Padatik

Padatik (পদাতিক)

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

The Guerilla Fighter (1973) WEBRIP Persian Subtitle
Комментарий от hamlethamletian

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-01-27
Загрузки: 249
Для слабослышащих: No
FPS: 24

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

،فقر و بيکاري" "بزرگترين معضلاتِ کشور

: يک گزارشِ رسمي فاش مي‌سازد" "اکثريتِ عظيمِ مردم در زيرِ خطِ فقر زندگي مي‌کُنند

شاخصِ بهايِ مصرف‌کُننده" "به‌طرزِ خطرناکي بالا مي‌رود

سودجويي و احتکار در بازارسياه" "افسار پاره مي‌کُند

نفت از بازار" "ناپديد شده است

هزاران کوپنِ تقلبي" "توسطِ پليس کشف و ضبط گرديد

گرسنگي زوج‌هايِ جوان را" "به خودکُشي سوق مي‌دهد

شماري مرگ در اثرِ قحطي‌زدگي" "گزارش گرديده‌است

"فرقه‌گرايي درونِ احزابِ سياسي"

امتحانات" "دچارِ اختلال گرديد

دولت عهد نمود که" "نظم و قانون را اعاده‌کُند

نوسازيِ اقتصادي" "يک نيازِ مبرم است

رهبران بر ثباتِ سياسي" "تأکيد ورزيدند

اتحاديه‌هايِ کارگريِ موازي" "تشکيل گرديده‌اند

.اتحاديه‌هايِ رقيب در محيط‌هايِ کاري با يکديگر درگير شدند"" "پليس برايِ تحتِ‌کنترل‌آوردنِ وضعيت دست‌به‌کار گرديد

خشکسالي‌ها و سيلاب‌ها به‌شکلي مهيب" "موجباتِ رنجِ مردم را فراهم آورده‌اند

"فساد"

دولت مصمم به جنگ با" "انحصارطلبان است

مشروعيتِ تقديرِ الهي" "به چالش کشيده شده‌است

انقلابِ سبز در کشاورزي" "موردِ بازنگري قرار گرديد

کلکته» روزِ اولِ ماه مه را»" "جشن مي‌گيرد

زندانيانِ سياسي" "آزاد مي‌گردند

«کلکته»" "شهري مملو از مشکل

هر بار که به «کلکته» بازمي‌گردم، احساس مي‌کُنم که احتمالاً ... ديگر بايد غيرِممکن باشد که اين شهر به‌همين‌منوال ادامه‌دهد

ليکن آري، «کلکته» همچنان .به‌همين‌منوال ادامه مي‌دهد

حتي صرفاً دوري و وقفه‌اي يک‌ساله ... تأثيري دردناک‌تر بر قوه‌يِ باصره مي‌گذارد

زيرا آلودگي‌ها و کثافات ... نکبت‌بارتر و فلاکت‌بارتر گشته‌اند

... فقرا ستيزه‌جوتر شده‌اند

.و نوميدان نوميدتر

،من «کلکته» را شهري مي‌يابم رعب‌آور و حتي دوزخي .شهري نجات‌نيافتني و احتمالاً محکوم به فنا

«« چـريــک »»

: کارگردان «مرينال سِن»

.من هستم

.«آره، «نيکيل

،يکي از بچه‌هامون نياز به يه محلِ اختفاء داره .و ضمناً جزوِ رفقايِ مهمه

،لازمه که مقدماتِ اقامتش رو فراهم‌کرد .و يه پناهگاه براش تدارک‌ديد

به‌نظرم موندنش تويِ منزلِ شما .بهترين گزينه‌يِ ممکنه‌ست

.بله

مکاني که الان داخلش حضور داره .چندان جايِ امني نيست

اجازه‌هست بيام داخل؟

کي هستي؟

.اوه، بيا، بيا

ببخش که آماده‌شدنِ چاي .يه‌خُرده دير شد

.ساعت‌تون کار نمي‌کُنه

جداً؟

.چرا، داره کار مي‌کُنه

چي؟

.کار مي‌کُنه

جدي ميگي؟

موقعيکه بصورتِ تخت‌خوابيده باشه کار مي‌کُنه .و موقعيکه بصورتِ ايستاده باشه کار نمي‌کُنه

پس چطوري زمان رو ببينم؟ - .اينجوري ديگه -

.بامزه‌ست

ولي برايِ من، حتي تخت‌خوابيدن هم .کار نميده

امروز چاي يه‌کمي غليظه، اينطور نيست؟ - .من چاي رو غليظ ترجيح‌ميدم -

همه تويِ خونه‌يِ ما .چاي رو غليظ ترجيح‌ميدن

اجازه‌هست اينو مرتب‌کُنم؟

.آره

بيمان» قراره فردا» ... صبحِ خيلي‌زود بياد

و تو رو ببره .يه مکانِ ديگه

واقعاً احساسِ ناجوري بهت دست نميده؟

،آخه امروز اينجا، فردا اونجا .هيچي مشخص و معين نيست

لابد مامانت اصلاً از اين وضع .خوشش‌نمياد

مي‌دونم، حتماً ازت مي‌خواد .برگردي منزل

اينطور نيست؟

خواهر يا برادري هم داري؟

راستش مي‌دوني، امروز تويِ مدرسه‌مون .يه اتفاقِ وحشتناک افتاد

اي واي، فراموش‌کردم .پيرهنت رو بشورم

.بذار همين‌الان بشورمش .تا شب کاملاً خُشک ميشه

آماده‌اي؟

.منتظرت بودم

قصد داري با همين لباس‌ها بياي؟

خُب مشکلش چيه؟ - مگه آماده‌يِ اقدام نيستي؟ -

منظورت از اقدام چيه؟ - .اصلاً به‌همين‌دليله که اين تدارکات رو ترتيب‌دادم -

چه تدارکاتي؟ - .فقط ببين -

.نگاه‌کُن - اين چيه؟ -

.يه پيراهنه - برايِ چي؟ -

.بپوشش - چرا مي‌بايست بپوشمش؟ -

هيچ مي‌دوني داريم کجا مي‌ريم؟

کجا؟ داريم کجا مي‌ريم؟

جايي که داري مي‌ري .بايد از اينها بپوشي

.اينم يه شلوارِ پاچه‌گشاد - .بيمان»، من هيچوقت از اينها نپوشيدم» -

خُب هيچوقت هم به همچون منزلي .نرفته‌بودي

بيمان»، داري منو شبيه» .بچه‌ژيگول‌ها مي‌کُني‌ها

چي؟ چرا صورتتو اصلاح‌نکردي؟ .زود باش اصلاح‌کُن

آپارتمان مالِ کيه؟ - .مالِ يه خانم -

ثروتمنده؟ - .نه -

تو هيچ سؤالاتِ ديگه‌اي نداري؟

جوونه يا پير؟

.منم هيچوقت نديدمش. ولي رابطِ «نيکيل»ـه - پس نفرِ خودمونه؟ -

.به‌هر‌حال بهمون اجازه‌داده اينجا اقامت‌کُنيم .«اسمش رو يادت‌باشه : «شيلا ميترا

تا يکي‌دو روزِ آينده .مي‌بينيش

،چون فعلاً اينجا نيست .«رفته «دهلي

اينطور که بهم گفتن .تا يکي‌دو روزِ ديگه برنمي‌گرده

بنابراين مجبوري .تا 2 روز تنها بموني

تنها؟

پس يعني اين خانمه تنها زندگي مي‌کُنه؟

!اينم از کليدِ دروازه‌يِ بهشت

.بيا

!واي

.معرکه‌ست

آپارتمانِ طبقه 8م معنيش اينه که با درنظرگرفتنِ .طبقه‌همکف، الان طبقه 9 هستيم

لامصب تمامش هم .پُر از تزئيناته

چي گفتي؟ - !لامصب -

ولي آيا واقعاً تفاوتي بينِ زندان و اين منزل وجود داره؟

.«اوه، گياه «پولي

.هر جا رو تکون‌بدي پول مي‌ريزه ... چه سعادتي مي‌شه

.اگه من و تو و بانويِ ميزبان‌مون با هم باشيم نظرت چيه؟

.سازمان‌مون رو به‌شمار نياوردي؟ منظورم حزب‌مونه .خُب حالا بذار اينو بذارمش داخل

،«هي «بيمان .پس تو قبلاً هم اينجا بودي

مگه ديوونه‌اي چيزي شدي؟

!ولي لعنتي عجب جاييه .محشره

تو که گفتي اينجا .هيچ تلفني نيست

.هي، گوشي رو برندار

.بذار همينجور زنگ بخوره اصلاً به من‌و‌تو چه‌مربوطه؟

.نمي‌شه گفت کيه .ممکنه حتي «سيا» باشه

!تمومش‌کُن ديگه

يه نخ سيگار .بده بهم

سيگارهام تقريباً تموم‌شدن. مي‌توني برام چند تا پاکت «چارمينار» بخري؟

!راحت شديم‌ها

خانمه صبح‌ها خيلي‌زود بلند مي‌شه؟ - چطور مي‌توني تشخيص‌بدي؟ -

خُب وگرنه چه‌کسي مي‌تونه صبحِ به اين زودي تماس‌بگيره؟

.ولي خوبه .برايِ سلامتي خيليم خوبه

زمان ... سپري‌کردنِ زمان و وقت‌گذروني .کارِ خيلي دشواريه

به‌نظرم بايد درباره‌يِ اينجور جزئيات .يه داستانِ ماجرايي بنويسم

چي شد؟ ... «هي «بيمان

.اين يه اتاقِ دخترونه‌ست

.منظورم اتاقِ خانم‌هاست

،پس درجه‌يکه و بسيار امن .چون هيچکس واردش نمي‌شه

،اگه کسي بياد اينجا، ورودِ غيرِمجاز محسوب‌ميشه .و اونوقت پرونده‌يِ شکايت تشکيل‌ميديم

.ولي آخه اينها وسايلِ خانمِ «ميترا» هستن ببين باهاشون چکار کردي؟

.لطفاً تمومش‌کُن

.فعلاً اين تويي که اينجا مي‌موني .چون اينجا به‌مراتب امن‌تره

.خيله‌خُب

!... ولي موضوع اينه که

،گوش‌کُن، تو بايد مراقب‌باشي .تا موقعيکه خانم برمي‌گرده

،پس يعني بعد از اينکه خانم برگشت ديگه نبايد مراقب‌باشم؟

.خُب تا جاييکه مي‌توني بايد ايمني رو رعايت‌کُني - .متوجهم -

.من حالا ديگه ميرم .اونطور که بايد و شايد، ترتيبِ همه‌چيزو دادم

.توالت هم اونجاست. و اينم از کليد - کليد؟ -

کليدِ درِ وروديِ آپارتمانه؟ - .آره -

آخه با کليدِ درِ وروديِ آپارتمان بايد چکار کُنم؟ .من که قرار نيست حتي واسه گردش، برم بيرون

.پيشِ خودت نگهش‌دار

بعداً بازم مياي ديگه؟ - .آره ميام. خيله‌خُب -

.بيمان»، گوش‌کُن»

... «بيمان»

من الان اينجا چه‌کسي هستم؟

.اوه، متأسفم. فراموش‌کردم بهت بگم ... «نسبتِ تو با خانمِ «ميترا

.سلام آقا .من نظافتچي هستم

اومدم چک‌کُنم که .تشريف‌آوردين يا نه

.اوه آره، من اينجام .داشتم مي‌رفتم داخل يه دوش‌بگيرم

به‌هر‌حال خانم ازم خواستن که .مراقب‌تون باشم

.من هميشه طبقه‌يِ‌پايينم .اگه بهم نياز داشتين، فقط صِدام بزنين

.باشه

.خداحافظ آقا

چه‌کسي بود؟ - .نظافتچي -

به سفارشِ خانم .اومده‌بود يه چک‌بکُنه

به‌هر‌حال .تو پسرعمويِ خانم هستي

.اهلِ «دهلي» هستي .و برايِ گردش و گشت‌و‌گذار اومدي اينجا

.برايِ گردش و گشت‌و‌گذار فهميدي؟

و آقايِ «ميترا»؟

.اونو بذار بره به جهنم

،«ديروز در منطقه‌يِ «دام‌دام» واقع در شمالِ «کلکته .سه زندانيِ تروريست، از يک وَنِ پليس پايين‌پريده و متواري‌گشتند

،بلافاصله پس از اين حادثه .عملياتِ تفحص باشدّت آغاز گرديد

گزارش شده‌است که ... اگرچه 2 نفر از 3 نفرِ مذکور متواري‌شدند

ليکن شخصِ سوم .دستگير گرديده‌است

مي‌شه برام کمي چاي بياري؟ .ولي غليظ باشه

نيکيل» مطلع‌شده؟»

تاالان بايد .خبردار شده‌باشه

انجامِ اون عمليات .صحيح نبود

.من ريسکِ زيادي کردم .فقط شانس و تصادف بود که گير نيفتادم

،چاپ و پخشِ اعلاميه‌ها با مقياسِ انبوه .در کالج‌هايِ مختلفِ «کلکته» آغاز شده‌است

«که به‌همين‌منظور، قائم‌مقامِ رياستِ دانشگاه «کلکته ... «جنابِ «ساتيِندرانات سِن

همراه با مديرانِ تماميِ کالج‌ها .در سالنِ «داربهانگا» تشکيلِ جلسه دادند

و اما درخصوصِ سايرِ اخبار. پزشکان مي‌گويند ... بيماريِ عادت‌هايِ بد و نامناسب که

،فرار کردن، دستگير شدن .و دوباره فرار کردن

خُب حالا بعدش چي؟

چي؟

.بايد همچنان مخفي‌بمونيم

،البته ما فرار کرديم، ولي موقتاً فرار کرديم .فقط همين و بس

.اينک اخبارِ ورزشي

راستش اون‌روز تويِ خيابون .به بابات برخوردم

از دفتر رفته‌بودم بازار .و داشتم برمي‌گشتم منزل

،بابات از اين‌در و اون‌در حرف‌زد، درباره‌يِ خيلي چيزها صحبت‌کرد .ولي اصلاً حتي يک‌بار سراغت رو نگرفت

.نه حتي يک‌بار .فکرکُنم خيلي از دستت عصبانيه

.حسابي ازت کُفريه .چون تو يه انقلابي هستي

ولي آخه تو خودت يه‌بار گفتي که بابات ... عضوِ يه حزبِ تروريستي بوده

و در زمانِ حاکميتِ بريتانيا .زندان افتاده

و اين يعني در جنبشِ 1942 .شديداً فعال بوده

واقعاً نمي‌دونم چطوري آدم‌ها .اينقدر تغيير مي‌کُنن

احتمالاً خودش ميگه چونکه حالا ديگه ... کشور به استقلال رسيده

و کُلي تغييرات .انجام‌شده

ولي آخه اصلاً کدوم تغييرات؟

!زنده‌باد انقلاب

!«بابي»! «بابي» !آروم‌باش

،مي‌دوني چيه .ترس هميشه وجود داره

،آره، ترس همه‌جا وجود داره .حتي تويِ آسانسور

چطور مگه؟

حرفمو باورکُن، از اونجاييکه ... تويِ اين آپارتمان کُلي آدم هست

تعدادِ سگ‌ها هم .کم نيست

دنبالت‌گذاشتن؟

Padatik subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left