The Constant Factor

The Constant Factor (Constans)

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

TheConstantFactor(1980) BluRay PersianSubtitle
Комментарий от hamlethamletian

Теги

BluRay
Опубликовано: 2024-02-08
Загрузки: 42
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

... اِ

... پ

... ل

.چشمِ چپ

... ن

... ز

مي‌توني هيچ عددي رو ببيني؟

.عددِ 96، 36، 26

.بعدي

.يه نفسِ عميق بکِش

موقعِ داخل‌دادنِ نفس .عددِ 92 رو نشون ميده

آره، حالا نفسِ‌تو .بيرون بده

موقعِ بيرون‌دادنِ نفس .عددِ 88 رو نشون ميده

.قد : 1 متر و 74 سانت

.قدِ من 1 متر و 75 سانته، به‌شرطي‌که صاف بايستم .حتماً درست نايستاده‌بودم

،درسته .الان شد 1 متر و 75

من ورزش مي‌کُنم .و اغلب خودمو چک مي‌کُنم

.فشارِ خون : 125 به 80 .متشکرم، بعدي

شما مي‌خواي با همچين قد و قامتي واردِ نيرويِ‌هوايي بشي؟

.بله، خيلي دوست‌دارم

اوه، مربيِ کوهنوردي هم هستي؟

.بله

.من ازت يه چيزهايي خونده‌بودم اسمش «هيماليا» بود، درسته؟

،اونو پدرم نوشته بود .که 10 سال پيش فوت‌کرد

.«بسيار خُب، «پارتيکا

.اينجا رو امضاءکُن

.خودم مي‌تونم

«« عـامـــلِ ثـابــــت »»

: نويسنده و کارگردان «کشيشتف زانوسي»

سمتِ چپ .يه دستگيره هست

!دارم ميفتم

مشکل چيه؟

!طناب رو شُل‌کُن

چي شده؟

!من ديگه نيستم

!دلم نمي‌خواد بميرم

!گورِ باباش

،يالا بيا !دست‌و‌پا‌چلفتي

!وگرنه ميذارمت ميرم

عجله داري؟

.نه چندان

.اينها مقداري ويتامين هستن

برو پولِ‌شونو .حساب‌کُن

،معذرت مي‌خوام .قيمتش 84 زلوتيه

.متشکرم

.نگهش دار .بابتِ خريدِ بليت

،همونجور که اومدم اينجا .واسه برگشت هم يه‌کاريش مي‌کُنم

.برش دار. فقط محضِ احتياط - .ولي آخه مامان -

.حرفشو هم نزن

.خداحافظ - .مراقبِ خودت باش -

پدرت از همين مسير رفت؟ - منظورت سالِ 1960ـه؟ -

.مطمئن نيستم

البته قبلاً هم اين کارو کرده‌بود .و خيلي زود به سوئيس رسيده‌بود

،نه، مسيرش رو نمي‌دونم .حتي مادرم هم نمي‌دونه

اون‌زمان چند سالش بود؟

موقعِ تولدِ من 24 ساله بود .و موقعيکه فوت‌کرد 36 ساله

،«بولِسلاو پارتيکا»" "زمين‌شناس و کوهنورد

چه مدتِ ديگه از خدمتت باقي‌مونده؟

.دو ماه

و بعدش چي؟

.يه شغل گير ميارم

مي‌خوام کمي پول پس‌انداز کُنم .و يه خونه بخرم

و شايد همزمان با کار کردن .تحصيلاتمو هم ادامه‌بدم

.تو هم مثلِ پدرت سرمايي هستي .اونم هميشه از سرما مي‌لرزيد

واقعاً؟

.اصلاً خبر نداشتم

کجا قراره کار کُني؟

.دوست‌دارم تويِ «ورشو» باشه

،تو مدرسه‌يِ فني رو به‌عنوانِ برقکار تموم‌کردي درسته؟

.بله - .خوبه -

مي‌توني براش کاري دست‌و‌پا کُني؟

هروقت از خدمت مرخص‌شدي .بهم خبر بده

.خيلي سپاسگزارم

.شناسنامه‌ات، لطفاً

شما همون شخصي هستي که سفارشش رو کردن؟

.به‌گمونم بله

ميشه بي‌زحمت وصل‌کُنيد به بخشِ منابعِ انساني؟

.پسره الان اينجاست

.ما اينجا سرمون حسابي شلوغه

.آخه يه رقيبِ جدي داريم

راستي، شما قبلاً هم اونجا کار کردي، درسته؟ - کجا؟ -

تويِ شرکتِ نمايشگاه‌هايِ بين‌الملليِ .تجارت و بازرگاني

.نه

.از ملاقاتت خوشوقتم - .همچنين -

ايشونِ برقکارِ آموزش‌ديده‌ان، درسته؟ - .بله -

جوون‌هايي که برايِ کار به اينجا ميان .قدم‌شون رويِ چشمِ ماست

.بفرما بريم

بذارين يه‌چيزيو روشن‌کُنم، آخه نمي‌خوام .سوءتفاهمي وجود داشته‌باشه

من آدمِ مهمي نيستم، و اون آقايي که .منو سفارش‌کرده رو حتي به‌زور مي‌شناسم

اسمِ کوچيکت چيه؟ - .«ويتولد» -

ببين، هرچند شما برام کاملاً غريبه‌اي، ولي واقعاً اهميتي نميدم .«که تو کي هستي، تا ماداميکه صادق باشي، آقايِ «ويتِک

مامان؟ مامان؟

.من خيلي خوش‌شانسم. کارو بدست آوردم البته حقوقش پايينه، ولي ... الو؟

،اينجا مسافرت‌هايِ کاريِ خارجي هم دارن .و قراره کُلي سفر برم، به سرتاسرِ دنيا

الو؟

هفته‌يِ بعد دارم .واسه پاسپورت اقدام مي‌کُنم

ممکنه برايِ شروع .به هندوستان برم

،آره، به هندوستان .به «بمبئي». آره

خُب مي‌تونم تويِ هزينه‌ها .کمي صرفه‌جويي کُنم

و به‌هر‌حال اين اواخر چندان خرجي نداشتم. الو؟

مامان؟

،هرچند البته ممکنه يه دوربين بخرم .و يا شايدم از يکي از دوست‌هام قرضش بگيرم

.آره، به فکرِ ادامه‌تحصيل هم هستم .دانشگاه خيلي ذهنمو مشغول‌کرده

.باشه، مراقبِ خودم هستم

.هميشه نرمش و پياده‌روي مي‌کُنم

.آره، و کُلي هم نتيجه داده !يه لحظه! زمانِ سکه‌ام تموم‌شده

مطمئنين که اشتعال‌زا نيست؟

.بله، بله، البته

.ولي من شک دارم

.به‌نظرم امکانش هست .پس بذارين چکش کُنم

تا ببينيم .اشتعال‌زا هست يا نه

خودم الان .چکش مي‌کُنم

مي‌بينين چطور شعله مي‌گيره؟ .اين اشتعال‌زاست

.پس هيچ چاره‌يِ ديگه‌اي نيست

مطمئنم که همکاري مي‌کُنين .و همه‌چيزو تعويض مي‌کُنين

.هيچ چاره‌يِ ديگه‌اي نيست .پس بايد تعويض‌شون کُنين

حالا بايد چکار کُنيم؟

.خُب بريد و از يه جنسِ ديگه‌اش 50 متر بخريد دلار همراهت هست؟

.مالِ خودم آره - پس برو ديگه. بچه‌ها مي‌تونن امشب بمونن - .و تا صبح تمومش کُنن

چي؟ الان 3 شب پشتِ سرِ همـه .که داريم کار مي‌کُنيم

.از اين مسافرت‌هايِ مسخره‌يِ خارجي، حالم به‌هم مي‌خوره .آماده‌سازيِ نمايشگاه‌ها تويِ شهرهايِ لهستان رو ترجيح ميدم

.اين سمبلي از صلحه .لطفاً برش دار

.تمايلي ندارم - چرا نه؟ -

،آخه من که واقعاً هندو نيستم .پس دليلي واسه آويزون‌کردنش ندارم

ولي اين .سحر و جادويِ سياه نيست

.قبولش‌کُن

.ولي بازم تظاهر به هندو بودن، در حکمِ خدعه و فريبه - .خُب چرا تظاهر؟ همون‌چيزي باش که دلت مي‌خواد باشي -

.نه، ممنون .سيگاري نيستم

ولي ترست از چيه؟ مي‌توني هرچيزي باشي .که دلت مي‌خواد باشي

،خُب گوش‌کُنين ،من تويِ کشورم بدنيا اومدم

.تحتِ يه شرايطِ خاص .پس نمي‌تونم يهويي همه‌شونو تغيير بدم

،خُب عجله‌اي نيست .مي‌توني سرِ فرصت تغييرشون بدي

.تو بايد خودت باشي

خودتون چي؟ شما بليت‌هايِ برگشت‌تون به غرب رو تهيه‌کردين، اينطور نيست؟

خُب مگه اين چه تفاوتي ايجاد مي‌کُنه؟

و شما مي‌تونين دوباره .انتخاب‌کُنين

.درحاليکه مردمِ اينجا نمي‌تونن انتخاب‌کُنن .به وضعيت‌شون نگاه‌کُنين

خُب چرا نمي‌تونن انتخاب‌کُنن؟ .منظورم اينه که ما انتخاب‌کرديم

،اگه اونها سخت کار کُنن و پول دربيارن .مي‌تونن به «نيويورک» برن، همونطور که تو به اينجا اومدي

.مي‌تونن مسيحي بشن، همونطور که هندو شدن .مگه کسي جلوشونو گرفته؟ اين انتخابِ خودشونه

.هر آدمي مي‌تونه انتخاب‌کُنه .درست مثلِ تو

.نه

.پاسپورت‌تون، لطفاً

بار همراه‌تون ندارين؟ - .نه -

چند تا از اون پوست‌ها همراه‌تونه؟ - .چهار تا -

.ولي واسه همسرم و مادرش هستن .فروشي نيستن. قصد ندارم بفروشم‌شون

ميگم، ميشه يکي از اون پوست‌ها رو به من بفروشي؟

پولشو با ارزِ خارجي .بهت پرداخت مي‌کُنم

.چرا با ارزِ خارجي؟ با زلوتي حساب‌کُن .قيمتش ميشه 1000 زلوتي

.قبوله - .ولي بهتره بريم بيرون -

،نکُنه تو هم مثلِ عادتِ هميشگيِ پدرت اسلايدهايِ عکس آوردي، درسته؟

.چقدر قشنگه .به ديوار آويزونش مي‌کُنم

راستش .دوربين‌مو گُم‌کردم

ولي قول ميدم دفعه‌يِ بعد .عکس بگيرم

مگه دوباره قراره بري مسافرت؟ - .آره -

واسه چه مدت؟

احتمالش هست برم .ايالاتِ متحده

،واسه 2 ماه يا همين حدود. شغلِ جالبيه .هرچند کارش زياده، ولي حقوقش خوبه

اونقدري هست که مي‌تونيم .يه دستي به اين خونه بکِشيم و رنگ‌آميزيش کُنيم

،فقط تصورشو بکُن .درآمدش روزانه 14 دلاره

ولي دلارها رو چطوري تعويض مي‌کُني؟

،هنوز اين کارو نکردم .ولي به‌گمونم تويِ بانک

ميشه با اوراقِ قرضه مبادله‌شون کرد؟ اين کار قانونيه، درسته؟

مامان، من قصد ندارم هيچ کارِ .خلاف و غيرِقانوني انجام بدم

الان قيمت‌هايِ دارو تويِ بازار سياه .سر به فلک ميذارن

.و خريدنِ داروهايِ خارجي با دلار خيلي گرون درمياد .يه‌عالمه پول مطالبه مي‌کُنن

.نه لازم نيست دلارها رو خرجِ من کُني .فقط چون خودم خريد کردم، ازش خبر دارم

الان حالت چطوره؟

.خوبم

،اوه راستي دانشگاه چي شد؟

.دارم بهش فکر مي‌کُنم

وقتشو نداري؟

فکر مي‌کُنم شايد هنوز .آمادگي‌شو ندارم

و ضمناً لازمه که يه مقدار پولِ بيشتري .جمع کُنم

الان تويِ هندوستان هوا گرمه، نه؟

.آره

واسم از اونجا .بيشتر تعريف‌کُن

.ولي قبلاً که همه‌چيزو درباره‌يِ سفرم برات تعريف کرده‌بودم .چندان چيزِ ديگه‌اي وجود نداره

تو هم درست مثلِ پدرت کم‌حرفي .و نميشه به‌آسوني ازت اطلاعات گرفت

مامان، تو چي فکر مي‌کُني؟ اون چرا مُرد؟

واقعاً از رويِ يه صخره ليز خورد و کُشته شد؟ همچين‌چيزي ممکنه؟

منظورم اينه که اگه ... دليلش اون صخره‌ست

پس فکر مي‌کُني دستِ سرنوشت در کار بوده؟

.به‌نظرم آره

پدربزرگ چطور؟ اتفاقي که برايِ اون افتاد هم دستِ سرنوشت بود؟

آخه اون مي‌تونست تويِ يه خيابونِ ديگه .و يا خارج از «ورشو» باشه

دستِ سرنوشت در کار بود؟

به‌نظرتون اون چرا داره منو مي‌بره ايالاتِ متحده؟

چه‌کسي؟ رئيس‌مون «ماريوژ»؟

راستش بابتِ سفرم به هندوستان .مي‌بايست توبيخ مي‌شدم و امتيازِ منفي مي‌گرفتم

ولي تو کارِ درست رو .انجام دادي

آخه موقعي ديديش که داشت همين وسائلِ .نمايشگاه رو مي‌فروخت که ما روشون کار مي‌کُنيم

،ولي اون فکر مي‌کُنه که يه‌نفر پشتت رو داره .بنابراين آسيبي بهت نمي‌رسونه

منظورت اينه که اون داشته واسه خودش مي‌فروخته؟

،اينو تو گفتي .من چيزي واسه گفتن ندارم

«ولي دستمزدِ اين «نفوسِ مُرده چي ميشه؟

ما داريم 3 شيفت پشتِ‌سرِ‌هم کار مي‌کُنيم .ولي اون بهمون يه بخورنمير ميده

يارو پول‌ها رو واسه خودش به جيب مي‌زنه .و به هيچکس هم جوابگو نيست

اساميِ جعلي تويِ فهرستِ نفرات وارد مي‌کُنه تا از اين‌طريق .دلارِ بيشتري گيرش بياد، و بعدشم به هزينه‌يِ ما خوش مي‌گذرونه

.ولي «ماريوژ» آدمِ خوبيه. از نظرِ من اون يه شاهزاده‌ست .من قبل از اينکه واسه کار بيام اينجا مي‌شناختمش

The Constant Factor subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left