1917

1917

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

1917 2019 DVDSCR x264-TOΡKEK
1917 2019 DVDScr XVIDΑC3 HQ Hive-CΜ8
1917 2019 DVDSCR x264-ΜΕTRO
1917 ΙNTΕRNAL SD DVDScr 2CH x265 HΕVC-PSΑ
1917 DVDScr 2CH x265 HΕVC-PSΑ
1917 DVDScr XVΙD ΑC3 HQve-CM8
Комментарий от LodFilm1
🔶🔶SUBTITLE BY M

Теги

DVD
dvdscr
x265
2CH
x264
XviD
Опубликовано: 2020-01-18
Загрузки: 75
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫ ت

‫ تق

‫ تقد

‫ تقدی

‫ تقدیم

‫ تقدیم

‫ تقدیم ب

‫ تقدیم به

‫ تقدیم به

‫ تقدیم به د

‫ تقدیم به دو

‫ تقدیم به دوس

‫ تقدیم به دوست

‫ تقدیم به دوستد

‫ تقدیم به دوستدا

‫ تقدیم به دوستدار

‫ تقدیم به دوستدارا

‫ تقدیم به دوستداران

‫ تقدیم به دوستداران

‫ تقدیم به دوستداران س

‫ تقدیم به دوستداران سی

‫ تقدیم به دوستداران سین

‫ تقدیم به دوستداران سینم

‫ تقدیم به دوستداران سینما

‫6 اوریل سال 1917

‫ S

‫ SU

‫ SUB

‫ SUBT

‫ SUBTI

‫ SUBTIT

‫ SUBTITL

‫ SUBTITLE

‫ SUBTITLE

‫ SUBTITLE B

‫ SUBTITLE BY

‫ SUBTITLE BY

‫ SUBTITLE BY M

‫ SUBTITLE BY M&

‫ SUBTITLE BY M&M

‫ INSTAGRAM : MANDM_SUB ‫ TELEGRAM : MANDMSUB

‫"بلیک"

‫"بلیک"

‫ببخشید گروهبان

‫یکی از افراد رو انتخاب کن ‫و وسایلت رو هم وردار و بیار

‫بله گروهبان

‫- باز خوابت نبره ‫- نه گروهبان

‫بهت غذا ندادن بیاری ؟

‫نه فقط نامه

‫"مرتیل" توله دار شده

‫برای تو هم نامه فرستادن؟

‫نه

‫دارم از گرسنگی میمیرم ‫تو گرسنت نیست؟

‫گفتم شاید اینجا یه خوراک ‫درست گیرمون بیاد بخوریم

‫اصلا به همین خاطر سرباز شدن ‫رو به کشیش شدن ترجیح دادم

‫- چی داری؟ ‫- نون و گوشت خوک

‫از کجا آوردی؟

‫منم قابلیت های خودم رو دارم

‫بیا

‫مزه جوراب گندیده میده

‫بزک نمیر بهار میاد. هفته دیگه ‫همین موقع برای شام مرغ میخوریم

‫من که نه ‫با مرخصیم موافقت نکردن

‫نگفتن چرا؟

‫نه

‫اگه کلا برنگردیم به نفعمونه

‫یه اتفاقی افتاده ‫تو خبر نداری چی شده ؟

‫نه

‫حتما داریم حمله میکنیم، درست میگم ؟

‫10 شیلینگ شرط میبندم که حملست

‫من باهات شرطبندی نمیکنم

‫چرا؟ ‫چون میدونی من برنده میشم؟

‫نه ‫چون تو 10 شیلینگ نداری

‫چه عجب، تشریف آوردید بالاخره آقایون

‫- خبری شده گروهبان؟ ‫- خبر از چی؟

‫حمله بزرگ

‫قرار بود چند هفته پیش حمله کنن. ‫گفتن تا قبل از کریسمس میفرستنمون خونه

‫خب ببخشید که برنامه ریزی ‫تعطیلاتت رو بهم زدم "بلیک"

‫ظاهرا افسران ارشد از کریسمس ‫و برفبازی خوششون نمیاد

‫واقعا حیف شد گروهبان ‫میخواستم برم کباب بوقلمون بزنم

‫خب چشم ‫حتما شکایتت رو به گوش فرمانده میرسونم

‫خب پس تکلیفمون چیه؟

‫آلمانی ها قصد انجام دادن کاری رو دارن

‫- میدونید چی؟ ‫- نه

‫ولی هرچی که هست، قراره ‫گند بزنه به تعطیلاتمون

‫گوش کنید چی میگم ‫"انریمور" اینجاست

‫بهتره خودتون رو تر و تمیز کنید

‫خدا رو چی دیدید

‫شاید بخواد سفارشتون رو بکنه ‫که بهتون مدال افتخار بدن

‫البته اگه گند نزنید

‫حتما اتفاق مهمی افتاده ‫که ژنرال اینجاست

‫سرجوخه "بلیک" و "اسکافیلد" قربان

‫- بلیک کدومتونه؟ ‫- منم قربان

‫برادرت ستوانِ گردان ‫دوم "دوون" هست ؟

‫بله قربان. ‫"جوزف بلیک". اتفاقی...

‫زندست ‫تا جایی که من میدونم

‫و با کمک تو همیشه زنده خواهد موند

‫"ساندرز" بهم گفت که به ‫نقشه خوانی واردی. درسته؟

‫بله به اندازه کافی واردم قربان

‫خب

‫ما دقیقا اینجا هستیم

‫و گردان دوم "دوون" دارن به ‫سمت این نقطه پیشروی میکنن

‫چقدر طول میکشه تا بری اونجا؟

‫نمیفهمم قربان

‫آلمان ها اون منطقه رو گرفتن قربان

‫آلمان ها رفتن

‫البته خیلی امیدوار نباشید. ‫ظاهرا عقب نشینی تاکتیکی بوده

‫ظاهرا 9 مایل عقب تر ‫در این نقطه جبحه گرفتن

‫سرهنگ "مکنزی" فرمانده گردان دومه

‫دیروز صبح پیغام فرستاد.

‫رفته دنبال نیروهای ‫آلمانی که عقب نشینی کردن

‫فکر میکنه که آلمانی ها رو در چنگ داره

‫و اینکه با شکست دادن آخرین نفراتشون ‫میتونه نتیجه جنگ رو تغییر بده

‫ولی اشتباه میکنه

‫سرهنگ "مکانزی" هنوز عکس ‫هوایی جبحه جدید دشمن رو ندیده

‫اینجا جمع بشید آقایون

‫استحکامات میدانی در ‫عمق سه مایلی زمین...

‫به همراه پدافند و توپخانه ‫ای که تا بحال نمونش رو ندیدیم

‫گردان دوم قراره فردا اندکی ‫پس از طلوع آفتاب حمله کنند

‫روحشونم خبر نداره که ‫چی انتظارشون رو میکشه

‫و ما هم نمیتونیم بهشون خبر بدیم

‫چونکه دشمن موقع عقب نشینی تمام ‫خطوط تلگرافمون رو هم قطع کرد

‫وظیفه شما اینه که خودتون ‫رو به گردان دوم برسونید

‫اونا در "کراسیلیس وود" ، در یک ‫مایلی جنوب شرقی شهر "ایکوست" ، هستند

‫اینو به سرهنگ "مکانزی" برسونید

‫این یک دستور مستقیم ‫برای لغو حمله فردا صبحه

‫اگه اینکارو نکنید، ‫همشون قتل عام میشن

‫و ما دو گردان که شامل 1600 ‫نفر هست رو از دست میدیم

‫و برادرت هم یکی از همین افراده

‫فکر میکنید بتونید به موقع برسید اونجا؟

‫- بله قربان ‫- سوالی ندارید؟

‫- نه قربان ‫- خوبه

‫به تو میسپارمشون ستوان

‫تجهیزات آقایون

‫نقشه، مشعل ، نارنجک و ‫مقداری هم خورد و خوراک

‫سریع حرکت کنید. از این سنگر به ‫سمت غرب تا خیابون "ساچیحال" برید...

‫و بعدش به سمت شمال غربی تا به ‫"پارادایس الی" و خط مقدم برسید

‫بعدش در راستای خط مقدم حرکت ‫کنید تا جوخه "یورکس" رو پیدا کنید

‫این نوشته رو به سرگرد ‫"استیونسون" بدید.

‫او فرماندهی جبحه پشت منطقه ‫بی طرف رو بر عهده داره

‫بعدش ازونجا عبور کنید

‫ولی قربان، اونموقع روز هست ‫دیده میشیم

‫نگران نباشید ‫کسی براتون مشکلی ایجاد نخواهد کرد

‫قربان فقط ماییم؟

‫"گر آهنگ نیران یا تخت سلطان کرده ای، ‫تنهایی بران تا زودتر مراد یابی"

‫- درست میگم ستوان؟ ‫- بله قربان

‫موفق باشید

‫بلیک یه دقیقه صبر ‫کن دربارش حرف بزنیم

‫چرا؟

‫بلیک

‫باید بهش فکر کنیم

‫فکر کردن نداره که. ‫پای جون برادر بزرگم در میونه

‫حداقل باید صبر کنیم تا هوا تاریک بشه

‫"انریمور" گفت که باید سریع بریم

‫انریمور که تاحالا ‫سرزمین بی طرف رو ندیده

‫هنوز دو قدم برنداشتیم میکشنمون. ‫باید صبر کنیم تا...

‫گفت که سربازهای آلمانی رفتن

برای همین بهمون نارنجک داد؟

‫- جلوت رو بپا ‫- ببخشید

‫فقط میگم که باید منتظر بمونیم

‫بایدم اینو بگی. ‫پای جون برادر تو که در میون نیست

‫ببین، آخرین باری که بهمون گفتن آلمان ‫ها عقب نشینی کردن که خوب پیش نرفت

‫تو که نمیدونی چه خبره، ‫چون اونجا نبودی

‫ببخشید ‫ببخشید

‫دارید به سمت یه سنگر تخریب شده میرید احمقای دیوونه

‫دستور فرماندست قربان

‫باشه اصلا فرض میکنیم ‫که آلمان ها رفتن

‫چقدر طول میکشه تا 14 کیلومتر بریم؟ ‫ 6 ساعت؟ نهایتش بگو 8 ساعت

‫پس میتونیم تا طلوع ‫آفتاب صبر کنیم...

‫اونجا منطقه دشمنه ‫معلوم نیست چه بلایی سرمون میاد

‫بلیک اگه هوشمندانه عمل نکنیم، ‫هیچکدوممون زنده به برادرت نمیرسیم

‫من میرسم

‫رسیدیم ‫اینجا خط مقدمه

‫حالا باید جوخه "یورکس" رو پیدا کنیم

‫- جلوت رو بپا ‫- از سر راهم برو کنار پس

‫مردک احمق مگه سر آوردی؟ ‫زدی سرباز زخمی رو ناکار کردی

‫ولم کن

‫مردک لاشی زد گروهبانمون رو انداخت! ‫بیچاره زخمیه

‫متاسفم، خب؟ ‫ببخشید

‫- ما در حال انجام ماموریت هستیم ‫- بذار برم

‫- دستور فرمانده رو باید اجرا کنیم ‫- بذار برم

‫از سر راه برو کنار

‫باشه ‫فقط جلوت رو بپا

‫خیلی سوت و کوره

‫قبل از جنگ منطقه "تیپوال" ‫هم اینقدر ساکت بود؟

‫یادم نمیاد

‫نبرد "سم" رو یادت نمیاد؟

‫نه. ‫(نبرد سم از خونبارترین جنگ های تاریخ بشر است. در این نبرد بیش از یک و نیم میلیون نفر کشته شدند، و این در حالی بود که زمین‌های مورد مناقشه کمتر از یک‌صد متر مربع بود.)

‫تو که ازش سربلند بیرون اومدی. ‫حداقل الان مدال به خودت وصل کردی

‫دیگه ندارمش

‫چی؟ ‫مدالت رو گم کردی؟

‫سنگر خراب شده بچه ها

‫سرت رو بگیر پایین

‫مواظب باش، خدایا! ‫پا گذاشتی رو مرده

‫این گروهبانمونه

‫به نفعته از این چاله که درشون ‫آوردم با یه شیلنگ بشوریشون

‫میدونی جوخه "یورک" کجا هستن ؟

‫پیچ بعدی رو که رد کنی، ‫از رو جسد نصفشون رد میشی

‫دو شب پیش مثل سگ کشتنشون

‫جوخه یورکس؟

‫بله سرجوخه

More Farsi Persian subtitles for 1917

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left