The first 200 lines.
جنگی در ریوردیل در حال وقوعه
بین پرسیوال پرکینز و آرچی اندروز
جدال بین خیر و شر
یا در این مورد
بین کسایی که کار میکنن و کسایی که کارگران رو استثمار میکنن
قبل از این که ساخت و ساز راهآهنم رو شروع کنیم
.یه سری نکات رو باید گوشزد کنم از امروز
شرکت من
تمام ابزار و تجهیزاتی که نیاز دارین رو در اختیارتون قرار میده
هزینه اجارهـش از حقوقتون کسر میشه
دستمزدمون؟
اون که از چیزی که توافق کردیم کمتره، جناب شهردار
خب آقای فوگرتی
من با توجه به نوسانات بازار نرخ رو درنظر میگیرم
برین سرکارتون
پرسیوال ساخت و ساز رو شروع کرده
که برای ما خبر خوبی نیست
،مخصوصا اگه قطاری که داره میسازه یه قطار معمولی نباشه
...شریل تو خودت گفتی که اسمش - قطار ارواحه -
که بهش قدرت تسلط بر ارواح زندگان و مردگان رو میده
که خب همچین چیزی رو نمیشه به همه گفت
اکثر کارگرای پرسیوال قبلا برای تو کار میکردن آرچی
نمیتونی قانعشون کنی استعفا بدن؟
نه راه نداره. اکثرشون ماههاست که کار نکردن
هر کاری گیرشون بیاد حاضرن انجام بدن
حتی اگه ازشون سواستفاده بشه
که این به نفع پرسیواله
.فعلا آره ولی حالا که یه گروه سرهم کرده
داره تمام قولایی که
موقع استخدام بهشون داده بود رو زیرپا میذاره
کاملا مخالف تشکیل اتحادیهـست - معلومه که اینطوره -
اتحادیهها مردم رو با هم متحد میکنن
و وقتی آدما متحد باشن کنترلشون سختتر میشه
و پرسیوالم تمام فکر و ذکرش کنترل ملته
و پارچه فاستونی
داره سعی میکنه روحیه کارگرا رو درهم بشکنه
عزم و ارادهـشون رو
اکثر این افراد بیشتر عمرشون رو برای اتحادیه کار کردن
اگه بتونیم درست تحریکشون کنیم
یادشون بیاریم که ارزشهای مدنظر پرسیوال
کاملا برخلاف ارزشها و اصول خودشونه
که پرسیوال ذرهای بهشون اهمیت نمیده
ممکنه بتونیم کاری کنیم که برای تشکیل اتحادیه رای بدن
،پس اینطوری به جای استعفا دادن اعتصاب میکنن
کار راهآهن متوقف میشه
و بازم باید برای نجات روح و قلب شهر بجنگیم
چه کاری از دست من برمیاد؟
آهنگای بروس اسپرینگستین رو بخونم؟
نه، مرسی. فقط دوا لیپا
نه شریل
ولی خانواده بلاسمها و پیکنزها
از قدیم الایام باهم همکاری میکردن
از این بابت عمیقا شرمسارم
سند و مدرک خانوادگیای دارین
که مربوط به تخلفاتشون باشه
که بشه ازش علیه پرسیوال استفاده کرد؟
راستش من و یکی از دوستام در حال حاضر
داریم آرشیو کتابا و اسناد بلاسمها رو دستهبندی میکنیم
اگه چیزی پیدا کردم خبرتون میکنم
حالا اجازه میفرمایین برم؟
آرچی اگه میخوای همه رو ضد پرسیوال بشورونی
یکی از پیشخدمتام شنیده که ظاهرا پرسیوال
داره کارگرا رو مجبور میکنه پول قهوهـشون رو خودشون بدن
پس نظرت چیه که من و تو با یکی از ماشینای پاپ بریم اونجا
و بدون هیچ قصد و نیت خاصی یکم قهوه خیرات کنیم؟
یا مثلا بهشون پیشنهاد کنیم بیان اینجا وقتشون رو بگذرونن
توی مقر مقاومت
خب اولین بار کی قدرت سمتون آشکار شد؟
چند هفته پیش
قبلش حادثه ناگواری براتون رخ داده بود؟
مرگ پدرم، خیلی ناراحتکننده بود
وایسا ببینم، تو ورونیکا لاجی؟ مثل همون "رم لاج"؟
آره - پدرت رو میشناختم -
خب در واقع پدربزرگت رو
هایرام رو از کجا میشناختی؟
قبلا مامور اِیتیاِف بودم
قبل از این که جابجام کنن و بفرستنم بخش مربوط به
پیگیری پروندههای استفاده غیرقانونی از ابسینث
عضو تیمی بودم که پیگیری معاملات رم و جینگل جنگلـش رو به عهده داشت
فکر میکردم ابسینث قانونیه
نسخه رقیق شدهـش آره
ولی برای اونایی که دنبال خالصشن یه بازار سیاه وجود داره
کسایی که اهمیت نمیدن ابسینث خالص و واقعی سمیه
افسنطین که یکی از مواد اصلی تشکیلدهندهـشه
طعم و رنگ سبزش رو بهش میبخشه
ولی به شدت سمیه
که خب این منو دوباره برمیگردونه سر بحث اولمون که تو باشی ورونیکا
با توجه به نتایج آزمایش خونت
تو یکی از سالمترین آدمایی هستی که به عمرم دیدم
با وجود این که بدنت داره همچین سمی تولید میکنه
سموم رو با سرعت خیلی زیادی هم تصفیه میکنه
در واقع بدنت داره مثل یه دستگاه دیالیز بیولوژیک عمل میکنه
چی شده مامان؟ سرکارم
کجاست؟
بالاست تو اتاقت
خونه خفنی داری
باید بپرسم
چطوری از پس مخارجش برمیای؟
پرسیوال کمی کمکم میکنه
معلومه که داره کمک میکنه
دیگه وقتش بود از خونه بابام بزنم بیرون
باید یه جای ثابت برای خودم پیدا میکردم
که بتونی حضانت آنتونی رو بگیری؟
هنوزم پیگیر اون ماجرایی؟
آره موس
چاره دیگهای ندارم
چه بلایی داره سر چارلز میاد؟
خیلی سادهـست بتی. داره میمیره
ولی چطوری؟ چـ...چرا؟
دکترا هم دقیقا نمیدونن
فکر میکنن یه جور عفونت یا سرطان خون باشه
،درمانگاه زندان پر بود برای همین فرستادنش خونه
طفلک چارلز
،هر بدی که در حقت کرده بازم برادرته
و الان به خونوادهـش احتیاج داره
پس میشه فعلا اعلام آتش بس کنیم؟
این دم آخری رو کنار هم باشین
اینم خدمت شما
!یه فنجون قهوه میزنی عمو فرنک؟ مفتیه ها
این خلاف اصول و مقررات شرکته
آروم باش فرنک
فقط یه سر اومدیم به همه در مورد
غذای مخصوص جدیدمون توی پاپ اطلاع بدیم
به مناسبت محل جدید غذاخوریه
همبرگرهای 25 سنتی
به همون قیمتی که سال 49 بودن
میدونی، همون سالی که اولین اتحادیهها تو ریوردیل تشکیل شدن
بعد تموم شدن شیفت کاریتون بهمون سر بزنین رفقا
برنامه خوندن و اجرا کمدی آزاد داریم
خداحافظ
راز رجی چیه؟
حق داشتی شک کنی رجی
آقای جونز یکی از خاطراتو دزدیده
ردپاشو تو ذهنت دیدم
آره انگار یه چیزی رو فراموش کردم که خودمم نمیدونم چیه
و این داره دیوونهـم میکنه
باید اقرار کنم که
قدرتای آقای جونز رو دست کم گرفته بودم
ممکنه بیشتر از چیزی که اون اول پیشبینی کرده بودم
خطرناک باشه
تو گفتی که بهم جادو جنبل یاد میدی
پس کی بهش عمل میکنی؟
اون منم؟ - یه توتمـه -
چیزی که قراره باهاش یکی از قدیمیترین هنرهای فریبکاری رو یاد بگیری
بطنگویی
فردا موقع اجرای جاگهد
قراره حواسشو با صدات پرت کنی
همون موقع من مخفیانه میرم تو ذهنش
و اصطلاحا سیلبندا رو برمیدارم
امیدوارم بتونم بهش آسیب بزنم
نه اونقدری که بکشتش
ولی به اندازهای باشه که از کار بندازتش
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
«مترجمین: عاطفه بدوی و سپهر طهماسبی» ::. Atefeh Badavi & SepSensi .::
ممنون
شنیدم پرسیوال شرایط قراردادتون رو تغییر داده
چه جورم
،ساعت کاری بیشتر، حقوق کمتر بدون اضافه کاری
میدونین که یه کارایی از دستتون برمیاد
حق و حقوقی دارین که جلوی اینجور سواستفادهها رو میگیره
داری در مورد تشکیل اتحادیه صحبت میکنی
پرسیوال هیچ جوره زیر بارش نمیره
نه، نمیره
چون میخواد قدرت دست خودش باشه
ولی کارلوس تو قبلا عضو اتحادیه بودی
پدرتم همینطور
مثل پدر من - آره -
.اتحادیه ازشون محافظت میکرد میتونه از تو هم محافظت کنه
نمیتونیم استعفا بدیم آرچی
منم نمیگم استعفا بدین فنگز
دارم بهتون یادآوری میکنم شماهایین که دارین راهآهن رو میسازین
اونم در حالی که پرسیوال تو سوئیت شامپاینش لم داده
و کارلوس حق با توئه
،احتمالا اگه به پرسیوال بگین با تشکیل اتحادیه مخالفت کنه
ولی امتحانش که ضرر نداره
ممنونم که قبول کردین من رو ببینین مامور دریک
چه کاری از دستم برمیاد، ورونیکا؟
تو با تجارت خانوادگی من آشنایی داری
بعد از گفتگویی که باهم داشتیم به این فکر افتادم
که تجارتمون رو از رم به ابسینث تغییر بدم
خیلی خطرناکه
اگه بتونم نسخهای از ابسینث رو تقطیر کنم
که افسنطین داشته باشه
اما در صورت مصرف زیاد کشنده نباشه چی؟
اونوقت میگم که یه تجارت پرسود برای خودت جور کردی
و این که میشه منم توش سهیم باشم؟
ممنون که گذاشتی تو اتاقت بمونم، بتی
...من اکثر اوقات
خونه آرچی اینام
راستی، چیک چطوره؟
...شما آخرش ازدواج نکردین؟
نه
از زمان فرارمون ندیدمش
وقتی برمون گردوندن شنکشاو فرستادنمون تو دو تا بخش جدا
متاسفانه دیگه هیچ ارتباطی باهاش نداشتم
آره دیگه
ولی چیک رو میشناسی که آدم سرسخت و محکمیه
برخلاف من
میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟
از اتفاقی که پیش روته میترسی؟
No comments yet. Be the first to leave one.