Первые 200 строк.
...پامرون تاکر، تو با اين
بيسکويت و سساش، ترکوندي
اونا اينقدر خوبن که دوست داري يه سيلي بزني تو گوش مادرت
درسته، ميچل؟ - حتماً. اگه مردم واقعاً همينکارو ميکنن؟ چرا که نه -
ممنونم
من از بس خوردم دارم ميترکم
...هي، چون اونا حرف بد ميزنن دليل نميشه که
اين کمترين کاري که ميتونم بکنم
بعد از اينکه منو توي خونهتون راه دادين
و خدا ميدونه تا حالا چند هفته شده
3هفتهاس
اصلاً نميفهمم
چطور تونست منو ول کنه؟ - ميدونم -
من خوشگلم
هيچي رو ازش توي تخت دريغ نميکردم
هي، عزيزم، عجب گوشاي بزرگي داري
!باورم نميشه منو ول کرده
!ولم کرده
خب، پم رو ول کردن
شوهرش، بو ...با نصف وسايل خونهشون فرار کرده
اونم درست وقتي که اون بعد از توفان مشغول درست کردن يه خونه واسه يه بچهخوک بوده
شوخي نميکنم
من بهش اصرار کردم که پيش ما بمونه
تا دوباره بتونه اعتماد به نفسش رو بدست بياره
پم هميشه محتاج توجه مردها به خودش بوده
و شايد خوب نباشه ليلي شاهد اين چيزا باشه
داري در مورد چي حرف ميزني؟ - هيچي -
احتمالاً خيالاتي شدم
خيالاتي نشدم
!ممکنه خودش باشه
!ممکنه خودش باشه، بچهها !ممکنه خودش باشه
!برو کنار
!ممکنه خودش باشه !ممکنه خودش باشه
اون نيست
...واي، نوشتههاي اين
بيشتر از چيزاي که توي 3 سال از 2 سال کالجم خوندم
تو فکر ساندويچ همبرگر تند بودم
...درست مثل بابابزرگ خدا رحمتش کنه
اين ساندويچ رو واسه اولين باري که به ديدن مسابقهي بيسبال اومدم خريد
ميشه راستش رو بگم؟
بايد همينو سفارش بديم
اوه، به طرز عجيب غريبي زيباست
و خيلي خوبه که موهات هيچوقت تکون نميخوره
مثل اسباب بازي لگو - اوهوم -
!هي، من تو رو ميشناسم
توي فستيوال کوچيلا روي ون من ميرقصيدي
...نه، من فقط يکي از اون صورتها رو دارم که هميشه
هيلي هستي، درسته؟
هيلي، نميخواي ما رو بهم معرفي کني؟
ام، باشه
.اندي، دوست پسرمه ...و ايشون
تام هستم - تام -
تام تام
اسمت مال قبيلهي سرخپوستي چروکي ـه؟
...ام
...شايد بهتر باشه
خداحافظ
متاسفم
هي، ميدونم که تو از من باحالتري
.بخاطر همينه ازت خوشم مياد هيجان انگيزه
مجبور نيستي اين حرفو بزني
نه، جدي ميگم
ميدوني چيه؟ بيا شام و سينما رو فراموش کنيم
بيا بجاش کاري که هيلي باحال ميکنه رو انجام بديم
اگه بخوام راستش رو بگم ...يه جورايي آماده شده بودم
که وسايل مشروب مهموني خودم رو بندازم توي سطل آشغال
يا بدمشون به يه نفر ديگه و از اين حرفا
اما اگه اين همون چيزي که اندي از من خوشش مياد
بيخيالش نميشم
...خيليخب، ميتونيم واسه شروع
به يه باري وسترني بريم که من متصديش رو ميشناسم
و اگه بتوني بري بالا و برقصي ميتوني تمام شب رو مشروب مجاني بخوري
عجيب نيست واسه هر دفعه که ميري بالا فقط دوتا نوشيدني سفارش بدي؟
نه
پس بيا پدرشو درآريم
...خيلي شانس آوردم که
اون حرف به ذهنم رسيد
من زياد اهل مهمونيهاي شلوغ نيستم
...اما هميشه ميترسيدم که
هيلي فکر کنه من نميتونم با کاراش سر کنم
پس سعي ميکنم امشب خرابکاري نکنم
و وقتي رفتم خونه روي تيشرت قديمي کليساي پدرم بالا نيارم
کلير؟
کلير؟
کلير؟
ميتونيم الآن فيلمو ببينيم؟
عزيزم؟
!جوابشو بده
.عزيزم، بيخيال من مجبورم اين پيشنهاد رو بررسي کنم
کل هفته رو داشتم روش کار ميکردم
اوه، خداي من
.درسته خورشيد هيچوقت توي قلمروي مادران غروب نميکنه
نه، يادته اون نرمافزاري رو نصب کرده بوديم
که واسه فروش چند دقيقهي بود؟
هان؟
سه شب در پاريس بليط درجه يک
هتل چهار ستاره تقريباً واسه هيچي
پروزا فردا ظهر بلند ميشه
ما فقط 5 دقيقه فرصت جواب دادن داريم
صبر کن. تو که نميخواي در مورد اين تصميم بگيري. درسته؟
اين يه پيشنهاد فوقالعادهاس
در ضمن ما فقط يه روز سر کار نميريم
هيلي هم پيش انديـه لوک هم به سفر اسکي رفته
منم مهم نيستم
.اوه، عزيزم ...وقتي برسيم اونجا
...انقدر از اختلاف زماني گيج ميشيم
که انگار داريم توي مه قدم ميزنيم
...يا اينکه ميتوني به خودت فشار بيار
و امشب رو نخوابي
و بعدش فردا توي هواپيما بخوابي
و وقتي توي پاريس فرود اومدين
صبحتون مثل صبح پاريس ميشه
بفرما
شانس آورديم باهوشمون خونه بود
فکر خيلي خوبيه
اما اين هفته خيلي کار کردم
چي انرژيبخشتر از وقت گذروندن فصل بهار توي پاريسـه؟
،نون دراز، پانتوميم خيابوني نمايشها
به اين ميگن زندگي
به اين ميگن زندگي، درسته؟ - نه -
کلي خوش ميگذره
بهتره
ببين، يه روزي ...تنها کاري که ميتونيم بکنيم
اينه که روي مبل بشينيم و فيلم ببينيم
اما الآن ...بيا بگيم گور پدر زندگي
و يه هفته رو توي "شهر جاودان" بگذرونيم
رم
شهر زمرد
سياتل يا آز
اون خودش ميدونه من کجا رو ميگم و زمانمون داره تموم ميشه
تو خيلي دلت ميخواد اينکارو بکني، نه؟
ما سهشنبه با يه داستان ماندگار برميگرديم
دکمه نارنجي رو فشار بده
دکمه نارنجي رو فشار بده
!ايول! ميريم - !آه -
!متاسفيم خواب !تو بايد يه خورده صبر کني
ما همين الآن ساعتمون رو روي ساعت پاريس تنظيم ميکنيم
که ميشه
9ساعت اختلاف
باشه - خيليخب. الآن ساعت 9:30 ـه -
!اوه، خداي من 6:30 دقيقهاس
- 6:3 اوه -
چقدر طول ميکشه اون آرايش رو پاک کني؟
خدمت سربازيم اينقدر طول نکشيد
تو هر روز با قيافهي من کيف ميکني
حالا واسه پاک کردنش غر نزن
اگه کارت زودتر راه ميوفته
تا برم جاروبرقي رو از توي گاراژ بيارم؟
آه، احساس ميکنم منو ناديده گرفتين، جي
دستشويي اتاق منه، يادتونه؟
مني، اونجا هيچ جوشي نيست
.جوش زيرپوستيه قشنگ ميتونم حسش کنم
.من بازنشسته شدم به يه پروژهي کوچيک احتياج داشتم
پس تصميم گرفتم دستشويي اصليمون رو دوباره بسازم
...آره، ولي خوب ميشد اگه يه نفر بهت ميگفت
...اين سختتر و طولانيتر از
اون چيزي بنظر ميرسه که توي يوتيوب نشون داده شده
!اوه، بيخيال
...فقط کافيه طبق اون جدول دستشويي
که به دو زبان انگليسي و اسپانيايي نوشتم عمل کني
آخه کي اينکارو ميکنه؟
کي واسه خانوادهي خودش جدول زماني درست ميکنه؟
آه، نرو اونجا
.ميخوام برم دنبال کرم سفيد کنندهام بگردم نميتونم پيداش کنم
تو که مشکلي نداري
.چقدر بامزه ...يادم رفته بود
چه بلاي سر حموممون اومده؟
!کارش تموم شده بود
از اول شروع کردم از سنگش خوشم نيومد
اما اين حداقل يه هفته ديگه طول ميکشه
خودتو ناراحت نکن
!نه، تو داري منو ناراحت ميکني
و الآنم بايد بري و روي تخت خواب بخوابي
جدي ميگي؟
باشه
داري چيکار ميکني؟
قير تازه اونجاس
ميخواي تموم شب بوي اونو حس کني؟
من فقط يه تصميم واسه اين دستشويي گرفتم
!اين در بايد باز بمونه
باشه
ام، چون اوضاع دستشويي بهم ريخته بود
بجاي قرص مولتي ويتامينام
قرص ضد بارداري خوردم
بنظرم چيزيت نميشه
و در ضمن !مطمئنم امشب يکي از اونا رو نميخورم
شايد بخاطر قرص باشه
اما احساس ميکنم همين الآن بهم حمله شد
امم
وقتي هنوز آتيش داشت پيک رو رفتي بالا؟
عادت قديمي منه
پفنباتها رو هم همينطوري ميخوردم
من عاشقش اين ياروم
و تو خيلي خوشگلي
واقعاً خوشحالم با شماها آشنا شدم
هيلي، اگه بيانکا رو ببوسي بهت 20 دلار ميدم
20دلار؟
.خب، بيانکار سيگاريه خوشم نمياد
يا حتي دستهاي منحرفش
اما همهي اينا جزو تجربيات هيلي باحاله
No comments yet. Be the first to leave one.