The first 200 lines.
« 6اٌم نوامبر سال 1983 » « "هاوکینز" ، ایالت "ایندیانا" »
« "آزمایشگاه ملی "هاوکینز » « وزارت نیروی ایالات متحده »
یه چیزی داره میاد یه چیزی تشنهی خونـه
یه سایه روی دیوار پشتـت ظاهر میشه و تو رو توی تاریکی فرو میبره
تقریباً به اینجا رسیده - چیه؟ -
اگه "دموگورگن" باشه چی؟
خدای من ، اگه "دموگورگن" باشه به فنا رفتیم
دموگورگن" نیست"
یه ارتش از خزندههای غارنشین به دخمه حمله کردن
خزندههای غارنشین؟ - بهت که گفته بودم -
یه دقیقه صبر کنین
اون صدا رو شنیدین؟
اون صدا رو؟
این صدا از خزندههای غارنشین نیومد نه . این از یه چیز دیگه اومد
"دموگورگن"
توی بد وضعیتی افتادیم - ویل" ، عکسالعملت چیه؟" -
نمیدونم - با توپ آتشین بزنش -
باید با تاس 13 یا بالاتر بیارم
ریسکش زیاده . یه طلسم "محافظ" اجرا کن
ترسو نباش . با توپ آتشین بزنش - طلسم "محافظ" رو اجرا کن -
دموگورگن" از بحث احمقانهتون خسته شد"
اومد طرفـتون
با توپ آتشین بزنش
یه قدم دیگه برداشت - طلسم "محافظ" رو اجرا کن -
با عصبانیت نعره کشید
توپ آتشین
لعنتی - کجا رفت؟ -
کجاست؟ - نمیدونم -
عدد 13 اومد؟ - نمیدونم -
کجاست؟ - خدای من -
"مایک" - خدای من ، خدای من -
"مایک" - هنوز نتونستین پیداش کنین؟ -
نه . نمیتونم پیداش کنم
"مایک" - خدای من ، خدای من -
مامان ، ما وسط مبارزهایم
منظورت اینه تموم شدین؟ 15دقیقه هم گذشته
خدای من ، ای احمق - کجا رفت؟ -
مامان ، وایسا . فقط 20 دقیقه دیگه - "فردا مدرسه داری "مایکل -
الان "هالی" رو خوابوندم میتونین آخر هفته بعد تمومش کنین
ولی اینطوری جریان بازی خراب میشه - "مایکل" -
جدی میگم مامان
برنامهریزی برای مبارزه 2 هفته طول کشید
از کجا باید میدونستم 10 ساعت طول میکشه
10ساعته که دارین بازی میکنین؟
...بابا ، به نظرت نمیشه 20 دقیقه - به نظرم بهتره به حرف مادرت گوش کنی -
تیکه آشغال لعنتی
پیداش کردم
عدد 7 حساب میشه؟ - عدد 7 اومده بود؟ -
مایک" دیدش؟ پس حساب نمیشه"
هی بچهها
کسی این رو نمیخواد؟ - نه -
آره
نه . فکر نکنم
آره . پسر بامزهایه
بارب" ، نه . فکر نکنم"
"بارب" - "هی "نانسی -
اگه میخوای یه تیکه پیتزا مونده
سوسیس و پپرونی - یه لحظه گوشی -
خواهرت یه چیزیش شده - راجبه چی حرف میزنی؟ -
خیلی بداخلاق شده - آره -
چون با اون عوضی "استیو هرینگتون" قرار میذاره
آره . داره خیلی ضدحال میشه
اون همیشه ضدحال بود
نه . قبلاً باحال بود
مثلاً اونبار که واسه مبارزهمون با درخت کهنسال لباس اِلفها رو پوشید
4سال پیش
بههرحال - تا بعد -
عدد 7 اومد
تاس 7 اومد
دموگورگن" من رو گرفت"
فردا میبینمت
شب بخیر خانمها - عوض من مامانت رو واسه شببخیر ببوس -
تا خونهی ما مسابقه بدیم؟ برنده یه کتاب کامیک جایزه میگیره
هر کامیکی که خواست؟ - آره -
هی ، هی
"من که نگفتم "شروع
برگرد اینجا
میکشمت
کتاب "ایکس-من 134"ـت رو میگیرم
ای کثافت
مامان؟
جاناتان"؟ مامان؟"
الو؟ الو؟
"Starnger Things" فصل 1 "قسمت 1 : ناپدید شدن "ویل بایرز
مترجم : آرمان اسدی .: Arman333 :.
و میرسیم به بخش اخبار صبحگاهی
ممنون که باهامون همراه هستین
حالا میکروفون رو به "لیز" در بخش اخبار تحویل میدم
"خیلیخب ، ممنون "دانا
حالا اخبار محلی
گزارشاتی مبنی بر زیاد شدن ولتاژ و قطعی برق در سراسر شهر به دستمون رسیده
"این وضعیت دیشب صدها خانه در "هاوکینز شرقی رو تحت تاثیر خود قرار داد
و بسیاری از اهالی در تاریکی موندن
دلیل این قطعیها هنوز معلوم نشده
ما با اداره آب و برق شهرستان "روآن" تماس گرفتیم
و سخنگوی اداره اعلام کرد که اطمینان دارن
برق تمام خانههای باقیمانده تا ساعاتی دیگر
وصل خواهد شد
خبر دیگه اینکه امشب شاید دلتون بخواد خونه بمونین
یا حداقل یه چتر با خودتون ببرین
حالا با "چارلز" مجری هواشناسی مورد علاقهی همه همراه میشیم
کدوم گوریه؟
جاناتان"؟" - روی مبل رو نگاه کن -
نگاه کردم
پیداش کردم
خیلیخب عزیزم ، امشب میبینمت
باشه . بعداً میبینمت - ویل" کجاست؟" -
هنوز بیدارش نکردم
احتمالاً هنوز خوابه
جاناتان" ، باید مطمئن بشی بیدار شده" - مامان ، دارم صبحونه درست میکنم -
1000بار این رو بهت گفتم
ویل" ، زود باش عزیزم" وقتشه بیدار بشی
اون دیشب اومده خونه . درسته؟ - توی اتاقش نیست؟ -
اومده خونه یا نه؟ - نمیدونم -
نمیدونی؟ - نه -
دیر اومدم خونه . سر کار بودم
سر کار بودی؟
اریک" ازم خواست جاش وایستم" منم قبول کردم
فکر کردم پول بیشتر به دردمون میخوره
جاناتان" ، قبلاً راجبش حرف زده بودیم" - میدونم . میدونم -
وقتی من سر کارم نباید شیفت تحویل بگیری
مامان ، چیز مهمی نیست دیروز کلاً خونهی "ویلر"ها بود
مطمئنم شب رو اونجا مونده - باورم نمیشه -
بعضیوقتها کارهات رو درک نمیکنم
چقدر حالبههمزنی
خودت حالبههمزنی - الو؟ -
"سلام "کارن" ، منم "جویس
"سلام "جویس - چه مرگته "مایک"؟ -
هی - ساکت -
مؤدب باش - شوخیت گرفته؟ -
اون صدای "ویل" بود؟
ویل"؟ نه ، نه ، نه . "مایک"ـه"
ویل" شب رو اونجا نمونده؟"
نه . یهکم بعد از 8 از اینجا رفت
چطور مگه؟ نیومده خونه؟
میدونی چیه؟ فکر کنم زودتر رفته مدرسه
خیلی ممنون . خداحافظ - خیلیخب ، خداحافظ -
عجیبه . نمیبینمش
من که میگم مامانش راست میگه
احتمالاً بازم زودتر رفته کلاس
"آره . همیشه خیال میکنه "گرسکی بازم یه امتحان غافلگیرانه میگیره
بیاین جلو خانمها و آقایون
بیاین جلو و برای نمایش عجیبالخلقهها بلیط بگیرین
فکر میکنین کی توی نمایش عجیبالخلقهها بیشتر پول درمیاره؟
تیرهپوست ، صورت وزغی یا بیدندون؟
من که میگم بیدندون
1میلیونبار گفتم که دندونهام دارن درمیان
"بهش میگن "کلیدوکرانیال دیسپلازی
"1میلیونبار گفتم"
اونکار رو با دستهات بکن
انجامش بده عجیبالخلقه
خدایا ، هر بار حالم رو خراب میکنه
عوضیها - به نظرم یهجورایی باحاله -
مثل اینه که یه قدرت ماورایی داری
"مثل "آقای شگفتانگیز
آره ولی نمیتونم باهاش با آدم بدها مبارزه کنم
خب ، زنگ زد؟
صدات رو بیار پایین
زنگ زد؟
بهت که گفتم قضیه اونطوری نبود
خب ، یعنی آره . بهم علاقه داره ولی اونطوری نبود
...ما فقط
چندباری لب گرفتیم
"ما فقط چندباری لب گرفتیم"
نانسی" ، بیخیال"
الان مثلاً قراره خیلی خونسرد رفتار کنی مسخرهست
نه . خونسرد نیستم
خدا کنه که هنوزم با من بگردی همهـش همین
...اگه با "تامی" یا "کارول" دوست بشی
چندشم شد
...خب ، دارم بهت میگم فقط 1بار
2بار بود
توی دستشویی بیا به دیدنم » « "استیو"
داشتی میگفتی
"استیو"
باید برم - یه دقیقه دیگه -
...استیو" ، واقعاً میگم"
جداً باید برم
...وایسا . وایسا . وایسا . بذار
بیا امشب یه کاری بکنیم . باشه؟
نه . نمیتونم باید واسه امتحان "کارمینسکی" درس بخونم
بیخیال ، معدلت چنده؟ 19.99؟
امتحانهای "کارمینسکی" خیلی سختن
خب پس بذار کمکت کنم - تو که شیمی رو افتادی -
10گرفتم - ...خب پس اگه اینطوره -
پس ساعت 8 بیام خونهتون؟
دیوونه شدی؟ مامانم نمیذاره - از پنجرهی اتاقت میام بالا -
حتی نمیفهمه که اونجام مثل نینجا مخفیانه میام
دیوونهای
وایسا . وایسا ببینم فراموشـش کن
...میتونیم
میتونیم توی ماشینم باشیم
میتونیم تو یه جای خوب ...و آروم پارک کنیم و
استیو" ، من باید درس بخونم"
شوخی نمیکنم
پس فکر کردی چرا میخوام یه جای خوب و آروم باشه؟
"خیلی خلی "استیو هرینگتون
ساعت 8 توی تقاطع "دیِربورن" و "مِیپل" بیا دنبالم
تا درس بخونیم
لطف کردی که اومدی
No comments yet. Be the first to leave one.