Первые 200 строк.
،اينجا «قاهره» است .موسمِ تابستان
،هوا گرم است .بسيار گرم
حتي آبپاشي نيز .بيفايده است
.مقاومتکُن
.خدا کمکت ميکُند
مجبور هستي که هم شکمت .و هم آن هندوانه را حملکُني
.قوي بمان
.همينطور ادامهبده
.تقريباً رسيدهاي
فقط کافيست چند قدمِ ديگر برداري .تا آنوقت بتواني از هندوانه لذتببري
اين کار .برايِ گياهان مفيد است
!اي پسرکِ خوششانس
،بنوش، بنوش .که روح را تازه ميکُند
.يخ سرد است .و در چنين گرمايي، احساسي دلچسب ميبخشد
اما اين چيست؟ سرقتِ قطراتِ در حالِ چکيدن؟
،دل و قلبت را خنککُن .پسرک
گرما هرکسي را .به خواب فرو ميبرد
کار ميتواند .منتظر بماند
.اين شخص نيز خوابيدهاست .او هم بعداً رانندگي خواهد کرد
!آخ
گرما آدمها را .عصبي کردهاست
وخامتِ اوضاع سريعاً .تشديد مييابد
آيا هيچکس آنها را از هم جدا نخواهد کرد؟
ولي اين نسيمِ خنک چيست؟
.آنها حق دارند
عجب! آيا بههمينزودي پاييز شدهاست؟
،حتي تو هم اي اسب؟
.چه مردِ محجوبي
همينطور مستقيم .بهراهش ميرود
.هي، ايندست و آندست نکُن
.وگرنه ديرت ميشود
بله، بهتر است که .به سرِ کار رفت
.نه، اين کار را نکُن
،بسيار خُب .اصلاً خود داني
.زنوبيا» خيلي فوقالعادهست» - .من «جگرطلا» رو ترجيحميدم -
«ولي «زنوبيا .خيلي دوستداشتنيه
«ولي «جگرطلا .اندامِ قشنگتري داره
ببينم، تمامِ اسبهايِ مسابقه ماده هستن؟
حالا کدوميکيشون برندهميشه؟ زنوبيا» يا «جگرطلا»؟»
!«جگرطلا» !واي «جگرطلا»يِ من
پس اين آسانسور کجاست؟
اينجا فقط يه آسانسور وجود داره؟
والا اين ساختمان به 4 يا 5 تا .نياز داره
اونيکي آسانسوره .خرابشده
.الحمدالله اينيکي آسانسور خيلي بزرگه .ميتونه 14 نفرو جا بده
،اگه ناخوش نبودم .از پلهها استفاده ميکردم
آخه پس اين آسانسوره کجاست؟
من کُلي کار دارم .که بايد انجامبدم
ديگه نميتونم .طاقتبيارم
ميبايست از دکتر درخواست ميکرديم .بياد خونه
.ولي آخه استطاعتِ ماليش رو نداريم
دکتر بابتِ همچون ويزيتي .ازمون 4 پوند پول ميگرفت
خُب حالا هم ديگه .تقريباً رسيديم
اگه يهوقت کسي ما رو ببينه چي؟
،خُب تويِ يه طبقهيِ ديگه پيادهبشو .و بعدش بيا پيشم
،ممکنه الان که بيرون از خونه هستم .بچهها از مدرسه برگردن منزل
بيا ديگه. اين واحدِ آپارتماني که هر روز .خالي نيست
.زياد طولش نميديم
گوشکُن، تو قبل از برگشتنِ بچههات از مدرسه .ميرسي منزل
.حواستو خوب جمعکُن
اين سرقت .خيلي ظريف و حساسه
.حواسم جمعـه
عمليات رو بايد تا ساعت 15 ... انجام دادهباشيم
قبل از اينکه .کارکُنها برگردن
احتمالاً الان که داريم صحبت ميکُنيم .بچهها بايد ترتيبِ نگهبان رو دادهباشن
اون گاوصندوق .خيلي بدقلقه
... برايِ باز کردنش
حدوداً 20 دقيقه .لازمداريم
... ولي اگه گند بزنيم
.تويِ دردسر ميافتيم
.تو از پلهها استفادهکُن .فقط مراقبباش
.منم با آسانسور ميام
.باشه
چرا اينقدر دير گُلها رو آوردين؟
آخه آمادهکردنِ دستهگُلهايِ عروسي .خيلي پُر دنگوفنگه
ولي اين .يه رويدادِ ويژهستها
.مبارک باشه .ايشالا به خير و خوشي
،الحمدالله .بالاخره اومد
.راه بدين .بريد کنار
.عجلهکُنين .ناهارِ من داره سرد ميشه
.لطفاً هُلنده، بزرگوار
ما کُلي مدتِ طولاني .منتظر موندهبوديم
.آسانسور رو نگهدارين .نگهشدارين
نميتوني با سينيِ غذا .بياي داخل. ممنوعه
چرا نه؟ .حالا اينقدر برامون قيافه نگير بابا
.مراقبِ حرفزدنت باشها - چرا بايد مراقبباشم؟ -
ما جفتمون داريم برايِ ساکنينِ .اين ساختمان کار ميکُنيم
.بنابراين تو از من بهتر نيستي .حالا برو کنار
.آسانسور ديگه پُر شده .لطفاً همونجا منتظر بمونين
،يک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت .نُه، ده، يازده، دوازده، سيزده
،خُب ديگه .راه ميافتيم
.آسانسور کاملاً پُر شده - .دستتو بکِش -
گفتم آسانسور .کاملاً پُر شده
.بزرگوار، ميگم پُر شده - بزرگوار؟ -
.قيافهتو ميارم پايينها
هم پکوپوزت بدترکيبه .و هم چشمهات نميبينن
،يالا زود باش .راه بيفتيم ديگه
.ما بايد بريم
.به من دستنزن .خفهشو
.من ميام داخل - .نخير، نمياي -
چرا منو زدي؟ مگه من نوکرتم؟
حتي اگرم قبلاً نوکرش بودي، الان ديگه .همهمون برابريم. زمونه تغيير کرده
.دهنت بويِ پياز ميده
.بههرحال اخلاقياتِ آدمها با هم برابر نيست .مثلاً تو اصلاً اخلاق سرت نميشه
.آقا، خواهش ميکُنم .يالا بريم ديگه
نميتونم. چونکه بنده .مسئولِ ايمنيِ نفرات هستم
تو فقط .يه صفرِ گُندهاي
آخه ايشون که نميتونه .اينهمه نفر سوار کُنه
.پس خودت پيادهبشو - چرا من؟ -
: اونجا يه تابلو هست که روش نوشته ."ورودِ خدمتکاران ممنوع"
.اون تابلو قديميه .الان ديگه زمانه تغيير کرده
مگه ميخواي من 9 طبقه رو با پله برم بالا؟
ولي دورانِ فئوداليسم .مدتهاست که سپريشده
آقايِ محترم، اين شما بودي که .آخر از همه اومدي داخل
.اصلاً خودت همينجا بمون .تو که هيچ فايدهاي نداري
ما خودمون کاملاً بلديم .چکار بايد بکُنيم
.تو رو خدا، رحم داشتهباش - .خفهشو -
يعني حتي اجازهندارم حرف هم بزنم؟
.من ديگه نميتونم تحملشکُنم - .زيپِ دهنتو ببند -
،سرت به کارِ خودت باشه .مردکِ درازِ زرّافه
.آخه ما عجلهداريم
،التماستون ميکُنم .يهنفر پيشقدم بشه
.يهنفر بايد بشه
خُب چرا تو نشي؟ - .من که عجلهاي ندارم -
.ولي من دارم. خواهش ميکُنم بريم .ديگه شورشو درآوردين
.اينقدر نالهنکُن ديگه
.چي بگم والا .همهچيز در دستانِ خداست
،آي ملت .خيلي گرمه
.دارم خفه ميشم
فضايِ اين آسانسور .خفقانآوره
برعکس، من واقعاً .حسِ خيليخوبي دارم
شماها بههمينزودي اذيتشدين؟
ولي من کُلِ روز رو .داخلِ همين کوره ميگذرونم
.مصيبت اينه که اونيکي آسانسور هم خرابشده .عجب مکافاتيه والا
حرکتکُن ديگه. يهنفرِ اضافه .که تفاوتي بوجود نمياره
.يالا بريم - .همين کارو بکُن ديگه، برادرِ من -
دکتر«مبارک» تويِ طبقهيِ دهمه؟
دکتر«مبارک»؟ .ايشون دکترِ بسيار حاذقي هستن
.دخترعمويِ خودم پيشش وضعِحمل کرد .خدا رحمتشکُنه
.خفهبشين
.حرکتکُنيم ديگه
.نيازي به اين توهينها نيست
من به هيچکس .اجازهيِ توهين نميدم
.من ميرم طبقهيِ آخر
.منم همينطور - .منم 11 -
.منم 9 - .راه بدين -
.آسانسور رو نگهدارين
برو بالا. کبوترها دارن رويِ پشتِبام .پرواز ميکُنن
يه آقايِ لباسمشکي تويِ آسانسور بود؟ - .همينطوره -
.الحمدالله .پيداشکرديم
مگه اون کيه؟
،يه ديوونهست .که از آمبولانس فرار کرده
خُب اون الان .تويِ آسانسوره
،يالا زود باشين .بريم بگيريمش
تو رو خدا، به منِ بينوا .رحم داشتهباشين
.آخه من عجلهدارم - .خفهشو -
مردم عقلشونو از دست دادن؟
.ازتون خواهش ميکُنم .من دارم خفه ميشم
.اينجا واقعاً خيلي شلوغه - .من بدتر از اينشم ديدم -
.بفرمايين
.نه، متشکرم .خودم ازشون دارم
،بگير .کمي بردار
،مرسي .خيلي ازتون ممنونم
شما خانمهنرپيشه ناهيد شُکري» هستين؟»
.برام مايهيِ افتخاره .من از هوادارهايِ پروپاقرصتونم
قرار نيست فيلمِ جديدي بازيکُنين؟
،چرا، چند تا فيلم بهم پيشنهاد شده .ولي اصلاً اخلاقي نيستن
،حق با شماست .اخلاقيات ديگه مُرده
درواقع دچارِ فروپاشيِ روانيعصبي شده .و مُرده
خُب شما تويِ همين ساختمان زندگي ميکُنين؟
نه، رويِ پشتِبام .قرارِ فيلمبرداري دارم
پشتِبام؟
من عاشقِ .پشتِبامها هستم
.مرسي، متشکر، ممنون
اين ديگه چه کاريه؟
من همچينچيزيو .تحمل نميکُنم
.الاغ
.ميشه بهم آتيش بدين
،بيا .الان برات روشن ميکُنم
.ولي بهتره ترککُني
چيو ترککُنم؟
.سيگار رو ترککُني .ضمناً ديگه تقريباً رسيديم
.به اذنِ خدا .همهچيز به اذنِ خداست
،بيزحمت .من همينجا پيادهميشم
همين طبقه؟ .ايشالا که خدا کمکمون کُنه
ميخواي پيادهبشي؟
.بفرما
.ايشون ميمونه .آخه ما تازه بهم رسيديم
،اي بابا .عجب وضعيهها
.نگهدارين
.در رو ببندين .داره بادِ سرد مياد
چه خبر شده؟ .ما اينجا ظرفيتمون تکميله
.ديدمش - .پس زود باش -
،پرواز کُن، پرواز کُن .درست مثلِ يه پرنده
داري کجا مياي؟
اينجا که اصلاً .جا نيست
.سلام
داري تکخوري ميخوري؟
.متوجهنميشم
منظورم اينه که تنهايي کار ميکُني؟
No comments yet. Be the first to leave one.