Tell Me Lies

Tell Me Lies

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Tell Me Lies S01E09 Sugar Were Going Down Swinging 720p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-KiNGS
Tell Me Lies S01E09 Sugar Were Going Down Swinging 1080p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-KiNGS
Tell Me Lies S01E09 Sugar Were Going Down Swinging 480p WEBRip x264-RMTeam
Tell Me Lies S01E09 Sugar Were Going Down Swinging 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Tell Me Lies S01E09 Sugar Were Going Down Swinging 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Tell Me Lies S01E09 Sugar Were Going Down Swinging WEBRip XviD-RMX
A Commentary by Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
480p
480
x265
HEVC
XviD
Published on: 2022-11-01
Downloads: 59
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫سلام لوسی، چند وقتی می‌شد ‫که ندیده بودمت.

‫کریسمس مبارک جیمز.

‫- زیاد به اینجا سر می‌زنه؟ ‫- نمی‌دونم زیاد از نظرت چقدره.

‫با بابام تنها بودم ‫و بعدش یهو از دنیا رفت.

‫بعدا فهمیدم مامانم رفته بود ‫با همون جیمز سکس کنه.

‫خیانت مامانه به بابایی که رو به موته...

‫واقعا اثر خیلی خوبی بود لوسی.

‫دوست‌دخترت داره جلوی خودت ‫به یکی دیگه پیام می‌ده.

‫جانم؟

‫پیپا که از جریان تصادف خبر نداره.

‫شرمنده رفیق. ‫واقعا خیال می‌کردم بهت گفته.

‫- چی رو بهم گفته؟ ‫- به پیپا گفته.

‫- کمک می‌خوای پسر؟ ‫- خودم ردیفش می‌کنم. می...

‫درو! بس کن!

‫درو شب تصادف میسی، ‫اونجا حضور داشت.

‫استیون خبر داره. ‫تهدیدم کرده که بهت نگم.

‫اگه خودم نمی‌خواستم، باهاش نمی‌موندم. ‫پس بس کن.

‫- نمی‌دونم واسه چی مدام ازش محافظت می‌کنی. ‫- خودت که می‌دونی.

‫کسی خبر نداره تو سوار ماشینه بودی.

‫حتی درو هم خبر نداره. ‫نباید اینجا باشه.

‫کاملا درست می‌گی،

‫- ولی کاری از دست ما بر نمیاد. ‫-

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫- اندرو ریگلی؟ ‫- اِم، خودم هستم.

‫من شارون هستم. ‫از کارمندان دفتر مدیر دانشگاهم.

‫ایشون هم سرکار دن هستن. ‫می‌شه چند لحظه باهات صحبت کنیم؟

‫اِم، مشکلی پیش اومده؟

‫راستش، واسه همین اومدیم ‫که اطمینان حاصل کنیم مشکلی نباشه.

‫- جریان چیه؟ ‫- نظرت چیه تو اتاقت صحبت کنیم؟

‫- حالت چطوره درو؟ ‫- بد نیستم. خوبم.

‫کلاس‌هات چطورن؟

‫اِم... خوبن.

‫نگاهی به نمراتت انداختم. ‫ترم اول خوش‌آیندی نداشتی.

‫اِم... نتونستم خودم رو ‫راحت وقف بدم.

‫گمون کنم آمادگی ‫زحمات دانشگاه رو نداشتم.

‫این رو چند روز پیش دریافت کردیم.

‫[راجع به شب مرگ میسی کمپبل ‫از درو ریگلی سوال کنین.]

‫می‌تونی راجع به محتوای نامه ‫بهمون چیزی بگی؟

‫من از هیچی خبر ندارم.

‫می‌دونی واسه چی ‫کسی باید ارسالش کرده باشه؟

‫اصلا خبر ندارم.

‫من که اصلا میسی رو نمی‌شناختم.

‫خیلی‌خب.

‫مرسی که باهامون صحبت کردی.

‫صرفا جهت اطلاعت می‌گم ‫که اصلا تو دردسر نیفتادی.

‫داریم بررسی می‌کنیم ‫و اگه چیزی دستگیرمون شد،

‫به اطلاعت می‌رسونیم.

‫«اگه چیزی دستگیرتون شد»؟ ‫مگه نگفتین تو دردسر نیفتادم؟

‫فعلا نیفتادی، ولی ما متعهدیم بررسی کنیم.

‫اگه راستش رو گفته باشی، ‫مشکلی پیش نمیاد.

‫- سلام. ‫- وای خدایا. ترسیدم.

‫حالت خوبه؟

‫آره. آره، خوبم.

‫راستی، از پریروز از ریگلی خبری نداری؟

‫- از درو چی؟ ‫- نه، خبر خاصی ندارم.

‫چطور مگه؟

‫- چه بدونم. همین‌جوری پرسیدم. ‫- هنوز هم می‌خوای بریم شهر غذا بخوریم؟

‫آره، حالم از برنامه غذاییم به هم می‌خوره.

‫- چیه؟ ‫- حوله‌ات رو بده من.

‫- نه! ‫- خواهش می‌کنم.

‫نه.

‫خواهش می‌کنم.

‫ای خدا.

‫«بهم دروغ بگو»

‫«فصل یکم، قسمت نهم» ‫«عسلم، اصلا کم نمیاریم»

‫- عه، سلام لوسی. ‫- سلام! حالت چطوره؟

‫اِم، مکس، ایشون استیونه. ‫استیون، ایشون مکسه.

‫- خوش‌وقتم. ‫- چطوری؟

‫حالت چطوره؟

‫خوبِ خوبم، آره. اِم، تو خوبی؟

‫اِم، آره. آره، خوبم. خوبم.

‫چه عالی. خب، اِم، بهتره برم، ‫ولی از آشناییت خوشحال شدم استیون.

‫- مرسی، همچنین. ‫- فعلا.

‫ساکنین اینجا همیشه ‫کنجکاویم رو برمی‌انگیختن.

‫ساکنین خود شهر رو می‌گم.

‫اون یارو استیون چیکاره است؟

‫اِم، خانواده‌اش مالک «استلا»ن ‫و خودش مدیرشه.

‫تو رو از کجا می‌شناسه؟

‫ترم یک چند باری رفته بودم اونجا.

‫باهاش سکس هم کرده بودی؟

‫آره.

‫زیاد؟

‫دو سه باری بیشتر نکردم.

‫سر تو اون موقع خیلی شلوغ‌تر بود.

‫شرط می‌بندم ازت خوشش می‌اومد.

‫آره، خوشش می‌اومد.

‫گذاشتی بکندت؟

‫آره، گذاشتم.

‫می‌خواستم من رو بکنه.

‫چطور بود؟

‫خوب بود.

‫هر بار بهش زنگ می‌زدم، ‫آب دستش بود می‌ذاشت زمین...

‫و می‌اومد من رو بکنه.

‫همیشه هم می‌خواست ‫باهام مهربون باشه.

‫فقط اگه التماسش می‌کردم، ‫شدید برخورد می‌کرد.

‫التماس کردی؟

‫گاهی اوقات.

‫خوشش می‌اومد من بالا باشم ‫که بتونه من رو ببینه.

‫سکسمون هم که تموم می‌شد،

‫نمی‌خواست ولم کنه. ‫می‌خواست باز هم بغلم کنه.

‫نمی‌خوام بغل کردنتون رو ‫برام تعریف کنی.

‫واقعا الان ناراحتی؟

‫نه.

‫[استاد ماریان: سلام لوسی، ‫فردا صبح اول وقت بیا دفترم.]

‫چیه؟

‫اِم...

‫استادم ایمیلی غیرعادی بهم داده. ‫می‌خواد فردا برم ببینمش.

‫می‌دونی جریان چیه؟

‫اِم...

‫پس احتمالا چیزی نیست.

‫سلام.

‫با بری کار داشتم.

‫رفته رخت‌شوی‌خانه.

‫قراره تو حیاط درس بخونیم.

‫آره، دعوتم کرده بود.

‫عجب.

‫ببین، اگه نگرانی ‫که قراره حرفت رو...

‫به کسی بگم، نمی‌گم، خب؟ ‫جریان درو رو می‌گم.

‫نگران نباش، از دستت دلخور نیستم.

‫وای! مرسی.

‫سلام!

‫شرمنده، خشک‌کنه خیلی طولش می‌ده.

‫آماده‌این؟

‫آره.

‫وای! لوسی، امسال تابستون ‫که رفتی هند، بهتره حتما...

‫از دژ آمیر هم بازدید کنی. ‫اینجا رو می‌گم.

‫آها، آره! شاید رفتم. ‫ولی ممکنه تابستون سال بعد برم.

‫واقعا؟

‫سلام!

‫سلام! بیا پیشمون بشین.

‫راستش، می‌خوام با کلی غذا بخورم.

‫آها. چه ناز.

‫پس واسه همین دیشب ‫نیومده بودی اتاق.

‫می‌بینمتون.

‫- خیلی‌خب. خداحافظ! ‫- خداحافظ.

‫خداحافظ.

‫سلام.

‫خب، رابطه‌شون جدی شده ‫یا همین‌جوری با همن؟

‫قطعا همین‌جوری با همن. ‫سه روز بیشتر نشده‌ها.

‫چه بدونم. ‫دیشب و پریشب رو که با هم بودن.

‫خب، واسه چی سفرت به هند رو عقب می‌اندازی؟

‫چه بدونم. ‫راجع بهش فکر کردم...

‫و با خودم گفتم شاید بهتر باشه ‫تابستون امسال همین حوالی باشم.

‫استیون تابستون امسال کجا می‌ره؟

‫چه بدونم. ‫به کارآموزیش بستگی داره.

‫ولی تو نیویورکه دیگه، نه؟ ‫همین حوالیه؟

‫آره، احتمالا تو نیویورک باشه.

‫چه حیف. می‌دونم سفرت خیلی برات مهم بود.

‫خب، خوش‌بختانه هند سال بعد هم سر جاشه.

‫خودم بررسی کردم.

‫خب، من قراره تابستون تو جرسی سالن‌دار باشم. ‫خیلی هیجان‌انگیزه.

‫سلام!

‫سلام!

‫- چه خوشگل شدی. ‫- مرسی.

‫به موقع واسه شام حاضر می‌شی؟

‫واسه بیست دقیقه دیگه ‫رزرو کرده بودم‌ها.

‫وای، پشم‌هام. یادم رفته بود. ‫خیلی عذر می‌خوام. خیلی ببخشید.

‫- اشکالی نداره. ‫- نه، خیلی بی‌شعورم.

‫کافیه این‌ها رو جمع کنم، تحویلشون بدم...

‫و لباسم رو عوض کنم. ‫ده دقیقه فرصت بده.

‫پیپا، اشکالی نداره. ‫اشکالی نداره.

‫خیلی باهام مهربونی.

‫[استاد ماریان: سلام لوسی، ‫فردا صبح اول وقت بیا دفترم.]

‫- بیا تو لوسی. ‫- سلام.

‫بشین.

‫چی شـ... همه‌چی مرتبه؟

‫متأسفانه، گمون نکنم باشه.

‫سر داستان کوتاهت که تو ژانویه...

‫بررسی کرده بودیم، ‫مشکلی پیش اومده.

‫- خیلی‌خب. چه مشکلی پیش اومده؟ ‫- قوانین «بیرد» حکم می‌کنن من همه‌چی رو...

‫با نرم‌افزار سرقت ادبی بررسی کنم. ‫گمون نکنم داستانه اثر خودت باشه لوسی.

‫چی؟ چرا بابا، هست.

‫تقریبا کلمه به کلمه‌اش دو سال پیش ‫تو وبلاگ «لایو جورنال»ـی منتشر شده بوده.

‫خودم نمی‌خواستم، ‫ولی باید تک‌تک موارد رو...

‫به کمیته انضباطی دانشجویان گزارش بدم. ‫«بیرد» اصلا با سرقت ادبی شوخی نداره.

‫سرقت نکرده بودمش. ‫قسم می‌خورم مال وبلاگ «لایو جورنال» خودمه.

‫تو دبیرستان وبلاگ داشتم. ‫همون موقع نوشته بودمش.

‫آدم که نمی‌تونه از خودش ‫سرقت ادبی کنه، می‌تونه؟

‫می‌تونی ثابت کنی اثر خودته؟

‫وبلاگش ناشناس بود. ‫می‌تونم سعی کنم اطلاعات ورودش رو پیدا کنم،

‫ولی حتی ایمیلم رو هم عوض کردم.

‫خب، متأسفانه نمی‌تونم ‫بدون مدرک کمکت کنم.

‫می‌خوام کمکت کنم، ولی دستم بسته است.

‫نه، می‌تونم ثابت کنم. قول می‌دم ‫می‌تونم ثابت کنم اثر خودمه.

‫چطوری؟

‫چون حقیقت داره. ‫همه‌اش حقیقت داره. داستان تخیلی نیست.

‫داشتم زندگی خودم رو می‌نوشتم...

‫و واقعا کل اون وقایع رو تجربه کردم.

‫خب، اگه حقیقت داره، ‫متأسفم که چنین تجاربی داشتی.

‫ولی فقط در صورتی که بتونی ‫ثابت کنی وبلاگه مال خودته،

‫می‌تونم درستش کنم. ‫می‌تونی ثابت کنی؟

‫وای... گفته بودی مامانت ‫کار تخمی‌ای کرده،

‫ولی چنین کاری واقعا خیلی کسشعره. ‫خیلی متأسفم.

‫ممنون...

More Farsi Persian subtitles for Tell Me Lies

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left