In Our Time

In Our Time (光陰的故事)

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

In Our Time (1982) BluRay Persian Subtitle
Комментарий от hamlethamletian

Теги

bluray
Опубликовано: 2024-05-31
Загрузки: 112
Для слабослышащих: No
FPS: 24

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

«« در زمــانِ مـا »»

"دايناسور کوچولو"

.داداشي

کيف‌مدرسه‌تو همينجوري پرت‌نکُن .اينطرف‌اونطرف

.برو ميزتو مرتب‌کُن

از اين شلختگي‌ها .اصلاً خوشم نمياد

... بچه‌ها

اين هفته خبري از .تکاليفِ زياد برايِ منزل نيست

فقط فصلِ 5 کتاب‌درسي‌تونو ... از حفظ کُنين

و از فصلِ 6 ... رونويسي‌کُنين

و کلمه‌هايِ جديدِ فصلِ 7 رو .پيداکُنين

تکاليفِ ديگه‌اي هم برايِ منزل دارين؟

هنوزم تکليفِ منزل داريم ... برايِ رياضيات

.دانش‌اجتماعي و زيست‌شناسي

خيله‌خُب. پس دوشنبه‌يِ بعد .مي‌بينم‌تون

.خداحافظ، آقا معلم

.خداحافظ، بچه‌ها

،«نگاه‌کُن «هسيائو-مائو !يه دايناسورِ مُرده

.بريم

.ممنونم

... شرمنده که مزاحمت‌شدم

و ازت خواستم واسه جابجاکردنِ اين .کمکم‌کُني

!«چيو-يين»

«راديويي که داداش«وانگ .بهمون داده رو نگاه‌کُن

.قابلي نداره .بالاخره ما همسايه‌ايم

و به‌هر‌حال خودم به‌ندرت .ازش استفاده مي‌کردم

و ضمناً کُلي هم .فضا مي‌گرفت

خوشبختانه برايِ استفاده از راديو .تويِ منزلِ ما مشکلي نيست

حالا مي‌تونيم شب‌ها .به برنامه‌هاش گوش‌بديم

.«ممنون، داداش«وانگ

حدوداً يه‌دقيقه زمان مي‌بره .تا گرم بشه

،خُب ديگه .خداحافظ

شما بچه‌ها هم ... مي‌تونين

گاهي‌وقت‌ها بيايين خونه‌ام .و تلويزيون ببينين

... متأسفانه «هسيائو-مائو» معمولاً

کُلي تکاليفِ مدرسه داره .و سرش حسابي شلوغه

.به‌سلامت

،مراقبش‌باش .«هسيائو-مائو»

اگه خرابش‌کُني .کتک مي‌خوري‌ها

.بس‌کُن

ببين بخاطرِ بازي‌کردن تويِ تمامِ عصر .چقدر خودتو کثيف‌کردي

و هيچکدوم از تکاليفتو هم .انجام‌ندادي

پس اصلاً چرا بايد بعداً ببرمت خونه‌يِ عمه‌ات؟

... تکاليفتو انجام‌بده

و اسباب‌بازي‌تو .بذار کنار

اگه درست ... رفتار نکُني

آخرش يه‌روز، اسباب‌بازيه رو .ميندازمش دور

بچه‌يِ خوبي باش ،و شام‌تو تمام‌کُن

.و بعدش مي‌برمت حمام

آخه قراره بريم .منزلِ عمه جان

کدوم عمه؟

.«عمه«چين

همونيکه اون‌روز .با سر‌و‌ضعِ آراسته اومد اينجا

همون عجوزه گُنده‌هه؟

عجوزه؟

.گوش‌کُن چي ميگم

،موقعيکه ميريم منزلش مهموني .مراقبِ حرف‌زدنت باش

بشين رويِ .صندليِ خودت

،واسش قلدري نکُن .«هسيائو-مائو»

وگرنه دفعه‌يِ بعد .تويِ منزل جات ميذاريم‌ها

آخه اون هيچ‌چيزي نداره .که باهاش بازي‌کُنه

،بيايين اينجا .جفت‌تون

هسيائو-فِن»، مهمون‌هامونو» .همراهي‌کُن

حالا هر چي دل‌تون مي‌خواد .نقاشي کُنين

اينو خودت کِشيدي؟

.قشنگه

چيو-يين»، بيا نقاشيِ» .هسيائو-فِن» رو نگاه‌کُن»

!واي! فوق‌العاده‌ست

اين چيه؟

!شبيه يه سنگِ سبزه

،«هسيائو-فِن» .اون نقاشي رو ببر

آخه عمو جانت داره .موسيقي گوش مي‌کُنه

دايناسور کوچولو»؟» .کلاس جايِ خوندنِ اين چيزها نيست

!دايناسور کوچولو

کي داره حرف ميزنه؟

چرا نمي‌تونم کانالِ اخبارِ چين رو پيداکُنم؟

اعصابِ آدم .ميريزه بهم

.اينقدر باهاش ور نرو .بذار منم يه امتحان بکُنم

همين 5 دقيقه قبل .بازي شروع‌شده

حالا خوبه که فقط چند روزه .از اين وسيله استفاده‌کرديم

.واقعاً مسخره‌ست

،«هسيائو-مائو» دلت کتک مي‌خواد؟

اين اسباب‌بازيِ جديد رو ما همين‌تازه ،واسه داداشت خريديم

اونوقت مي‌خواي زودي خرابش‌کُني؟

خيال‌کردي که من سرِ گنج نشستم؟

تمامِ کاري که مي‌کُني .بازي‌کردن با اين چيزهاست

هيچوقت نديدم رويِ تکاليفت .وقت و زحمتي بذاري

،بذارش کنار .«چيو-يين»

.نگاه‌کُن چکار کردي

تازه همين ديروز .لباس‌هاتو شسته‌بودم

... با اين سر و وضع

نمي‌توني بري منزلِ .«عمه«چين

برو حمام‌کُن .و لباس‌هاتو هم عوض‌کُن

هيچوقت نديدم تکاليفشو .بي‌سر‌و‌صدا انجام‌بده

اين بچه .خيلي لوس شده

ديگه بهش اجازه‌نده .بره بيرون

و همون يک‌بار در هفته .برايِ ملاقاتِ بابابزرگش کافيه

و تا همين‌الان هم کُلي اسباب‌بازي .از بابابزرگش گرفته

منزلِ «چين» چطور؟

ما قبلاً گفتيم که ،امشب ميريم اونجا

.پس سرِ قول‌مون بمونيم

من دارم اين آشغالو ... ميندازم دور

تا بتوني رويِ درس‌و‌مشقت .تمرکز کُني

.خيله‌خُب، هر چي دل‌تون مي‌خواد نقاشي کُنين باشه بچه‌ها؟

دايناسورت کجاست؟

همين امروز عصر .بابام انداختش دور

خُب مي‌توني .يه‌دونه ديگه بخري

اصلاً بيا بريم .پيداش‌کُنيم

لعنت به تو !بچه‌يِ بي‌ادب

الان ميام با لگد !مي‌زنم درِ کونت

پروازتون فردا صبح ساعتِ 2ـه؟

.نه، ساعت 2:30ـه

احتمالاً تا ظهر .مي‌رسيم اونجا

،من چونکه اينجا شاغلم .نمي‌تونم جايي برم

نيازي هم .به رفتن نداري

خيلي محبت کردين .که امشب اومدين

نمي‌دونم قراره دوباره کِي .همديگه رو ملاقات‌کُنيم

،ولي با هم در تماسيم .«چيو-يين»

.حتماً، حتماً

راستش نمي‌تونيم اون گرامافون رو .با خودمون ببريم

پس چرا برامون نگهداريش نکُنين؟

.آخه اينجوري که نميشه

.نه، طوري نيست

شما فقط دارين .بهمون کمک مي‌کُنين

فردا نفر مي‌فرستم .تا درِ منزل‌تون تحويلش بده

.ازتون ممنونم

"آرزوها"

من از حفظ‌کردن درس‌هايِ .حفظياتي متنفرم

منم از اون اشعارِ کلاسيک .متنفرم

تويِ اين هفته‌يِ اخير کدوم قسمت رو حفظ‌کردي؟

.عناوين‌شون متفاوته .حوصله‌ام نميشه واست بگم

من قصد دارم ... هروقت دبيرستاني شدم

.بسکتبال بازي‌کُنم

اميدوارم تا اون‌موقع .قدم 180 سانت بشه

اونوقت مي‌تونم به تيمِ مدرسه .ملحق‌بشم

و بعدش ديگه مجبور نيستم هر روز .تويِ مراسمِ صبحگاهي شرکت‌کُنم

تازه، ميشه برايِ تمرينات .مرخصي هم گرفت

ولي ميگم، عالي نميشه اگه بتونم دوچرخه‌سواري کُنم؟

اونوقت فقط چند دقيقه زمان مي‌بره .تا برسم مدرسه

و مي‌تونم هر جايي که .دلم بخواد برم

.خُب بفرما برو ياد بگير

.حرف‌زدن که کاري نداره

ولي آخه اول بايد .يه دوچرخه گير بيارم

.از خودت بهانه درنيار

مي‌توني از دوچرخه‌يِ قديميِ .خواهرِ من استفاده‌کُني

اصلاً يکشنبه بيا باهاش تمرين‌کُن .و يادش بگير

.باشه

،اگه سالِ بعد نتونستي بري دانشگاه .برو يه شغل گير بيار

آخه فقط داري روزهاتو .عاطل‌و‌باطل سپري مي‌کُني

واسم سؤاله که اون آموزشگاه کنکور اصلاً فايده‌اي داره؟

.بيا غذاتو بخور

نمي‌خوام دوباره .ديرم بشه

.اصلاً گشنه‌ام نيست

چونکه فقط .هله‌هوله مي‌خوري

آخه چطور مي‌تونم نگران‌نباشم؟

از وقتي پدرت ... فوت‌شده

دارم تمامِ روز کار مي‌کُنم .تا خانواده رو تأمين‌کُنم

اصلاً هيچ به فکرِ مادرت هستي؟

... اگه بري دانشگاه

.به‌نفعِ خودته

به‌همين‌دليله که ازت خواستم .بري آموزشگاه کنکور

مي‌دوني که مجبورم بابتِ آموزشگاه کنکور .کُلي پول بدم

پس بهتره .بکوب درس‌بخوني

وگرنه من و پدرت رو .مأيوس مي‌کُني

«مستأجرمون دوشيزه«شي .ماه بعد داره از اينجا نقل‌مکان مي‌کُنه

مجبوريم يه مستأجرِ ديگه .پيداکُنيم

آخه بدونِ پولِ کرايه .دخل‌و‌خرج‌مون کفاف نميده

خُب تو هميشه به خانم‌هايِ مجرد .کرايه‌اش ميدي

و به‌محضِ‌اينکه ازدواج مي‌کُنن .از اينجا ميرن

پيداکردنِ يه مستأجرِ جديد .اذيت‌کُننده‌ست

اگه چند تا دانشجو ... پيدا کُنيم

لااقل مدتِ طولاني‌تري .اينجا مي‌مونن

امشبِ نوبتِ توئه .که ظرف‌ها رو بشوري

و تو هم منزل مي‌موني و .سفت‌و‌سخت درس مي‌خوني

،حالم خوب نيست .آجي

پس زودتر .بگير بخواب

!مامان

شنيدم که اينجا .يه اتاق برايِ اجاره هست

چند دقيقه .صبرکُنين

!مامان

چيه؟

يه‌نفر مي‌خواد .اتاق رو کرايه‌کُنه

پس شما اتاق مي‌خواين؟

.بفرمايين داخل

.اتاق اينجاست

کجا کار مي‌کُنين؟

.من هنوز دانشگاه ميرم

همين‌تازگي .رنگ‌آميزيش کرديم

ببينين ازش خوشتون مياد .يا نه

.ظاهراً اتاقه کرايه داده‌شده .آخه چراغش روشنه

آره، مستأجرش .يه دانشجوئه

.اين‌دفعه يه آقاست

واقعاً؟ خُب اون چه‌شکليه؟

از زندگي تويِ اينجا خوشتون مياد؟

.عاليه

اين کرايه‌يِ .همين ماهه

.ممنونم

لابد مشغول درس هستين؟

.آره ديگه

اگه احياناً دخترها ... تويِ درس‌هاشون سؤالي داشتن

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left