Two in Love

Two in Love (Двое)

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Dvoe(1965) DVDRip PersianSubtitle
Комментарий от hamlethamletian

Теги

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Опубликовано: 2024-02-23
Загрузки: 34
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 71 строк.

«« دو عـاشــق »»

: کارگردان «ميخائيل بوگين»

.يالا، بيايين بريم

،«نگران‌نباش «مايوروف .ما تويِ امتحان قبول مي‌شيم

،حرفمو باور کُنين .همه‌چيز رو‌به‌راه ميشه

.ولي ما خيلي زود داريم ميريم .مجبورم قبلش اينو ببرم منزل

.باشه، پس مي‌بينمتون

،هي خانم .يکي از سيب‌هات افتاد

،و ضمناً در همچين موقعيتي : سروانتس» مي‌گفت»

هيچ‌چيز کم‌بهاتر و در عينِ حال" ".گران‌قدرتر از ادب نيست

.تو چندان پُرحرف نيستي

قيافه‌ات به‌نظرم .آشنا مياد

معذرت مي‌خوام، ولي احتمالاً من کجا ديدمت؟

نمي‌خواي يادم بياري؟

.خانم

خانم، من يه دوست دارم .که هنرپيشه‌ست

غالباً هميشه مردم تويِ خيابون جلوشو مي‌گيرن .و ازش مي‌پرسن کجا ديدنش

تو هم يه هنرپيشه‌اي؟

.سکوت علامتِ رضاست

،لابد هنرپيشه‌اي، تويِ راديو کار مي‌کُني .و تا بهت حقوق ندن، صحبت نمي‌کُني

.تو که قبلاً ميوه خريدي

"دانشکده‌يِ هنرهايِ آکروباتيک"

،اون ميگه با اين کلاه‌گيس بامزه نيستي ."و من ميگم : "چرا، هستم

و قصد دارم تويِ تمامِ اجراها، همه رو با اين شيرين‌کاري به خنده بندازم. حق با من نيست؟

.البته که هست

آره، اين کلاه‌گيس .هميشه بامزه‌ست

،نگران نباش .همه‌چيز مرتبه

تقديم به .کم‌حرف‌ترين دختر

تو اينجا چکار مي‌کُني؟ - .منتظرم -

منتظرِ کي؟

.اوه، بذار يه نگاه بندازم

!باريکلا - !اينجوري‌هاست، دوستِ من -

.خداحافظ

"تئاترِ پانتوميم"

!سيگار !سيگار، لطفاً

نورپردازي .چندان خوب نيست

.تيبالت» تويِ تاريکيه»

کمي به سمتِ راست .جابجاش کُنين

،آقايون .شام داره سِرو ميشه

يالا بچه‌ها، بيايين کمي چاي بنوشيم .و بعدش غذا بخوريم

اوضاع چطوره؟ - .هنوز 120 صفحه‌يِ ديگه مونده -

.يه‌چيزي بخور ديگه

خُب اون دختره چي شد؟

کدوم‌يکي؟

هموني که .تويِ عکس بود

.مشکلي نداره - .جداً؟ پس خوبه -

اون دختره يه دوست هم داره؟ که مثلِ خودش خوشگل باشه؟

کسي که بتونم باهاش آشنا بشم؟

قرارِ بعدي‌تون کِيه؟

.نيمه‌شبِ امشب

کجا؟

.رويِ سقفِ رصدخونه

.مراقب باشين

تمرينِ بعدي چه ساعتيه؟ - .شش -

.عجله‌کُنين، بچه‌ها

«هي پسر، «ناتاشا اِسوِتلوفا کجا زندگي مي‌کُنه؟

منظورت همون ياروئه؟

"رومئو و ژوليت"

،متشکرم .ولي مي‌ايستم

.بايد ساکت بود .چه تلألويي از آن پنجره هويدا مي‌شود

«آنجا مشرق است و «ژوليت .چون خورشيد جلوه مي‌کُند

،گويي دو ستاره‌يِ درخشان که در آسمان نظيرشان نيست ... چون به دنبالِ کارِ خود مي‌روند

از چشمانِ او تمنا کرده‌اند که تا بازگشت‌شان .بجايِ آنها بر دنيا پرتوافکني کُنند

چه مي‌شد اگر چشمانِ او در آسمان مي‌درخشيد و آن دو ستاره در صورتِ وي؟

در آنصورت تلألوگونه‌يِ او آن ستارگان را خجل مي‌ساخت .همانطور که نورِ آفتاب چراغ را شرمسار مي‌کُند

و چشمانش در آسمان چنان به آن فضايِ وسيع پرتو مي‌افکند .که پرندگان به تصورِ پايانِ شب نغمه‌سرايي آغاز مي‌کردند

ببين چگونه گونه‌يِ خود را .به رويِ دست تکيه مي‌دهد

!«اي «رومئو»، «رومئو چرا تو «رومئو» هستي؟

وجودِ پدرِ خود را انکار کُن و نامت را نپذير؛ ... يا اگر چنين نمي‌کُني، به عشقِ خود به من سوگند ياد کُن

و من ديگر نامِ «کاپولِت» را .کنار خواهم گذاشت

،رومئو» بدونِ آن عنوان هم صاحب‌کمال است» ... پس نامِ خود را کنار بگذار و بجايِ آن، که جزءِ وجودِ تو نيست

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left