The first 200 lines.
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
MoviePovie. Com
ما یه تهدید خطرناک توی یکی از سرزمینهای خودمون داریم.
ساکت!
ما باور داریم که این... هیولا...
محصول آزمایشهای ژنتیکی غیرقانونیه.
چه اراده دیوانهواری لازم داره که همچین چیزی بسازی؟
من یه نابغه دیوانه رو ترجیح میدم.
داریم برای معرفی فکر میکنیم.
دکتر جومبا جوپیوا، به شما وظیفه داده شده بود که تهدیدات بیولوژیکی رو با امنیت مطالعه کنید،
نه اینکه اونا رو بسازید.
تهدید؟
آزمایش ۶۶ پیشرفتهترین سلاح فدراسیون ماست.
۶۶ غیرقابل توقفه.
نابودنشدنیه.
از صدتا سوپرکامپیوتر باهوشتره!
یه فاجعهست!
حتی نمیتونم بهشون نگاه کنم!
علم!
اون نخواسته بود که خلق بشه.
شاید اگه اینقدر باهوشه، ظرفیت اینو داره که قابل اعتماد باشه.
آزمایش ۶۲۶، به ما نشون بده که چیزی تو وجودت هست که خوبه.
آفرین!
من اونا رو نابود میکنم!
خیلی شیطونه!
من اینو بهش یاد ندادم.
تو تصمیم ما رو راحت کردی.
اون явно محصول معیوب یه ذهن دیوانهست.
دکتر جوپیوا، آزمایشگاهت نابود میشه...
اوه، هی، فقط ۶۲۶ رو برام نگه دار.
و ۶۲۶ تبعید میشه.
اوه، نه، این نمیشه!
صبر کن!
نه، نه، نه، نمیتونی این کارو بکنی!
فکرای بد نکن.
این تفنگها روی امضای ژنتیکی تو قفل شدن.
اونا به هیچکس شلیک نمیکنن، جز تو!
ولش کن!
فدراسیون اکیداً کارهای زشت رو ممنوع کرده!
نذار مجبور شم دوباره بگم!
کجاست؟
تو عرشه سی فرار کرده!
به سمت قلب داره میره.
چی؟
داره سعی میکنه پلیس رو پیدا کنه!
این کیه؟
اون قرمزرو برداشت.
شلیک به ۱۲!
شلیک به ۱۲!
کجا میخواد خارج بشه؟
طی ۱۲ ساعت، پیشبینی میکنیم به سیارهای به اسم ER برسه.
اون سیاره پر از آبه.
آب چگالی مولکولیش رو افزایش میده.
اوه... سنگین و گیج میشه.
آقا، فکر کنم هممون میتونیم با ۶۲۶ خداحافظی کنیم.
شوخی میکنی.
اوه، عجب مخمصهای گیر کردیم.
کاش یه نابغه درخشان دور و بر بود که کمک کنه اون هیولا رو بگیریم.
تو!
تو دلیل این بدبختی هستی.
و من میتونم درستش کنم.
اگه منو آزاد کنید و آزمایشگاهم رو بهم برگردونید.
چرت و پرت.
ما فقط سیاره رو بخار میکنیم، کاپیتان.
آماده نیستید، ستوان؟
صبر کن!
صبر کن!
ببخشید.
معذرت.
ببخشید.
ببخشید.
نمیتونید سیاره رو نابود کنید!
اوه، وای.
این متخصص قدیمی و غمانگیز زمین کیه که در خدمت شماست؟
سلام.
من متخصص گیاهان، جانوران و ساختارهای سیاره زمینم.
آره، این لباس داد میزنه متخصص.
دارم روی یه گونه زمینی تحقیق میکنم که نصفه گاوه، نصفه نقطهست.
خیلی جذابه.
آره، مارتینی.
حرفت چیه؟
اوه، زمین یه ذخیرهگاه حفاظتشده حیاتوحشه و
برای بازسازی جمعیت پشهها استفاده میشه.
وای.
بسیار خب، دکتر تکیلا.
تو به زمین سفر میکنی جایی که باید
آزمایش فراری به اسم ۶۲۶ رو بگیری.
مامور پینکی، تو هم باهاش میری.
تو مامور شدی که مطمئن شی اون قوانین فدراسیون رو رعایت میکنه.
چی؟
من پرستار بچه لازم ندارم.
این خیلی خطرناکه و احتمالاً میمیری.
قبول میکنی؟
با تمام قلبم، معلومه که قبول میکنم!
دارم میرم زمین!
هی، همه!
ممنون.
ممنون.
اوه، این اجازه ماست.
مثل رئیس شورای بزرگه.
این اتفاق نمیافته.
البته، معذرت میخوام.
من نیازی به نظارت ندارم.
اوه، اجازه بدید شریک جدیدم رو بغل کنم.
اجازه درخشان داده شد.
خب، فقط دارم سعی میکنم بگم که... اوه!
بهتره خودم تنهایی باهاش صحبت کنم.
نذارید زمینیها ماموریتتون رو کشف کنن، وگرنه مجبور میشم مداخله کنم.
اوه، این یه رویاست.
هی.
هی، پس ادامه میدم.
خب، خب، خب، ۶۲۶.
چه سیاره زشت و رقتانگیزی تو تیررس تو گیر کرده؟
و دریا.
این عالیه، گیدو.
درسته؟
خیلی باحاله!
قراره اینجا باشی؟
من...
خیلی باحالم!
برو، برو!
زندگیتونو بکنید!
سلام!
باید باهاتون صحبت کنم.
سلام!
ببخشید!
سلام!
ببخشید!
اوه، همیشه سد راهه.
همیشه سد راهه.
سلام!
خداروشکر!
فکر کردم امروز به موقع میرسی.
باید برای یه مهمونی ساندویچ بگیرم.
اون جزو دوستای تو و منه.
اون یه ماهیه.
فراموش کردم بهت بگم.
پس چون ساندویچ رو به ماهیش دادی دیر کردی.
آره.
بدخلقیم به خاطر هواست.
خیلی عجیبه.
ببین، عزیزم، بیا.
لباس بپوش، عزیزم.
اوه، بچهها!
ببینید!
منم دستبند دوستی گرفتم!
این دستبند دوستی نیست.
میدونی چیه؟
دختر زبالهجمعکن زباله رو دستش میبنده.
دخترا، بیاین.
بیاین، دخترا.
بیاین.
میدونی، خیلی مسخرهست.
اگه دوست نداری، دستبند دوستی نیست.
دخترا، دخترا، دخترا.
صبر کن.
خوبخوب.
تو صف وایستا.
آماده شو.
باشه.
سلام، عزیزم.
اون فقط دوست خوبی نیست.
اون دوست خوبی نیست.
یه موقعیت طولانی برات تعریف میکنم.
این مهمونی کجاست، عزیزم؟
خب، این از یه جای خیلی جدیده برای زندگی.
تو این موقعیت جدید وامها.
سلام؟
میتونی یه یادداشت رو در بذاری؟
یادداشت رو بخون.
متاسفم.
فقط یادم نبود.
اون رژیم دارویی چطوره؟
وای.
حتماً خیلی برات استرسزاست.
چطوره منو تنها بذاری تا بمیرم؟
نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.
مددکار اجتماعی اینجاست.
اون قراره کمک کنه.
بعداً، سبل.
اینجوری خونهداری نمیشه.
سبل، در رو باز کن.
شوخی نمیکنم.
سبل، لطفاً.
در رو باز کن وگرنه میشکنمش.
مشکلت چیه؟
خانم کون.
سلام.
از دیدنت خوشحالم.
میتونم کمک کنم چیزی بیارم داخل؟
باشه.
میتونم کمک کنم چیزی بیاری؟
اوه، آره.
اشکالی نداره اگه از پشت بریم؟
دقیقاً پشت سرمونه.
این خونههای قدیمی، درسته؟
اون فقط قراره... بگیر، تموم شد.
در واقع، اشکالی نداره یه لحظه اینجا صبر کنی؟
آره، البته.
سب!
No comments yet. Be the first to leave one.