The first 200 lines.
ایلومینیشن
ایلومینیشن
ایلومینیشن
ایلومینیشن
سال ۱۹۸۵ بود
و پرطرفدارترین برنامه تلویزیونی
برتِ شرور بود
ستاره این برنامه بالتازار برتِ جوون بود، یه کودک نابغه
و یه مغز متفکرِ جنایتکار که میخواست دنیا رو تسخیر کنه
اونجااست! بگیریدش
من پسر بدی بودم
برت بزرگترین بازیگرِ کودکِ دهه ۸۰ بود
که توی دلِ تماشاچیهای سراسر دنیا جا باز کرده بود
اونجااست! بگیریدش
اما همهچیز توی فصل سوم تموم شد، وقتی که
من پسر بدی بودم
این ستاره جوون یهو قد کشید و به بلوغ رسید
پسر؟ اه
برنامه کنسل شد. هالیوود هم طردش کرد
و برت خیلی سریع تو مسیر سقوط قرار گرفت
و کمکم باورش شد که همون شخصیتیه که تو تلویزیون بازی میکرد
به چی زل زدی؟
و حالا همهمون کنجکاویم که
الان کجاست؟
میدونی چیه کِلایو؟
نقشِ شرور رو بازی کردن تو تلویزیون حال میداد
اما شرور بودن تو واقعیت خیلی بهتره
آهنگِ عملیات
بفرما، اینم از این
چی؟ کلایو داری چیکار میکنی؟
آخه این کجاش آهنگِ عملیاته؟
ببخشید. اشتباه از من بود
اه
مامانی
ایست وگرنه
قربان، یه جور هیولا وارد کشتی شده
وایستا! اون هیولا نیست
اون یه مَرده که اِپل گذاشته
فقط یه ابرشرور هست
که سلیقه لباس پوشیدنش اینقدر قدیمی باشه
بالتازار برت
لعنتی! الماسِ دومونت توی اون کشتیه
از تمام مأمورهای منطقه میخوام سریع برن به محل
ما همین الانش هم اینجاییم. مأمورهای "گُروسی" دارن میرسن
آره! وایستا. به ما چی گفتی؟
"گُروسی". ترکیبِ اسمِ گرو و لوسی دیگه. یه بار بگو
اوه! خوشم اومد، ولی نه خیلی زیاد
من که اصلاً خوشم نیومد
ایست! روی زمین
بدو، بدو، بدو
اِ؟
بازم دیر رسیدی گرو
چی؟
داره فرار میکنه
خودش اینجوری فکر میکنه
برو! برو! برو
بدو! بدو! بدو! بدو! بدو
گرو، فکر نکنم برسیم
میرسیم
میرسیم
نه، نمیرسیم
آآآخ
آماده باش
آماده باش واسه
هی. چطوری؟
خوبی؟
شما چقدر بامزه اید
برو بگیرش گرو گرو
سلام، گرو
تغییر وضعیتت چطور پیش میره؟
همون تبدیل شدن از بدترین شرورِ دنیا
به بدترین مأمورِ دنیا؟
وای چقدر خندهدار. باید تو تلویزیون باشی
آخ یادم نبود، قبلاً بودی! ولی بعدش برنامهت کنسل شد
ها ها
این یکی چطور؟ اه
چی؟ وای، دخترا! اوه
رقصِ جنگی
آخ
تیم آلفا، الماس جاش امنه. بیاید بسته رو تحویل بگیرید
مفهومه. تیم آلفا در حال نزدیک شدن
گرو
واقعاً فکر کردی بیهوش شدم؟
هه! به این میگن بازیگری، شاسکول
و معلومه که هنوزم توش استادم
من پسر بدی بودم
ایست! تکون نخور
ای به خشکی شانس
بدو، بدو! بگیرش
داره فرار میکنه
کارمون تموم نشده گرو
صدامو میشنوی؟ هنوز تموم نشده
آره؟ خب الماس که پیش منه
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک دنِ عزیز
تولدت مبارک
باورم نمیشه برت دوباره در رفت
چطور ممکنه؟ آخه چطور؟
قضیه فقط فرار کردنش نیست
قضیه اینه که خیلی هم مغروره
"اوه، من پسر بدی بودم!"
اه! ادنا، سلام! امروز خیلی جذاب شدی
چسبیدی به گربههات
خیلی تحقیرآمیز بود که اونجا با یه مایویِ چسبونِ آدامسی آویزون بودم
این هفته هم وقت نکردم برم باشگاه
صبحونه هم زیاد خورده بودم، یکم باد کرده بودم
میدونی چیه؟ اصلاً ارزش حرف زدن نداره
نمیخوام حتی یه کلمه دیگه دربارهش حرف بزنم
و یه چیز دیگه
دفعه بعد که برت رو ببینم، با رقصِ "مونواک" روی صورت احمقش راه میرم
ممنون که اینقدر سریع اینجا جمع شدید
با کمال تأسف باید به اطلاعتون برسونم که از امروز
من از ریاستِ AVL بازنشسته میشم
اوه، نه
رئیس جدیدتون مستقیم از دفتر مرکزی میاد
و از همین لحظه کارش رو شروع میکنه
ایشون بسیار بااستعداد
و بسیار جاهطلب هستن، دوشیزه والری داوینچی
وقتی به صورت تکتک شما نگاه میکنم
کلی خاطره برام زنده میشه
ای بابا! چقدر خوابآوره این حرفا
ببخشید، این آخرین
بله بله، فهمیدیم
پیری، چاقی، کارت تمومه
بذار یه نفسی تازه کنم
اوه، یکم عرق کردم
اولین موردِ کاری
کدوم یکی از شما بازندهها مأمور گروئه؟
اوه، اون من هستم
البته نمیدونم بشه به من گفت "بازنده" یا نه
یه جورایی هستی دیگه
اوه، دخترا هستن
الان وقتش نیست
هی! آآآخ
بله قربان! اوم
خانم؟ دارید منو مضطرب میکنید
چطور تونستی بذاری بالتازار برت
خطرناکترین شرورِ تحتِ تعقیبِ AVL
همینجوری در بره؟
این دقیقاً برخلافِ کاریه که ما اینجا انجام میدیم
باشه، باشه
بله، شاید در رفته باشه. دوباره
اما الماس رو نبرد
و من اینقدر مونده بود که دستگیرش کنم
همینقدر
هوم. جالبه
اخراجی
چی؟
این اصلاً عادلانه نیست. گرو مأمور خیلی خوبیه
میدونی چیه؟ اگه اون رو اخراج کنی
باید من رو هم اخراج کنی، آبجی خانوم
واقعاً میخوای این کار رو بکنی؟
میخوای؟
نه، نه، نه
خب، مثل اینکه کرد
عزیزم، لازم نبود اون کار رو بکنی
میدونم چقدر کارت رو دوست داری
خب، چیزهای دیگه رو بیشتر دوست دارم
میدونی، باید به دخترا بگیم
تو میتونی بگی؟
این "مامان" بودن هنوز واسم یه جورایی تازگی داره
اوه، حتماً
هه؟
پِست
سلام؟
آلوها
اوه
این دیگه غیرمنتظره بود
خب، شما هیچوقت نرفتید ماه عسل، واسه همین
واستون شام درست کردیم
این یه جشنِ هاواییه
آناناس و نارگیل و یوکللی هم داریم
اوه! هورا! هورا
سوپِ مخصوصِ روز
مادام و موسیو
پاستیلهای خرسی ایده من بود
ممم! اینقدر خوبه که آدم دلش نمیاد بخوره
مگه نه؟
ولی من این رو واسه شما درست کردم
ممم-ممم-ممم
سوپِ خوبیه! عاشقِ ترکیبِ
پاستیل خرسی
و گوشتم
فعلاً نگهش میدارم تو دهنم
چون اینقدر خوبه نمیخوام قورتش بدم
خب، کار چطور بود؟
اوه، اون یارو رو دستگیر کردید؟ چیزی منفجر شد؟
خب، راستش
امروز از من و لوسی دعوت شد که دیگه
توی AVL کار نکنیم
نه
اخراج شدید؟
اوه، نه! نه، نه، نه
بله
اما نگران نباشید
مطمئنم خیلی زود کارهای جدید پیدا میکنیم
حتی کارهای بهتر
مگه چی بهتر از مأمور مخفیِ خیلی باحال بودنه؟
اوه، من میدونم! میتونید آنلاین قمار کنید
No comments yet. Be the first to leave one.