Obsession

Obsession

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Obsession 2026 HDTS 1080 Fa
Комментарий от Srt_hub

Теги

ts
Опубликовано: 2026-06-08
Загрузки: 524
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫« تقدیم به جانفدایان راه آزادی »

‫از وقتی که...

‫تو تنها کسی هستی که...

‫ببخشید! واقعاً احمقانه‌ست.

‫من این‌طوری حرف نمی‌زنم.

‫نه، اشکالی نداره.

‫حس می‌کنم دارم از هم می‌پاشم.

‫نیکی، همه‌ش دارم به تو فکر می‌کنم.

‫حتی وقتایی که سعی می‌کنم بهت فکر نکنم.

‫توی تک‌تک آهنگایی که گوش می‌دم هستی.

‫وقتی تازه اومده بودم اینجا، تو تنها کسی بودی که باهام مهربون بود.

‫اولش فکر کردم شاید تو...

‫خب، دیگه فهمیدم کی هستی.

‫بعدِ فوت مادربزرگم، تو بودی که زنگ زدی.

‫حتی وقتایی که حرفی برای گفتن نداشتم و فقط اونجا نشسته بودیم.

‫واسه همین مدام به خودم می‌گم، بهش نگو، اون خیلی خوبه.

‫و قراره که...

‫از دستش بدی.

‫ولی شاید لازم باشه بدونی که...

‫من تو رو به همه چی ترجیح می‌دم.

‫این معرکه‌ست.

‫نه، بس کن.

‫خب، واقعاً ضایع بود.

‫وای خدای من، می‌دونستم.

‫واقعاً معذرت می‌خوام.

‫به نظرم که خیلی هم بامزه بود.

‫نه، دیگه عمراً این کارو بکنم رفیق.

‫خیلی ضایع بود.

‫آره، واقعاً وحشتناک می‌شه...

‫حسابی منو ترسوند.

‫خودت ازم خواستی حرف دلمو بزنم.

‫می‌دونی الان چقدر ضعیف شدم؟

‫دست‌کمت گرفته بودم.

‫اگه یه چیز قشنگ براش بگیرم چی؟

‫نه، هیچی براش نگیر.

‫پسر، باید یه ذره کمتر...

‫جلوی نیکی زیاد فاز احساسی برندار، خب؟

‫از این لوس‌بازی‌ها خوشش نمیاد.

‫نمیاد دیگه.

‫گل و اون شکلات‌هایی که می‌گفت دوست داره.

‫حله.

‫ممنونم.

‫چی؟

‫ممنونم.

‫می‌خوای برم؟

‫اگه خودت می‌خوای.

‫شرمنده که مجبورت کردم اون کارو بکنی.

‫نه، مشکلی نیست، تو خوبی.

‫تو آدم خیلی خوبی هستی.

‫وای خدا، پسر، واقعاً ضایع بود.

‫می‌تونیم ببینیمت؟

‫خداروشکر که این کارو کردم.

‫افتضاح بود.

‫ممنون بابتش.

‫تا حالا واقعاً با نیکی لاس زدی؟

‫یکم رمانتیکش کن.

‫دلت یه رابطه رمانتیک می‌خواد؟

‫دارم سر به سرش می‌ذارم.

‫یه جور شوخی‌طوری باهاش خشن باش.

‫باهاش خشن باش.

‫آره، بدجنسیشم بانمکه، ولی یادت نره از نیکیِ عجیب‌وغریب هم بگی.

‫می‌خوای «نیکیِ عجیب‌وغریب» صداش کنم؟

‫خودت که می‌دونی، روی این قضیه حساسه.

‫یادت میاد وقتی بقیه اذیتت می‌کردن و همه «نیکیِ عجیب‌وغریب» صدات می‌زدن؟

‫اون موقع می‌گفت: «اوه خدای من».

‫ببین «بِر»، اون مال خیلی وقت پیش بود.

‫نه، خواهش می‌کنم.

‫اینجوری حسابی کف‌بر می‌شه.

‫فقط بگو: «نیکی، به نظرم یه وقت باید با هم بریم یه چیزی بزنیم.»

‫آره، بیا یه وقت با هم بریم یه چیزی بزنیم.

‫اون که همیشه خدا داره ازت دعوت می‌کنه.

‫بچه‌ها، ازتون خواسته بودم فقط همین یه شب رو بیخیال مسابقه‌ی اطلاعات عمومی بشید.

‫نمی‌تونی وسط مسابقه‌ی اطلاعات عمومی ازش بخوای باهات بیاد بیرون، «بر».

‫نمی‌ذارم همچین کاری بکنی.

‫اتفاقاً زمان خیلی مناسب و طبیعی‌ایه واسه این سؤال.

‫عاشق شب‌های مسابقه‌ی اطلاعات عمومیم.

‫کل داراییم همینه.

‫هر چهارشنبه با کلی انرژی از خواب پا می‌شم و همه‌ش تو فکر اطلاعات عمومیم.

‫به ما کاری نداشته باشید.

‫«بِر»، نمی‌تونی دورهمی هفتگی‌مون رو که ترکیبی از رفاقت و مهارته، به یه لخته‌خونِ هفت‌سال عقب‌افتاده تبدیل کنی.

‫پس کی باید بپرسم؟

‫یه وقت دیگه.

‫تنها چیزی که داری، زمانه.

‫اگه این‌قدر برات مهمه، که می‌دونم هست، پس صبر کن.

‫تو یه موقعیت مناسب انجامش بده.

‫باشه.

‫باشه، منتظر می‌مونم.

‫به بهترین شکل انجامش می‌دم.

‫حالا باهام تکرار کن.

‫تنها چیزی که داری وقته.

‫سندی؟

‫سندی؟

‫سندی؟

‫نه.

‫نه، نه، نه، نه.

‫اوه، نه، نه.

‫نه، نه.

‫اه، چندش.

‫چطوری وارد این کار شدی؟

‫چرا؟

‫هی.

‫خوش‌به‌حالت!

‫«تای» بدجوری سرش شلوغ بود.

‫به یه روز استراحتِ درست و حسابی نیاز داشتم.

‫اوه، آره.

‫خودت که می‌دونی، من انجامش می‌دم.

‫اوه، امشب کی میای؟

‫می‌خوام زودتر جام رو رزرو کنم.

‫اوه.

‫راستش...

‫فکر نکنم امشب بتونم بیام.

‫اوه، نه، خرس‌گنده.

‫ما به اون مغزت احتیاج داریم.

‫باید همین هفته این بساط رو جمع‌وجور کنیم.

‫خب، منظورم اینه که...

‫من...

‫فکر نکنم امشب بتونم.

‫فقط دارم به یه سری کارهای عقب‌مونده‌م می‌رسم.

‫می‌خواستم یه چیزی بهت بگم.

‫چی؟

‫یعنی... حتماً باید همین الان بگم؟

‫آره.

‫چی؟

‫آره، واسه همینم می‌خوام این دو تا بانو رو کاندید کنم.

‫جدی؟

‫چطور مگه؟

‫نمیدونم.

‫آره، وقتمون داره تموم میشه، واسه همین، اممم...

‫میدونی، شاید بهتر باشه بیخیالِ اون چیزایی بشی که داری روشون کار می‌کنی.

‫حق با توئه.

‫امشب، همون شبه.

‫لعنتی!

‫لعنت بهت

‫حالت خوبه؟

‫نه، گردنبند کریستالیم افتاد توی راه آب.

‫اه، چه چندش.

‫متاسفم.

‫اصلاً چرا باید همچین حرفی بزنی؟

‫سلام، ما به زودی تعطیل می‌کنیم، اگه چیزی لازم داشتید بهم بگید.

‫خیله‌خب، مشکلی نیست.

‫ممنون.

‫آره، می‌دونم.

‫«رایان» هم همین رو می‌گفت، پس فقط من نیستم.

‫می‌دونم.

‫سلام، ببخشید، یه کمکی می‌خواستم.

‫گردنبند کریستالی دارین؟

‫آره، بفرما، بذار نشونت بدم.

‫نه، راستش، چون این دقیقاً همون چیزیه که قبلاً هم می‌گفتم.

‫مثلاً چی؟

‫اصلاً داری درباره چی حرف می‌زنی؟

‫یا خدا، این واقعاً دیوونگیه.

‫چی؟

‫نه.

‫یه لحظه وایسا.

‫کل چیزی که داریم همینه.

‫آره، هر سنگی انرژی منحصر به فرد خودش رو داره و این حرفا.

‫خب، سنگ آمیتیست نماد آرامش و صلح درونیه، کوارتز صورتی هم که عشق و این‌جور چیزا رو جذب می‌کنه.

‫یه جور انرژی مثبته.

‫مثلاً، حس و حال خوب.

‫شاید سنگ سیترین.

‫منظورم اینه که، تهش همه‌اش خورشید و یه تیکه سنگه.

‫خیله‌خب، ممنون.

‫آره، اگه چیز دیگه‌ای لازم داشتی بهم بگو.

‫نور آفتاب و یه تیکه سنگ.

‫خب، دیروز موقع ناهار، بکا یه جوری رفتار می‌کرد که... آره دیگه.

‫حتی نمی‌تونم ازش متنفر باشم.

‫نه، دارم همینو می‌گم.

‫بعدش فرار کرد.

‫عاشق اینم.

‫آره، خب، از وقتی اومده خیلی گل کرده.

‫می‌دونید که، هر کسی یه آرزویی می‌کنه.

‫خب، به درد من نمی‌خوره، پس...

‫باشه، پس بعداً نیای گله و شکایت کنیا.

‫مگه مردم واسه این‌جور چیزا هم شکایت می‌کنن؟

‫خب، اینا یه جورایی کالای کلکسیونی‌ان، واسه همین بعضیا اصلاً بازشون نمی‌کنن.

‫ولی اونایی که باز می‌کنن، می‌دونی که، برمی‌گردن و شاکی می‌شن.

‫چون یه جور کلاهبرداریه؟

‫پسر، ما کلاهبردار نیستیم.

‫نه، نه، منظورم این نیست که تو کلاهبرداری، ولی خب چرا دارن شکایت می‌کنن؟

‫چون عصبانی‌ان؟

‫چون کار نمی‌کنه؟

‫آره، یا هر چیز دیگه‌ای.

‫یا اینکه جواب می‌ده، ولی زندگی‌شون رو به لجن می‌کشه.

‫یا اینکه می‌میرن.

‫کاش مرده بودن.

‫ما حالمون خوبه.

‫آره، یه نقد نوشتم.

‫این قراره خیلی بد بشه.

‫می‌دونم، ولی...

‫ببین، اونی که باید برگرده خونه و کل شب به غرغرهای باباش درباره دوستاش گوش بده، منم.

‫فقط ازت می‌خوام وانمود کنی داری کار می‌کنی.

‫آره خب، واسه تو که منتظری بری مدرسه تتوکاری، گفتنش راحته.

‫اون دانشکده هنره، در ضمن هنوزم قبولم نکردن.

‫فکر کردم رفتی مؤسسه لوتر.

‫نه، گفتم دلم می‌خواد برم دانشگاه لوتر.

‫ببخشید، هنوز فرصتش پیش نیومده.

‫خوبه.

‫ببخشید، فقط نمی‌خوام به دردسر بیفتی.

‫می‌دونم عزیزم.

‫دوستت دارم.

More Farsi Persian subtitles for Obsession

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left