Clarkson's Farm

Clarkson's Farm

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Clarksons Farm S05E02-shahrefilm
A Commentary by shahrefilm
شهرفیلم بزرگترین آرشیو سریال و فیلمهای روز دنیا روی هارد کاملترین مجموعه استند آپ با زیرنویس فارسی کانال تلگرام t.me/shahrefilm

Tags

webdl
Published on: 2026-06-03
Downloads: 72
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شهرفیلم بزرگترین آرشیو سریال و فیلمهای روز دنیا روی هارد کاملترین مجموعه استند آپ با زیرنویس فارسی

این راهپیمایی...

هفته آینده، سه‌شنبه.

مسئله اینه که،

ما هم می‌ریم؟

چون اگه اوضاع خراب بشه، مردم شروع می‌کنن به پرتاب کردن،

می‌دونی، یه‌چیزهایی مثل... چکمه‌های پلاستیکی یا یه همچین چیزایی.

...دستگاه‌های کودپاش و این حرفا و شروع کنن ساختمان‌های عمومی رو با فضولات حیوانی بپوشونن، درست مثل کاری که فرانسوی‌ها می‌کنن،

دلت می‌خواد اسمت کنار این چیزا بیاد؟

و اگه نری،

این‌طور به نظر نمی‌رسه که از کشاورزها حمایت نمی‌کنی؟

اوه خدا...

من دلم نمی‌خواد وسط یه‌شورش باشم.

هوم... منم دلم نمی‌خواد وسط یه‌شورش باشم.

و خب، خیلی‌ها دارن می‌گن که من باید سخنرانی کنم.

منظورم اینه که من مجبورم برم.

من از شلوغی و جمعیت زیاد خوشم نمیاد و دقیقاً قراره وسط یه‌جمعیت خیلی بزرگ باشم. بدترین آدمِ اونجا منم.

من با شلوغی مشکلی ندارم، تازه رفتن به لندن هم خوبه. اونجا می‌تونم درباره آل پاچینو حرف بزنم و مردم می‌فهمن چی می‌گم.

پس تو می‌ری؟

فکر کنم قراره برم.

و... می‌خوام یه‌اتوبوس دربست بگیرم.

به نظرم ایده خوبیه. خب، به دو دلیل:

یکی اینکه کار قشنگیه و این فرصت رو برای کشاورزها فراهم می‌کنه که به لندن برن.

و دلیل دوم اینه که اگه یه‌اتوبوس راه بیفته،

جلوی این رو می‌گیره که یه‌کشاورز با خودش تراکتور و دستگاه کودپاش ببره.

خیلی خب، پس منم سوار اتوبوس می‌شم، باشه؟

و درباره سخنرانی کردن هم وقتی رسیدم اونجا تصمیم می‌گیرم.

چون، می‌دونی، اگه وسطِ روشن شدن منورها ایستاده باشی... آره، آره.

و فضولات حیوانی باشه که به این‌طرف و آن‌طرف پرتاب می‌شه...

اون موقع که دلت نمی‌خواد سخنرانی کنی، مگه نه؟ اون موقع دیگه وقت عقب‌نشینیِ سریعه.

من که اون موقع جیم می‌شم.

خب، نمی‌تونی این کار رو بکنی، چون مسیرهای لندن رو بلد نیستی.

نه، بلد نیستم. با تو می‌مونم. با من بمون.

آره.

حالتون چطوره؟ صبح بخیر. خیلی ممنون، خوبم.

اینا که موشن! چرا به من دو تا موش دادی؟

آره... در ضمن، اندام‌های تناسلی‌شون هم کاملاً کوچیکه.

این فقط به خاطر سرماست.

اوه، واقعاً؟

اون یکی خیلی ریزه.

اما باز هم، می‌دونی، نژاد «ایزی‌کر» ظریف‌تر و زنانه‌تر به نظر می‌رسن.

آن‌ها شبیه قوچ‌های معمولی و خیلی بزرگ شما نیستن.

می‌دونی چیه؟

فکر کنم شاید خواهرش یا یه‌چیزی شبیه به اون رو توی خونه جا گذاشتم،

و این زبون‌بسته هم رفته توی یه‌مارپیچ کامل از ناامیدی

که چرا خواهرش همراهش نبوده.

واقعاً؟

دق کرده؟ آره.

یعنی واقعاً از غصه و دل‌شکستگی مرد؟

بله، بله.

عجب خدای من. کی فکرش رو می‌کرد؟

اوه نگاه کن، راه افتادن، راه افتادن.

دخترها دارن فرار می‌کنن.

بی‌انصافی نکنیم، اولش همیشه همین‌طور فرار می‌کنن.

آنی بهم می‌گه یه‌نفر اینجا خراب‌کاری کرده و گند زده.

عمراً!

تباهاً!

این تهوع‌آوره.

واقعاً تهوع‌آوره.

این نمی‌تونه کار یه‌نفر باشه.

این باید کار مثلاً پنج نفر باشه.

سلام. جرمی، من شارون هستم. حال شما چطوره؟

سلام. من خیلی خوبم. شما چطورید؟

خب، بالاخره اومدیم. ما خیلی خوشحالیم، بله.

آخرین باری که توی یه‌مکانِ کوچیک‌تر از اینجا اجرا کردید کی بود؟

اوه...

فوق‌العاده است، مگه نه؟ It is. But I have been thinking.

بهداشت و ایمنی... نگو که باز هم اونه. نه، نه.

وقتی دارن آواز می‌خونن، رفتن به دستشویی خیلی سخت و خجالت‌آور میشه.

چرا؟

همین‌طوری... چون دقیقاً همون‌جا ایستادن.

اوه!

کنسلش می‌کنم.

و خب می‌دونی، وضعیت برق اینجا تعریفی نداره و ما قراره این تجهیزات رو هم روشن کنیم؟

نه.

پس یه‌کم نگرانی وجود داره که وقتی اونا شروع به آواز خوندن می‌کنن، مجبور بشیم بعضی از وسایل اون تو رو خاموش کنیم.

مشکل اینجاست که...

خب، مشکل اینجاست که،

ما برای مشتری‌ها رزرو داریم، می‌دونی، دقیقاً تا اون موقع...

از ساعت ۸:۴۵ به بعد.

پس ما هنوز هم قراره غذا سرو کنیم. حرفت اینه که ما نمی‌تونیم هم‌زمان هم غذا سرو کنیم و هم اجرای زنده داشته باشیم؟

دلت می‌خواد آندره‌آ کور بهت یه‌توپ‌و‌تشرِ حسابی بزنه... یا یه‌پیراشکی سوسیس بهت بده؟

یا یه‌پیراشکی سوسیس؟

بیا با همون «دِ کورز» پیش بریم.

این خیلی هیجان‌انگیز به نظر می‌رسه.

آکوستیکِ اون تو بد نیست، مگه نه؟

واقعاً خوبه، عالیه.

اینجا در واقع دفتر کار منه که موقتاً دادمش به شما.

این خیلی لطف شماست.

اوه! چه عالی. آره، مراقب پله‌ها باشید.

اینجا... اوه.

وای. آره، یه‌کم بو می‌ده.

طراحی دکوراسیون کار کی بوده؟

شکلات‌های اسمارتیز واقعاً سلیقه خوبی بوده.

نه، nano، اسمارتیز نیستن.

پس چی‌ان؟ ام‌اندامز (M&Ms)؟

آره، اما می‌دونی ما چیکار کردیم؟ فقط برای اینکه نشون بدیم...

شما شکلات‌های قهوه‌ای رو جدا کردید!

این کارِ پرینس بود. فکر کردم کارِ ون هیلن بوده.

آره، ممکنه کار اونم بوده باشه. من فکر کردم پرینس بوده.

به‌هر‌حال، اینجا اتاق استراحت شماست. نمی‌دونم.

این صندلی کار منه. قدمتون روی چشم، بفرمایید.

وای. ببخشید که بزرگتر از این نیست.

و شرمنده که این وسط یه ستون سقف هست.

اما خب، اجرای شما ساعت ۸ شروع می‌شه و الان ساعت ۵ هست.

به‌هر‌حال، تنهاتون می‌ذارم. من دیگه می‌رم بیرون و در رو می‌بندم.

می‌شه یه بخاری برامون بیارید؟ ما رو اینجا زندانی نکنی حالا.

بخاری برقی؟ نه، نداریم.

مطمئنی؟ خب، مسئله اینه که،

ما اینجا برق کافی نداریم.

اوه... ما واقعاً نگرانیم.

امشب یا باید آشپزی کنیم یا آوازخونی. باشه.

اینجا کسی مزاحمتون نمی‌شه، مهم‌ترین چیز همینه.

باشه. بعداً می‌بینمتون بچه‌ها.

ممنون جرمی. ما یه‌مقدار...

اوه، خدا.

من واقعاً عاشق اینم که با جیمز می‌ تور می‌ذارید، به نظرم عالیه.

خوبه که می‌بینم یه شغل نون‌وآب‌دار پیدا کرده.

خانم‌ها و آقایان!

خیلی از شما ممنونم.

هفته آینده اونا توی سالن O2 اجرا دارن،

اما امشب،

توی «فارمرز داگ» اجرا می‌کنن؛ اونا اولین گروهی هستن که اینجا اجرا دارن.

خانم‌ها و آقایان، گروه «دِ کورز»!

شب بخیر، مردمِ خوبِ «فارمرز داگ».

گروه «دِ کورز» رو یادت میاد؟

نه.

اصلاً نمی‌دونم کی هستن.

خیلی ممنون!

خیلی ممنون.

از دیدنتون خوشحال شدم. فوق‌العاده بود. ممنون.

اون حس‌و‌حال، واقعاً...

برای من، امشب مثل یه رویای غیرقابل‌باوره.

وقتی آدم با خودش می‌گه «ما یه ایده‌ای از اینکه این کافه چطوری بشه داشتیم»،

و بعد به این صحنه نگاه می‌کنی و می‌گی:

«ما انجامش دادیم، واقعاً انجامش دادیم.»

بفرما، اینجارو نگاه کن.

صبح بخیر همگی. صبح بخیر.

خب.

سلام. سلام.

جیمز.

جیمز، سلام. چارلی هستم. از دیدنت خوشحالم.

خب، سخنرانی کنم یا نکنم؟ موافقید رای بگیریم؟

چی، کلاً حرف بزنی یا نزنی؟

خب، دکتر بهم گفته حرف نزنم. آمازون هم بهم گفته حرف نزنم.

اونجا رو نگاه کن کالب. اون چیه؟

اونجا تالار رویال آلبرت هست. موزه‌ست؟

نه.

اون انتها هم میدان پارلمان هست، جایی که ساختمان‌های پارلمان اونجا قرار دارن.

خب، بیایید لباس‌ها رو بپوشیم و آماده بشیم.

صبح بخیر، صبح بخیر.

حدس می‌زنم الان همه‌تون کاملاً گم شدید، درسته؟ آره.

من ۳۰ ساله اینجا زندگی می‌کنم. دنبال من بیایید. من می‌دونم کجا داریم می‌ریم.

الان اوایل روزه، حدوداً ساعت ۱۱ اینا، و هوا هم بارونیه.

حرف‌و‌حدیث‌های زیادی بود که این تجمع قراره توسط راست‌گرایان افراطی قبضه بشه و به خشونت کشیده بشه.

و من خودم اومدم اینجا تا از نزدیک ببینم.

و این مردم، قشر اصلی، صبور، آفتاب‌و‌بارون‌دیده،

و بخش محترم بریتانیا هستن که به خیابون اومدن. واقعاً تحسین‌برانگیزه.

از جزیره وایت.

از هرتفوردشر. از دوون.

ما مزرعه نسبتاً کوچیکی داریم، کلاً یه‌کم بیشتر از ۲۰۰ هکتار،

اما این قانون ضربه سختی به ما می‌زنه. زمین ما برای زراعته.

ما هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت نمی‌تونیم از پسِ هزینه‌ای که از ما می‌خوان پرداخت کنیم بربیایم،

و مجبور می‌شیم همه‌چیز رو بفروشیم بره.

چطور می‌تونید از مردم بخواهید که از سبک زندگیشون دست بکشن،

و اون‌ها رو به خاطر تولید مواد غذایی،

و مراقبت از حومه شهر و طبیعت مجازات کنید؟

از بین اون ۱۵۰۰ نفر، یه اقلیتی هستن که تحت تأثیر قرار نمی‌گیرن...

با ترکیب معافیت‌های مالیاتیِ املاک تجاری و کشاورزی (BPR و APR).

می‌دونید، این تأثیر فوق‌العاده بزرگی داره.

بله، از نظر مالی، اما از نظر اعتمادبه‌نفس هم همین‌طور،

برای سرمایه‌گذاری روی تولیدات آینده...

این یعنی ۱.۲ میلیون.

بنابراین اونا باید برای اون داراییِ واقعی که دارن

ازش شیر تولید می‌کنن، مالیات بدن.

ما ۲ دقیقه از وقتمون گذشته، اگه ممکنه بحث رو جمع‌بندی کنید، عالی می‌شه.

خیلی ممنون.

تا ظهر، در حالی که خیابون وایت‌هال کاملاً پر شده بود

از هزاران کشاورز و خانواده‌هاشون،

سخنران‌ها رفتن روی استیج.

این هفته توی مجلس اعیان، من علیه این طرح پیشنهادی

از طرف کرسی‌های حزب کارگر صحبت کردم.

و از تمام کرسی‌های اون مجلس،

حزب محافظه‌کار، لیبرال دموکرات، نمایندگان مستقل و حتی اسقف‌ها،

سخنران‌ها این سیاست رو محکوم کردن.

شما برای کاری که امروز اینجا دارید انجام می‌دید، حمایت کل ملت رو پشت سرتون دارید.

خیلی خوبه.

من اولی هریسون هستم.

من فقط یه کشاورزِ زراعی از نزدیکی‌های لیورپولم.

خانواده من ۱۷۵ ساله که توی تارباک کشاورزی می‌کنن،

که من نسل پنجمشون هستم و جیمز هم آرزو داره نسل ششم باشه.

چرا ما کشاورزی می‌کنیم؟

چرا قیمت‌های پایین رو قبول می‌کنیم؟

چرا با دستمزدهای کم و ساعت‌های کاری طولانی کنار میایم؟

بهتون می‌گم چرا.

ما برای بچه‌هامون کشاورزی می‌کنیم.

ما برای سیر کردنِ ملت کشاورزی می‌کنیم.

ما کشاورزی می‌کنیم چون این توی خونمونه.

و کشاورزی می‌کنیم چون عاشقشیم.

هیچ‌کس این کار رو برای پول انجام نمی‌ده.

More Farsi Persian subtitles for Clarkson's Farm

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left