Первые 200 строк.
ت
تق
تقد
تقدی
تقدیم
تقدیم
تقدیم ب
تقدیم به
تقدیم به
تقدیم به د
تقدیم به دو
تقدیم به دوس
تقدیم به دوست
تقدیم به دوستد
تقدیم به دوستدا
تقدیم به دوستدار
تقدیم به دوستدارا
تقدیم به دوستداران
تقدیم به دوستداران
تقدیم به دوستداران س
تقدیم به دوستداران سی
تقدیم به دوستداران سین
تقدیم به دوستداران سینم
تقدیم به دوستداران سینما
6 اوریل سال 1917
S
SU
SUB
SUBT
SUBTI
SUBTIT
SUBTITL
SUBTITLE
SUBTITLE
SUBTITLE B
SUBTITLE BY
SUBTITLE BY
SUBTITLE BY M
SUBTITLE BY M&
SUBTITLE BY M&M
INSTAGRAM : MANDM_SUB TELEGRAM : MANDMSUB
"بلیک"
"بلیک"
ببخشید گروهبان
یکی از افراد رو انتخاب کن و وسایلت رو هم وردار و بیار
بله گروهبان
- باز خوابت نبره - نه گروهبان
بهت غذا ندادن بیاری ؟
نه فقط نامه
"مرتیل" توله دار شده
برای تو هم نامه فرستادن؟
نه
دارم از گرسنگی میمیرم تو گرسنت نیست؟
گفتم شاید اینجا یه خوراک درست گیرمون بیاد بخوریم
اصلا به همین خاطر سرباز شدن رو به کشیش شدن ترجیح دادم
- چی داری؟ - نون و گوشت خوک
از کجا آوردی؟
منم قابلیت های خودم رو دارم
بیا
مزه جوراب گندیده میده
بزک نمیر بهار میاد. هفته دیگه همین موقع برای شام مرغ میخوریم
من که نه با مرخصیم موافقت نکردن
نگفتن چرا؟
نه
اگه کلا برنگردیم به نفعمونه
یه اتفاقی افتاده تو خبر نداری چی شده ؟
نه
حتما داریم حمله میکنیم، درست میگم ؟
10 شیلینگ شرط میبندم که حملست
من باهات شرطبندی نمیکنم
چرا؟ چون میدونی من برنده میشم؟
نه چون تو 10 شیلینگ نداری
چه عجب، تشریف آوردید بالاخره آقایون
- خبری شده گروهبان؟ - خبر از چی؟
حمله بزرگ
قرار بود چند هفته پیش حمله کنن. گفتن تا قبل از کریسمس میفرستنمون خونه
خب ببخشید که برنامه ریزی تعطیلاتت رو بهم زدم "بلیک"
ظاهرا افسران ارشد از کریسمس و برفبازی خوششون نمیاد
واقعا حیف شد گروهبان میخواستم برم کباب بوقلمون بزنم
خب چشم حتما شکایتت رو به گوش فرمانده میرسونم
خب پس تکلیفمون چیه؟
آلمانی ها قصد انجام دادن کاری رو دارن
- میدونید چی؟ - نه
ولی هرچی که هست، قراره گند بزنه به تعطیلاتمون
گوش کنید چی میگم "انریمور" اینجاست
بهتره خودتون رو تر و تمیز کنید
خدا رو چی دیدید
شاید بخواد سفارشتون رو بکنه که بهتون مدال افتخار بدن
البته اگه گند نزنید
حتما اتفاق مهمی افتاده که ژنرال اینجاست
سرجوخه "بلیک" و "اسکافیلد" قربان
- بلیک کدومتونه؟ - منم قربان
برادرت ستوانِ گردان دوم "دوون" هست ؟
بله قربان. "جوزف بلیک". اتفاقی...
زندست تا جایی که من میدونم
و با کمک تو همیشه زنده خواهد موند
"ساندرز" بهم گفت که به نقشه خوانی واردی. درسته؟
بله به اندازه کافی واردم قربان
خب
ما دقیقا اینجا هستیم
و گردان دوم "دوون" دارن به سمت این نقطه پیشروی میکنن
چقدر طول میکشه تا بری اونجا؟
نمیفهمم قربان
آلمان ها اون منطقه رو گرفتن قربان
آلمان ها رفتن
البته خیلی امیدوار نباشید. ظاهرا عقب نشینی تاکتیکی بوده
ظاهرا 9 مایل عقب تر در این نقطه جبحه گرفتن
سرهنگ "مکنزی" فرمانده گردان دومه
دیروز صبح پیغام فرستاد.
رفته دنبال نیروهای آلمانی که عقب نشینی کردن
فکر میکنه که آلمانی ها رو در چنگ داره
و اینکه با شکست دادن آخرین نفراتشون میتونه نتیجه جنگ رو تغییر بده
ولی اشتباه میکنه
سرهنگ "مکانزی" هنوز عکس هوایی جبحه جدید دشمن رو ندیده
اینجا جمع بشید آقایون
استحکامات میدانی در عمق سه مایلی زمین...
به همراه پدافند و توپخانه ای که تا بحال نمونش رو ندیدیم
گردان دوم قراره فردا اندکی پس از طلوع آفتاب حمله کنند
روحشونم خبر نداره که چی انتظارشون رو میکشه
و ما هم نمیتونیم بهشون خبر بدیم
چونکه دشمن موقع عقب نشینی تمام خطوط تلگرافمون رو هم قطع کرد
وظیفه شما اینه که خودتون رو به گردان دوم برسونید
اونا در "کراسیلیس وود" ، در یک مایلی جنوب شرقی شهر "ایکوست" ، هستند
اینو به سرهنگ "مکانزی" برسونید
این یک دستور مستقیم برای لغو حمله فردا صبحه
اگه اینکارو نکنید، همشون قتل عام میشن
و ما دو گردان که شامل 1600 نفر هست رو از دست میدیم
و برادرت هم یکی از همین افراده
فکر میکنید بتونید به موقع برسید اونجا؟
- بله قربان - سوالی ندارید؟
- نه قربان - خوبه
به تو میسپارمشون ستوان
تجهیزات آقایون
نقشه، مشعل ، نارنجک و مقداری هم خورد و خوراک
سریع حرکت کنید. از این سنگر به سمت غرب تا خیابون "ساچیحال" برید...
و بعدش به سمت شمال غربی تا به "پارادایس الی" و خط مقدم برسید
بعدش در راستای خط مقدم حرکت کنید تا جوخه "یورکس" رو پیدا کنید
این نوشته رو به سرگرد "استیونسون" بدید.
او فرماندهی جبحه پشت منطقه بی طرف رو بر عهده داره
بعدش ازونجا عبور کنید
ولی قربان، اونموقع روز هست دیده میشیم
نگران نباشید کسی براتون مشکلی ایجاد نخواهد کرد
قربان فقط ماییم؟
"گر آهنگ نیران یا تخت سلطان کرده ای، تنهایی بران تا زودتر مراد یابی"
- درست میگم ستوان؟ - بله قربان
موفق باشید
بلیک یه دقیقه صبر کن دربارش حرف بزنیم
چرا؟
بلیک
باید بهش فکر کنیم
فکر کردن نداره که. پای جون برادر بزرگم در میونه
حداقل باید صبر کنیم تا هوا تاریک بشه
"انریمور" گفت که باید سریع بریم
انریمور که تاحالا سرزمین بی طرف رو ندیده
هنوز دو قدم برنداشتیم میکشنمون. باید صبر کنیم تا...
گفت که سربازهای آلمانی رفتن
برای همین بهمون نارنجک داد؟
- جلوت رو بپا - ببخشید
فقط میگم که باید منتظر بمونیم
بایدم اینو بگی. پای جون برادر تو که در میون نیست
ببین، آخرین باری که بهمون گفتن آلمان ها عقب نشینی کردن که خوب پیش نرفت
تو که نمیدونی چه خبره، چون اونجا نبودی
ببخشید ببخشید
دارید به سمت یه سنگر تخریب شده میرید احمقای دیوونه
دستور فرماندست قربان
باشه اصلا فرض میکنیم که آلمان ها رفتن
چقدر طول میکشه تا 14 کیلومتر بریم؟ 6 ساعت؟ نهایتش بگو 8 ساعت
پس میتونیم تا طلوع آفتاب صبر کنیم...
اونجا منطقه دشمنه معلوم نیست چه بلایی سرمون میاد
بلیک اگه هوشمندانه عمل نکنیم، هیچکدوممون زنده به برادرت نمیرسیم
من میرسم
رسیدیم اینجا خط مقدمه
حالا باید جوخه "یورکس" رو پیدا کنیم
- جلوت رو بپا - از سر راهم برو کنار پس
مردک احمق مگه سر آوردی؟ زدی سرباز زخمی رو ناکار کردی
ولم کن
مردک لاشی زد گروهبانمون رو انداخت! بیچاره زخمیه
متاسفم، خب؟ ببخشید
- ما در حال انجام ماموریت هستیم - بذار برم
- دستور فرمانده رو باید اجرا کنیم - بذار برم
از سر راه برو کنار
باشه فقط جلوت رو بپا
خیلی سوت و کوره
قبل از جنگ منطقه "تیپوال" هم اینقدر ساکت بود؟
یادم نمیاد
نبرد "سم" رو یادت نمیاد؟
نه. (نبرد سم از خونبارترین جنگ های تاریخ بشر است. در این نبرد بیش از یک و نیم میلیون نفر کشته شدند، و این در حالی بود که زمینهای مورد مناقشه کمتر از یکصد متر مربع بود.)
تو که ازش سربلند بیرون اومدی. حداقل الان مدال به خودت وصل کردی
دیگه ندارمش
چی؟ مدالت رو گم کردی؟
سنگر خراب شده بچه ها
سرت رو بگیر پایین
مواظب باش، خدایا! پا گذاشتی رو مرده
این گروهبانمونه
به نفعته از این چاله که درشون آوردم با یه شیلنگ بشوریشون
میدونی جوخه "یورک" کجا هستن ؟
پیچ بعدی رو که رد کنی، از رو جسد نصفشون رد میشی
دو شب پیش مثل سگ کشتنشون
جوخه یورکس؟
بله سرجوخه
No comments yet. Be the first to leave one.