Первые 200 строк.
.دامنونیا وارث جدیدی داره
عموت رو قانع کن که .به مراسم نامگذاری موردرد بیاد
اون برای ادای احترام به یه بچۀ چلاق .این همه راه رو سفر نمیکنه
.بیارش اینجا
راست میگه؟ - من یاد گرفتم که -
زندۀ افراد قدرتمند .از مردهشون بیشتر به کار میاد
.شاه گورفید .از حضورتون خوشحالم
.ببخشید که با من دست نمیدین
.خب حرومزادهای دیگه .باید بهش عادت کرده باشی
.به ولیعهد قسم وفاداری میخوری
.وگرنه همهچیت رو ازت میگیرم
.بارداری؛ از گوندلئوس
.من نمیتونم بچهش رو به دنیا بیارم
.تصمیم اینش با خدایانه
!نیموه - …کدویس -
با یه سری معدنچی محلی .یه مشکلی داره
.ما هم کمکش میکنیم حلش کنه
زود میریم و میایم، درول؛
.بدون سروصدا و خونریزی
.سروصدا نکنیها
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
« ترجمه از امیرحسین » .:: AmirH_Na ::.
…درول
.درول
…ببین
از اولش هم نباید میرفتیم سمت اون معدن. باشه؟
اشتباه کردیم
و کسی هم بابت اون اتفاق .پشیمونتر از من نیست
ولی فقط آدمهای ضعیف در سایۀ پشیمونی زندگی میکنن، پسرم؛
.در سایۀ اتفاقات گذشته
.بله، سرورم
…حیف شد اون سگ پارس کرد و
.چند نفر مردن
.خیلی حیف شد
ولی باریه که سوگند مرگمون ما رو مجبور میکنه
با هم به دوش بکشیم، مگه نه؟
این هم کار آدمهای شریفه، نه؟
شریف… و روبهپیشرفت؛
برای کسی که بهوقت خودش .میتونه جنگسالار بشه
.بگیرش
.ممنونم، سرورم
.خوبه
« پادشاه زمستان »
مرلین چی شد؟
مراسم نامگذاری موردرد رو برگزار میکنه؟
پیشگویی میکنه؟ - .نامه فرستادم آوالون -
هنوز جواب نداده؟
.خودم میرم سراغش
،مردی که قربانی میشه دزده و قاتل
.ولی در درگاه خدایان توبه کرده
البته میتونیم بهجای خون یه آدم درحال مرگ
.از خون یه جنازه فال بگیریم
خب، شکافتن یه جسد کجاش قربانیه؟
.منظورت اینه که تماشایی نیست
.رسم ما اینه، آرتور
یه زمان هم رسم بوده
بچههایی که بعد از نصف شب گریه میکردن رو .با شمشیر بکشن
.سلام، بچه
این صدای پرشدن خزانۀ دامنونیاست؟
.متخصصها میگن لازمش داریم
فقط اینو بگم که ما از کدویس صد برابر بیشتر از
.چیزی که اوتر تو عمرش گرفت، گرفتیم .صد برابر
صد برابر؟ - مگه چیه؟ -
.حرومزاده پنج سال دیرکرد داشت
.درول
.ببین. دروغ نمیگم اصلاً
،توی تمام شهرها، توی تمام قبایل
دریافتیمون رو این جنگسالار بالقوه ،بیشتر میکرد
مگه نه، رینس؟ - .کمک کرد دریافتیمون دو برابر شه، آرتور -
این داستانها حقیقت داره؟
.استاد بزرگی داشتم
.بفرما
.امیدوارم بابت این حرفت پول گرفته باشی
.آره
حالت چطوره، درول؟
.خیلی خوبم، سرورم
.آره. خوبه. خوبه
،حالا که حرف از داستان شد .شنیدم انگار نقشهت هم جواب داده
گورفید بین ما قدم میزنه؛ .با اینکه کسی دلیلش رو نمیدونه
.فعلاً آره
…باید - .شنیدم حرفای ناجوری به تو زده -
.انگار خیلی آبدار بوده
ولی یه جوری تونستی جلوی همه .ساکتش کنی
،تا مراسم نامگذاری
.باید مهمونهامون رو مشغول نگه داریم
جدی؟ سرگرم شن و تو دردسر نیفتن؟
.هیچ حرف سیاسیای زده نمیشه
.بسپرش به من .میدونم چیکار کنم
.فکر کنم ماهیگیری توی رود «مِنیس» بد نباشه
.بچهها رو برمیداریم میریم
بدون تور، بدون اسب؛
فقط دسته و نیزه
.و… صدای شپلق آب خنک
چطوره؟
.خوشحالم برگشتی
.خیلیخب
.یالا بریم، بچهها
این تحقیر برادرزادۀ من
هیچ فایدهای نداره
.و عهدت رو هم زیر پا میذاره
…فایدۀ بزرگی داره
.عدالت
.اون متجاوزه و قاتل
.عهد ما هم واضح بود
.من از جونش میگذرم؛ همین و بس
.ولی میذارم برگرده پیش لدویس
.لطف کردی اومدی پیش ما
.جارو و فرچه داخله
به مراسم موردرد میای؟
اجراش میکنی؟
.نه. من به مراسم نمیام
.پادشاههای قبایل هم اونجان
…غیبت تو
.پیامی رو میفرسته - .کاریش نمیشه کرد -
نیموه کجاست؟
.رفته دنبال مسیر خودش
یعنی چی؟
کجا رفته، مرلین؟
.امیدوارم غیبتم واقعاً پیامی رو بفرسته
تو مراسم نامگذاری موردرد رو اجرا میکنی
.و برای خدایان قربانی میکنی
.تو هم همهجوره یه دروئیدی
.پیشنهاد میکنم بری آماده شی
.فقط بگو که توی هیچ خطری نیست
.برو خودت رو آماده کن
.نیموه رو بسپر به خودم
.پدرت من رو یه بار برد شکار
من جوونتر بودم .و اون توی بهار عمرش بود
پدر خودت کجا بود؟ - .پیش بقیه موند -
.یهکم بعد از اولین حملۀ ساکسونها بود
پادشاهها جمع شدن .و چند روز حرف زدن
،شاه سردیک دنبال آتشبس رفت ولی فقط به این شرط که
.ساکسونها زمینی که گرفته بودن رو نگه دارن
…کسی دنبال جنگ نبود
و همه یه برنامهای داشتن .که ازش جلوگیری کنن
.پدرم بیقرار شده بود
.بیحوصلۀ خشن» توصیف بهتریه»
خودمون دو تا تا شب پارو زدیم؛
از آوالون رد شدیم .و به تپههای «ویدرن» رسیدیم
با هم حرف میزدیم؛ .البته اون حرف میزد و من گوش میدادم
میگفت پدرم ساکسونها رو نمیفهمه؛
.پادشاههای قبایل هم همینطور
…اون گردنم رو فشار داد و
مستقیم تو چشمهام نگاه کرد …و گفت
.اونا دنبال طلای ما نیستن»
.دنبال صلح نیستن
.دنبال دخترهامون نیستن
اونا دنبال زمینهامونن
و هیچوقت دستبردار نیستن؛
«.مگه اینکه خودمون شکستشون بدیم
.بار زندگیش همین دانش بود
.الان هم بار توئه
.ساکسونها بهطور جدی دارن متمرکز میشن
.میان سراغمون
،با وجود همۀ حرفهاش اوتر بیشتر از هرکسی
.به دشمنمون کمک کرد
کسی بااشتیاقتر و مجابکنندهتر از اون
،بحث اتحاد رو مطرح نکرد
ولی بعد هر کاری کرد
.تا قدرتهای بزرگ دیگۀ جزیره رو تحقیر کنه
.راه عجیبی برای اتحاد قبایله
…شاید دلیل زیادهرویم
.زمانی که رسیدم، همین باشه
الان ازم عذرخواهی کردی؟
.بهت هشدار دادم
اگه میخوای بین دامنونیا و پویس ،اعتماد برقرار کنی
.لازمهش کاره، نه حرف
آزادکردن برادرزادهم، گوندلئوس
.اولین قدم این مسیره
.اون شب خودت رو لو دادی
…گوندلئوس سگ وحشیایه
.ولی قلادهش دست توئه
فکر کردی من بهش گفتم نورونا رو بکشه
و آوالون رو با خاک یکی کنه؟
تکذیبش میکنی؟
.من بهش گفتم کائر کادارن رو با خاک یکی کنه
.جاسوس ساکسونهاست
،از وقتی که اومدیم .مراقبمونه
.درول
.ازش اسم و کارش رو بپرس
.میگه اجازه نداره بهمون بگه
اجازه نداره؟
.بذار من امتحانش کنم
اینجا چیکار داری؟
…یا بهم میگی یا به خدا دمار از روزگارت
اوه، اوه. این چیه؟
.به من نخند .به من نخند
این چیه؟ یه ذره نمیسوزه؟
یهکم درد داره، نه؟ …نه؟ خب
.نقشهست
.مناطق جنوبی رو با جزئیات زیاد کشیده
.این زمین قابلکشته
با این چیکار داره؟ - با مزارع و محصولاتمون چیکار دارین؟ -
شاه سردیک فرستادتت؟
شاه آیِله چطور؟
.آره
این اسم برات آشنا بود، نه؟
.تو جزو افراد آیلهای
چی گفت؟
…گفت: «آیله… آیله
No comments yet. Be the first to leave one.