Blindspot

Blindspot

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 4

Информация о релизе

Blindspot S04E21E22 720p WEB-DL PaHe
Blindspot S04E21E22 720p WEB-DL
Комментарий от feri3at
هماهنگ کردم...تایم 01:25:18

Теги

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Опубликовано: 2022-05-17
Загрузки: 56
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫خیلی آروم برگرد.

‫کاری که خواستیو کردم.

‫آوردمش.

‫پس تموم شد دیگه؟ کاری ندارم؟

‫اه نه

‫تازه کارمون شروع شد.

‫خوبه که طرف ما باشی.

‫- هیچوقت نگفتم... ‫- کارت خوبه.

‫فقط زندگیتو بکن انگار نه انگار چیزی شده

‫و هروقت لازمت داشتم بهت زنگ میزنم.

‫وای!

‫رنگ آمیزیت هم بهتر شده.

‫ها! خنده دار بود.

‫«بتانی» اینو داد به من، قبل از اینکه برگرده پیش «الی».

‫آخرهفته خیلی سریع تموم شد.

‫و با اینکه خیلی شلوغ بود...

‫یجورایی دلم تنگ لگدهای شبانه اون وروجک شده بود.

‫خیلی خوبه که دوباره یه خانواده بشیم.

‫آره.

‫حتی با اونهمه فن کاراته که زد تو صورتم.

‫چرا بچه‌ها همیشه

‫به پهلو میخوابن؟ ‫- نمیدونم.

‫خب اگه آخرش یه هنرمند نشد،

‫شاید یه مبارز mma خوب بشه.

‫ما خیلی خوش شانسیم مگه نه؟

‫اه، «رید» یه چیزی برام داره.

‫خیلی خب، باید برم.

‫اه...

‫و آره، ما خیلی خوش شانسیم.

‫همم، دوستت دارم.

‫منم دوستت دارم.

‫هی.

‫تازه کارمون داشت تموم میشد.

‫مأمور ویژه «ولر».

‫تنهاتون میذارم، از گپ لذت ببرین.

‫به هر حال یه میلیون کار دارم.

‫بهم خبر دادن تو رفتی تو زندان با

‫«النور هرست» ملاقات کردی،

‫و تلاش میکنی ببریش یه زندان بهتر.

‫میخوای بهم بگی چرا داری با رئیس

‫رسوا شده سابق fbi معامله میکنی

‫اونم بدون اطلاع من؟

‫تو هنوز نفهمیدی

‫که جای من یکی مثل خودمو گذاشتن؟

‫خب ام، «هرست» واسه «کرافورد» و شرکت HCI کار میکرد.

‫میخواستم ببینم میتونه کمک کنه ‫«مدلین برکُ» دستگیر کنیم یا نه.

‫منم در ازاش یه پیشنهاد بهش دادم.

‫اولین باریه که درموردش میشنوم.

‫اون اومد پیشم و من اجازه دادم.

‫اگه جواب میداد به نظر معامله خوبی میشد.

‫متأسفانه جواب نداد. بعضی وقتا نمیشه.

‫چرا اینو به من نگفتین؟

‫ببین دستیار رئیس،

‫این کار توسط مأمور ویژه «ولر»

‫و با اطلاع و تأیید کامل من انجام گرفت.

‫پس میشه اینقدر وقت همدیگه رو تلف نکنیم

‫و جلوی نقشه «مدلین برکُ» بگیریم،

‫هرچی که هست؟

‫باشه.

‫«پترسون» یه چیزی داره.

‫خیلی خب، میای؟

‫اه یه لحظه با «ولر» کار دارم،

‫پس... اونجا میبینمت.

‫اونجا میبینمت.

‫رفتی با «النور هرست» حرف زدی از من آتو بگیری؟

‫آره رفتم. و پیدا کردم.

‫خب، ناراحت کننده‌ست.

‫و حالا «رید» مشکوک شده.

‫ما که، مشکلی نداریم داریم؟

‫حقیقت اینه که تو با پهپاد سعی

‫کردی اونو بکشی تا لو نری.

‫خیلی حیف میشه اگه تمام دنیا بفهمن

‫«جین دو» یه تروریست سابق بوده.

‫نه، مشکلی نیست.

‫خب خوبه، عالیه.

‫یه چیزی هست که باید بدونی.

‫نمیذارم این تیمو نابود کنی.

‫اه، باید جواب اینو بدم.

‫«وایتز» هستم.

‫آره ممنون که تماس گرفتی.

‫دامینیک مسترز و بری والاس

‫دوتا از همدستهای «مدلین» هستن.

‫خب میگی همدست هستن،

‫من میگم قصاب شیطان.

‫و دو نفری که میتونن نقشه «مدلین» با اسم رمز هلیوسُ فاش کنند

‫هنوز فراری هستن!

‫خب متشکرم که خبر دادین.

‫باشه باشه.

‫باشه خداحافظ.

‫خب من اینجام، بفرمایید

‫میخوای از اول شروع کنیم؟

‫خب یه راهنمایی کوچیک بکنین.

‫ولی بین خودمون، خبرای خوب لازم دارم.

‫امروز یه مشکلی دارم. خیلی مهم نیست.

‫راستش خیلی بزرگه.

‫اسمشو بذاریم یه فرصت.

‫ولی بگین چی فهمیدین.

‫مفتخرم کنین.

‫«مدلین» تو زندانه آدماش نیستن.

‫و هنوز نمیدونیم هلیوس چیه.

‫تا دااا

‫بیخیال امروز یه برد لازم دارم.

‫تو برد لازم داری؟ ‫- ما لازم داریم.

‫همه ما ... تو آمریکا.

‫فرصت تو که ارتباطی با

‫تلاش کاخ سفید برای انتخاب

‫رئیس جدید سازمان ملی اطلاعات نداره، داره؟

‫خب بگیم تا آخر امروز،

‫یه قدم به ریاستش نزدیکتر میشم.

‫شاید، اگه حرفی که میگی درست باشه.

‫نمیگم درسته.

‫درمورد هلیوس چی میدونیم؟

‫غیر از اینکه اسم یونانی خدای خورشیده.

‫بعد از کلی وقت تلف کردن تو

‫یه سوراخ خرگوش خیلی عجیب و غریب،

‫و یاد گرفتن کلی چیز،

‫مثل اسامی چهار اسب افسانه ای...

‫پراووس، ائوس، اثان، و پلیگان به هر حال...

‫اه نه چیزی دستمونُ نگرفت.

‫«دامنیک و بری» هنوز بهترین شانس ما هستن

‫تا جلوی نقشه «مدلین» رو بگیریم.

‫پس باید پیداشون کنیم.

‫الآن «بری والاسُ» پیدا کردیم!

‫هی به نظر انتقال دردسرآمیز ما

‫به یه بانک اطلاعاتی داخلی جدید ‫واقعاً ارزششو داشت.

‫نگاش کن، مثل پای خرگوش شانس هستم!

‫اومدم تو اتاق و بووم!

‫یافتیم آره. ‫- آره.

‫در ضمن بانک اطلاعاتی بیشتر کارو انجام داد.

‫اه قابلی نداشت خب، اون کجاست؟

‫تو یه خونه در کوئینز.

‫حرکت کنیم!

‫«رید» من و تو از پشت میریم.

‫شما دوتا از جلو.

‫اطاعت.

‫با شمارش من

‫3

‫برو!

‫FBI! FBI!

‫بخوابین رو زمین!

‫روی زمین. دستا پشت سر.

‫دستتو بده من. «بری» دستگیر شده.

‫کیتون؟

‫شما اینجا چه غلطی میکنین؟

‫یه سؤال بهتر دارم.

‫یه مأمور CIA اینجا کنار

‫همدست «مدلین برک» چیکار میکنه؟

‫مثل بیست بار قبلی که بهتون گفتم،

‫من هیچ حرفی ندارم بهتون بزنم.

‫پس...

‫متأسفانه باید ازتون بخوام که برید.

‫با نمکی.

‫بذار ببینم بازم مزه میریزی وقتی...

‫زاپاتا

‫- «کیتون». ‫- بله؟

‫یه لحظه؟

‫میخوای بهم بگی اینجا چیکار میکردی؟

‫خیلی خب، من پروتکلهای

‫قدیمی ارتباطات CIA رو دنبال میکردم.

‫وقتی یکی ازشون استفاده کرد خبردار شدم.

‫ولی نتونستم پیغامهارو رمزگشایی کنم.

‫منبعو دنبال کردم و اومدم اینجا.

‫و اتفاقاً یکی از

‫آدمای اصلی «مدلین» بوده؟

‫منو به چیزی متهم میکنی؟

‫باید متهم کنیم؟

‫ببین من همین چند دقیقه پیش رسیدم اینجا

‫درست قبل از اینکه برسه خونه.

‫من نمیدونستم قراره کیو پیدا کنم.

‫اصلاً فکر نمیکردم قراره این باشه.

‫وایسا شما همدیگه رو میشناسین؟

‫آره، ولی اسم واقعیش بری والاس نیست

‫اسمش بری کورنینِ.

‫برای همین ردگیریش اینقدر سخت بود.

‫از کجا میشناسیش؟

‫خب شاید الان آدم «مدلینِ»

‫ولی قبلاً از آدمای مورد اعتماد سیا بوده.

‫تا اینکه زد بیرون و

‫شروع کرد خودشو با قیمت بالاتر بفروشه.

‫خب، هیجان انگیزه! آفرین همگی!

‫اه تو اینجا چه غلطی میکنی؟

‫اه از دیدن تو هم خوشحالم.

‫فقط اومدم مطمئن شم همه چیز مرتب پیش میره.

‫چی داریم؟

‫خب «بری» داشت موقور میومد

‫تا اینکه فلشبنگ نزدیک بود منو دوباره ببره تو کما.

‫خب،

‫به چه مناسبتی حوزه CIA

‫اینهمه مهمون ناخونده داره؟

‫هی، اومدین.

‫انگار دختر محبوب مدرسه شدم.

‫«لوکلاس نش» تو اینجایی چون؟

‫چون قبل از اینکه شما بیاید من بهش زنگ زدم.

‫«نش» با «بری» یه آشنایی داره.

‫من آموزشش دادم. متأسفانه.

‫خب، ممنون که شما خسته‌ش کردین.

‫حالا FBI دوستمون رو برای یه

‫مکامله دوستانه کوچیک برمیگردونه اداره.

‫برای CIA یه گزارش کامل میفرستیم. ‫- نه.

‫من زودتر اومدم اینجا من میبرمش.

More Farsi Persian subtitles for Blindspot

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left