Первые 200 строк.
سارا، اومدم خونه
- باید باهام بیای - چی شده؟
- سارا، زده به سرش - سارا؟
- سارا چی شده؟ - اونا ازم متنفرن! ازم متنفرن
نه این حقیقت نداره ما خیلی دوستت داریم سارا
بزارش زمین سارا لطفا
- بندازش زمین - ازم دور شید
سارا اونو بده به من
همه میخوان منو بکشن
- تو هم میخوای منو بکشی! - نه
- خدای من! حالت خوبه؟ - اره
ممنون، ممنون
سارا
- سلام بچه ها - آماده ای؟
میدونی که منتظرتون بودم
- سلام عزیزم - سلام
- چطوری؟ خوبی؟ - خوبم
- میرید بیرون؟ - میخوایم بریم یه دوست رو ببینیم
اوضاع چطوره خانوم جی؟
- باشه - خوبه؟
- خیلی خوبه - نگران نباشید
هردوشون رو صحیح و سالم برمیگردونم
- خوبه - یکم آشفته حال به نظر میرسید
- اره فقط یکم کار داریم - باشه خب...
- تو باهاشون نمیری؟ - نه نمیرم
- بزن بریم - بریم تو کارش
- مطمئنی حالت خوبه مامان؟ - اره
- خداحافظ مامان - الکس
لطفا حواست به سارا باشه، اوکی؟
- بفرمائید - باشه
- بریم - بریم تو کارش
خیلی خب، بریم
نمیتونم باورکنم چقد کور بودم
سارا واقعا دیوونه بوده
بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی :.: Bia2Movies.bid :.:
ترجمه و تنظیم : آیدا @Aydanaderisub
" چه کسی سارا را کشت؟ " " فصل دوم - قسمت اول "
آلخاندرو گوزمان؟
- دکتر منتظر شماست - ممنون
سارا به قتل رسیده دکتر
هجده سال پیش
و مادرتون؟
دو ماه بعد از سارا فوت شد
بر اثر مشکل کلیه
خب چطوری من رو پیدا کردید؟
اسم شما توی دفتر خاطرات سارا در اتاقش بود
بقیه اش هم از توی گوگل
دکتر
این سارا...
اونی که شما معالجش کردی بیمارتون!
خواهر من هیچوقت اینطوری نبود
مامانم خیلی بهم اعتماد داشت یعنی چیز زیادی راجبش نبود که من ندونم
ولی راجب این هیچی نمیدونم
راجب این سارایی که برای درمان میومده روان پزشکی
و نیاز دارم که بدونم سارا واقعا کی بوده
مشخص شد که اون دچار اسکیزنوفرنی و پارانویا هست
مادرت اون رو برای یه دوره روانپزشکی اینجا آورد
کار زیادی از دستم برنیومد
اسکیزوفرنی یه منشا ارثی قوی داره
از ژنتیک منتقل میشه
اما گوش کن مراقب باش
ممکنه در نهایت یه چیزایی...
از خانوادت بفهمی و کشف کنی که نتونی تحملش کنی
داری تلاش میکنی چیرو بهم بگی دکتر؟
میدونی که چه کسی کشتش؟
نه نمیدونم
اما بزودی میفهمم
و بزودی اینم میفهمم که چرا مادرم بهم دروغ گفت
مادرت همیشه
با ترس با خواهرت زندگی میکرد
تهدید میشده؟ ولی چطوری؟
فکرمیکنی سارا توانایی این رو داشت که بتونه یکی رو بکشه؟
خواهرت یه جامعه ستیز بود اون واقعا خطرناک بود
مطمئنم که میتونست یکی رو بکشه
و اگه کسی اون رو میکشت شگفت زده نمیشدم
چون اون براشون تهدید آمیز بود
نمیخوام مسئولیت پذیری مادرت رو زیر سوال ببرم
اما سوختن و ساختن با یه بیمار روانی که دخترت بوده؟
مقابله کردن باهاش خیلی پیچیده بوده
و خیلی برای خانواده سخته
که بفهمن یکی تو خانوادشون به این شدت دیوونست
روانپزشک سوابق سارا رو بهم داد
خوندیشون؟
نه
هنوز نه
باید حقیقت رو راجب سارا پیدا کنم
و مهم تر از همه چیز باید کشف کنم چه اتفاقی براش افتاده
این تنها راهیه که میتونم باهاش کاری کنم تا زندان نرم
باید از همه چیز سردربیارم همش
باید بفهمم کی اذیتش کرده
قربانیاش کیا بودن؟
و چه کسی از سارا متنفر بود
چرا باید بکشنش؟
متوجه اش نشدی؟
برای 18 سال فکرمیکردم که خانواده تو خواهرمو کشتن
چون اون از خانواده ای اومد که هیچ پولی نداشتن
از رودلوف حامله شد برای همین شماها کشتینش
الکس الکس
- وایسا - چیه؟
باید اینو بس کنیم
- نقشت دیگه داره از کنترل خارج میشه - چی میگی؟
و فکرمیکنم باید سعی کنی و روی چیزای مثبت تمرکز کنی
- الکس - خواهرم به قتل رسیده
شاید سارا روانی بوده
ممکنه همونطوری که دکتر گفت یه روانی بوده باشه
ولی یکی سارا رو کشته توی همون روزی که همه توی دریاچه بودن
داری میگی یکی از خانواده من؟
اره، چتر رو یه نفر از خانواده تو بریده
بگیرش میتونی از این استفاده کنی
نه خانم این کار سخته من نمیتونم...
کاری که لازمه رو بکن
و منو ناامید نکن
الروی
- چه خبر نیکاندرو؟ - چه خبر؟
هیچی
داری تنهایی چیکار میکنی؟
چرا مثل همیشه توی کون چوما و رودلفو نیستی؟
اره میخواستم برم یه سری بهشون بزنم
چی داره عذابت میده؟
چه اتفاقی افتاد؟
باید اعتراف کنم خانوم مارینیا
آروم باش میرم دکترو بیارم
نه
تو گفتی...
چیه؟
تو گفتی...
ممکن بوده من اون روز بندارو بریده باشم
کاملا مطمئن نیستم
من بند چتر رو پاره نکردم
نتونستم
این شانس گیرم نیومد
البته که تو اینکارو کردی
یکی باید اون بندارو بریده باشه
- اینطوری کشته شده - کار یکی دیگه بوده
یکی دیگه که اونجا بوده
من نبودم خانوم مارینیا قسم میخورم که من نبودم
داری میگی که یکی از برادرام خواهرتو کشته؟
من...من نمیدونم
منظورم اینکه میتونه نکاندرو یا الوری باشه...
- حتی تو هم اون روز اونجا بودی - الکس الکس تمرکز کن
سارا یه دردسر بود
اون اسکنیزوفرنی داشته تو دفتر خاطراتش رو پیدا کردی
و یه نقشه جسد یه آدم بوده
که سال ها توی حیاط خونه تو دفن شده بوده
ببخشید اما...
از کجا معلوم که اون...
- اون چی؟ - خودکشی نکرده باشه؟
و شاید خودش بوده که بندای چترو بریده
چون میخواسته خودشو بکشه و شمارو به این ماجرا متهم کرده باشه
الکس! اگه داری توی مکان اشتباهی دنبال قاتل میگردی چی؟ اگه...
اگه چی؟
من یکی رو دیدم
قسم میخورم که یکی رو دیدم
بجنب...
سارا کی از خودش علائم بیماری رو نشون داد؟
طبق گفته های مادرت از وقتی که بچه بوده
توی اولین جلسه، اون یه داستان رو برام تعریف کرد
فکرکنم موقع تولد 6 سالگیش بوده!
یادت میاد؟
فکرنکنم بتونم این رو فراموش کنم دکتر...
همه دوستاش رو دعوت کرده بودم
به چند دلیل اون اصلا خوشحال نبود
نمیخواست با کسی بازی کنه
داشتم با بقیه مامانا صحبت میکردم
و دیدمش که از جایی که وایستاده بود شروع به حرکت کردن کرد
از اون دور و برا یه سنگ برداشت
یه سنگ بزرگ
به سختی تونست برش داره
سنگ رو توی دستاش نگه داشت
به یه دختر کوچولو که اون نزدیکا نشسته بود نزدیک شد
قدم به قدم بهش نزدیک شد...
به سرش نگاه میکرد انگار که میخواد...
انگار که میخواد...
فقط چندثانیه با یه فاجعه وحشتناک فاصله داشتیم
هیچکس متوجه نشد
و سارا یه جوری به صورتم نگاه کرد...انگار...
انگار هیچی نشده
بدون هیچ ترس و پشیمونی ای هیچی
فکرمیکنید که اون...
میخواسته به اون دختره صدمه بزنه؟
نمیدونم
ولی خیلی ترسیدم چون پدرشم یه آدم خیلی خشن بود
بیشتر راجب پدرش برام بگو
وقتی سارا نوجوان بود یه سری عوارض رو از خودش نشون داد
چرا؟
دوتا عامل هستن که همیشه بدون شکست به کارشون ادامه میدن
اختلافات عاطفی
و مواد
پسرا و مواد
اینا باعث دیوونه شدن سارا شدن
اره مواد های قوی
میتونن برای بعضی افراد کشنده باشن
اوه سارا آماده ای؟
بریم تو کارش بریم تو کارش
- اینجا خونه دوستتونه؟ - نیکاندرو اره، چرا؟
خیلی بزرگه
از خونه شما هم بزرگ تره.
امروز با داداشم چوما هم آشنا میشی تازه از میامی برگشته
- اوه چوپا - بله؟
چه خبر داداش؟
No comments yet. Be the first to leave one.