Первые 200 строк.
ترجمه از داود-ر تهران1401/01/01
صبح بخير،پروفسور هميلتون تلگرام براي شماست
ممون لوک ....گفتم بهتره قبل از رفتن به کالج
خودم براتون دم خونه بيارمش چه خوب،روز خوش
سوز مياد،هوا خيلي برفيه آره
صبحت بخير،پروفسور به همچنين
صبحت بخير
ناشتايي حاضره ...لوسي
آقاي"گاروي"امروز بعد از ظهر به ديدن من مياد
لطفا،وقتي اومد بگو منتظر بمونن؟ ايشون واجد شرايطن؟
واجد شرايط چيه؟ ...منظورم اينه که
سنشون بين25تا40ساله و از لحاظ جسمي کاملا سالمن؟
بگمونم"گاروي"تقريبا30سالشه
خب؟ خب که چي؟
ايشون واجد شرايط همسرداريه؟
تا حدودي
برآوردم اينه که10مليون دلار مايه داره
!چه سئوال احمقانه ايي که ميپرسم
قصد داريد دخترتون تبديل بشه به يه پير دختر؟
پير دختر شدن هيچ اشکالي نداره
"پير دختر شدن هيچ اشکالي نداره" اين حرف معقولي نيست
اين مسئله رو به"آن"ميسپارم
خيلي به حال خودش نگذاريدش
مردها يه روزي از خواستنش خسته ميشن
حتي پروفسور"بنگس"هم همينطور
سرمو ميدم اگه الان اون نباشه تو امروز از دنده چپ پا شدي،لوسي
...صبحونه حاظر
صبح بخير،لوسي
صبحونه آماده ست خوبه
!رامي،سمت آزمايشگاه نيايي
مگه صد هزار بار بهت نگفتم نزديک اونجا نشو؟
بيا اينجا،بي شرف
سر و تهت دردسره بيا اينجا،رامي
سلام،لوسي صبح بخير
سلام،رامي
سلام،آن رامي
گفتم بيام اينجا تا پدرتو به دانشگاه برسونم
دروغ نگو،جو بوي صبحونه"لوسي"تورو اينجا کشونده
..راستشو بخواي
اومدم ببينم مث ديشب روبراهي يا نه
نه وقتيکه شکمم به غار و غور افتاده،جوزف
در بازه،پروفسور خونه سرد ميشه
ببخشيد،توجه نکردم
هميشه وقتي کنار"آن"هستم يخورده سوزمياد
سلام،بنگس صبح بخير،قربان
تازه ميخوايم صبحونه بخوريم،تو هم مياي؟ اگه اشکالي نداره
اگه يه روز صبح تعارفتونو رد کنه چکار ميکنيد؟
غش ميکنم ...وقتي يه مردي عاشقه و
انقدر احساس نا اميدي ميکنه که قدرتش تحليل ميره،نياز به تغذيه هم داره ديگه
بازم"آن"جواب رد بهت داد؟ قطعا
ديشب ساعت 8:00 به وقت شرقي خفه شو،جو،نخود تو دهنت خيس نميخوره
اونجا بشين،بنگس ممنون
ميشه ازينجا به سمت"آن"دست دراز کنم ...يجوري که
دوباره ازش درخواست کنم و اونم بهم"بله"رو بگه؟
حد و حدودتو نگه دار،جو
موندم"رامي"تو آزمايشگاه چي ميخواد!؟
با ارواح حرف ميزنه
اشکالي ندراه،بيا تو لوس ننر
بيا"رامي"برو اونجا
برو سر جات !چه پسر خوبي
نه،واقعا خيلي عجيبه ...رامي از آزمايشگاه بدش ميومد،ولي حالا
هي"رامي"تو اون آزمايشگاه دنبال چي ميگردي؟
همونطور که ميدونيد"تتراديت"در مراحل اوليه بويي شبيه همبرگر تازه ميده
منظورت اينه که"رامي"ممکنه"تتراديت"بخوره؟
اما ممکنه منفجر بشه و همه مارو منفجر کنه
کار درستو تو ميکني،رامي زندگي مزه خودشو از دست داده
در ضمن بعد از ظهر من کنفرانس ندارم،آن نظرت براي پياده روي چيه؟
نه،خودت تنهايي قدم بزن،جو من بايد آزمايشگاهو تميز کنم
به"بنگس"فرصت بده،آن
لوسي،به اندازه همه بهم گير ميده
ازونجاييکه من هميشه علاقمند بودم،بگمونم هيچ اميد عشقي وجود نداره
ازونجاييکه منم هميشه رغبتي نداشتم،هيچ اميد محبتي وجود نداره
تا زمانيکه علاقه ايي نباشه،عشقي هم وجود نداره
بدون تخم مرغه،لوسي؟ تخم مرغا آماده اند
آب پز نشده
کاش، آب پز نشده باشن امروز جمعه ست
پس تخم مرغا آب پز ميشن
رامي،آماده باش من روت حساب ميکنم
...اگه ميتوني"تتراديت"بخوري،پس تخم مرغ آب پز هم
واي اين تخم مرغ آب پز يه چيز ديگه ست
اگه امشب مهمون داريد بايد يه شام ويژه تدارک ديد
براي شام نميمونه کدوم مهمون؟
يه آقاييه آلن گاروي
!گاروي،غير ممکنه
شرط ميبندم رو کول"هنري کايزر"مياد
با "کايزر"نمياد از سانفرانسيسکو سوار هواپيما ميشه
دينک،شوخي ميکني گاروي نيست
چرا هيچکي باور نميکنه مهمونمون"گاروي"است؟ مگه اون چه مشکلي داره؟
يعني تو اون صنعتگر جوونو نميشناسي؟
همون مخترع هواپيماي کنترل از راه دور؟
!چه سئوال احمقانه اييه ميپرسم ازدواج کرده؟
براي اطلاعات کافي درباره آقاي"گاروي"کافيه ... فقط يه نسخه از
هر مجله صنعتي رو مطالعه کنيد
بنده مقاله شما در مورد"تتراديت"را مطالعه کردم تعارفات را کنار ميگذارم
بدون وقت قبلي،امروز عصر ميبينمتون
اگه قبلا اينو نميدونستم حالا ديگه ميدونم که پدر مشهوري دارم
مردم از سراسر دنيا براي ديدن شما ميان
گاروي،شرکتهاي بزرگي داره و
صاحب کارخونه هاي مهم چرمه
من تو واشنگتن باش ملاقات کردم ازش خوشم نيومد،شما هم خوشتون نمياد
خيلي مطمئن نباشيد تخم مرغا سرد ميشن
شرمنده
منکه از خدامه سرد شن
بجنب رامي،زود بخورش ...و بعدش
باور کنيد يا نه بشقابو تو هوا قاپيد
در حاليکه تا قبل ازينکه صداش کنم29يارد دنبالش دويد
لوسي،شرط ميبندم موندي که من دارم چکار ميکنم
ساعت 6:30 است
...خداي من
زمان چجوري ميگذره؟ نگران نباش،هنوز اينجاست
اون بايد خيلي ورّاج باشه؟ چطوري بنظر ميرسه؟
ايرادي نداره
نيم ساعت ديگه شام آماده ميشه
وحشتناکه،ساعت شيش و نيمه بايد به داد"دينک"برسم
هميشه شکمش قبل از ساعت6واسه شام خوشمزه تو به قار و قور ميفته
من نگران شام خودمو شکم پدرت نيستم
چرا پدرت تورو به اونجا نميبره تا باش ملاقات کني؟
آخه من از"تتراديت"چي ميدونم؟ حرف مفت نزن
اين مسئله ربطي به اون نداره
قطعا خيلي وقت ميبره تا"دينک"از شرش خلاص بشه
خيله خب همش همين!براي خودت ميخواي چکار کني؟
تو قاطي کردي ...لوسي
راستشو بگم،اون به قصد ديدن من نيومده
اما مطمئنا براي ديدن تو،تو اين شرايط نميمونه
بيا،پسر
به اين ترتيب بجاي چند سال در ...عرض چند ماه ميشه از تتراديت
در سراسر جهان استفاده کرد
من ازين پارو فراتر ميذارم و
تضمين ميکنم که با قيمتي ساخته بشه که ...از فروش اون به قيمت ناعادلانه و همچنين
سوءاستفاده عمومي توسط هر شخص ديگري جلوگيري شود
آن،عزيزم،آقاي گاروي
دخترم خانم هميلتون
حالتون چطوره؟
حال شما چطوره؟
ببخشيد،داشتم خونه رو تميز ميکردم
اميدوارم منو بخاطر سرزده اومدنم ببخشيد اونيکه سرزده اومده منم
شما در صدد بدست آورن کارخونه شيميايي"ريجنت"هستيد؟
متوجه شدم که اين بهترين گزينه ست تا الان بايد همه چيز آماده شده باشه
...مدير اجرايي من آقاي"وارمزلي"در حال حاضر براي
مذاکرات خريد کارخانه تو واشنگتنه موضوع چيه؟درباره چي صحبت ميکنيد؟
ببخشيد"آن"،اينجارو يه نگاهي بنداز
ميدوني که من ازين طرحهاي فني سر در نميارم؟ اينجا چه خبره؟
من امتياز"تتراديت"رو به آقاي"گاروي"واگذار ميکنم
همه چيز مهياست،سريع،کاربردي و ارزان خط توليدشو تاچند ماه ديگه راه اندازي ميکنيم
من اون رو تضمين ميکنم،قربان
شما بيش از حد اعتماد بنفس داريد،آقاي گاروي
حدس ميزنم"غرور"کلمه اييه که ميخواهيد بگيد،اينطور نيست؟
شايد
ده دقيقه ديگه شام آماده ميشه شام؟
بله،شام ساعت حدود هفته،خيلي متاسفم
نه،شما شامو با ما صرف ميکنيد
البته ...آقايون،لطفا،کمي نوشيدني ميل بفرماييد تا
خانم هميلتون لباسشونو براي شام عوض ميکنن
..بله اما من
البته،يک دقيقه بيشتر وقت نميگيره
حتما کوکتل رو ترجيح ميديد؟
نه،نه،خيلي ممنون
مادرتونه؟ بله
اون3سال پيش درگذشت
!چه چهره زيبايي
...زيبا بود و همينطور دانشمند
به خوبي پدرم و همچنين بسيار پر انرژي
مادر من دقيقا برعکس بود
اون سالها بيمار بود
هميشه وقتي برف ميومد،ميگفت ...اين همون چيزيه که دلم براش تنگ شده
قدم زدن تو برف
چرا اينطور حرف ميزنم؟ از احساساتي بودن،متنفرم
من ازش خوشم مياد حدسشو ميزدم،خوشتون مياد
دليلش همينه،آن؟
سعي دارم شمارو از خودم راضي کنم؟
چه تلاش بکنيد چه نکنيد،شخصيت شما همينه
...آقاي"گاروي"من تعجب کردم
شما جا خوردين وقتيکه من...؟ وقتيکه ما...؟
با هم روبرو شديم؟ بله،من شمارو به ياد کسي ميندازم؟
چي باعث شد همچين فکري بکنيد؟ کاملا برعکسه
شبيه غريبه ايي هستي که احساس آشنايي باهاش ميکنم
مثلا شبيه کسيکه هميشه دنبالش بودي و از پيدا کردنش نا اميد شدي
اين يه شوک بزرگه
رامي،مراقب رفتارت باش
يکي از تراژديهاي زندگي من اينه که سگها به من روي خوشي نشون نميدن
اين يکي ازون ويژگيهاي بد شخصيتيه اتفاقا"رامي"همصحبت خوبيه
همچين هم شخصيت خاصي نداره ...يه سگ تنبل که
تتراديت ميخوره اونو ميدزده و ميخوره
من تو"ويرجينيا"يه سگ دارم که تو رو يه لقمه چپت ميکنه
اما من تورو بيشتر دوس دارم حتي اگه تو منو دوس نداشته باشي
خب،بايد ببخشيش
اگه خوندن بلد بود،متوجه ميشد که به يه سلبريتي بي محلي کرده
...هر مجله ايي رو که نگاه ميکني منو معاف بفرماييد،لطفا
نه،جدي دارم ميگم
بعنوان يه آمريکايي افتخار ميکنم که اينجا تو خونه ام کنار شما نشسته ام
بعنوان يه آمريکايي؟ بله
بعنوان يه دختر چه احساسي نسبت به اين موضوع داريد؟
بعنوان يه دختر؟
خيلي ذوق زده ام اما اين،آقاي"گاروي"به خودم برميگرده
فعلا گرفتن آخرين هواپيما مشکل منه که ايکاش اينطور نبود
متاسفم که"دينک"برنگشت
اشکالي نداره،به هر حال بهشون بگيد که از همکاريشون سپاسگزارم
حتما ميگم خداحافظ
خداحافظ متاسفم
الکتريسيته ساطع شده از پاهاي شما بله،جرقه رو ديديد؟
No comments yet. Be the first to leave one.