Первые 200 строк.
فقط یادت باشه که کیسۀ شراب پاوله
باید بزنی به سرش
تکون خورد
خب تکون میخوره
تمرین بیشتری میخواد
.نگران نباش، پاول تمرین به همین خاطره
« کــبـیــر »
« یک داستان هر از گاه واقعی »
« گوزن »
خب، مجبور شدن یه عالمه میمون جور کنن
«بابت ایدۀ «یک میمون در هر روستا
تاریخ با بیرحمی قضاوتم میکنه
حق هم دارن
!کاری که مجبور بودی رو کردی. هورا
لابد پیتر خیلی خوشحاله
توی دوازده سالگی این ایده به سرش زد
مشخصه
سیمیتز» رو کشتن»
معلومه. مجبور بودن
چرا امروز به همین زودی غیرقابلتحمل شده؟
!اصلاً و ابدا
سرشار از لذت و احتمالات مختلفه
اینها رو بذار کنار و روی انتصاب پاول و «سنت گوزن» تمرکز کن
قضیۀ این گوزنه چیه؟
پیتر کبیر برای مراسم انتصاب پیتر ابداعش کرد
یه جور جشن سرگرمکنندهست
پیتر هم خیلی دوست داشت این رسم رو ادامه بدیم
اتفاقاً در همین رابطه یه سورپرایز داشتم. وایسا
لعنتی
مراسم انتصاب پیتر
بهتره سخنها رو مرور کنیم
بعضیاش که دعای سنتیان
…بعدش هم من با حرفهای الهی
خبر بدیه؟
کمکی از دست من برمیاد؟
نه
چی میگفتی؟
مراسم انتصاب پاول
!مراسم انتصاب پاول
!عجب روزی بشه
این رو مزه کن
اوه! چه خوشمزه! چیه؟
،وقتی پاول به دنیا اومد جُفت جنینت رو برداشتیم
و گذاشتیمش توی بشکهای از بهترین ودکا
تا در روز ویژۀ پاول در پایان سنت گوزن بهسلامتیش نوشیده بشه
یعنی من جفت جنین خودم رو خوردم؟
درسته
شیرین و قوی؛ مثل خودت
ولی یه خرده طعم مخمر میده
بهتره یه نگاه به سخنرانی بندازیم
:دنبال این هستیم که وقتی من میگم «تو برگزیدۀ خدا برای رهبری هستی»
یک پرتوی نور به پیشونیش بخوره
برای تأثیر بیشتری با صدای باریتون میگم
مطمئنم گریه میکنم
«خیلیخب. من دیگه باید برم محفل «ناکاز
فکر میکردم ناکاز مزۀ آینده رو بده
ولی بیشتر مزۀ پیپی میده
این چه حرفیه، ولتر؟
ملکۀ ما شجاعترین و باهوشترینه و پیروز میشه
اوه، واردشدنت رو ندیدم
توی تحسینکردنت دستپاچه شدم
ما با قتل شروع کردیم و کارمون به میمون کشیده
مردم عاشق میمونهان
بیاین روی آیندۀ «ناکاز» تمرکز کنیم
تحصیلات برای همه
دهقانها مخالف رأیدادن بودن چون کلیسا گفته بود رأی ندن
،وقتی هم باهاشون صحبت کردم
این رو هم ترجیح میدادن که شلاق بخورن تا اینکه کتاب بخونن
کلیسا مثل کنه بهشون چسبیده
من همین جام، فرانسوی
شاید بتونیم گفتوگوی منطقیای
درمورد نقش کلیسا در زندگیمون داشته باشیم، آرچی
با صداقت تمام
همسر! یه خبر معرکه دارم
وسط کاریام
بهاندازۀ اولین کلمۀ پاول که مهم نیست
چی؟
روی زمین نشسته بودیم داشتیم بازی میکردیم و یهو با قیافۀ شادش
…نگام کرد و گفت
چی گفت؟
!کس
چی؟ - کس -
گمونم کلمۀ بعدیش «بخورم» باشه
بگو «بخورم»، پاول. خب؟ کی دوست داره کلمۀ بعدی پاول رو بشنوه؟
!نه! بس کنین
چی؟ آره، به مامان بگو، پاول
!پاول، نه
بذارش زمین - !ببرش -
.الان خیلی گیج شدم این مگه چیز بدی بود؟
!من نمیخوام اولین کلمهش «کس» باشه
مگه چیه؟ روی چیزی که در آینده مایۀ لذتش میشه تمرکز کرده
دوست دارم یه بچۀ مهربون و متفکر باشه
!و براساس عقل و عشق تصمیم بگیره، نه… کس
خب من یکی که همین طوری هم قبولش دارم
!معلومه! اون مثل خودته
!هورا
یادت نره که تو هم عاشق من لعنتیای
!امروز که نه
!تو از کنترل خارج شدی خیلی هم رفتی رو مخم
!بچه یه حرفی از دهنش پریده !نمیفهمه معنیش چیه
ولی من میفهمم معنیش چیه
«معنیش اینه که کلمۀ بعدیش میشه «قتل «و بعدش هم «جنده» و بعدش هم «چاقوکشی
«و بعدش هم «انجیر بیکنپیچ !«و بعدش هم «گلوی ملت رو ببرین
!معنیش اینه که شبیه توئه
بعد میخوای برای رهبری این کشور برگزیدۀ خدا باشه؟
!نه، من نمیذارم
حرفش هم نزن - مراسم انتصاب لغو میشه -
چی؟ - !بهعلاوۀ اون مسخرهبازیه با گوزن -
لامصب - حق نداری یه سری حد و مرز رو زیر پا بذاری -
از جمله سرنوشت پسرم
حتی تهدیدش هم نکن
!تهدیدش نکردم
!قولش رو دادم
چون ریسک این مسئله که به تو بره هست
و نمیخوام فرصت و حق این رو بهش بدم
که مردم این کشور رو به فنا بده
اگه خفه نشین !گلوی همهتون رو میبرم
منظور منم همین بود
،وقتی مشکلی داری چاقو برمیداری و گلو میبری
بیا دیگه
قلبِ منِ احمق رو بردار که عاشق تو شده
من با یه خبر خوب اومدم
ولی تو یه همسر افتضاح و مادر کیری بودی
جدی که نبود
معلومه که نه. معلومه که نه
…اون خیلی
ای خدا
باید در محضر خداوند به پاول مشروعیت ببخشیم
حتی اون هم باید متوجه همچین خطری در آینده باشه
اونا صرفاً یه دعوایی کردن که برای روح و جان آدم یه خرده ترسناک بود
همین و بس
،اگه نگران نیستی پس چرا دستهات میلرزه؟
وای خدا، یه خرده داره میلرزه
چقدر عجیب
پناه بر خدا
اینجوری حواسم جمع میشه
خیلیخب، حالم خوب شد
باید این رو در نطفه خفه کنیم
درسته
…گریگور! باورت نمیشه الان
چه زیبا
دیگه خراب شد - چی شده؟ -
کاترین و پیتر یه دعوای کوچیک کردن
ولی یه لحظه فکر کردم خون و خونریزی میشه
چی؟ - پشمام! حال پیتر خوبه؟ -
همون قدری عصبانی بود که نه سالگی ببر خونگیش رو ازش گرفتن
!یا خدا. حوله
تو فکر دوست سابقتی؟
باورم نمیشه عاشق کردن همچین چیزیه
عاشق کردن همچین چیزیه
عاشق منم هست
عشق آدم رو کور میکنه و گمونم توی رابطۀ شما، باید هم کور کنه
تو هزار بار قلبش رو شکستی
گمونم حق داره یه بار هم که شده قلب تو رو بشکنه
نمیخوام کسی رو ببینم
وظیفۀ من در کنار طمع سیاسی مراقبت روانی هم هست
حالت خوبه؟
نه زیاد
یه بار به مادر چاقم گفتم اگه ببینم یه کیک خامهای دیگه بخوره
دیگه هیچوقت بهش سر نمیزنم
و در حین همین کار، خودم با عصبانیت یه کیک خامهای کردم توی دهن بزرگش
چی زر میزنی؟
.آدم یه چیزایی میگه فقط در حد حرف
همهش باد هواست و این عشقه که میمونه
دو روز بعد، عصری پیش هم نشستیم و جلوم اینقدر خورد که بالا آورد
آرچی. برو بیرون
مراسم انتصاب برای پاوله، نه پیتر
پس بهخاطر مراقبت روانی نیستش که اومدی؟
من یک کشیش بااستعداد هستم پس میتونم همزمان دو تا کار رو انجام بدم
حالا بریم سراغ طمع سیاسی
،بدون مراسم انتصاب تاجوتخت روسیه دست از ارثیبودن برمیداره
،سنتی که با صداقت تمام بگم تو رو در قدرت نگه داشته
من ارثی نیستم
بقیه که ارثی میبیننت
اگه ازدواجی رو نکرده بودی ،که تو رو عضو خونواده کرد
الان روی تخت پادشاهی نبودی
!خب معلومه
،اگه خونواده رو خدا منصوب نکنه هر کسکشی میتونه بیاد بگیرتش
مشروعیت حکومت خودت در خطره
مشروعیت تاجوتختم در خطره یا قدرت خدای تو؟
هردو
چیزای بزرگی در خطره، نه؟
!پشمام، عجب داستانی شد
اونجا از جبهۀ جنگ ما هم طاقتفرساتر بود
سوترن و پارفۀ جگر اردک میخوای؟
…من خیلی عصبانیام که بخوام
چقدر قشنگه
روحت رو جلا میده
چه گهی داره میخوره؟
میخواد تاجوتخت رو از پسر خودت بگیره؟
«بهقول ما سوئدیها، واقعاً «اوج
حالت خوبه؟
.نمیخوام ازش بد بگم اون یه هیولاست که از پسرت متنفره
کیک هویج آوردم
برای امپراتور؟ آخه کیک هویج؟ مگه ازش بدت میاد؟
این چیزا کافی نیست
عجله داشتم
.همین الان شنیدم حرف همه همین شده
!شوروشوق
.منم وقتی خودم تازه ازدواج کرده بودم یادمه خیلی قشنگه
No comments yet. Be the first to leave one.