Первые 104 строк.
.تحویل دادنه خودت تصمیم عاقلانهای بود
.باهام بیا
.فوراً آزمایشاتش رو شروع کن
.نیاز به تأییدیه دارم
مشکلی هست دکتر کار؟
.خیر
.بهش رسیدگی میکنم
نالا سه کجاست؟
.توی سلولش
متأسفانه کامینویی دیگه قرار نیست .برای یه فرار دیگه کمکت کنه
.بعداً برای نتایج برمیگردم
،امری
.مجبور نیستی انجامش بدی
.متأسفم، ولی مجبورم
،به هر ترتیب
.خوشحالم که جات امنه
جام امنه؟
سربازها تخلیه شدن، اما اون رزمناو .هنوز داره ارتباطاتمون رو مختل میکنه
هنوزم باورم نمیشه گذاشتی امگا .خودشو تحویل بده
.امپراطوری تمام این شهر رو نابود میکرد
.اون جلوشونو گرفت
.آره، و دوباره گرفتنش
.و بدون سفینه اینجا گیر افتادیم
،حتی اگر یه سفینه گیرمون بیاد
هنوزم راهی برای پیدا کردن .پایگاه تنتیس نداریم
.راستش خیلیم اینطور نیست
وایسا بینم. تمام این مدت میدونستی تنتیس کجاست؟
.نگفتم که میدونم
.یکی هست که ممکنه مختصاتش رو داشته باشه
کی؟
.ادمیرال رمپارت
،وقتی داشتیم شهر تیپوکا رو نابود میکردیم .اون نالا سه رو فرستاد به تنتیس
چرا قبلاً چیزی نگفتی؟
چون تنتیس جایی نیست که هرگز .بخوام برگردم بهش
.و رمپارت خیلی قابل اعتماد نیست
.آخرین گزینهمونه، اما تنها فرصتمون هم هست
رمپارت الان کجاست؟
.وقتی دستگیرش کردن، هنوز با امپراطوری بودم
...فرستادنش به
!شلیک نکنید
.موافقت میکنم
.در طی گشتزنیم فی رو پیدا کردم
.وقتی رسیدم افراد امپراطوری رو دیدم
وقتی فرود اومدم، دکی وضعیتو .برام توضیح داد
چطور مخفیانه وارد اینجا شدی؟
،وقتی سفینهمو فرود آوردم .از ورودی تونل مخفی استفاده کردم
.باید ازت قرضش بگیریم
.تو باید کراسهر باشی
.تک کلی از شخصیت گل و بلبلت برام تعریف کرد
این یعنی نه؟
،هر کدوم از دوستهای چشم قهوهای .دوستهای منن
کجا قراره بریم؟
.یکی از کمپهای کارگری امپراطوری توی اربوس
.اوه، هیچی نشده خوشم اومد
.امر و نهی نکن برام
.خودت کسی هستی که سرعتمونو آورده پایین
.از یکی از رابطهام درخواست کمک کردم
،حسابی پام آب خورد
اما یه نمای کلی از کمپ کارگری اربوس .به دست آوردم
فکر میکنی بتونی ما رو بدون دیده شدن به اندازه کافی نزدیک محوطه کنی؟
.میدونم که میتونم
.فوت و فن کارمه
ولی وقتی وارد محوطه شدید، اونا .محافظ، حسگر و گشت دارن
.بهمون یه چالش واقعی بده
،وقتی رسیدیم به سطح سیاره
باید وارد بانک دادهی زندان بشیم .و مکان رمپارت رو مشخص کنیم
میتونیم از یکی از پایانههای .یکی از ایستگاهها استفاده کنیم
،فی، وقتی هدف رو گیر آوردیم .باهات تماس میگیریم که سوارمون کنی
،اوه، اگر بیشتر نزدیک اون سفینهها بشیم .توی حسگرهاشون معلوم میشیم
.نه، نمیشیم
اون ترفندی که گفتم یادتونه؟
فی!؟
.اوه، آروم باش بابا
انتظار دارم وقتی یه روش مخفیکارانه .میبینی تشخیصش بدی
.مثل همیشه سوت و کور
.کاش مأموریت بعدی یکم هیجان ببینیم
.متصل شو و ببین رمپارت کجاست
چرا سیگنال رو نشنیدیم؟
.شیفتمون تا الان باید تموم شده باشه
...بهت گفته بودم که من این زبان تو رو .هر چیزی که هست، بلد نیستم
.حداقل سر این توافق داریم
.پیداش کردم
رمپارت ضمیمه شده تا از بخش معدن .انتقال پیدا کنه به زندان
.زندان سمت دیگهی این پلـه
بهترین فرصتمون برای گرفتن رمپارت
،اینه که وسط مسیرشون از معدن .جلوشونو بگیریم
یه توربو تانک بگیریم؟
!آااره. حالا شد
.نمیتونیم از جلو بهش حمله کنیم
.میبینن که داریم میایم
.نه اگر از زیر بریم
.دنبالم بیاید
.ترابری یک صحبت میکنه
.زندانیها سوار شدن
.برمیگردیم به پایگاه
.توی موقعیت باشید
.من بخش کنترل رو ردیف میکنم
.شما دوتا برید سراغ رمپارت
بزرگترین مرجع استاروارز برای فارسیزبانان @StarWarsTherapy | استاروارز تراپی
!حالا
.یکی از حسگرها فعال شده
.بررسیش کن
چیزی پیدا کردی؟
.بعله
No comments yet. Be the first to leave one.