Первые 200 строк.
...آنچه گذشت
برای خودت نوشیدنی درست کن، کارآگاه
نه دیگه نوشدنی میخوام
نه خطوط مبهمی
دیگه هم سعی نکن با من سکس کنی
و تو ... لختی
این خیلی نامناسبه
بنظرت من درباره چی احساس ناامنی می کنم؟
اینکه داری عوض میشی
ولی نمی دونی چی باعث تغیر کردنته یا اینکه کی
یه چیز اساسا رد لوسیفر تغییر کرده
می تونیم برش گردونیم به جایی که بهش متعلقه
اگه نقطه ضعفش رو بهم بگی
تو با این احمق می خوابی؟
افتخارش هنوز نصیبش نشده متاسفانه نه
...هی، دَن، من - جدا، کلو؟ -
من ازت ناامید شدم
چطوری میتونی کمکم کنی؟
من توانایی این رو دارم تا خواسته های ممنوعه مردم رو از زیر زبونشون بکشم بیرون
و این قدرت خواستن توانایی ماورا طبیعی توئه
بیشتر یه موهبت از طرف خداست
تو چی هستی؟
،من هی سعی دارم بهت بگم من اهریمنم
فقط بهم شلیک کن کارآگاه، لطفا
...چون شاید بالاخره بفهمی که
حرومزاده، واقعا خیلی درد داشت
بهم شلیک کرد و من خون ریزی کردم
امکان نداره
،خب، زیاد بهش فکر نمی کنم هیجان انگیزه
سرگرمی تازه شروع شده
ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor
تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "
سخت میشه گفت که این مدل لباس های جدید بِنی شبیه لباس باشند
این مدل ها انگار هیچ لباسی نپوشیدند
مارک بِنی چوی درباره لباس نیست
درباره کفش ـه
این مردم برای نسخه های محدود می میرند
هر جفت 6 هزار دلار
اوه، حتی دوشیزه افراطی هم تحت تاثیر قرار گرفته
از بنی خرید کنید
اوه، سلام
خطریه
لوسیفر خوشش اومد
تو تیر خوردی و خون ریزی کردی
تا زمانی که علتش رو نفهمیم نزدیک اشیای تیز نمیشی
اوه، کاملا برعکس
خطر زخمی شدن بسیار هیجان انگیزه
از جاودان بودن لذت ببر
بیارش
ببخشید
از کِی تا حالا اهریمن به جاودان بودن اهمیت میده؟
نمایش معرکه ایه، بِنی
خانم ها و آقایون، بِنی چوی
یالا، خوشگله، خطرناک ترین خواستهت رو بهم بگو
چیزبرگر
چیزبرگر؟ جدا؟
بِنی، بخواب زمین
اون چی بود؟
یکم برای تعطیل کردن مراسم زوده
مهم نیست
باید بری، الان
چرا عجله داری؟ تازه داره هیجانی میشه
انسان ها دارند با اسلحه ها شون بازی می کنند و الان دارند دنبال سرپناه می گردند
دلیل نداره که تو هم زیر پا له نشی
خب، قلب شکسته من چی پس؟
بِجُنب
بخواب، بخواب
حرکت کن، حرکت کن باید بری
یالا، بیا بریم
مردم جدا برای کفش های بنی آدم می کشند
باید از اینجا بریم بیرون - چرا؟ -
الان خطرم رو پیدا کردم
از خونه مخفیانه بیرون رفت
فکر کردم خوابه
خانم کورتیز، من بانی مرگ دخترتون رو پیدا می کنم
قول میدم
تو خوبی؟
تنها دخترش زیر پای مردم مرده
بعد اینکه یه آدم کش بین جمعیت تیراندازی کرده
حالم بهتر بود
واحد گروه خلافکارها پرونده قتل رو به عهده میگیره تا زمانی که ما بفهمیم که می خواست چوی رو بکشه
چوی حرف زده؟
به محض اینکه به محل جرم رسیدیم اصلا هیچ حرفی نزد
باشه
بنظر قراره اتفاقات بدی بیفته
بهتره توی این پرونده جانب احتیاط رو رعایت کنی
اوه، جدا؟ خودم رو درگیر پرونده های قتل های سبک بکنم؟
اینطور بنظر می رسه که هر بار من سرم رو چرخوندم
تو در کنار رفیقت لوسیفر در صحنه یه تیراندازی هستید
این مسئله خاصی نیست
اون فقط، نمی دونم
یه رازه که میخوام حلش کنم
به چندتا اسم دیگه داشتم فکر می کردم
آره، مرد دیووانه چطوره؟
نگران نباش، لوسیفر مورنینگ استار کاملا خارج از زندگی منه
درسته
این رو محکمتر ببند
محکمتر؟ - آره -
جدا، جناب مامور؟
و نشسته روی میزِ من
این رو باز کن
لطفا بهم بگو که دارم رویا می بینم
خب من خواب آلود هستم ولی سعی کن احساساتت رو بروز ندی
اینجا چیکار می کنی؟
راستش اینجا نیومدم تا تو رو ببینم
اومدم تا رئیست رو ببینم
درباره یه تیرندازی حرف بزنیم
باشه، فکر کردم تو هوای من رو سر این قضیه داری
اگر اداره بفهمه که واقعا چه اتفاقی افتاده ممکنه نشانم رو از دست بدم
چی، منظورت همون قضیه تیراندازی عمدی به منه؟
من که گفتم متاسفم
و حس بدی دارم، جدا، ولی یه خراش کوچک بود
شک دارم حتی جای زخم مونده باشه
نه؟
آقای مورنینگ استار؟
الان میتونم ملاقاتتون کنم - !اسپلندید -
اسپلندید، خیلی حرف برای گفتن داریم
اوه
خب چه کمکی از دستم بر میاد؟
،خب، ستوان
همونطور که می دونید من شاهد اون مرگ دلخراش در مراسم شو بِنی بودم
زیاد طول نکشید که
اون آقایون با انگشتشون اون تبهکار رو نشون دادند
و همه چیز بهم ریخت
و؟ - منم میخوام باشم -
تو چی؟ - توی این پرونده -
من مزه خطر رو چشیدم و باز هم خطر میخوام
این پرونده بهترین مورد برای بررسی جاودانگی من
در شرایط خطرناک و هیجان انگیزه
و اینکه... اون کسی مسئول مرگ اون دختر بیچاره بوده رو کمک کنم پیدا کنید
من متوجه شدم که شما در پرونده های قبلی
چقدر به کارآگاه دکر کمک کردید ...ولی
بررسی جاودانگی کاری نیست که ما اینجا انجامش میدیم
نه؟ - اوه -
بامزه است، چون تو بسیار جاه طلبی، نه؟
می تونم این رو از چهرهت بگم
سرشار از آرزو
،اگه من قراره اولین رئیس پلیس زن باشم
یه پایان بزرگ میخوام
حتما همینطوره حتما همینطوره
و چطوری مخوای به این آرزوی بزرگ دست پیدا کنی؟
بدون حمایت اقلیت های مردمی نمیشه به این منصب رسید
درسته، بله
خب، بذار یه چیزی بهت بگم
،اگه اجازه بدی توی این پرونده کمک کنم
و احتمالا... بقیه پرونده ها
تمام حمایتی که میخوای رو در اختیارت قرار میدم
بعنوان یه لطف در نظر بگیر
از جانب یک دوست
بعد از شما
بسیار متشکرم
اُلیویا؛ می تونم توضیح بدم
تو باید توضیح بدی که چرا مرد به این ارزشمندی
رو فقط برای خودت نگه داشتی؟
ببخشید؟
یه نفرم رو داریم که می تونه چویی رو مجبور به حرف زدن بکنه
،یه نفر که سِحر داره
...دوست داشتنی - و بسیار در جامعه تاثیر داره -
دوباره شروع شد
لوسیفر مورنینگ استار داوطلب شده
تا در پرونده پائولا کورتز رابط پلیس باشه
قابل تو رو نداره، دکر
آروم بگیر
این دیوونه قراره من رو به کشتن بده
تو چی به رئیس گفتی که
تونستی با فریب وارد یه پرونده دیگه بشی؟
خب، من به سادگی به ستوان پیشنهاد یه لطف رو کردم
اون چیزی که میخواد رو به دست میاره ...و من چیزی که میخوام رو
یه جنگ بین گروهی جذاب
تو بهش پیشنهاد دادی تا از یه جنگ بین گروهی پیشگیری کنی، درسته؟
چه فرقی داره
ولی، می بینی، برای همین ما دوتا همکار عالی میشیم
تو میگی، من میگم
بحث و جدل ها، تیراندازی ها
همکار؟
بیشتر مثل هم مسیر افتخاریه
فقط به این فکر کن که من و تو همیشه چقدر به هم نزدیکیم
آره، توی لوس آنجلس ما به این میگیم تعقیب کردن
شگفت انگیزه، نه؟
کی بهم اسلحه میدین؟
من بهت اعتماد ندارم حتی شمشیر نورانی بچهام رو بهت بدم
...و من کِی - من هیچ وقت نمی ذارم رانندگی کنی -
اگر قراره مجبور بشم دوباره باهات کار کنم (تیراندازی با منه( منظورش اینه که تصمیم گیری با منه
حتما باید این کارو بکنی
درست به پام شلیک می کنی
من فقط بهت تیراندازی کردم چون تو بهم گفتی
در لحظه ضعف، من اسیر جادوی تو شدم
و باور کردم که شاید تو واقعا اهریمن باشی
من اهریمنم
از لحاظ تاریخی آسیب ناپذیر بودم، تا الان
و این چیزی که این پرونده رو ...بسیار جذاب میکنه
خطر واقعی
این بهترین فرصت برای اینکه بفهمم دیگه چه قابلیتهای جاودانگی دارم
باشه، می فهمم، تو میخوای چیز های جدید رو حس کنی
دقیقا
چطور بود؟ - خیلی بد -
درد داشت
دوباره بزن
خب کجا میریم؟
بازداشتگاه، کمین گاه؟
No comments yet. Be the first to leave one.