Sound Barrier

Sound Barrier

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Sound Barrier (2005) WEB-DL Persian Subtitle
Комментарий от hamlethamletian

Теги

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Опубликовано: 2021-02-01
Загрузки: 163
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 113 строк.

«« ديــوارِ صــوتـــي »»

.من ناشنوا هستم و نمي‌تونم صحبت کُنم" ".ولي مي‌تونم لب‌خواني کُنم

"لطفاً مي‌تونم «راجر» رو ببينم؟"

".راجر» مامانم رو مي‌شناخته»"

".مامانم فوت کرده"

لازمه که اين نوار رو" ".پيدا کُنم

... با داستانِ پسرتون ..." ... شنواييش و تکلمش هرگز دوباره ... ... که حالا با اين نوار چکار کُنم ... "... صدايِ شما ...

... «جولي»" من «راجر» هستم، يکي از شنوندگانِ قديميِ .«برنامه‌يِ راديوييِ شما «قطعاتي از زندگي ".من با برنامه‌تون چندين بار تماس گرفتم و رويِ خط آمدم

... صدايِ شما ..." "... اين نوار ...

"... داستانِ پسرِ شما ..."

"... من برنامه‌هايِ شما را ضبط کردم"

"انبارِ آرشيو"

: ساعاتِ کاريِ انبار" "از 9 صبح الي 6 عصر

... جولي»، 90.7 اِف اِم»" "تاريخِ 1996/02/19

... «قطعاتي از زندگي»" ... «بلندايِ ستارگان» "... يک صدايِ آشنا -

... جولي»، 90.7 اِف اِم»" "تاريخِ 1996/02/23

... «قطعاتي از زندگي»" ... «تنها کسي که مي‌تواند ياري رساند» "... يک صدايِ گرفته ... دوستش دارم -

... جولي»، 90.7 اِف اِم»" "تاريخِ 1996/02/27

... «قطعاتي از زندگي»" ... «يک نامه‌يِ سرگشاده» "... انرژي‌اي پُرکِشش -

... جولي»، 90.7 اِف اِم»" "تاريخِ 1996/03/02

... جولي»، 90.7 اِف اِم»" ... «قطعاتي از زندگي» ... «آدمياني برايِ آشنايي» "... هرآنچه همواره مي‌خواستم بشنوم -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «اهدافِ مشخص‌شده» "... او اتاق را با صدايش سرشار مي‌سازد -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «رختشوي‌خانه‌يِ کثيف» صدايش تا 167 ساعت مرا بر جا ميخکوب مي‌کُند - "... در انتظارِ ساعتِ 3 ظهرِ چهارشنبه

... «قطعاتي از زندگي»" ... «تقاطعِ دوگانه» او متمرکز است، هيچکس حواسش را - "... از موضوع پرت نمي‌کُند

... «قطعاتي از زندگي»" ... «ناکامي در يازدهمين ساعت» "... بايد عميق‌تر درونش نفوذ کرد -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «نياز به شنيده‌شدن» هرچند ما هرگز همديگر را ملاقات نکرده‌ايم، ولي مي‌بينم که او - "... چقدر آسيب‌پذير است. هيچکسِ ديگري اين را نمي‌داند

... «قطعاتي از زندگي»" ... «گام‌زدن در سويه‌يِ وحشي» "... هرگز از صدايش خسته نمي‌شوم -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «حيراني» "... او دارد بيشتر و بيشتر در دلم جا باز مي‌کُند -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «تماس‌هايِ ناخواسته» .در حالِ انتظار برايِ مدت‌هايِ مديد - "... بدونِ هيچ پيشرفت. دلتنگِ آن لحظه‌يِ عظيم

... «قطعاتي از زندگي»" ... «اين همه برايِ هيچ» از مديرِ ايستگاه متنفرم - "... که مرا رويِ خط راه نمي‌دهد

... «قطعاتي از زندگي»" ... «افتادن همچون آجر» "... مي‌دانم که او به من نياز دارد -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «مسيري برايِ رفتن» "... او به‌نظر گُم‌گشته مي‌رسد -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «چهره به چهره» "... آيا او غم‌زده است؟ -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «يک شروعِ کوچک» "... سويه‌هايِ بسياري از او -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «يک مکالمه» "... !بسي شورمندانه -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «هرآنچه دوست داري را باور کُن» "... چه نوع آسيبِ روحي‌اي داشته است؟ -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «يک داستانِ ساده» پيشرفت حاصل شد ... و بعد - "... هيچ‌چيز برايِ گفتن نيست. هيچ‌چيز

... «قطعاتي از زندگي»" ... «درخواستِ ويژه» "... او بي‌حوصله است -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «دوستانِ قديمي» "... آيا چه‌چيزي را مخفي مي‌کُند؟ -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «خاطراتِ کودکي» "... ملکه‌يِ نازنينِ راديو -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «پايان مهم است» "... چه لحنِ نوميدانه‌اي امروز. بي‌حوصله -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «همه‌چيز را برايت خواهم گفت» "... او با تماس‌گيرندگانِ پرخاشگر مهربان است -

... «قطعاتي از زندگي»" ... «بيدار شده» "... اين هفته بهتر به‌نظر مي‌رسد -

"... آخرين برنامه ..."

"... يکِ آگوست ..."

"... يکِ آگوست ..."

"1996"

"1996/08/01"

... «در برنامه‌يِ شما، «قطعاتي از زندگي ..." ... در برنامه‌يِ اخيرِ شما به تاريخِ يکِ آگوست ... "... درباره‌يِ حادثه‌يِ وحشتناکِ خانوادگيِ شما ...

... «در برنامه‌يِ شما، «قطعاتي از زندگي ..." ... در برنامه‌يِ اخيرِ شما به تاريخِ يکِ آگوست ... "... درباره‌يِ حادثه‌يِ وحشتناکِ خانوادگيِ شما ...

و تجهيزات و ملزوماتِ کاملِ رانندگي" "... با اقساطِ ماهانه 386 دلار

و ضمانتنامه‌يِ 48 ماهه. مبلغِ کُل در هنگامِ" "... امضاءِ قرارداد، 3901 دلار

و در نيويورک، 4001 دلار" ".خواهد بود

همراه با مزايا و کمک‌هزينه‌يِ فوق‌العاده" ".جهتِ ماليات و دستمزدِ مکانيک و برقکار

«اقساط برايِ ساکنينِ «کانکتيکات" "... بالاتر خواهد بود

"... توزيع‌کُننده‌يِ «وُلوو» در ناحيه‌يِ سه‌گانه‌يِ مرزيِ خود را ملاقات کُنيد"

«يا با شرکتِ «وُلوو" ".به شماره‌يِ 24-877 تماس بگيريد

،سي‌دي 101.9" "!ما مجاز به خنکي هستيم

،اينجا نيويورک" ".WQCD ايستگاه راديوييِ

".«خنک در نيويورک»"

.سلام و درود" ".عصرِ شما بخير

.سلام خدمتِ همگي" ".ممنونم که به من ملحق شديد

من «جولي» هستم و شما در حالِ گوش‌دادن" ".به «قطعاتي از زندگي» هستيد

.ما قراره گفتگو کُنيم" ".اين يه برنامه‌يِ گفتگوئه

«ما اينجا در «قطعاتي از زندگي" "،به شايعات نمي‌پردازيم

،همچنين محضِ اطلاع‌تون" "... ما اينجا کتاب نمي‌خونيم

و به موسيقي هم" ".گوش نمي‌ديم

"... من اينجام برايِ گوش‌دادنِ"

.هم کمي روشن بشه ..." "... اميدم اينه که

،برايِ جزئياتِ بيشتر" ".با شماره‌يِ 4-333-800-1 تماس بگيريد

از نمايندگيِ تلويزيون در ناحيه‌يِ مرزيِ" ".سه‌گانه‌يِ ايالتيِ خود بازديد کُنيد

برايِ يک ظاهرِ جديد" "در سالِ جديد حاضريد؟

"... زيبا هستي تو"

که مشاوره‌يِ من بتونه ..." ".تا اندازه‌اي کمک‌بخش باشه

.پس بياييد زمان رو اصلاً تلف نکُنيم" "... دوست دارم مستقيماً

برگرديم به جايي که ديروز" ".ناتمام رهاش کرديم

اميدوارم که تو هم الان" "... «در حالِ گوش‌دادن باشي، «هلن

چون من بعد از مکالمه‌مون" "... کُلي فکر کردم

و ... فکر نمي‌کُنم نيازي داشته باشيم" "... که امروز

به جزئياتِ مشکلِ" "... هلن» بپردازيم»

ولي لُبِ مطلب اين بود" "... که «هلن» مي‌دونست

"... نياز به کمک داره"

ولي برايِ صحبت‌کردن از مشکلش" "... پيشِ ديگران، کُلي به دردسر ميفتاد

و نمي‌تونست خودش رو راضي کُنه" "... که درباره‌اش حرف بزنه

حتي با وجودِ اينکه اون مشکل" ".داشت اونو از درون مي‌خورد

بنابراين از «هلن» مي‌خوام بدونه" "... که من کاملاً درک مي‌کُنم

مي‌دونم خود رو سرزنش‌کردن" "... يعني چي

".وقتيکه يه جاي کار مي‌لنگه"

من تمامِ لايه‌هايِ زيرينِ" ".تفکر رو مي‌شناسم

".تمامش تقصيرِ منه"

".من نفرت از خود رو مي‌شناسم"

".گناه رو مي‌شناسم"

من اين اگرها و مگرها رو" "کاملاً مي‌شناسم؛

و «هلن» ... بهت قول ميدم" "... همين اگرها و مگرها

".مي‌تونه باعثِ مرگت بشه"

،اين منو مي‌رسونه به تماسِ ديگه‌يِ ديروز" ".«از «راجر

راجر» چندين بار»" "... رويِ خط اومده

و مدت‌هاست که به برنامه‌يِ ما" ".گوش ميده

راجر» اصرار داره که من بايد سفره‌يِ دل‌مو باز کُنم»" ".و درباره‌يِ خودم صحبت کُنم

،شما صحبت مي‌کُنيد" ".و من گوش ميدم

.من مشاوره ميدم" ".قوانين اينطوري هستن

«ولي در هر حال، با گوش‌دادن به «هلن" "... که ديروز داشت رويِ خط، داستانش رو

"... تعريف مي‌کرد، مي‌دونيد"

تمامِ چيزي که مي‌تونستم بهش فکر کُنم" ".پسرم «جسي» بود

به‌گمونم «راجر» تونسته" "... تشخيص بده که

،يه چيزي موجبِ آزارِ منه" ".و مدام پاپِي‌ام مي‌شه

.من ناشنوا هستم

،برايِ گوش‌دادن به اين نوار .بهتون 20 دلار ميدم

لطفاً دقيقاً بگيد .چي مي‌شنويد

.من مي‌تونم لب‌خواني کُنم

تو مي‌توني ازم لب‌خواني کُني؟

من بايد برم؛ .من بايد برم

.من بايد برم. متأسفم .من بايد برم

Sound Barrier subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left