Home Alone 4

Home Alone 4

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Home Alone 4 persian subtitle -By FUNK-{Baranmovie}
Комментарий от funk
ترجمه از شاهین funk

Теги

other
Опубликовано: 2012-07-19
Загрузки: 70
Для слабослышащих: Yes

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

باران مووی تقدیم میکند

ویو،میدونم فقط سه روز واسه خرید مونده،اما اونا تماس گرفتند

و میخوان خونه تو تا یه ساعت دیگه ببینن

آها-

مامان! به "باز" بگو موزیکو خاموش کنه

!مشکلی نیست- !مامان-

"مامان"- یه لحظه ویو-

بذار خواهرت تمرین کنه- انگار این کمکش میکنه-

و آشپزخونه رو تمیز کن- ...اما-

!حالا باشه ویو،به زودی میبینمت

فکر کنم بهت گفتم آشپزخونه رو تمیز کنی-

تمیز کردم،میشه امشب با دوستام برم سینما؟- !نه-

...نه- نه..نه..من یه خونه رو نشون میدم- "تو باید از بچه نگهداریی کنی، "کوین

چرا مگان نمیتونه این کارو کنه؟- اون باید بره تمرین-

تو مجبور نیستی بری سینما- اگه بخوام زندگی کنم باید برم-

.تو از بچه نگهداری میکنی کوین به هرحال،اون کجاست کوین؟

این چیه؟ این چیه؟- !یه ماشین-

!وای- ...یه لحظه صبر کن،اون-

عزیزم،او مال من بود-

.عالیه .آنتن و همه چی داره

کریسمس مبارک مامان- کریسمس مبارک-

کریسمس مبارک-

من چی گیرم اومد؟- این چیه؟؟-

ممنونم- همه برن تو کادر-

همه برن کنار هم- باشه-

خووبه ه.کریسمس مبارک- کریسمس مبارک-

کریسمس مبارک- باز"خیلی خنده داره"-

آخرین کریسمس نه؟- آره-

این کریسمس قرار نیست خوش بگذره

.معلومه که خوش میگذره

.عزیزم،ما قراره همه اون کارایی که همیشه میکردیم و انجام بدیم-

...کریسمس کارلوس بخونیم،با خونواده و دوستامون باشیم

.شیرینی و شیر رو واسه بابانوئل بذاریم بیرون

..قراره دقیقا همونطور باشه- ...به جز امسال-

.بابا نیست

درسته،این یه چیزش فرق میکنه-

چرا شماها نمیتونین برگردین پیش هم؟

عزیزم،ما فقط باید بیخیال اون قضیه بشیم

این یعنی نه،درسته؟-

این یعنی بعضی چیزا هر کاری کنیم از کنترل ما خارج هستن

میدونم دلت برای بابات تنگ شده

و اون خیلی دوسم داره

هر دو تون دارین این کاری به من نداره

اون بهت اینو گفته؟- من نه سالمه،خیلی تلویزیون میبینم-

اون به خاطر من رفت؟؟

نه!معلومه که نه

میدونستم،بخاطر باز و مگان بود-

اوه..بخاطر کسی...یا کارای کسی نبود

پس بخاطر چی بود؟

توضیحش آسون نیست

...اما،اهم،بعضی وقتا

،وقتی آدما واسه یه مدت زیادی ازدواج میکنن یه جور یکنواختی بهشون دست میده

میدونی که یکنواختی چیه؟- آره،مثل موقعی که دیگه بهشون خوش نمیگذره-

و خیلی کسل میشن

یه چیز او این مایه ها

حالا، میای پایین؟

وقتی آماده شدی

!هی-

یه لحظه صبر کن

.کوین بیا اینجا- !عجله کن،باید اینو ببینی-

..او،هی،هی-

تو همیشه بخاطر این میفتی- !!بذار بلند شم،صورت آکنه ای-

خفت! کی میخوای یاد بگیری؟- از رو برادرت بلند شو-

تو نباید سر تمرین باشی؟-

چطور میری باشگاه؟- مامان اشلی میاد دنبالم-

میشه لطفا من برم سینما؟؟-

نه! بهت گفتم؛تو از کوین مراقبت میکنی

لطفا بذار بره،من تنها خونه میمونم- !نه-

قبلا هم اینکارو کردم- !یادم نیار-

تو گند زدی به همه شبم

و اگه قراره من بدبخت شم،تو هم بدبخت میشی

!مامان-

سلام،منم- !بابا-

!بابا- سلام مرد بزرگ-

نمیدونستم امشب میای-

اوه،فکر کردم سوپرایزت میکنم- سلام بابا-

"سلام "باز

اوه "کیت"،خداا خونه به نظر خیلی خوب میاد

دکوراسیون خیلی عالیه

درست مثل هر سال- ...پس...ام-

بابا چرا امشب اومدی؟

درواقع میخوام با مامانت درباره یه چیزی حرف بزنم

خصوصی

تو فکر میکنی اون میخواد بیاد خونه؟ او کِو-

چیه؟- نه سلامی نه علیکی؟-

متاسفم،من یه قرار کاری دارم پیتر چی میخوای؟

باشه،خداا ...نمیخواستم سریع برم سرش اما

خب،میدونی من و ناتالیا با هم زندگی میکنیم،و امم

خب وقتی طلاقمون قطعی شد میخوام با اون ازدواج کنم

واقعا؟

دوباره ازدواج میکنی؟

وای..اون،..ام ...اون

..وای ما فقط هشت ماهه جدا شدیم

آره،من...خیلی سریع اتفاق افتاد ...و..گوش کن کیت

من واقعا میخوام بچه ها یه زمان کوچیکی رو تو تعطیلات با من بگذرونند

تو بچه ها رو برای کریسمس میخوای؟

فقط واسه چند روز میخوام اونا ناتالی رو بهتر بشناسن

اوه،چون قراره اون...امم..نامادریشون باشه

آره

خب،تو باید ازشون بخوای

میدونم

من چطور دوستامو ببینم؟؟- فقط چند روزه-

..خب،انقد کافی هست که از تو جمعشون بیفتم بیرون

خب،تو نمیتونی توقع داشته باشی ما از تعطیلاتمون بگذریم- خب،کوین؟-

.یه خونواده سلطنتی هست که میان بازدید

.اونا یه پسر نزدیکای سن و سال تو دارن،تو حتی ممکنه بتونی با شاهزاده تاجدار بازی کنی

یه شاهزاده تاجدار؟- باحال نیست؟-

آره، باحاله - شماها باورتون نمیشه ناتالی-

چه اتاقی براتون آماده کرده

نظرت چیه؟

..من فک کنم نمیام-

این درست نیس که خانواده رو تو کریسمس ترک کنیم

،مطمئنم متوجهی- آره،آره...هستم-

خب این..این..یه دعوت کردن دلبخواهی هست

من خیلی دیر برنمیگردم

حالا که خونه میمونین چیزیتون نمیشه یکم کارای روزمرتون و انجام بدین

!باشه،خانوم !حواسم هست کاراشونو انجام بدن-

تمیزش کن! صورت پنیری

آو

وای

تقصیر من بود

سلام! من خونه ام

سلام

چطور پیش رفت؟ وحشتناک-

از "باز" بدم میاد دیگه نمیخوام تا وقتی زندم با اون تو خونه تنها گیر کنم

اوه عزیزم،میدونم سیخونکت میزنه

سیخونک؟؟ تحقیرم میکنه،زجرم میده

حالم به هم میخوره وسیله خنده مورد علاقه کسایی که اینجا هستن باشم

آره آره ...سخته که کوچیکترین باشی

خب،من از "باز" بدم میاد آرزو داشتم کاش برادر و خواهری نداشتم

..تو منظورت این نیست- چرا،هست-

آرزو داشتم تنها بچه بودم-

خب، متاسفم که اینقدر ناراحتی

شاید بهتره بری اتاقت و بیشتر به چیزایی فکر کنی که داری،نه چیزایی که نداری

بچه های تنها نمیدونن چه چیز خوبی دارن

.زندگی اگه "باز" و "مگان" این اطراف نبودن عالی میشد

منظورم اینه که،خیلیه که بخوام یه خونواده داشته باشم که منو دوست داشته باشن؟

...من فرار میکردم

..اگه میدونستم کجا باید برم

!هی! میدونم

!من دعوت شدم

نمیتونم کمربندمو باز کنم

"ممنون "آلن

ممنون

اوه،چه شب شگفت انگیزی

و شبِ کاریِ بدی هم نبود

بیشتر از دو میلیون واسه صدقه بچه ها در آوردیم

!در، باز شو

و من نزدیکه که با دو تا از بزرگترین مشتریای شیکاگو قرارداد ببندم

.این بخاطر اینه که تو بهترین روزنامه نگار دنیایی

!در،بسته شو- من یادم بود از تو تشکر کنم بخاطر اینکه اونو به همه گفتی؟-

..آتیش،چراغ نه،امشب نکردی

.شاید باید من قدردانیمو نشون بدم

!موسیقی،روشن شو-

!پرده ها،بسته شین-

آوو،لعنتی درست زمانی که همه چی داشت خوب میشد

خونه خوبیه،نه کدوتنبل؟- معلومه که هست "مارو"،مطمئنی نمیخوای بهش دستبرد بزنی؟-

نه،نه، نمیخوام

.روزهای دزدی من تموم شده عزیزم ما پول زیادی گیرمون میاد خب؟

.پول ساده .بدون واسطه

سود خالص،یه بهره برداری باکلاس محض! نه؟

!3 کلمه !گروگان...گی...ری

فک میکنم اون فقط 1 کلمه ست

...ما صبر میکنیم تا اون سلطنتی ها بیان

...دام دادام دام بعد شاهزادرو میدزدیم

"اوه منو ندزدید،من اشراف زاده ام"

مطمئنی از پسش بر میام؟

یعنی..بدون اینکه "هری" نقشرو بریزه؟

!ببین نقشه های "هری" هی منو کجا میبرد؟؟ زندان

خب،نه این دفعه ...چون این دفعه

من رئیسم

کی رئیسه؟؟

!تو رئیسی- انقد خوشم میاد متاهل باشم-

!زن خودمه- !هی-

اوه نگاه کن .اونا ملاقاتی دارن

اینجا میخواستی بیای؟

آره،همینجاست،خیلی ممنون

پول خوردارو نگه دار

همش پول خورده

کی هستی؟

.جسارت منو ببخشید،خانم

بله "پریسکات"؟

.آقای "مک کالیستر" ملاقاتی دارن .آقای جوانی که ادعا میکنه پسرشونه

.خب،بفرستش بیاد داخل

!"کوین"- !"بابا"-

!سلام،اوه .فک کردم گفتی نمیای

خب،من شروع کردم به فکر کردن که هی! عادلانه نیست که مامان همه بچه ها رو واسه کریسمس داشته باشه

کریسمس بدون بچه ها چی لطفی داره؟ مگه نه؟؟

"درسته، سلام "کوین-

سلام "ناتالی" امیدوارم ناراحت نشده باشی همینجوری یهو اومدم

.اما "بابام" منو دعوت کرد

.آره میدونم- دعوت هنوز سر جاشه؟؟-

معلومه که هست مالی" میشه لطفا بیای اینجا؟"

داشتم دنبال راهی میگشتم تا وقتی رو با تو بگذرونم

.بابات درباره شما بچه ها خیلی صحبت میکنه

.باز" مشکل درست میکنه" !منم که قابل پرستشم

اوه ."آ "مالی

.این "کوین مک کالیستره"، و قراره چند روز رو با ما بگذرونه

میشه اتاق مهمان ویژه رو درست کنی؟

.آه، اتاق مهمون ویژه

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left