‏اینو می‌خوای؟ از قرعه‌کشی بردم.‏

‏تا حالا ساعت دستم نکرده بودم.‏

‏اه، چقدر زشته.‏

‏امشب میای با هم یه نوشیدنی بخوریم؟‏

‏چرا که نه؟‏

‏حدس بزن چی شده؟‏

‏دارم می‌رم آفریقا.‏

‏آفریقا؟ چرا؟‏

‏یه مدت پول جمع می‌کردم که سفر برم.‏

‏ولی چرا آفریقا؟‏

‏این پانتومیمه.‏

‏این روزها پانتومیم یاد می‌گیرم.‏

‏چرا؟ می‌خوای بازیگر بشی؟‏

‏فکر کردی هرکسی می‌تونه بازیگر بشه؟‏

‏فقط واسه دل خودم یاد می‌گیرم.‏

‏نگاه کن. هر وقت بخوام‏ ‏می‌تونم نارنگی بخورم.‏

‏خوبه. استعداد داری.‏

‏ربطی به استعداد نداره.‏

‏روشش اینه.‏

‏فکر نکن نارنگی‌ای اینجاست.‏

‏فقط یادت بره که نارنگی‌ای نیست.‏ ‏اصلش همینه.‏

‏مهم اینه واقعاً هوسش کنی.‏

‏اون‌وقت دهنت آب می‌افته‏ ‏و واقعاً مزه می‌ده.‏

‏بوشمن‌هایی رو که توی صحرای کالاهاری‏ ‏زندگی می‌کنن می‌شناسی؟‏

‏اون‌ها دو جور «آدم گرسنه» دارن.‏

‏آدم‌های گرسنه؛ به انگلیسی می‌شه «هانگر».‏

‏«گرسنگی کوچک» و «گرسنگی بزرگ».‏

‏گرسنگی کوچک یعنی کسی که واقعاً گرسنه‌ست.‏

‏گرسنگی بزرگ یعنی کسی که تشنه‌ی معنای زندگیه.‏

‏کسی که می‌خواد بدونه چرا زندگی می‌کنیم،‏ ‏زندگی چه معنایی داره،‏

‏از این جور چیزها.‏

‏اونا واقعاً گرسنه‌ان.‏ ‏واسه همین بهشون می‌گن «گرسنگی بزرگ».‏

‏پس می‌ری آفریقا که‏ ‏«گرسنگی بزرگ» رو ببینی؟‏

‏باحاله، نه؟ گرسنگی بزرگ...‏

‏جونگ‌سو.‏

‏لی جونگ‌سو.‏

‏یه لطفی برام می‌کنی؟‏

‏یه گربه دارم.‏

‏وقتی آفریقام، بهش غذا می‌دی؟‏

‏باید گربه رو بیارم خونه‌ی خودم؟‏

‏نه.‏

‏باید بیای خونه‌ی من،‏

‏چون گربه رو نباید‏ ‏از خونه‌ی خودش بیرون برد.‏

‏این همه بار چیه؟‏

‏دارم می‌رم خونه‌مون توی پاجو زندگی کنم.‏

‏- امروز؟‏ ‏- آره.‏

‏توی خونه‌ی پاجو کی زندگی می‌کنه؟‏

‏هیچ‌کس.‏

‏مادرم وقتی بچه بودم رفت،‏

‏خواهرمم چند سال پیش ازدواج کرد.‏

‏فقط پدرم اونجا زندگی می‌کنه و گاوداری داره،‏

‏ولی براش یه مشکلی پیش اومده،‏ ‏واسه همین باید برگردم خونه.‏

‏نمی‌پرسی چه مشکلی؟‏

‏همیشه یه مشکلی هست.‏

‏رسیدیم.‏

‏سلام.‏

‏جای خوبیه.‏

‏توی اتاق قبلیم، توالت‏ ‏کنار سینک ظرف‌شویی بود.‏

‏این اتاق رو به شماله،‏ ‏واسه همین همیشه سرد و تاریکه.‏

‏روزی فقط یه بار آفتاب می‌گیره.‏ ‏از اون طرف.‏

‏نور خورشید به شیشه‌ی برج سئول می‌خوره‏ ‏و منعکس می‌شه توی اتاقم.‏

‏فقط یه لحظه‌ی کوتاهه.‏ ‏باید خوش‌شانس باشی که ببینیش.‏

‏بویل.‏

‏بیا بیرون.‏

‏بویل.‏

‏اسم گربه‌ت بویله؟‏

‏آره، بویل.‏

‏توی موتورخونه‌ی زیرزمین پیداش کردم؛‏ ‏ولش کرده بودن.‏

‏اگه غریبه اینجا باشه‏ ‏قایم می‌شه و بیرون نمیاد.‏

‏اوتیسم شدید داره.‏

‏نکنه بویل هم فقط زاییده‌ی خیالته؟‏

‏یعنی دارم میام اینجا‏ ‏به یه گربه‌ی خیالی غذا بدم؟‏

‏فکر کردی ازت خواستم بیای اینجا‏ ‏به یه گربه‌ی خیالی غذا بدی؟‏

‏خنده‌داره.‏

‏باید یادم بره که گربه‌ای وجود نداره؟‏

‏یادت میاد؟‏

‏گفتی زشتم.‏

‏جدی؟ من اینو گفتم؟‏

‏یه روز که از مدرسه برمی‌گشتم،‏

‏از اون طرف خیابون رد شدی و اینو بهم گفتی.‏

‏«خیلی زشتی.»‏

‏توی تمام دوره‌ی راهنمایی،‏ ‏تنها حرفی بود که بهم زدی.‏

‏حالا راستشو بگو.‏

‏چرا هیچی نمی‌گی؟‏

‏صبر کن.‏

‏بپوشش.‏

‏چی می‌گی، عوضی؟ مو...‏

‏الو؟‏

‏الو؟‏

‏الو؟‏

‏آمار تازه، شدت بیکاری‏ ‏جوانان کشورمون رو نشون می‌ده.‏

‏این نرخ با سریع‌ترین سرعت‏ ‏در میان کشورهای عضو ⁦OECD⁩ در حال افزایشه.‏

‏گزارش پارک سونگ‌هو رو می‌شنویم.‏

‏رشد نرخ بیکاری ما‏ ‏در بین کشورهای ⁦OECD⁩ از همه سریع‌تره.‏

‏او ادعا می‌کند چشم‌انداز تازه‌ای‏ ‏برای آمریکا ترسیم کرده.‏

‏نظرسنجی واشنگتن‌پست و ⁦ABC⁩ نشان می‌دهد‏ ‏۹۴ درصد رأی‌دهندگان ترامپ...‏

‏الو؟‏

‏به‌خاطر عمل‌کردن به وعده‌های انتخاباتی‌اش‏ ‏امتیاز بالایی گرفت،‏

‏از جمله اخراج مهاجران، ساخت دیوار مرزی مکزیک،‏

‏و لغو اوباماکر.‏

‏بویل، کجایی؟‏

‏بویل؟‏

‏بیا بیرون، هرجا که هستی.‏

‏ببین اینجا چی داریم.‏

‏این چیه، آقای بویل؟‏

‏اگه می‌خواستی قایم شی،‏ ‏باید پی‌پی‌تم قایم می‌کردی.‏

‏اول پی‌پی‌تو بهم معرفی می‌کنی؟‏

‏قبل از اینکه خودت بگی «خوشوقتم»؟‏

‏با خودداری از شهادت،‏ ‏هیچ ضرری متوجه شما نخواهد شد.‏

‏اما اگر از حق سکوت خود صرف‌نظر کنید‏ ‏و شهادت بدهید،‏

‏اظهارات شما می‌تواند برای اثبات مجرمیت‌تان‏ ‏علیه شما استفاده شود.‏

‏متوجه شدید؟‏

‏بله.‏

‏حالا، دادستان کیفرخواست را قرائت کند.‏

‏متهم که دامدار است،‏

‏مأمور شهرداری پاجو را زده و زخمی کرده،‏

‏و مانع اجرای قانونی وظیفه شده است،‏

‏همچنین دست راست مأمور دولتی را شکسته،‏

‏که مستلزم شش هفته درمان بوده است.‏

‏بسیار خب. کیفرخواست شامل مواردی که شنیدید‏ ‏به شما ابلاغ شده؟‏

‏بله.‏

‏آیا اتهامات را می‌پذیرید؟‏

‏حرف دیگری هم دارید؟‏

‏متهم همه‌ی اتهامات را می‌پذیرد، جناب قاضی.‏

‏بسیار خب.‏

‏آقای لی.‏

‏با اظهارات وکیلتان موافقید؟‏

‏آقای لی؟‏

‏دانشگاه رفته‌ای؟‏

‏بله.‏

‏ولی هنوز شغل نداری؟‏

‏رشته‌ات چی بود؟‏

‏- نویسندگی خلاق خوندم، قربان.‏ ‏- نویسندگی خلاق.‏

‏پس نویسندگی خوندی.‏

‏می‌خوای چه جور چیزی بنویسی؟‏

‏قصد دارم رمان بنویسم.‏

‏رمان؟‏

More Farsi/persian subtitles for Burning

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left