Первые 183 строк.
(هی ... (کیتا
عجیبه
هی! کجایی؟
!هی , چیکار داری میکنی؟
اگه (کیتا) حتی اینجا هم نباشه , پس کجا میتونه باشه؟
فکر کردی بدن من چیه؟
که (کیی-چان) ممکنه دوباره اونجا باشه
دوباره , اونجاست
!اونجا نیست
!کتابخونه مدرسه یه
خیلی خب , بیا شروع کنیم
!(ٍهدفم قبولی و رفتن به دبیرستان (تاماهید
ترجمه و زیرنویس : محمد علی رضوانی
ترجمه و زیرنویس : محمد علی رضوانی
ترجمه و زیرنویس : محمد علی رضوانی
ترجمه و زیرنویس : محمد علی رضوانی
قابلیتهای یه عاشق
کیتا) مطمئنا دیر میاد , درسته؟)
آره
تازگیا یه همچین احساسی نداشتیم؟
قبلا یه اتفاقی شبیه این برامون افتاد
آره
.... نمیخوام بخاطر بیارمش , ولی خب بهرحال هنوز یادمه
زمانی بود که ما دانش آموز دبیرستانی شدیم
اوه خدای من , واقعا لنگه شما دوتاست
پس بالاخره دبیرستانی شدید
شما دخترهای باشکوهی شدید
اوه , (کیتا) , بیا لباس فرم دبیرستان خواهرات رو ببین
قشنگ نشدن؟
نه واقعا , شبیه لباس فرمهایی که میپوشن
هی (کیتا) , منظورت که واقعا این نیست , درسته؟
نگران نباشید , ممکنه یکم بزرگ باشه اما شماها هم توی سن رشدید
نباید اینقدر سریع با یه حرف نظرت رو عوض کنی
میرم عوضش کنم
میرم عوضش کنم
شـ .. شـ .. شـ .. شما بچه ها برای عوض کردنش کمک لازم ندارید؟
کیتا) اخیرا خیلی سرد شده)
کاری نیست که ما بتونیم انجام بدیم , اقتضای سنشه
همیشه که نمیتونه به خواهراش بچسبه
اما , یه جورایی غمگینه
خب ... مردها فکر میکنن دیر یا زود باید احساس مردونگی کنن
!شبیه این حرفه که میگن , اون مًرده پس باید شق کنه
فراموش کردی دخترهایی داری که توی سن بلوغن؟
اگه یه بار دیگه همچین چیزی بگی , میکشمت
بـ .. باشه
آ کـــــــــــو
ر یــــــکـــــو
کـــــیـــتـــا
آ کـــــــــــو
ر یـــکـــــو
کـــــیـــتـــا
.... مدرسه مون از (کیی-چان) جدا شد
.... کسل کنندیه
واقعا متنفرم از اینکه نمیتونم خونه بمونم
.... خب , آره
اونجا خیلی باهم بازی میکردیم
!دلم میخواد به اون روزهای شگفت انگیز برگردم
درست مثل پیرزنها صحبت میکنی
!پیرزن؟
بابا میگه مردها فکر میکنن دیر یا زود باید احساس مردونگی کنن
خصوصا توی این صبح
!اما (کیی-چان) برادر کوچیکمونه
و همچنین یه پسره
آ ... آره
.... پسر , درسته
اون پسره
اما برادر کوچیکتون هست
خب , درسته
آکو) , برادرت عقده ایه؟)
بنظر میاد میخوای بگی برادر کوچیک اونقدرها هم خوب نیست , درسته؟
نه , ولی (کیی-چان) رو دوستش دارم
!برادرش؟! عشق؟
اون افسر پلیسه ... نه , صبرکن , منظورش سکس با نزدیکانه
** بمعنی افسر پلیس Keishisoukan در زبان ژاپنی ** ** بمعنی سکس با محارم و نزدیکان است Kinshinsoukan و **
گوش کن خواهرت چی میگه
اینجا , اینجا
!دوست ندارم دستت رو به اونجام بزنی
.... نگو که اون همچین کاری
غیر ممکنه , همچین چیزی اتفاق بیوفته
چیکار باید بکنم؟
چون شغلم معلمیه باید از انحرافش مطمئن بشم
ولی چطور باید بفهمم ... ؟
اوه پسر , فکر کردن به برادر کوچیکی مثل اون وقت تلف کردنه
ریکو) , تو خیلی محبوبی)
اگه تو لب تر کنی , همه اونا برای دوست پسر شدنت بخط میشن
اما (کیتا) خیلی تنهاست
!اونچه میخواستم بگم اینه , این آمپولهای هوا رو بزنم
!زودباش , زودباش , زودباش , بیشتر , بیشتر
!این از نوع سه نفرشه؟
همچین چیزی نگو , چرا سعی نمیکنی با یکیشون قرار بزاری؟
ممکنه یکی از اون پسرها واقعا خوب باشه
.... خـ ... خب , واقعیتش
.... خـ ... خب , واقعیتش
امروز چندتا بدستت رسید؟
پنج تا
منم هشت تا
اغراق میکنی؟
نه , واقعا همینقدر داشتم
چرا اینقدر پسرها سمج اند؟
چطوره سعی کنی با یکی بری بیرون؟
!من؟
چرا باید بخوام؟ من (کیی-چان) رو دارم
نمیتونیم برای همیشه کنار برادرمون بمونیم
.... هرچند خودم با این قضیه راحت نیستم
!پس اینقدر راحت نگو
اما , ممکنه حق با تو باشه
ممکنه
خیلی خب , بزار امتحانش کنیم
ولی خوب باید انجامش بدی , فقط برای من نیست
.... باشه
!اینا چیه , به اینا میشه گفت پسر؟
!اینا گزینه های خوب بودن
!پسرها خیلی چندش آورن
منظورم اوناست
مغرور و منحرفند
و همچنین خودبین
!از این بدتر نمیشه
!از این بدتر نمیشه
ا ینکا ر ه نیستند
. . . خیلی نا خو شن
آکو) , چیکار داری میکنی؟)
خب ... چیز مهمی نیست
داشتم به گذشته فکر میکردم
منم همینطور
واقعا دلم میخواد الان (کیتا) رو ببینم
آره
منم همینطور
آه , اومدش
اگه تصادفا کسی ببینمونه , فکر بد میکنه
اون مهم نیست , اگه (کیی-چان) بفهمه , عصبانی میشه
آه , نوبت (کیتا)ست
روی خط
آماده
!کیی-چان
خوب نیست , مهم نیست دیگه چقدر سعی کنه
با ... باورنکردنیه
با ... باورنکردنیه
آکو) ... همه صورتت قرمز شده)
(مال تو هم همینطور , (ریکو
دل هر دوتامون رو برده , اینطور نیست؟
آره , کاملا برده
فکر کنم چهره (کیی-چان) ... چهره واقعی یه پسره
.... آره
.... و شایدم ما
شاید؟
شایدم ما داریم چهره واقعی یه دختر رو نشون میدیم
آره
کیی-چان) بعد از اون قضیه , واقعا سخت داره کار میکنه)
.... نمیتونم ناراحتیش رو ببینم , اما
الان باید تحمل کنیم
ترجمه و زیرنویس : محمد علی رضوانی
ترجمه و زیرنویس : محمد علی رضوانی
!کیی-چان) , عجله کن)
آکو-نی)! (ریکو-نی)! اینجا چیکار میکنین؟)
اگه اول بشی , میبوسیمت
حتی میتونی چیزهای بهتری هم درخواست کنی
بهتون گفتم دست از این کاراتون بردارید
تو که نمیخوای فرار کنی
الان وقت آموزش عملیه
!بس کنید
.... تازگیا واقعا این کتابها برام سخت شده
گاهی هم لازمه یکم زودتر خونه بری
!کیتا-سنپای
خیال میکنی داری کجا میری؟
میکازوکی
کجا دارم میرم؟ معلومه , خونه
دست بردار
اخیرا خیلی درس میخونی , لازم نیست اینقدرم به خودت فشار بیاری
گاهی هم باید به خودت یکم استراحت بدی
درس خوندن برای امتحان ورودی یه چیز عادی نیست؟
اینطوریا هم نیست
امروز اجازه نمیدم بری
دست بردار , اینقدر بازوم رو نکش
سنپای
!بعد از خواهرهای دوقلوش , با یه بچه؟
!این دیگه چه جور هیولاییه
منظورت چیه "ادووو"؟
من میرم خونه
!نه ـه ـه ـه , بهت گفتم , اجازه نمیدم فرار کنی
یه روز رنج آور دیگه
.... خب ... , بهرحال اینجام , پس
الان , باید تحمل کنیم تا (کیی-چان) وارد (تاماهید) بشه
این تموم کاریه که میتونیم الان انجام بدیم
No comments yet. Be the first to leave one.