Первые 200 строк.
صبح امروز جسد سوخته یک مرد در شهر آوادی، چنای پیدا شد .
پلیس جسد را به پزشکی قانونی فرستاده است .
ما فقط ۱۰ دقیقه وقت داریم،
میفهمی؟
بفرمایید.
-بعدی؟ -خانم.
– میخواهم النگوی طلایم را گرو بگذارم – رسید ماه گذشته را گم کردم.
«باشه خانم، فردا صبح میام و میبرمش.»
این!
هی! برو بیرون.
آقا، لطفا شلیک نکنید.
برو بیرون!
-تو کی هستی؟ -اگه این دکمه رو فشار بدم،
سرت از جا کنده خواهد شد.
هیس! (یا: هیس!)
اگر جیغ نزنی، فقط در عرض 10 دقیقه
کار را تمام میکنیم و بیسروصدا میرویم.
و اگر فریاد بزنی، جانت را به همراه اموالت خواهم گرفت.
همگی، روی زمین دراز بکشید و دستهایتان را روی سرتان بگذارید،
بیا دیگه،
او را ببر.
بیا دیگه،
این!
آن را باز کنید.
سریع... سریع.
ماشین را روشن کنید.
بفرمایید.
قمار کردی، آهنگ گوش دادی، انگار خیلی بهت خوش گذشته!
چی شده؟ انگار همه روح دیدن!
داری فکر میکنی چطور بدون دعوت اومدم ؟
تو منو دعوت کردی!
در سراسر تامیل نادو،
این چرخه، شرکتهای مالی کوچک را هدف قرار میدهد ،
پس از بررسی دقیق حرکات آنها ،
یک الگوی خاص شناسایی شده است.
پس از دریافت خبر توسط پلیس،
رسیدن به محل حادثه حداقل 10 دقیقه طول میکشد .
با استفاده از این، آنها فقط شرکتهای مالی خاصی را هدف قرار میدهند،
آنها به طور یکپارچه از این الگو پیروی میکنند ...
آنها مدت زیادی است که غارت میکنند .
حالا این گروه
چنای هدف قرار خواهد گرفت.
گزارش اطلاعاتی اعلام کرد،
به همین دلیل است که برخی از شرکتهای مالی در شهر،
از شما خواستم جواهرات مجهز به تراشه GPS را تحویل دهید، آقا.
ماری که طعمهاش را میبلعد، نمیداند،
یه شاهین دیگه داره بهش نگاه میکنه!
فقط در ۱۰ دقیقه
تیم پشتیبان از راه خواهد رسید.
پس بریم؟
تیم پلیس هند، آرویند، سارقان بانک را در چنای دستگیر کرد.
از تیم مبارزه با مواد مخدر میخوام که شما رو ببینن. - باشه، قربان.
پس از کشف جسد سوخته، تیم تحقیقات ویژه در ولچری تشکیل شد
آقا.
بار دیگر، جسدی در ولچری پیدا شده که دقیقاً مشابه حادثه آوادی است.
همان الگو
ممکن است ارتباطی بین این دو پرونده وجود داشته باشد.
همین الان تحقیقات رو شروع کن.
گزارشهای مربوط به افراد گمشدهای که شما به دنبالشان گشتهاید.
این باند داروهای ممنوعه طب مکمل و جایگزین را از خارج قاچاق میکند ،
این محصول با نام جدید به ایالتهای مختلف هند عرضه میشود .
قربان، این فایل شامل تمام اطلاعات مربوط به مظنونینی که گفتید هست.
باشه.
این قتل به همین شیوه انجام شده است.
هیچ نشانهای از شکنجه نیست.
تجزیه و تحلیل زخمهای ناشی از گلوله در این سه قتل نشان میدهد که،
اوضاع روحیش داره بدتر میشه!
داره به شدت خطرناک میشه.
او باید هر چه سریعتر دستگیر شود.
قربان، این تبلت در بسیاری از کشورها ممنوع است.
خیلی خطرناکه، فقط ۴-۵ بار نوشیدن میتونه باعث آسیب دائمی مغز بشه.
تقریباً تموم شد، قربان.
–آقا، فقط یه فرصت بهم بدید – تحقیقاتتون تموم شد! برید بیرون!
آقا حداقل یه بار گزارش ها رو نگاه کن.
گزارش بال!
من به تو خیلی افتخار میکنم.
با آرزوی بهترینها!
مدیر کل پلیس از کار شما خیلی تعریف کرده است .
آیا فقط یک قاتل وجود دارد؟ آیا قربانیان شناسایی شدهاند؟
بفرما آقا.
سلام؟
قتلهای زنجیرهای در چنای باعث وحشت و هیجان در میان مردم شده است.
رانجیت کومار، افسر تحقیق، در یک تصادف رانندگی به شدت مجروح شد.
او در حال حاضر در بخش مراقبتهای ویژه (آیسییو) تحت درمان است .
حال سوال این است که چه کسی مسئولیت رسیدگی به این قتل زنجیرهای را بر عهده خواهد گرفت؟
تحقیقات جداگانهای نیز در مورد آن تصادف در حال انجام است.
آیا به زودی راز این قتل فاش خواهد شد؟
گمانهزنیهایی در مورد واگذاری این پرونده به CBI وجود دارد.
اگر کمیسر از این موضوع مطلع شود...
با بازرس ارشد مانوهار تماس بگیرید.
اروند
پرونده قتلهای زنجیرهای که پلیس رانجیت در حال بررسی آن بود، هنوز ناتمام مانده است.
تو حتماً میدانی،
متاسفانه دو روز پیش در یک سانحه رانندگی به کما رفت.
آقا، خبر به دستم رسید.
مدیر کل پلیس (DGP) دستورالعملهای دقیقی دارد، این پرونده باید سریعاً مختومه شود
رسانهها از هر فرصتی برای حمله به ما استفاده میکنند .
از این به بعد، مسئولیت این پرونده با شماست.
اینجا پرونده است.
این قاتل سبک کاملاً متفاوتی دارد .
یه روانیه، اما ضریب هوشیش باورنکردنیه!
آقا.
و بازرس معاون مانوهر
–من کمکتان میکنم – باشه، آقا.
–آرویند –سر
فشار سیاسی شدیدی برای واگذاری این پرونده به CBI وجود دارد .
من به تو اعتماد دارم، تو میتوانی این را حل کنی.
-موفق باشید! -حتماً، آقا.
آقا
–مانوهر – قربان؟
من میخواهم خودم بروم و آن شش مکان را ببینم ،
باشه، آقا.
من به این درک رسیدهام که یک افسر توانمند مانند رانجیت کومار...
چرا نتوانستند برای این پرونده راه حلی پیدا کنند؟
اثر انگشت ندارد.
بدون تصویر دوربین مداربسته
حتی یک تار مو هم پیدا نشد.
قاتل اجساد را بیرون شهر رها کرد.
-مانوهر -آقا؟
نظر شما در مورد این پرونده چیست ؟
او در شش قتل از همین الگو پیروی کرد.
فکر کنم حتماً یه روانیه، قربان.
شاید.
اما سوال من این است که،
طبق گزارش کالبدشکافی،
هیچ نشانهای از شکنجه روی بدن هیچ یک از قربانیان وجود ندارد .
در عوض، همه از فاصله نزدیک به ضرب گلوله کشته شدند .
سپس اجساد را با بنزین آغشته کرده و سوزاندند.
آنها عمداً این کار را کردند تا هویتشان مخفی بماند.
چه نیازی به پاک کردن هویت آنها هست ، آقا؟
اگر هویت قربانیان مشخص باشد، میتوان آنها را ردیابی کرد.
حق با شماست، آقا.
قربانیان با هیچ یک از گزارشهای مفقودین که تاکنون داریم، مطابقت ندارند .
نه، آقا. منصرف شدم.
نه تنها این،
قربانیان تقریباً همسن هستند.
عجیب و غریب.
-مانوهر -آقا؟
این مورد را با هیچ کس دیگری در بخش در میان نگذارید .
بین خودمون میمونه. -باشه، آقا.
آقا، یه دقیقه.
سلام؟
چرا؟ چه اتفاقی افتاده؟
نیم ساعت دیگه میرسم.
چی شده، مانوهر؟ همسرت؟
مانوهر؟ حرفمو شنیدی؟
همسرم پارسال در یک تصادف فوت کرد، آقا.
ببخشید!
آیا فرزند دارید؟
یه پسر، آقا.
اسمش ریتویک است.
خدمتکارم زنگ زد و گفت که غذا نمیخورد.
خیلی باهوشی، آقا.
درست مثل مادرش.
من تمام دنیای او هستم، آقا.
فقط یه قاشق.
۸ ماه پیش
سان، کجایی؟
در رستوران.
با دامادت آشنا شدی؟
داماد، ها؟ من درستش میکنم.
لطفا، حداقل به این پیشنهاد ازدواج جواب مثبت بده .
هر روز داری پیرتر میشی!
اگر از سن من شکایت کنی، شکل واقعی من را خواهی دید!
دلیل اینکه روی این موضوع تأکید میکنم این است که،
پسر خیلی خوبیه!
-خانواده هم خوبه! -مامان!
من که نمیتونم فقط با هر کسی که میبینم ازدواج کنم.
من فقط با کسی ازدواج میکنم که بهش علاقه داشته باشم.
-گوشی رو نگه دار. -هی، سان.
پیراهن خاکستری.
پیراهن خاکستری.
پیراهن خاکستری.
سلام؟
سلام، پریتوی.
اشتباه میکنی.
من اهل زمین نیستم.
اوه!
خب، اسمت چیه؟
به من نمیگی؟ (Biaye khoob begiram?)
متشکرم، آقا.
اروند
سلام، آرویند. ازدواج کردی؟
تو کی هستی؟
چه می خواهی؟
من از تو خیلی خوشم میاد.
آیا این یک شوخی است؟
وقتم را تلف نکن.
راستش، میدانم الان به چه فکر میکنی.
من اینجوریم، خیلی رک و صریح.
هیچ تردیدی وجود ندارد.
من اینطوری طراحی شدم!
آرویند آی پی اس.
آیا همیشه هر پروندهای را که قبول میکنی، تمام میکنی ؟
بنابراین قبل از اینکه پرونده فعلی خود را تمام کنید ،
به شما دستور داده شده است که کار را تمام کنید .
پلیس، درسته؟
سلام، سنجانا. پریتوی.
ببخشید، کمی دیر کردم.
شانس آوردی دیر کردی! خیلی ممنون داداش!
No comments yet. Be the first to leave one.