Prisoners of the Land

Prisoners of the Land (Prisioneros de la tierra)

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Prisoners of the Land (1939) BluRay Persian Subtitle
Комментарий от hamlethamletian

Теги

bluray
Опубликовано: 2024-09-04
Загрузки: 48
Для слабослышащих: No
FPS: 23.976

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

«« زنـدانـيـانِ خــاک »»

«ميسيونِس» ... ناحيه‌اي‌ست مبهوت‌کُننده

در منتهي‌اليه ... شمالِ سرزمينِ آرژانتين

... که افسونِ سحرآميزش را

... با کرانه‌يِ جنگل‌هايِ بي‌پايان

.و رودخانه‌هايِ ژرف مي‌گشايد

در آنجا ... آوايِ صلح و کار

حتي بلندتر و رساتر .طنين مي‌افکنَد

ليکن همواره .بدينگونه نبوده است

،در گذشته‌هايِ دورتر ... آدمياني با چهره‌هايي نشان‌خورده توسطِ سرنوشت

که حماسه‌يِ خون و الکل را ... به‌دفعات مي‌زيستند

از مسيرهايِ متقاطعِ ... اين واديِ سرخ‌رنگ

به‌ضربِ قداره و دشنه ... راه مي‌گشودند

و در قلبِ جنگل .گام مي‌گذاردند

داستان‌مان ... ما را به آن ايامِ

.متلاطم و غريب مي‌برد

"سالِ 1915"

برمي‌گردي؟

برمي‌گردي؟

.اميدوارم

.بيا به جشن ملحق‌بشيم، دوستِ من مياي؟

.البته

.خداحافظ خوشگله

خوشحالم از اينکه خبرِ اين پروژه‌يِ .کارخونه‌يِ تقطير رو مي‌شنوم

.تويِ گوشِ چپم داره زنگ مي‌خوره .اين نشونه‌يِ شگونِ خوبه

"آلامِ «مِنسو»ها"

.اگه مي‌تونستم اون پولو پس‌بدم، نمي‌اومدم ... ضمناً پدرم

.تو کُلِ پيش‌پرداخت رو خرج‌کردي اونوقت حالا ميگي نمي‌خواي بياي؟

!عجب آدمِ شجاعيه

.آخه پدرم ناخوشه .نمي‌تونه از جاش حرکت‌کُنه

.عملاً افليج شده

!من نميام

.سعي‌کُن اينو به «کُهنر» بگي

!شايد قلب‌شو نرم‌کردي

،موقعيکه منو وادار به امضاء کردن .مست بودم. اين منصفانه نيست

اينجوري پدرم .تنهايِ تنها مي‌مونه

خُب اگه مي‌توني !فرار کُن

.من نمي‌خوام برم

.من نميرم

!راه‌تو مسدود کردن

.بذارين برم - چه خبر شده؟ -

.قربان، خواهش مي‌کُنم

.بخاطرِ پدرمه .پول‌تونو بعداً پس ميدم

با چي پس ميدي؟ .ببريدش تويِ کشتي

!نه! نمي‌خوام بيام !نمي‌خوام بيام

تو هم داري همراه‌مون مياي؟ - .همينطوره، رئيس -

.بسيار خُب .پس برو سوارِ کشتي بشو

.امضاء‌کُن، دوستِ من .امضاء‌کُن

.نه، نمي‌خوام امضاء‌کُنم .نمي‌خوام امضاء‌کُنم

،ببينم اينجا چه خبر شده؟

.نمي‌خواد امضاء‌کُنه

بهت توصيه مي‌کُنم .امضاء‌کُني

اون خوندن و نوشتن .بلد نيست

،تو 200 پزو دريافت کرده‌بودي درسته؟

.اينم 100 تايِ ديگه

،«مؤسسه‌يِ «لا باخادا" "بهره‌برداري از گياهان و جنگل‌ها

،اينجوري مي‌توني موقعيکه مي‌رسي اونجا .هر چيزي بخواي بخري

.خُب حالا امضاء‌کُن - .دستتو بده به من -

اين ميگساري و موسيقي رو !متوقف‌کُنين

ديگه موقعِ .سوار شدنه

نشنيدي؟ .گفتم متوقفش‌کُن

.جشن تمومه

.زود باشين ببينم. موقعِ سوار شدنه .يالا، يالا

مشکلي پيش اومده، «آندرئا»؟ - .بابا هنوز سر‌و‌کله‌اش پيدا نشده -

«نگران‌نباش. ما بدونِ دکتر«اِلسه .حرکت نمي‌کُنيم

کُهنر»، مي‌خوام ازت تشکر‌کُنم» .بابتِ کاري که داري واسه بابا انجام‌ميدي

راستش نمي‌تونستم اجازه‌بدم چشم‌ها و دست‌هاتو .با خياطي نابود‌کُني

.اوه، اونقدرها هم کارِ بدي نيست - .منکرش نشو -

تو شب و روز کار مي‌کردي .تا به پدرت کمک‌کُني

،اگه برات تنها دليل همينه ... پس اونوقت

.«اوه، نه «آندرئا .من واقعاً به پدرت نياز داشتم

بيماري داره تويِ مزارع .شديداً «مِنسو»ها رو تلف مي‌کُنه

،منو ببخش .دوستِ من

.طوري نيست .اهميتي نداره

اين عصا رو .نميشه شکست

!آخه اين بهترين عصايِ دنياست

،بيا امتحانش‌کُن .«دوستِ من «کُهنر

.امتحانش‌کُن

تو هيچ پولي گرفتي، دوستِ من؟ - .البته -

.اسلحه‌هاتونو بذارين اينجا

.اسلحه‌هاتونو بذارين اينجا

خُب از دوستان‌تون .درخواستِ مشروب کُن

.نه، ديگه با مشروب خداحافظي مي‌کُنم .از حالا به بعد، ديگه مشروب نمي‌خورم

تو هم داري همراه‌مون مياي؟ - .بله -

.اصلاً ايده‌يِ خوبي نيست .چونکه خطرناکه

.اونجا کُلي آدمِ مريض وجود داره - .مهم نيست -

.بريم، بابا

.اسلحه‌هاتونو بذارين اينجا

داري چکار مي‌کُني؟ - .هميني که مي‌بيني، رئيس -

.بي‌خيالِ کتاب‌خوندن بشو

کتاب‌ها کله‌تو با افکارِ جنون‌آميز .پُر مي‌کُنن

.«مراقب‌باش، «پودِلِي .اين يارو «کُهنر»، آدمِ وحشتناکيه

.ديشب خوابِ گربه ديدم .و اين به‌معنايِ خيانته

!اجنبيِ ملعون

اون خوشش نمياد که آدم‌ها ،کتاب بخونن

چون اينجوري نمي‌تونه تويِ ميخونه‌ها و بازارها ،گول‌شون بزنه

و با تاجرها تباني‌کُنه ... تا برايِ پيراهني که قيمتش 2 پزوئه

.مبلغِ 10 پزو مطالبه‌کُنن

،به‌همين‌دليله که من به‌عنوانِ يه کارگرِ آزاد کار مي‌کُنم .درست همونجوري که تو هم سابقاً کار مي‌کردي

يادته موقعيکه ... برايِ صيدِ گنج رفتيم

و اون تونل رو نزديکِ اون خرابه‌ها حفر کرديم؟

فقط خودم و خودت .ازش خبر داريم

،البته اون‌موقع هيچي پيدا نکرديم، برادر .ولي دفينه‌ها قطعاً هنوز اونجا هستن

و ممکنه يه‌روز .بهشون نياز پيداکُنيم

برايِ چي؟ - .هيچي -

،همچون دو کُنده بر رويِ آتش ... مي‌خوانيم آواز با همديگر ما

و با گيتارهاي‌مان مي‌نماييم پخش .شادي و سعادت را برايِ همگان ما

.حواست به اون مرد باشه .قصد داره از کشتي بپره بيرون

.تمومش‌کُنين

.تمومش‌کُن

!پس تو هستي

اصلاً خوشم نمياد که کسي .جلويِ راهم سد بشه

!نوشِ جان !لياقتت همينه

.ببندينش به ديرک

اين سگ مالِ توئه؟ - .بله رئيس -

.بگيرش

.بهش يه‌چيزي بده بخوره .خيلي لاغره

!چقدر وحشيانه

تو رو هنوز .بسته‌شده نگهداشتن

کتک‌زدنت .براشون کافي نبود

من تمامِ طولِ روز .اينجا بودم

.الان بازت مي‌کُنم - .نه -

چونکه بعدش فقط اوضاع .بدتر ميشه

تشنه‌اي؟ - .نه -

.چرا، هستي

الان برات .کمي آب ميارم

.بيا داخل

.اوضاعش خيلي خرابه

.ديگه به‌زور کار مي‌کُنه

اما هنوزم ملودي‌هايي رو مي‌نوازه .که پدرم عاشق‌شون بود

... موقعيکه بهش گوش ميدم

به‌نظر مي‌رسه که موسيقي ... منو از اين سرزمين مي‌کَنه

و مي‌بره به .زادگاه پدرم

مردِ بينوا شبانه‌روز کار مي‌کرد .تا بتونه به منزلش برگرده

اما نيشِ يه ... مارِ مرجاني

به اون شبِ ظلماني‌اي پرتابش‌کرد .که هرگز پايان نداره

... آندرئا»، من»

دنبالِ چيزي هستي؟ - .بله، دنبالِ ليوان -

اينجا هيچي هست؟ - .الان يکي برات ميارم -

.نه، متشکرم .از مالِ خودم استفاده مي‌کُنم

خيلي دير کردم، درسته؟

.بيا

روش چي نوشته؟ .«چينيتا»

اگه مي‌دونستم که آب ... برايِ اين ياروئه

از اين زحمت .معافت مي‌کردم

.بازش‌کُن

،خيله‌خُب .تو حالا ديگه آزادي

!... آزاد

اين آدم‌ها خيلي .ناخوش‌احوال هستن

.دنبالِ حرفِ «اس» گشتم و به «اسکوربوت» برخوردم .علائمش کاملاً تطبيق مي‌کُنن

... متأسفانه دنبالِ حرفِ «د» هم گشتم

،و به «ديفتري» برخوردم .و بازم علائمش کاملاً تطبيق مي‌کُنن

خيله‌خُب، بيا بريم .دکتر«اِلسه» رو ببينيم

.دارم ميام

.فقط يه لحظه

.بفرمايين داخل

.«بهت نياز دارم، دکتر«اِلسه .چند نفر از «مِنسو»ها ناخوش هستن

!مِنسو»ها»

!زمانه چقدر عوض ميشه

يادتونه موقعيکه اون 300 «مِنسو» رو ... از «وياريکا» بُردن

تا داخلِ مزارعِ برزيل کار کُنن؟

.فقط 20 نفرشون برگشتن

.مِنسو»ها مي‌ميرن»

و قبلاً هيچکس نگرانِ .اينجور جزئيات نبود

بابتِ اون اشخاص .پول هزينه‌شده

دارم مي‌برمشون تا جايگزينِ کساني بشن .که از بيماري مُردن

،برايِ همينه که دارم بهت پول ميدم .نه برايِ احساساتي‌شدن. بريم

اينها درست به‌اندازه‌يِ اون بيمارهايِ تويِ مزرعه .مريض به‌نظر مي‌رسن

براشون يه‌چيزي آماده مي‌کُنم .تا بخورن

خيله‌خُب، پس فانوس رو بردار و کابينِ داروها رو .نشونش بده

خدا رو شکر که ما از دستِ اون وحشي‌ها !قسر جستيم. چه بربرهايي

ولي به‌نظر مي‌رسه که اين ياروها .هنوزم ناخوش هستن

اونها باهامون .مثلِ حيوون رفتار مي‌کُنن

اونها زمين‌ها رو غارت مي‌کُنن .و بومي‌ها رو موردِ ستم قرار ميدن

ميگن که ارواح .مسيرِ گنج رو نشون ميدن

،اگه گنج پيدا کُنيم ،عازمِ جنوب ميشيم

،و ميريم دور از اينجا، جاييکه قوانينِ زمين و آدم‌ها .انساني‌تر هستن

به هر کدوم‌شون .نصفِ‌ليوان بده

!چه شبِ زيبايي

حيف که داره ما رو .به اون جهنم مي‌بره

چرا تويِ «پوساداس» نموندي؟ - .آخه مي‌خوام به بابا کمک‌کُنم -

کاشکي فقط مي‌تونست .بازم مثلِ سابق بشه

،موقعيکه اون به اينجا اومد ،آدمِ بزرگ و عاقلي بود

!... و حالا

ظاهراً تويِ اون مزارع .سياه‌زخم هست

آره، به‌همين‌دليله که دارن .بابا رو با خودشون مي‌برن

منم دارم به اين دليل ميرم که «کُهنر» بهم قول‌داده .کمکم‌کُنه تا کارخونه‌يِ تقطيرِ خودمو بسازم

واقعاً؟ - چرا مي‌خندي؟ -

يادم افتاد که تو قبلاً مي‌خواستي از پرتقال‌هايِ تلخ .عرق‌گيري کُني

!چينيتا»، مسخره‌نکُن» .ايندفعه ديگه خبري از شکست نيست

داشتم تويِ دايره‌المعارف ... کلمه‌يِ «ا» رو جستجو مي‌کردم

و بر حسبِ اتفاق .به «الکل» برخوردم

چيه؟ از الکل خوشت نمياد؟

.نه - چرا؟ -

الکل حتي از مارِ مرجاني هم .مرگبارتره

،ولي در اين موردِ استفاده‌يِ فعلي .مي‌تونه زندگي‌مونو بهبود ببخشه

.ببين، من آدمِ خوشبختي هستم

بيشتر از اين، ديگه به چي نياز دارم؟ .هيچي

با اين حال، هميشه در رؤيايِ اختراعِ .يه‌چيزِ مهم هستم

!نخند

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left