Первые 153 строк.
! معتل نکن فقط برو از اينجا
!وقتي که اين کار رو بکني متوجه ميشي
هيچ راهي نميدونم
"سومينو-کيتا"
. خوب نيستش
10روز از پرداخت حقوق ها گذشته
. همم.چيکار بايد بکنم
فکر ميکنم که بايد کمش کنم
...اما
اولين بازي تخيلي که ماه پيش سفارش داده بودم بايد مي اومدش
و فروش اخرين نسخه عروسک "کانتسوگو-سوما" فردا
من ميخوامش
چيکار بايد بکنم ؟
لعنتي
نميتونم نفس بکشم
.نفسم بالا نميادش
ادامه بده "کيتا-سنپاي"کارت خوبه
چيکار ميکني "ميکازوکي"؟
ميدونم که درس داشتي اما با اين وجود بازم تابستان اومدي ,ازت ممنونم
جهت قدر داري ميخوام مشت مالت بدم
خوشت مياد
قلقلکم ميدي
اينجا
بسه بس کن
بس کن خواهش ميکنم
شما ها دارين چه غلطي ميکنين ؟
هاه؟
چيه "تودا"؟
با کوچيک تر از خودت مي پري تا بعد از درس خوندن ها بهت حال بدن .ها ؟
چقدر عالي
! اما اين تابستان اخرين تابستاني هستش که ما در مقطع راهنمايي هستيم
!اگه داري با اين حال ميکني نبايد با خواهرات که لباس شناي دو تکه پوشيدن حال کني ؟
درست نيستش کيتا ؟
خواهرام در لباس شنا ...؟
! تابستان خيس و فريبنده
سلام ؟
"اه."کي-چان
جه خبر ؟
اه؟ استخر؟
خوب "تودا" گفتش که ميتونيم تنها بريم
... ما به زودي اونجا ميريم پس متاسفم که اما
ميتونم لباس شنا ام رو هم بيارم ؟
اره فهميدم منم باهاتون ميام
تودا" هم باهاشونه ؟"
مشکوکه
که اينطور ؟
تو خانه بمون . باشه "ريکو"؟
کدوم يکي رو بايد بردارم ؟
حالا خوشحال شدي ؟
انها گفتن که دارن ميان
البته . خيلي دوست داشتني هستي
اره.شنا .شنا
... طوري رفتار ميکني که مثل اينه که جشنواره شنا
ميخواي "اکو-ني" و "ريکو-ني"توي لباس شنا ببيني
.... باشه باشه ,قيمتش رو ميپردازم با
حالا ترقي کردي
اين چيزي نبودش که من ميخواستم بهش نگاه کنم
اگه بهشون بگم که من نميرم اونجا انها از دست من عصباني ميشن
خوب پس به اين احتياجي نداري
. وقت کردم يه نگاهي بهش ميندازم
چيکار بايد بکنم ؟
... يه قدم مونده که وارد مغازه بشم و بخرمش
هيچ راهي وجود نداره که "کانيتسوگو-ساما"محبوبم رو ببينم ... اما
اگه همه چيز خوب پيش بره . ميتونم بر مشکلات مالي ام غلبه کنم
, اما من يه معلم هستم نميتونم قمار کنم ... ممکنه ابرو و اعتبار من
چيکار بايد بکنم ؟
"کانيتسوگو-ساما"
اکو"عجله کن"
يه لحظه وايسا
... انها
"کيتا"
ببخشيد که منتظرت گذاشتيم
انها اومدن
"اکو-سنپاي" "ريکو-سنپاي"
.واي...شما ها دير کرديد
همونطور که فکر ميکردم .تو روز روشن قرار گذاشتن
اما چرا "ميکازوکي"اينجا ؟
.... اين
اه دوست دارين ؟ حس خوبي داره نه ؟
"اه "کي-چان
"کيتا"
"منم همينطور "کيتا -سنپاي
امکان نداره
به عنوان يه خواهر و يه معلم نميتونم اجازه بدم اين اتفاق بي افته
... چند تا ظرف نودل (ماکاروني) بايد بفروشم تا بتونم پولش رو جور کنم
اما اين وظيفه منه که اين بچه ها رو به راه راست هدايت کنم
يدونه ...بليط بزرگسال
بفرماييد . 2500 ين ميشه
"کي-چان"
قشنگ شدم ؟
اولين جا که لباس شنا به دردمون خوردش
شما دو تا ...عالي شديد
اي! "سنپاي" اينور رو هم نگاه کن
تادا ! نظرت چيه ؟
"اره ... تو هم قشنگ شدي "ميکازوکي
ميدونستم
من اين رو خريدم که تو رو خوشحال کنم
! شبيه مانکن ها شدم
!خيلي دلربا شدي
وايسا ! انها ميتونن ببيننش
. ميتوني با اين پالشتک ها بپوشوني اونجا رو . اين چيز ها عاديه
! واو باور نکردنيه
يه بالشتک ؟
... منظورت اينه که ...شما هم
. کجا رو نگاه ميکنين ؟ من از چيزي استفاده نکردم
. اره فقط يه بالشتک
... برعکس اون ,من
. نميتونين خيلي بهش نگاه کنين
خوب اين همه راه اومديم تا استخر بريم با همديگه شنا کنيم
!واي ! مايوم
!انها خيلي گرونن
چند تومن هستن ؟
با اين لباس ها بهم اجازه ميدن که وارد استخر بشم
... تنها راه من اينه که بخرمش
... اگه اين رو بخرم
! نميتونم اين ماه اجاره ام رو بپردازم
چيکار بايد بکنم "کانتسوگا-ساما" ؟
فراموشش کن
. من به لباس شنا احتياجي ندارم
مشکلي نداره که ,من داخل اب نشم
اينجا اومدم که انها رو راهنمايي کنم
مطمئنم که انها به اينش فکر نکردن
ببخشيد اينجا منتظرم
منم ميرم
چي شده ؟
شما ها ميريد که گل بچينيد يا کار ديگه ؟
اي . اين چيزها رو نگو
"بريم "ريکو
!حالا چي ؟
فکر نميکردم که انقدر سريع فرار کنم
اما اين تنها فرصت منه که ازشون مراقبت کنم
. هاه. به نظر ميرسه که يکي ازش استفاده کرده
نميتونه کمکمون کنه
ميخواي صبر کني ؟
خيلي خسته ام
زمان زيادي که با "کي-چان " بيرون هستيم . من فکر ميکنم که زياده روي کرديم
خيلي بد شدش ,ناخواسته گير افتادم
درباره "ميکازوکي-چان" صحبت ميکني ؟
او با "کيتا " چه رابطه اي داره ؟
... اين همه راه دنبالمون کرده شايد او
تو خوبي ؟
زنده اي ؟
مشکوکم
شايد باشه ؟
خطر از بيخ گوشم گذشت
!بگيرش
! و اين
! و اين يکي
. حالا وقتشه که کارش رو تموم کنيم
"باشه "اکو
اينجا چه خبره ؟
. کمکم کنيد
اين رو بگير منحرف
No comments yet. Be the first to leave one.