Frozen

Frozen

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Frozen 2013 BrRip YIFY Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-19
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم می‌کند

‏ زادهٔ سرما و هوای زمستان

‏ آمیخته با باران کوهستان

‏ این نیروی یخی، هم خشن و هم زیبا

‏ قلبی یخ‌زده دارد که ارزش کندن دارد

‏ پس دل یخ را بشکاف

‏ سرد و زلال

‏ برای عشق ضربه بزن، برای ترس هم

‏ زیباییِ تیز و برنده‌اش را ببین

‏ یخ را از هم بشکاف

‏ و قلب یخ‌زده را بشکن ‏هُپ، هو!

‏ مواظب قدمت باش ‏رهایش کن

‏ هُپ، هو!

‏ مواظب قدمت باش ‏رهایش کن

‏ زیبا ‏نیرومند

‏ خطرناک ‏سرد

‏ یخ جادویی دارد ‏که مهارشدنی نیست

‏ قوی‌تر از یک نفر

‏ قوی‌تر از ده نفر

‏ قوی‌تر از صد مرد!

‏اوه!

‏ زادهٔ سرما ‏و هوای زمستان

‏ آمیخته با باران کوهستان

‏ این نیروی یخی، هم خشن و هم زیبا

‏ قلبی یخ‌زده دارد که ارزش کندن دارد

‏ دل یخ را بشکاف

‏ سرد و زلال

‏ برای عشق ضربه بزن، برای ترس هم

‏ اینجا هم زیبایی هست، هم خطر

‏ یخ را از هم بشکاف

‏ از قلب یخ‌زده برحذر باش

‏بیا، سون.

‏السا... هیس!

‏السا!

‏بیدار شو، بیدار شو، بیدار شو!

‏آنا، برگرد بخواب.

‏نمی‌تونم.

‏آسمون بیداره، پس منم بیدارم.

‏پس باید بازی کنیم.

‏خودت تنهایی بازی کن.

‏می‌خوای یه آدم‌برفی بسازیم؟

‏بیا دیگه، بیا، بیا!

‏جادو کن! ‏جادو کن!

‏اوه...

‏- آماده‌ای؟ ‏- اوهوم.

‏محشره!

‏این رو ببین!

‏سلام، من اولافم و ‏بغل‌های گرم رو دوست دارم.

‏دوستت دارم، اولاف!

‏اولاف...

‏تپه‌های قلقلکی!

‏اوه!

‏صبر کن!

‏منو بگیر!

‏گرفتمت!

‏دوباره!

‏صبر کن!

‏- ووهوو! ‏- یواش‌تر!

‏وو!

‏آنا!

‏آنا!

‏مامان! بابا!

‏نه، نه...

‏خوبی، آنا. گرفتمت.

‏السا، چی کار کردی؟

‏داره از کنترل خارج می‌شه.

‏تصادفی بود. ‏ببخشید، آنا!

‏- اوه، بدنش یخ کرده. ‏- می‌دونم باید کجا بریم.

‏یخ؟

‏تندتر، سون.

‏سون!

‏خواهش می‌کنم! کمک کنید! ‏دخترمه.

‏پادشاهه.

‏- ترول‌ها؟ ‏- هیس!

‏دارم گوش می‌دم.

‏چه نازین. نگه‌تون می‌دارم.

‏اعلی‌حضرت.

‏با این قدرت‌ها به دنیا اومده یا نفرین شده؟

‏باهاشون به دنیا اومده. ‏و دارن قوی‌تر می‌شن.

‏اینجا، اینجا.

‏خوش‌شانسید که به قلبش نخورد.

‏قلب به این راحتی تغییر نمی‌کنه.

‏اما می‌شه ذهن رو متقاعد کرد.

‏هر کاری لازمه بکنید.

‏پیشنهاد می‌کنم تمام جادو رو پاک کنیم.

‏حتی خاطره‌های جادو رو هم، ‏برای احتیاط.

‏اما نگران نباشید. ‏خاطره‌های خوب رو نگه می‌دارم.

‏حالش خوب می‌شه.

‏اما یادش نمی‌مونه ‏که من قدرت دارم؟

‏این‌طوری بهتره.

‏به من گوش کن، السا. ‏قدرتت فقط بیشتر می‌شه.

‏زیبایی توش هست...

‏اما خطر بزرگی هم داره.

‏باید یاد بگیری مهارش کنی.

‏ترس دشمنت می‌شه.

‏نه!

‏ازش محافظت می‌کنیم.

‏می‌تونه یاد بگیره مهارش کنه. ‏مطمئنم.

‏ تا اون موقع...

‏ دروازه‌ها رو می‌بندیم.

‏ تعداد خدمتکارها رو کم می‌کنیم.

‏ ارتباطش با مردم رو محدود می‌کنیم،

‏ و قدرت‌هاش رو ‏از همه پنهان می‌کنیم.

‏ حتی از آنا.

‏آه.

‏السا؟

‏ می‌خوای یه آدم‌برفی بسازیم؟

‏ بیا بیرون، بریم بازی

‏ دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمت

‏ از در بیا بیرون

‏ انگار رفتی و دیگه نیستی

‏ قبلاً بهترین دوست هم بودیم ‏اما دیگه نیستیم

‏ کاش می‌گفتی چرا

‏ می‌خوای یه آدم‌برفی بسازیم؟

‏ لازم نیست حتماً آدم‌برفی باشه

‏برو، آنا.

‏ باشه، خداحافظ

‏دستکش‌ها کمک می‌کنن.

‏دیدی؟ پنهانش کن.

‏حسش نکن.

‏نذار معلوم بشه.

‏ می‌خوای یه آدم‌برفی بسازیم؟

‏ یا با دوچرخه توی راهروها بچرخیم؟

‏ فکر کنم خیلی وقته تنها موندم

‏ دیگه با عکس‌های روی دیوار حرف می‌زنم

‏طاقت بیار، جوآن.

‏ این اتاق‌های خالی ‏آدم رو یه کم تنها می‌کنن

‏ فقط می‌شینم و گذر ساعت‌ها رو می‌بینم

‏می‌ترسم.

‏داره قوی‌تر می‌شه!

‏ناراحت شدن فقط بدترش می‌کنه. ‏آروم باش.

‏نه! بهم دست نزن!

‏خواهش می‌کنم، نمی‌خوام بهت صدمه بزنم.

‏دو هفته دیگه می‌بینیمت!

‏حتماً باید برید؟

‏چیزی نمی‌شه، السا.

‏والاحضرت.

‏السا؟

‏ خواهش می‌کنم ‏می‌دونم اون تویی

‏ همه می‌پرسن کجا بودی

‏ می‌گن «شجاع باش» ‏منم دارم سعی می‌کنم

‏ من همین بیرون کنارتم

‏ فقط بذار بیام تو

‏ فقط همدیگه رو داریم ‏فقط من و تو

‏ حالا باید چی کار کنیم؟

‏ می‌خوای یه آدم‌برفی بسازیم؟

‏همه پیاده بشن!

‏به آرندل خوش اومدید!

‏لطفاً مواظب قدم‌تون باشید.

‏دروازه‌ها به‌زودی باز می‌شن.

‏چرا باید اینو بپوشم؟

‏چون ملکه به سن تاج‌گذاری رسیده.

‏امروز روز تاج‌گذاریه!

‏تقصیر من که نیست.

‏چی می‌خوای، سون؟

‏«یه خوراکی بهم بده.»

‏کلمهٔ جادویی چیه؟

‏«لطفاً.»

‏اوه! اوه‌اوه‌اوه. نصفش کن.

‏باورم نمی‌شه بالاخره ‏دروازه‌ها رو باز می‌کنن!

‏- اونم برای یه روز کامل! ‏- تندتر، پرسی!

‏آرندل، مرموزترین ‏شریک تجاری ما.

‏دروازه‌هات رو باز کن تا راز‌هات رو ‏کشف کنم و ثروت‌هات رو چپاول کنم.

‏این رو بلند گفتم؟

‏اوه! چشمام طاقت ندارن ‏ملکه و شاهزاده‌خانم رو ببینن.

‏شرط می‌بندم فوق‌العاده دوست‌داشتنی‌ان.

‏شرط می‌بندم خیلی زیبان.

‏شاهزاده آنا؟

‏- شاهزاده آنا؟ ‏- هان؟ بله؟

‏اوه. ببخشید بیدارتون کردم، بانو.

‏نه، نه، نه، بیدارم نکردید.

‏ساعت‌هاست بیدارم.

‏کیه؟

‏هنوز منم، بانو.

‏دروازه‌ها به‌زودی باز می‌شن. ‏وقت آماده شدنه.

‏البته.

‏آماده برای چی؟

‏تاج‌گذاری خواهرتون، بانو.

‏تاج‌گُذاریِ خواهرم.

‏امروز روز تاج‌گذاریه!

‏امروز روز تاج‌گذاریه!

‏ پنجره بازه!

‏ اون در هم بازه!

‏ نمی‌دونستم هنوز این کار رو می‌کنن

‏ کی فکرش رو می‌کرد ‏هشت‌هزار بشقاب سالاد داشته باشیم؟

‏ سال‌ها توی این تالارهای خالی پرسه زدم

‏ تالار رقص بدون رقص به چه دردی می‌خوره؟

‏ بالاخره ‏دارن دروازه‌ها رو باز می‌کنن!

‏ آدم‌های واقعی، زنده و راست‌راستی می‌بینیم

‏ خیلی عجیب می‌شه

‏ ولی وای! ‏چقدر برای این تغییر آماده‌ام!

‏ چون برای اولین بار در عمرم

‏ موسیقی هست

‏ نور هست

‏ برای اولین بار

‏ در تمام عمرم

‏ تمام شب می‌رقصم

‏ نمی‌دونم از خوشحالیه یا نفخ کردم

‏ ولی یه جایی بین این دوتام

‏ چون برای اولین بار در عمرم

More Farsi/persian subtitles for Frozen

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left