Первые 200 строк.
«فضای خارج از منظومه شمسی»
یه چیزی داره میاد
!جـنگ
آره درسته - حق و باطل -
باز هم تقابل نور و روشنایی
ولی ما ترسی نداریم
نه نه نه
ما میدونیم که رستگاری خواهد اومد
آره آره آره
یه پیامبر
این نوشته شده
وعدهش داده شده
کتاب مکاشفه بخش 19:11 میگه
و در آنجا اسب سفیدی بود »
« که سوارش "امین" و "حق" نام داشت
آره آره آره
او جامهی خونآلودی دربرداشت»
« و لقبش "کلمهی خدا" بود
این یه معجزهست
!این یه معجزهست
...سـاکت
باشید
من... پیامبـرم
من برگزیده شدهام
:مترجمین حـــامــد و حــســیــن Hossein Hidden & HameD
بابا
جسی بهم قول میدی؟
قول میدی؟ - قول میدم بابا -
« تمام اهالی کلیسا »
« کون و سوراخهای خود را به روی مسیح بگشایید »
« قلب و روح خود را به روی مسیح بگشایید »
تـگزاس
همین است
این نهایت تلاشی است که از من برمیآید
اما برای مربی تام لندری
زیاد خوب نبود
نگاهش، رو به پایین به سمت بازیکن اومد و اون بالا رو نگاه کرد
توی چشماش نگاه کرد و اخم کرد
گفت
تنبلی بسه... تن لشت رو تکون بده
بلند شو و بدو
و اون بازیکن بهش نگاه کرد و بلند شد
و بعضیاتون ممکنه بپرسین فوتبال چه ربطی داره
به حکایت 5 ساقدوش احمق!؟
متی مقدس به ما یادآوری میکنه که ...رستگاری نصیب کسانی نمیشود که
...کسانی که
متی مقدس به ما یادآوری میکنه که ...رستگاری نصیب کسانی نمیشود که
...پاسخش اینه که
پاسخ... پاسخش متواضع بودنه
پس بهش فکر کنید
...و هرکس که نشانههای بیرونی رو شوخی بگیره
کافیه دیگه
!همین الان سر و ته سنجابه رو بهم دوختم
!زدم پشت سرش
!دانی
چه مرگت شده تو محوطه کلیسا تفنگ شلیک میکنی؟
میدونی، مجبور بودم موقع شام خوردن یه برنامه واسه تماشای تلویزیون هم ردیف میکردم
میدونی که خوردن رو دوست دارم
و میدونی همیشه همینقدر
واسه شام خوردن بهم وقت میداد، خب؟
از بچگی، ساعت 6 شام میخوردم
و اونم اینو میدونه
...میدونه. واسه همین
چرا حرف دلت رو بهش نمیزنی؟
باهاش روراست باش
به مادرت بگو بعد از غذا بهت زنگ بزنه
آخه به اون چه ارتباطی داره
چه نوع پنیری میذارم توی ساندویچم؟
به خودم مربوطه که چی دوس دارم - ...آره من -
خودم تصمیم میگیرم - ببخشید حرفت رو قطع میکنم تد -
باید باهاش حرف بزنم
من پنیر سوییسی دوس دارم
ذهنمو خوندی بچه
نگو اومدی که واسه اون دستگاه تهویه غر بزنی
یه تیکه آشغال بدردنخوره
راجع به پدرمه
ازش خوشم نمیاد
چرا ازش خوشت نمیاد؟
چون بدجنسه
با من نه
...یعنی... هست ولی میدونی بیشتر
با مامانت بدجنسی میکنه
پس ازم میخوای با کسی حرف بزنم؟
حرف زدن فایده نداره
خب اونجوری ایستادی بنظر حسابی توی وضعیت بغرنجی قرار داری
لابد یه چیزی تو ذهنت هست
بگو بچه چی میخوای؟
میخوام اذیتش کنی
خوب میدونی که حتی درخواست کردنش هم گناهه
میدونم ولی اونم داره گناه میکنه
گناه اون بدتره و حقشه
...خب در این صورت
نخند
...مردم میگفتن قبل از اینکه برگردی اینجا
...قبل از اینکه یه واعظ بشی
یه کارایی انجام دادی
خب یه آبجو واسم بیار
و شاید بخشی از اون کارهارو روی پدرت پیاده کردم
چجور اذیتی میخوای بشه؟
تا چه اندازه میتونم اذیتش کنم؟
یه مشت؟
دوتا؟
مشکل اینجاست که بابای تو اعصاب درست حسابی نداره
گمونم دوتا مشت بخوره حسابی عصبی میشه
و متقابلا جواب منو میده
بعد رفقاش میان که کمکش کنن
منم باید از خودم دفاع کنم
.اوضاع قاراشمیش میشه اینجور کارها تهش همین میشه
اوضاع رو قاراشمیش میکنن
و خشونت... باعث ایجاد خشونت میشه
درمجموع راه به جایی نمیبره
تو اینجوری میخوای بچه؟
...میدونی که با این اوصاف دلیل نمیشه که
نتونم به پدرت کمک کنم
چطوری کمکش میکنی؟
نمیدونم
یه فکری واسش میکنیم
قلب یک مرد، طراح مسیر زندگیشه
اما خداوند قدمهاش را هدایت میکنه
درسته
واسم دعا کن واعظ
هرکسی به حرفم گوش داد واسش دعا کردم
باور کن
من واست دعا میکنم
،اخبار محلی، خداحافظ رد سویج
!سلام پدرو پریری داگ
افتتاحیه امشبه پس به ساختمان شهرداری بیاید
و به اسم جدید و تصحیح شده و سنجیدهی ،این تیم دوست داشتنی آنویل
یه سلام قدیمی از نوع غربِ تگزاسی بدین
مشت خوردی
پریری داگ یه اسم جدیده، خب؟
یه دختر به مایلز مشت زد
تو بهم مشت زدی
تو بهم مشت زدی
حق ندارن چنین کاری کنن
بهشون گفتم
نمیشه همینجوری یه
نماد فرهنگی محبوب مثل اینو حذف کنی
و انتظار نداشته باشی به این تصمیم قاطعانه ریده نشه
بنظر من بدتر از اینا هم میتونست رخ بده
از اونجا که همین الان خوندم توی ژاپن به یه مرد اجازه دادن با بالشت خودش ازدواج کنه
تمایل دارم باهات موافق باشم
بدتر از اینا توی راهه - بالشت؟ -
هرچی جلوتر میره اوضاع وخیم تر میشه
قطعا همینطوره
قطعا
یوجین بهم گفت که چندتا پیام واست گذاشته
آره
آره باید یه زنگ بهش بزنم
ببین، من... این چیزا واسم مهم نیست
اون سراغت رو میگرفت
حالا میخواستم بدونم وقتشو داری یه سر بهش بزنی؟
فرداشب؟
خوبه؟ - فردا -
!بگیرش - گرفتی دانی؟ -
!پایین نگهش دار
کلانتر؟
...نمیتونم بگم چطوری
...ولی شنیدم که دانی
گویا روی زنش دست بلند میکنه
فکر کردم شاید بخواید با زنه صحبت کنید
من به شکایت رسمی گوش میدم
باید شاکی خودش پاپیش بذاره
خب این بعیده، مگه نه؟
توی چنین شرایطی؟
شاید زنش ترسیده باشه
من به شکایت رسمی گوش میدم
البته
خوش نداری رأی یه سفید پوستِ
سنجابکُش جاهل که همسرشو کتک میزنه رو از دست بدی
بنظرم جزو جمعیت کلیدی و مهم محسوب میشه واست
میدونی واعظ
وقتی شنیدم که میخوای برگردی خونه بابات
باید اعتراف کنم یکم ضدحال خوردم
ولی تو واقعا آروم بودی، مگه نه؟
،یعنی بعضیا میگن خیلی آروم ولی من نه
به هیچ وجه
من میگم بذار اوضاع به همین روال باشه
حالا با احتیاط رانندگی کن
«سی هزار پا بالاتر»
درسته
خب تیوانا
هر آدم کودن چلغوز با یه کوله پشتی تخمی
و یه جفت دمپایی بیرونی مسخره میره اونجا نمایش سکس خر با زن رو تماشا کنه پسر
،گوش کنید بچه ها نه نه نه
...جایی که میخوام شما آقایون رو ببرم
...اینجاشو گوش بدین مطلقاً سراسر فسق و فجورـه
میدونیم منظورت چیه
.نه نمیدونی دیو نمیدونی راجع به چی دارم حرف میزنم
،اسمت دیوـه؟ ببین دیو گوش بده بهم
،واسه اینکه بدونی راجع به چی حرف میزنم
باید یه شب بری که تجربه کنی و بعدش
سروکارت بیفته به بیمارستان و زور بزنی که
معنی "پارگی کون" رو به اسپانیایی پیدا کنی که به دادت برسن کنایه از پارگی ناشی از نوعی رفتار جنسی که درون مقعد) (فرد مذکور، موجودات کوچک مانند همستر فرو میکنند
جدی میگم
دستشویی کجاست؟ اینجا هست، ها؟
اون در دستشوییه - وقت تخلیه زائداته آقایون -
گوش کنید hamster del culo
بنویسش. جدی میگم
جدی میگه
No comments yet. Be the first to leave one.