Первые 200 строк.
سلام آقاي ديويس
نام من جک کارتر است و تو نميخواي به من اطلاع بدي
من ميدانم که آن يک نفر در حال صحبت کردن است ولي من صادق هستم
من نميفهمم چه معامله بزرگي است..من انجام نميدهم
من به فلچر گفتم که ميخوام پول هاي او را بدست بيارم
تو خفه شو
يه مهلتي به من بده جک؟
در اين همه درستکاري ..تو آن مرد را نديده اي؟ چهار ...پنج سال؟
او لگد زده و در حال حاضر تو ناگهان به اين لعنتي گير دادي؟
تو کي هستي ..پدر مالکي؟
من خيلي خريد نميکنم آن هم اينقدر خنده دار نيست..کيموساب
او برادر کوچک من است و او مرده است
او همسر و بچه اش را ترک کرد من ميروم. من به او مديون هستم
به من اجازه بده درست کنم در حال حاضر تو به او مديوني
در اينجا خبرهاي بد .. طرفداران ورزش است
اين يک کمي دير شده است
جلسه درمان خوب است تو ميداني که تو به آن نياز داري
ولي چرا من تنها به جايي نرم؟ من ميخوام
تو اينجا ميشيني و دهنت را ميبندي
يا اينکه به مرحله بعد ميريم حالا فهميدي؟
مرحله بعد چيست؟ يک اصطلاح
اصطلاح را بگير؟
جک بي خيال
آن را به آساني لمسش کن يا اينکه خودت دچار حمله قلبي ميشي
فلچر در اينجا تو را مي خواهد.او اين را ساخته تا تو را شکار کند.او در اينجا تو را ميخواهد
من دوست دارم يک رکوردي بشکنم
اگر تو مراقب کسب و کار نيستي کسب و کار از تو مراقبت خواهد کرد
کسب و کار از تو مراقبت خواهد کرد
من در حال مراقبت کردن از کسب و کارم
هرچي . پروازت چه ساعتي است جک؟
من پرواز ندارم من درخواست ميکنم من را عفو کن
پرواز نه کاني
آيا تو نگفتي چيزهاي مخصوصي براي کار کردن بدست آوردي؟
چه چيز هايي حمل ميکني؟ چاقو . تفنگ . شعله افکن؟
تو چيزهايي گرفتي که مشخص نيست در روز مخالف است؟
من به روزهاي زن و شوهري برگشتم
واقعا.ولي...جک؟
اينجا چيکار ميکني؟
من براي اداي احترم آمده ام
او ميتوانست از احترام تو استفاده کند در حالي که او هنوز زنده بود
آيا در سراسر دورين؟
آره اطراف او بود
کمک من از جانب پروردگار فرا رسد که آسمان و زمين را درست کرده
او نميخواهد رنج کشيدن را به تو انتقال دهد او تو را به خواب نخواهد برد
بنگر او که اسرائيل را به خواب سبک نه اين خواب برده است
خداوند حافظ تو باشد
ارباب سايه تو بر دست راست تو است
خورشيد بايستي شکست ندهد تو را در روز و نه ماه در شب
بايد پروردگار تو را از شر همه حفظ کند
پروردگار بايستي تو را در بيرون رفتن حفظ کند و تو در آينده در اين روز بيرون ميروي
و حتي براي هميشه
آمين
حالت چطوره؟
من جک هستم برادر ريچي هستم
لعنتي . مرد . سلام . من ادي هستم
من بيش از جرج با او کار ميکردم
ادي اجازه ميدي ازت سوالي بکنم
برادر من در ميان چيزي بود؟
ريچي؟ نه مرد او از اين قبيل پسر ها نبود
من در مورد پدر شما خيلي متاسفم
احساس تاسف براي من نکن
تو مرا نميشناسي
يک عکسي از شما روي پيانو است
يک چند ثانيه تمايل داريد توقف کنيد؟
من نمي توانستم کمک کنم در چيزي به شما شما در بين جمعيت ايستاده بودين
من جک هستم براي ريچي
من واقعا متاسفم او پسر بزرگي بود
آره
پس شما از کجا در مورد ريچي ميدانيد؟
در نزديک بار
ميدانيد چطور او رفت
نه
چرا شما به من نميگيد که چطور رفت؟
من نميدانم شما به اندازه کافي چيزهاي شخصي بدست آورديد
شما فکر ميکنيد چيزي ميتوانسته اتفاق افتاده باشد
بين آخرين شبي که شما او را ديده ايد و تصادف؟
من نمي دانم.مرد.شايد من حدس ميزنم
ولي شما ميدانيد اگر چيزي بوده باشه درسته؟
لعنتي .. مرد من نميدانم من حدس ميزنم آره شايد
جک بسه ديگه! کافي است
چي ميخواي انجام بدي..من بهم ريخته ام؟
من ميخوام تنها باشم
مطمئنا
من خوبم بسيار خب؟ من فقط براي يک دود بيرون آمدم
تو ميدوني دورين تو خيلي خوب مرا نمي شناسي و آنچه که ميدونم
تو به نظر ميرسه خيلي از من خوشت نمياد
من ميخوام تا آخر هفته اينجا باشم پس اگر به چيزي نياز داشتي . . هر چيزي
من اقامت ميکنم در هتل مرسر باشه؟
او ننوشيده بود ميدوني چي؟
پدرم
او ننوشيده بود و رانندگي کرد
پس فکر ميکني چه اتفاقي افتاده است؟
من نمي دانم
شايد
من نمي دانم. فراموشش کن
او مرده است.. درسته؟ چه اهميتي دارد؟
بگو به مادرم بعدا خانه ميام
چي من به تو بگم؟ چي بگم؟
کدام بخش نمي توانم بذارم بري آيا تو زير اين لعنت ايستادي؟
جک اين کار تو است
اين لعنتي يک موسسه خيريه نيست تو بايد کارت رو انجام بدي
من ميخوام قنداق تفنگ رو پايين بذاري اينجا فردا
من رئيست هستم جک باشه؟
فهميدي؟
نمي تونم باور کنم شما بچه ها اين گربه رو نگه داشتيد
ريچي و من استفاده ميکرديم براي مخفي کردن شيرينها در زيرش از مادرمان
من کاملا مطمئنم که او ميدانست ولي من فکر ميکنم او واقعا اهميت نميداد
پس شما بچه ها خوبيد؟
چي؟
منظورم تو و ريچي؟
منظورم قبل از تصادف شما دو تا مشکلي نداشتيد؟
اين چه سوالي است؟
اين فقط يه سوال است
او زياد مينوشيد؟ بيش از حد معمول؟
چي؟ جک
اين رو فقط ادي گفت او رو نديده که زياد بنوشه
دورين گفت که او ننوشيده و رانندگي کرده من فقط ميخواستم بدونم آيا
چيکار ميکني؟
چي؟
چرا تو ناگهان مراقب همه چي هستي؟ چون او مرده؟
کجا بودي وقتي که او زنده بود ؟
او برادرت بود
تو ناپديد بودي و حالا که رفته است
پس چي من فرض ميکردم انجام دادي؟
نگاهي به حافظه ات بنداز؟
بفهم که چه چيزي براي او انجام دادي؟
چي فکر ميکني داري انجام ميدي آمدي اينجا و درست کني چيزها رو؟
تو درست نميکني چيزها رو جک
تو ميشکني چيزها رو يادت هست؟
سلام اين کاني است
اين منم
چي ميگي؟
سفيد لعنتي چي ميخواي از من فلچر فقط من را پاه پاره کرد آن احمق جديد
تو ميخواي برگردي؟
من يک کم ديگه مي مانم
بي خيال نگاه کن
چه کسي فکر ميکني در حال گرفتن نوبت براي تو است؟ شريک هاي ما
اگر تو رو پيچوندن من رو هم پيچوندن او تو رو اينجا ميخواد
تو نياز به دعوت نامه کتبي داري؟
من دارم بعضي از چيزها رو انجام ميدم
باشه جک . .. اينجا حقيقت رو من ميدونم
من نميدونم چقدر ديگه طول ميکشه من ميتونم توي الاغ رو پوشش بدم
آيا ما نمي خوايم ببينيم فلچر؟ قطعا
ما در حال پرواز کردنيم ما اينجاييم
تو چيزي بگو؟ تو چي ميخواي بگي؟
وقت آن است که بشينيم و شکستش بديم با سگ بزرگ
چون من رسيدگي ميکنم بحث رو جک مردم در حال صحبت هستند
درباره تو و درباره آدري
من نميدونم اگر من ميتونم آن را براي تو نگه دارم
آنها بايد رسيدگي کنند به آن براي تو
درست ميگم؟ تو سگ ماده هستي
من پوشش ميدم خود الاغت رو آيا صدام رو ميشنوي؟
من پوشش ميدم خود الاغت رو تو بهتر خود الاغت رو پوشش بدي
کدام طرف دفتر برامبي است؟
نه گوش کن من نميخوام بشنوم تو آن را پيدا کردي
اين رو فرض کنيم که بايد انجامش بدي
يک مردي ديشب مرده
ميتونم تو رو بگيرم؟
ميتونم من در چيزي به شما کمک کنم؟
من جک کارتر برادر ريچي هستم
من بعدا به شما زنگ ميزنم
مسيح
متاسفم که من در تشييع جنازه نبودم
هرگز نتوانستم بيام
آيا مقداري قهوه يا چيز ديگري دوست داري؟
نه من خوبم ممنون
او يک همکار خوبي بود ريچي ميگم
دخيره الاغ من مقدار زيادي پول است فقط براي انجام يک کار سخت
پس چه مدت او در حال اجرا بود در اين مکان براي شما؟
از آنجايي که ما با هم بوديم حدود پنج سال است
پنج سال و بدون مسئله اي؟
هيچي
هيچ دشمني؟
خب من که نميدانم ... منظورم اين است او همکاري بود که به آساني رفت و آمد ميکرد
آيا او به نظر ميرسيد مانند مردي که مرده باشه در حالت مستي
و بيرون بره در باران طوفاني رانندگي کنه؟
نه نزد من منم نه
کجا هست اين رفتن؟
من فکر ميکنم او را گفته بود
گرفته بود؟ ريچي؟
چرا شما اين رو ميگي؟
چيزهايي که شما به من نميگيد
چه جهنم خونين بود منظورت هست؟ آرام باشيد
من موارد سخت تر از اين رو اينجا داشتم و با من صحبت کرده .. مثل اينکه من اين چيز ها رو ميدونم
اگر کسي چيزي در مورد من قرار داده است پس من ميخوام بدونم کي هست
موقعي من ميدونم آن چي هست و کي اينارو گفته است
من فقط قدرت دارم مطالب بالا رو براي تو بگيرم جک ممکن نه؟
تو يک مرد بزرگي هستي ولي تو از شکلت خارجي
با من .. اين يک کار تمام وقت است پس لطفا بشين
ممنون
در حال حاضر ميدونم که تو دوربين هاي امنيتي در اطراف بار داري
آيا پليس خواست به نوارها نگاه کند؟
چرا آنها بخوان ؟ آن مست در حال رانندگي بود
Do you mind if I do?
آنها اين رو تمام شب گرفته بودند آيا با جرالدين صحبت کردي؟
جرالدين کي هست؟
اوه مسيح
چي هستم من که اين را قرار بدم
خانم او آن طرف بود معشوقه اش
تو در مورد اين مطمئني؟
No comments yet. Be the first to leave one.