The Blacklist - Tenth Season

The Blacklist - Tenth Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 10

Release info

The Blacklist S10E19 Room 417 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by highbury

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
Published on: 2023-06-30
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ساعت چهار صبح، واقعا؟

‫هی

‫خدایا، امیدوارم، بیدارت نکرده باشم

‫نه، ای کاش بیدارم کرده بودی

‫اینطوری باید خواب می‌بودم...

‫ولی یادم نمیاد دیگه بخوابم

‫حتی برای تو هم صبح زودیه، ریموند

‫ببخشید که مزاحمت شدم، هارولد

‫متاسفانه یه چیزی دارم ‫که نمیشه براش صبر کرد

‫به محض اینکه بتونم میایم

‫بهتره مهم باشه

‫خیلی مهمه

‫چقدر سریع می‌تونی برسی اینجا؟

‫سریع. یه جورایی الانم لباس تنمه

‫اگرچه فکر کنم بهتره ‫برم لباس عوض کنم

‫اشکالی نداره، بیدارم

‫دارم جبر می‌خونم تا بتونم به اگنس ‫در تکالیفش کمک کنم

‫خب، باید مطالعات...

‫راهنمایی‌تو فعلا عقب بندازی، هارولد

‫فعلا لازم دارم اینجا باشین

‫به همه‌تون

‫منظورت از اینجا چیه؟

‫بهتره دلیل خوبی داشته باشی

‫بهت اطمینان میدم، در این ‫ساعت نامناسب...

‫مزاحم شما نمی‌شدم اگه ‫شرایط وخیم نبود

‫چی شده، ریموند؟

‫تازه از یه جلسه با یه ‫دوست میام...

‫که ترجیح میده قبل ‫از سحر مشروبشو بخوره

‫میگه که اینطوری اشباح ‫همسران سابقش ازش دور میشن

‫ولی میگساری بامدادیش ‫یه مزیت هم داره...

‫زبونش پیش کسی ‫که باهاش مشروب می‌خوره باز میشه...

‫چون اثرات الکل ‫روی مغز انسان...

‫دو یا سه برابر بعد از ‫نیمه‌شب بیشتر میشن

‫پس دوستم چیزهای زیادی می‌شنوه، ‫برخی شایعه هستن و برخی نه...

‫ولی امروز صبح یه چیز ‫خیلی حساس بهم گفت

‫کسی اینجا اسم گزارش فریدمن رو شنیده؟

‫نه، باید شنیده باشیم؟

‫نه، فکر نکنم باید شنیده باشین

‫یه گزارش اطلاعاتی فوق ‫محرمانه نیروی هوایی...

‫با حساسیت بسیار زیاده

‫به دوستم گفته شده که گزارش ‫فریدمن قراره دزدیده بشه

‫نمی‌دونسته از کجا، فقط ‫می‌دونه امروز اتفاق می‌افته

‫گزارش فریدمن چیه؟

‫موضوعش به زرادخانه‌ی ‫هسته‌ای این کشور مربوط میشه...

‫که روزهای بهتری به خودش دیده

‫صدها انبار موشک زیرزمینی...

‫در سرتاسر غرب میانه و غرب پراکنده شدن

‫خیلی‌هاشون رها شدن و ‫بهشون توجهی نمیشه

‫برخی نیازمند تعمیرات فوری هستن...

‫که در معرض خطر خرابکاری هستن

‫گزارش فریدمن نقایص و نقطه ضعف‌های...

‫امنیتی هر کدوم از انبارهای ‫کهنه رو با جزییات میگه

‫اگه این اطلاعات به دست ‫آدم اشتباهی بیافته...

‫موشک‌های هسته‌ای آمریکا ممکنه ‫علیه خودمون استفاده بشه

‫روی کاغذ که همینطوره

‫کی سعی داره گزارش رو بدزده؟

‫امیدوارم که شما بتونین ‫ازش سر دربیارین

‫همه چی مرتبه، جوکر؟ ‫درست مثل کار سانتا آنیتاست

‫به نظر که خوبه

‫- ایس، ما... ‫- همینجاست

‫در این مورد زمانبندی‌مون چیه؟

‫- ده دقیقه میریم تو و میایم بیرون ‫- بریم

‫این خبر رو از کجا گرفتی؟

‫دقیقا از زبون کی؟

‫راستش اجازه ندارم بگم

‫می‌دونی، یه بارم شده، ‫چرا بهمون نمیگی...

‫چه نفعی برای تو داره؟

‫یه برد برای نیروی ویژه به حساب میاد

‫نه چیزی بیشتر

‫پس، از همین الان زمان کم داریم

‫وضعیت رو به دستان توانای شما می‌سپارم

‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم

‫و لطفا، منو در جریان بذارین

‫آه!

‫اجازه هست؟

‫هر چقدر دوست داری بردار

‫فقط یکی کافیه، مرسی

‫رنگ خاکستری این دیوارها...

‫فکر نکنم جایی دیگه ‫رنگی به این دقیقی...

‫دیده باشم

‫بهش میگن خاکستری سندان

‫چرخ رنگ رو بررسی کردم. ‫زیاد حوصله‌م سر میره

‫آه!

‫حس می‌کنم به اندازه ‫کافی اینو نمیگیم...

‫ولی اون مرد واقعا خیلی عجیبه

‫واقعا هست، ولی اگه اطلاعاتش درست باشه، ‫خیلی سریع باید دست به کار بشیم

‫دمبه، رسلر، یه سر تا دفتر رییس ‫اطلاعات ملی برین

‫بهشون خبر بدین که گزارش فریدمن در خطره

‫- پیداش و ایمنش کنین ‫- الان میریم

‫ولی هوشیار باشین

‫سیا راست میگه. انگار ‫ردینگتون یه چیزیش شده

‫خب، همیشه یه چیزیش هست

‫بازم، برای رعایت امنیت، انتظار ‫غیرمنتظره رو داشته باشین

‫جاناتان، بیا تو. ‫برات قهوه خریدم

‫از یه جای جدید در خیابون ‫سیزدهم، زندگی‌تو عوض می‌کنه

‫بگیر بشین. زود باش

‫من رفیقت نیستم

‫منم نمی‌خوام باشی

‫ولی به کمکت نیاز دارم

‫بازم با کمک کردن بهت ‫به دوستم خیانت می‌کنم

‫و تا الان احتمالا مرده بودم...

‫اگه دونالد رسلر به دادم نرسیده بود

‫مطمئنم که حامی بسیار خوبیه

‫از طرفی با ‫ریموند ردینگتون کار می‌کنه...

‫یا برعکسش، ردینگتون براش کار می‌کنه

‫تا الان درست و حسابی ازش سر درنیاوردم

‫برای همین بهت نیاز دارم

‫حق با من بود، مگه نه؟

‫متوجه شدی که رسلر...

‫با الیزابت کین ارتباط داشته...

‫- که با ردینگتون فرار کرد؟ ‫- چیزی رو ثابت نمی‌کنه

‫نه، ولی شک و تردیدهایی رو به وجود میاره

‫یه قاضی فدرال اینقدر ‫مدرک دیده که باهام موافق باشه

‫حکم شنود تلفن رسلر رو صادر کرده

‫خب، اگه حکم داری...

‫پس چرا به من نیاز داری؟

‫خب، نمیشه، نمیشه اف‌بی‌آی...

‫یا یه سازمان مجری قانون دیگه...

‫خودشون تلفن دان رو شنود کنن؟

‫به این سادگی نیست

‫نیروی ویژه رسلر بسیار ‫عملیات مخفیانه‌ای داره

‫هیچکس در وزارت دادگستری ‫حتی از وجودش خبر هم نداره...

‫به جز شاید رییس اف‌بی‌آی و دادستان کل

‫اگه بهش خبر بدیم که ‫اینجا چه خبره...

‫شاید انگیزه پیدا کنه از ‫افرادشون محافظت کنه

‫این کار رو باید مخفیانه و سریع انجام داد

‫منظورت اینه که از پیوند...

‫بین دو تا معتاد ترک کرده سواستفاده کنی

‫گوش کن، در اینجا دو احتمال وجود داره

‫یک، تمام اینا یه ‫سوتفاهم وحشتناکه...

‫و دارم یه آدم نجیب رو تعقیب می‌کنم

‫واقعا امیدوارم همین باشه، ‫چون احتمال دیگه...

‫اینه که یه مامور بسیار ‫برجسته اف‌بی‌آی داره مخفیانه...

‫برای تحت تعقیب‌ترین مرد دنیا کار می‌کنه

‫تا وقتی که تو مدرکش رو ‫بهم ندی نمی‌دونیم کدوم حقیقته

‫- این چیه؟ ‫- اون نتیجه میلیونها دلار تحقیق دارپاست...

‫مستقیم از سازمان امنیت اومده

‫رسلر یه گوشی داره که ‫اف‌بی‌آی در اختیارش گذاشته...

‫بوسیله روش‌های معمول ‫قابل شنود نیست

‫ولی اگه تو بتونی قفل گوشی ‫رسلر رو باز کنی و اینو وصل کنی...

‫در عرض چند ثانیه، نرم‌افزاری ‫رو روی گوشی نصب می‌کنه...

‫که شنود رو فعال می‌کنه

‫ازم انتظار داری...

‫گوشی دان رو گیر بیارم ‫و قفلش رو باز کنم؟

‫یه راهی پیدا می‌کنی

‫اگه رسلر اونطور که فکر می‌کنم...

‫در این جریان زیاده‌روی کرده باشه...

‫بهش لطف خیلی بزرگی می‌کنی

‫اخلالگر فعال شد

‫متاسفانه اجازه ندارم در ‫مورد گزارش فریدمن حرف بزنم

‫شما اعتبار امنیتی لازم رو ندارین

‫متاسفم، خانم، ولی ‫وقتی برای تلف کردن نداریم

‫می‌دونیم که گزارش در مورد ‫انبارهای موشک آسیب‌پذیره

‫و ممکنه برای تسهیل یه حمله...

‫علیه زرادخانه‌ی هسته‌ای خودمون استفاده بشه

‫چطور شما...

‫باید هر چی در مورد این ‫گزارش می‌دونین رو بهمون بگین...

‫چون اطلاعات موثقی داریم...

‫که قراره دزدیده بشه

‫- غیرممکنه ‫- یه مهره سطح بالا بهمون خبر داده...

‫که گزارش در حال حاضر ‫لو رفته و در خطره

‫انی، میشه لطف کنی ببینی...

‫آخرین بار کی به گزارش فریدمن دسترسی داشته؟

‫چشم، خانم معاون

‫متوجه هستین که این گزارش...

‫در حد یک راز ملی محسوب میشه

‫این واقعیت که شما در موردش شنیدین...

‫ژنرال فریدمن...

‫دیشب با یه لپ‌تاپ رمزگذاری شده ‫این گزارش رو بررسی کرده

‫گزارش قراره فردا به ‫ستاد مشترک تحویل بشه...

‫و می‌خواسته در لحظه آخر ‫ویرایشش کنه

‫پس یه گزارش فوق محرمانه ‫رو با خودش برده خونه؟

‫حدس می‌زنم که...

‫این روزها این اتفاق ‫زیاد نمی‌افته، مگه نه؟

‫یه ژنرال چهار ستاره در نیروی هواییه

‫نمی‌تونستیم به میزش زنجیرش کنیم

‫دوست داره توی خونه کار کنه...

‫و واقعا خونه‌شو تبدیل به یه دژ کرده

‫شاید برای محافظت ازش کافی نباشه

‫پیشنهاد میدم سریع به ‫ژنرال زنگ بزنین

‫خطش از کار افتاده

‫باشه، باید بریم اونجا ‫و از امنیت ژنرال مطمئن بشیم

‫مامورانم از پسش برمیان. انی...

‫ماموران شما می‌تونن تا ‫خونه‌ش دنبالمون بیان

‫آقایون، این مسئله بالاتر از رده شماست

‫اودنی تواناتر از این حرفهاست

‫نه، متاسفم. همین الان ‫آدرس ژنرال رو بده

‫فیلم امنیتی هدف حالا...

‫هر ده ثانیه تکرار میشه

‫برای حمله آماده‌ایم

‫باورم نمیشه ژنرال فریدمن...

‫یه پرونده فوق محرمانه هسته‌ای ‫رو با خودش ببره خونه

‫اطلاعات ردینگتون واقعا دقیق بود

‫بازم یه راست میره روی پیامگیر فریدمن؟

‫بله. باید بدترین حالت ‫رو درنظر بگیریم

‫شاید یه اخلالگر آنتن گذاشتن؟

‫که یعنی دزدها وارد خونه‌ش شدن...

‫یا تازه دارن وارد میشن

‫دیگه چطور می‌تونیم به ‫ژنرال هشدار بدیم؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left