Первые 200 строк.
سریال تایلندی فریب بی رحمانه قسمت اول
خیلی زیبایی
جیینگ
چه نوع نوشیدنی میخوایین؟
عیبی نداره
ممنونم
بله
جی هیانگ
زمین الان از طلا گرونتره
نمیدونم کی مارو بیرون میکنن
کسایی که توانایی مالی شو داشتن رفتن واسه خودشون یه جای جدید برای موندن پیدا کردن
ولی ما همینجاییم
اگه توان مالی شو نداری
من و مامانم و خواهرم هرشب با استرس میخوابیم
ببین داریم کجا زندگی میکنیم
صاحبش گذاشته بپوسه
چون میدونن که صاحبخونه یه روز میاد مارو میندازه بیرون
صاحبخونه خانواده پی یانگه همون عمارت ته کوچه
من فکر کردم که دیگه قرار نیست بندازنمون بیرون
اولش من شنیدم که قراره آپارتمان و فروشگاه و پاساژ بسازن
ولی بعدش جاسوا مرد
اون مرد الانم
نمیدونم کی قراره مارو بندازن بیرون
اوه سونلینگ تو خانواده پیانگو میشناسی؟
نمیشناسم
چی؟
تو دختر جاسوا از خانواده فنگی
اونوقت نمیشناسی؟
واقعا دخترشونی؟ مشکوک شدم بهت
من الان چند ساله دیگه تو اون خونه زندگی نمیکنم
خوب خانواده پیانگ میخوان پایین خانواده تو بشینن
پسرشون با خانوم جوانی به اسم آیپینگ نامزد کرده
ولی نمیدونم کدوم پسرشونه چون دوتا پسر دارن
خدایا در مورد کارای مردم حتما چیزای زیادی میدونی
خدایا آخه چرا همه به من میگن که غیبت میکنم
راستی سونلینگ مادرت بهتره؟
برگشته سرکارش؟
فکر کنم شنبه برمیگرده
من امروز میرم بابارو ببینم
داشتم میرفتم برای مامان جینسینگ بگیرم دم کنم براش
خیلی خوبه
باید هرازگاهی بری جاسوارو ببینی
تو دخترشی در شان توه که قدردانش باشی
همش تموم شد
البته
لطفا عینک دودیتونو دربیارید و به دوربین نگاه کنید
انجام شد
ممنون
میتونید برید
بابا
خیلی سنگین شدی
بیا اینجا
دوسم داری؟
دارم
پس بوسم کن
اوه ! عسلم
شما اینجایین پس چرا نمیرید داخل خانوم جوان؟
اوه عمو کاو
ترسوندیم کجا بودی؟
رفته بودم اولی ینگ بخرم
اومدی باباتو ببینی یا ازش پول بگیری؟
راستش جفتش
بابا چطوره؟
من دسر خریدم
یکمم به پورجا بدین
پدرت همونطوریه
بیاین اول بریم تو
بریم
خدایا تو برای این پیرمردا دسر خریدی
خودت به سختی چیزی برای خوردن گیر میاری
بریم بریم اول تو
مایای خونس؟
نه هیچکس نیست
همشون رفتن خانومو از فرودگاه بیارن
واقعا؟ - بله -
آیپینگ برگشته؟
اگه پول میخوای باید صبر کنی
یا بری فردا بیای
نه وایمیسم گه آیپینگم ببینم
خیلی دلم براش تنگ شده
بعلاوه سونمی باید شهریشم پرداخت کنه
پس اول برو باباتو ببین
یادت نره برگشتنتی جینسینگ بیاری واسه هونگ
حتما داشتم میرفتم یکم شیهو بگیرم برای سوپ مرغ مامان
مامان این اواخر مریض شده
بریم بابارو ببینیم
بریم
اون اینجاست
آیپینگ
خیلی دلم برات تنگ شده بود عزیزم
خیلی وقت بود رفته بودی
منم دلتنگ بودم مامان
آیپینگ
آیپینگ
آیپینگ
سوتای
سلام
به خونه خوش اومدی آیپینگ
بابا
بابا
بابا خوابیدی؟
بابا
بابا
بابا چطوری؟
اومدم ببینمت
بابا
خیلی دلتنگت میشم
دلم میخواد هرروز ببینمت
من میتونم بیام ماساژت بدم
بهتر یاد گرفتم
مامان یادم داد
اولا
دستام در حد انفجار درد میگرفت
مجبور بودم ساعتها کیسه آب گرم بزارم
من ماساژت میدم
مامان گفت کف پامون
رگهایی هست که به ارگان های داخلی بدن وصله
اگه گاهی ماشاژش بدیم
احساس بهتری تو بدنمون خواهیم داشت
بابا امیدتو از دست نده
من شنیدم که عمو کاو میگفت
خانوم مای رفته دنبال آیپینگ
من خیلی خوشحالم
خیلی هیجان زده ام
توام خوشحالی آره؟
من یه مدت هیچ جا نمیرم
دلم برای خونه و بابا و خواهر کوچیکام تنگ میشه
هر سال برای دیدنت میام
دوباره میبینمت؟
میترسم
چرا اینطوری میگی؟
معلومه که بازم منو میبینی
تو بهم گفتی تو مراقبت از بابا کمک میکنی دیگه؟
پس تو باید اینجا بمونی و منتظر باشی تا من برگردم
قول میدم باز همو میبینیم
قول
گریه نکن
وقتی آیپینگ برگرده میاد و کمک میکنه که حالت بهتر بشه
خانوم سونلینگ دوباره اومده جاسوا رو ببینه؟
ببین
هی بهش میگم برای ما هیچی نخره
اون به حد کافی مشکلات داره
اون هر ماه میاد و از خانوم پول میگیره
خانومم عجیبه
اون به جاسوا قول داده بود که هزینه تحصیل اونو تامین کنه
ولی وقتی جاسوا مریض شد
اون سر حرفش نموند
کاو
مراقب حرفات باش
قبل اینکه یکی از دخترا بشنوه و ببره بزاره کف دست خانوم
وگرنه تو دردسر میفتی بعدم پرتت میکنن بیرون
بزار بندازنم بیرون
یجوری میگی انگار خودم خیلی دوست دارم اینجا بمونم
من فقط دلم برای جاسوا میسوزه
زنش و بچه هاش بهش مگه توجه میکنن
ولش کردن تنها تواون اتاق بخوابه
من فقط خانوم سونلینگو دیدم
که قایمکی میاد بهش سر میزنه و باهاش حرف میزنه
امیدوارم بااومدن دختر بزرگ
اوضاع بهتر بشه
آره
شاید هونگ هم بتونه برگرده و اینجا زندگی کنه
وقتی من اونجا
مشغول درس خوندن بودم
هیچ کار دیگه ای نمیکردم
اوه .. من - من حتی هیچ جام نمیرفتم -
بعد کلاس مستقیم میرفتم تو خوابگاهم
دلم میخواست زودتر درسم تموم شه برگردم خونه
دلم تنگ شده بود برای خونه و
برای
چی؟
مردم اینجا
آهان
دیگه باید بری خونه
زینیا منتظرته
بعدا حرف میزنیم باز
آیپینگ
تو شمارتو عوض کردی؟
آره
مامان
پرواز کسل کننده ای بود
اولش میخوام برم با سویتای و سونگ های غذا بخورم
حتما عزیزم میتونی بری
نوی و من میریم خونه و بعدش اونجا میبینمت
بزن بریم
گرسنمه
من میرسونمش
هرطور راحتی پس سویتای مواظبش باش لطفا
باشه
این عجیبه مامان
چرا آیپینگ فقط به آقای سویتای توجه میکنه؟
چرا آیپینگ فقط به آقای سویتای توجه میکنه؟
بابا میدونی
مامان خیلی دلش برات تنگ شده
اون معمولا هرشب گریه میکنه
اما الان
خیلی مریض شده
نمیتونه بلند شه
من اومدم که یکم جینسینگ و شیهو برای مامان ببرم که دم کنم بخوره
ممنون بابا
No comments yet. Be the first to leave one.