Первые 163 строк.
.15دقيقه نگهباني بده
.ديگه جايي نداريم که بريم
وقتي اين گله به اين يکي برسه .ديگه راهمون بسته ميشه
.ديگه نميتونيم به جنوب بريم
نظر تو چيه؟ حدود 150 تا بودن؟
.اون واسه هفته پيش بود .ممکنه الان دو برابر شده باشه
اين رودخونه ممکنه .سرعت پيشرويشون رو کم کرده باشه
اگه سريع حرکت کنيم، ممکنه شانس اين رو .داشته باشيم که از وسطشون رد بشيم
،آره، ولي اگه اين گروه به اون يکي ملحق بشه
.ممکنه به اينور حرکت کنن
.پس راهمون بسته شده
فقط ميتونيم به منطقه 27 برگرديم
.و به طرف "گرينويل" پيش بريم
.ما قبلاً هم اينو امتحان کرديم
مثل اين بود که کل تابستون رو .داشتيم دور خودمون ميپرخيديم
.آره، ميدونم .ميدونم
.از شهر "نونن" به سمت غرب ميريم .تابحال از اين مسير نرفتيم
.نميشه خونه به خونه جابجا بشيم
بايد يه جايي رو پيدا کنيم .که چند هفته توش مستقر بشيم
.خيلي خب اشکال نداره قبل رفتن
به رودخونه بريم؟ .زياد طول نميکشه
.بايد آب گير بياريم .بعداً ميتونيم بجوشيمش
.راحت باش
.اون ديگه زياد نميتونه حرکت کنه
چيکار ميتونيم بکنيم؟ بذاريم در حين حرکت زايمان کنه؟
راهي غير از اين سراغ داري؟
،هي، حالا که بقيه دارن شورتاشون رو ميشورن
.بيا ما بريم شکار
.اون جغد همچين مالي نبود
.حيف شد
.مواظب پشتت باش - .باشه -
!عجله کن. عجله کن
.عاليه
،اگه بتونيم اون دروازه رو ببنديم
،تا نذاريم ديگه وارد محوطه بشن
.ميتونيم اين زامبي ها رو سر به نيست کنيم
.محوطه رو تا شب تصاحب ميکنيم
خب چطور دروازه رو ببنديم؟
.من اينکارو ميکنم .شما منو پوشش بدين
.نه .خيلي حرکت خطرناکيه
.من سريع ترين هستم
نه، تو و "مگي" و "بث" تا ميتونين .اونا رو اونجا به سمت خودتون بکشونين
.از پشت حصار بترکونينشون
.دريل"، به اون يکي برجک برو"
.کارول"، تو تيرانداز خوبي شدي"
.عجله نکن .مهمات زيادي نداريم که هدر بديم
.هرشل"، تو و "کارل" به اين برجک برين"
.خيلي خب
.من بطرف دروازه ميدوئم
!يالا - !هي، بياين اينجا -
!زود باشين - !هي، بياين اينجا -
!يالا !هي، بياين
!زود باشين! بجنبين
.شرمنده
!هي، بيا اينجا
!هي، هي، هي !زود باش بيا اينجا
.موفق شد
.بهشون شليک کنين
.محشره
.تيراندازي خوبي بود - .آره -
حالت خوبه؟
.چند هفته بود به اين خوبي نبودم - .خوبه -
از وقتي که از مزرعه اومديم بيرون .اينقدر فضا واسه موندن نداشتيم
.درست مثل دستپخت مامانمه
.فردا جسدها رو يه جا جمع ميکنيم
ميخوام که از اون آب .فاصله داشته باشن
،حالا اگه يه کانال زير حصار بِکَنيم
.کلي آب شيرين گيرمون مياد
.خاک اينجا خوبه
.ميتونيم بذر بکاريم
.ميتونيم گوجه، خيار و سويا پرورش بديم
.اين سومين بارشه که داره گشت ميزنه
،اگه جايي در خطر ميبود
.تا الان پيداش ميکرد
.اينجا واسه بچه دار شدن خيلي خوبه
.امنه
زياد نيست، ولي اگه چيزي برات نيارم
.اصلاً لب به غذا نميزني
.فک کنم "شين" کوچولو اشتهاش خيلي زياده
.بيشعور نباش
اعتراف ميکنم که "ريک" ما رو
بيشتر از اون چيزي که .فکرشو ميکردم، پيش آورده
.شين" هيچوقت نميتونست همچين کاري بکنه"
چي شده؟
.بخاطر ضربه اون تفنگ ـه
.بهش عادت ندارم
.وايستا
.بهتره برگردي
.خيلي رمانتيک ـه
ميخواي يه حالي بکنيم؟
.من اول بهت حال ميدم
.ديگه چه بهتر
.بس کن
.بتي"، واسم آهنگ "پتي رايلي" بخون"
فک کنم از وقتي که
.مادرتون زنده بود، نشنيدمش
.بابا، لطفاً اون يکي نه
جامِ وداع» چطوره؟»
.کسي نميخواد بشنوه
چرا که نه؟
.باشه
# تمام پول هايي رو #
# که تابحال داشتم #
# خرج دوستان مهربانم کردم #
# و تمام ضرر و زياني #
# که تابحال باعثش شدم #
# افسوس که همش به خودم وارد شد #
# و تمام کارهايي که #
# براي دانستن انجام دادم #
# حالا يک خاطره شده و نميتونم بيادش بيارم #
# پس براي من #
# جامِ وداع رو پُر کن #
# شب خوش و همه شاد باشيد #
# تمام رفقايي #
# که تابحال داشتم #
# از رفتنم ناراحت بودند #
# و تمام عزيزاني #
# که تابحال داشتم #
# آرزو ميکردند که #
#... يک روز بيشتر ميماندم # - .يکم خوردم -
# اما چون سرنوشتم اينه که #
# از سر جام بلند بشم #
# و شما سر جاتون بشينين #
# پس به آرامي بلند ميشم #
# و به آهستگي ميگم #
# شب خوش #
# و همه شاد باشين #
# شب خوش #
# و همه شاد باشين #
.زيبا بود
.بهتره همه بخوابين
.من اونجا نگهباني ميدم
.فردا روز بزرگي در پيش داريم
منظورت چيه؟
.ببينين، ميدونم که هممون خسته ايم
.اين يه پيروزي بزرگ بود
.ولي بايد يکم ديگه تلاش کنيم
بيشتر زامبي ها، لباس .نگهبان ها و زنداني ها رو پوشيدن
.انگار اينجا خيلي زود تصرف شد
ميتونه به اين معني باشه .که آذوقه هاشون دست نخورده مونده باشن
،درمانگاه دارن
.فروشگاه مواد غذايي
اسلحه خونه؟
،اون اگه باشه، بيرون از زندان ـه
.ولي فاصله ـش زياد نيست
.حتماً تو دفتر رئيس زندان، دربارش اطلاعاتي هست
.اسلحه، غذا، دارو
.اينجا ميتونه حکم معدن طلا رو داشته باشه
.ما خيلي مهماتمون کمه
.قبل از اينکه کاري بکنيم، تيرمون تموم ميشه
...واسه همينه که بايد
.دست به دست بريم
،بعد از اين همه سختي هايي که کشيديم
.مطمئنم که ميتونيم از پسش بر بيايم
.اين عوضي ها هيچ شانسي در برابر ما ندارن
.قدر همه کارايي که داري ميکني رو ميدونم
،هممون قدردان هستيم
.اما کلي راه اومديم و اونا خسته ـن
ميشه فقط چند روز از اين شرايط لذت ببريم؟
.بچه تا چند روز ديگه بدنيا مياد
.وقت پيک نيک نداريم
.نه، ولي وقتشه مشکلاتمون رو رفع کنيم
بنظرت دارم چيکار ميکنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.